The Secret: Dare to Dream

The Secret: Dare to Dream

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Secret Dare to Dream 2020 1080p WEB-DL GalaxyRG
The Secret Dare to Dream 2020 1080p NF WEB-DL DDP5 1 HDR HEVC-N
The Secret Dare to Dream 2020 HDRip XviD AC3-EVO
The Secret Dare to Dream 2020 HDRip XviD AC3-EVO-HI
The Secret Dare to Dream 2020 WEBRip x264-ION10
The Secret Dare to Dream 2020 WEBRip XviD MP3-XVID
The Secret Dare to Dream 2020 1080p WEBRip x264-RARBG
A Commentary by TheFlashPoint
🔴 30nama | TheFlashPoint 🔴

Tags

webrip
web
x264
BRip
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HEVC
Published on: 2020-08-13
Downloads: 81
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫سی نما تقدیم می‌کند

‫مترجم: «TheFlashPoint»

‫(برگرفته از کتاب راز)

‫دو راه برای زندگی کردن هست،

‫اولی اینکه انگار معجزه وجود نداره،

‫دومی اینکه انگار همه چی یه معجزه‌ست.

‫ راز: شهامت رویابافی

‫این آرایش جویِ...

‫طوفان‌های گرمسیری ـه. با دو تا ‫الگوی طوفان «هیزال» سر و کار داریم،

‫در الگوی آمریکایی، ‫طوفان هیزال به سمت شمال حرکت میکنه،

‫از «مبیل» و «فلوریدا» عبور میکنه و...

‫به «جورجیا» میرسه.

‫الگوی اروپایی،

‫با کاهش سرعت به سمت شمال غربی میره،

‫و اگه سرعت بگیره، احتمالاً ‫طوفان ایجاد میکنه.

‫احتمال هم داره که طوفان شدیدی ‫ایجاد شه، و به هر نقطه‌ای بین،

‫«گلف پورت» و «نیواورلان» آسیب وارد کنه.

‫این طوفان هیزال تقریباً با سرعت...

‫10 مایل بر ساعت، در حال حرکته.

‫و احتمالاً اواخر امشب یا...

‫فردا صبح زود، به ما میرسه.

‫با رسیدن طوفان هیزال، ‫این نابسامانی‌های جوی،

‫ تبدیل به طوفان‌های گرمسیری ‫همراه با باران‌های شدید،

‫و تندبادها خواهد شد.

‫فکر میکنم این طوفان احتمالاً به سمت،

‫دوستامون توی «لوئیزیانا» بره.

‫عالیه.

‫چی توشه؟

‫- توی اون؟ ‫- آره

‫- هیچی ‫- یعنی چی هیچی؟

‫خرچنگ‌های نرم پوست‌ان.

‫- فکر می‌کردم دوره‌ی پوست انداختنشون گذشته. ‫- گذشته بود، دوباره شروع شد.

‫ولی اینا برای «فرایمَن»هاست.

‫تا داخل سیر و فلفل سیاه خوابونده بشن؟

‫حتی نمیشه مزه‌شون کرد.

‫برا هر 12 تاش 55 دلار میدن.

‫من 60 دلار میدم.

‫«تاکر» مشکلی نداره؟

‫شوخی میکنی؟ خیلی خوشحال میشه.

‫خرچنگ نرم پوست، اونم الان؟

‫اگه کسی ازت پرسید، اونارو از من نگرفتیا.

‫چیارو؟

‫- این هفته رفتنی مراقب باش. ‫- مرسی

‫ممنون

‫شماره 17 بیاد اینجا.

‫سلام، «میراندا وِلز»ام، دوباره ‫زنگ زدم چون...

‫سوم یه قسط بیش برداشت 80 دلاری دارم،

‫اگه اونجوری که باید، پیش می‌رفت،

‫پرداخت کردنش مشکلی نداشت،

‫ولی الان باید حذف شه،

‫یا چمیدونم، به تعویق بیوفته یا باطل بشه.

‫لطفاً اگه تونستی امروز بهم زنگ بزن.

‫مرسی

‫- میراندار ساعت 12 و 13 دقیقه‌ست. ‫- خب که چی؟

‫گفتی یادت بندازم که...

‫ظهر قرار دندون پزشکی داری. یادم رفته بود.

‫- سلام ‫- علیک سلام

‫نسبت به پارسال 5 درصد رفته بالا.

‫- جدی؟ ‫- آره

‫خداروشکر مردم باز دارن دست تو جیبشون میکنن.

‫- کجا میری؟ ‫- قرار دندون پزشکی دارم.

‫خب، ببین...

‫- راجع به شام، ‫- میفهمم، به خاطر طوفان نمیشه.

‫- اشکال نداره. ‫- خوبه، آخه...

‫هواشناسی گفت سمت ما نمیاد، ولی خب...

‫- هرچقدر هم احتیاط کنی بازم ضرر نداره. ‫- پس به نظرت باید این کارو بکنم؟

‫چی؟ باهاشون بری؟ ‫معلومه.

‫هرچقدر همم که اوضاع بد باشه،

‫بازم میتونه بدتر بشه.

‫یه میز تو «شایا» رزرو کرده بودم.

‫عزیزم،عیبی نداره فردا صبح کار داریم.

‫مرسی

‫مشکلی نیست.

‫آها و اینکه...

‫از «سَنگ» خرچنگ نرم پوست گرفتم،

‫میخواست به فرایمن‌ها بفروششون.

‫که بهش گفتم کار اشتباهیه ‫چون آشپزشون افتضاحه،

‫و مجبور شدم هر 12 تاشو 60 دلار بخرم.

‫خرچنگ نرم پوست این وقت فصل؟

‫- آره! ‫- یه دونه‌ای دختر!

‫خداحافظ

‫ممنون

‫سلام، ببخشید، میتونم کمکتون کنم؟

‫امیدوارم بتونید.

‫برای امشب یه اتاق رزرو کرده بودم.

‫پسر عموم «ناشویل» زندگی میکنه.

‫جدی؟

‫اولین باره اینجا اقامت میکنید؟

‫کلاً اولین بارمه که اومدم نیواورلان.

‫چی میخوندی؟

‫کتاب چگونه از شر این میز خلاص شویم. ‫

‫به دست آوردن هرچیزی، ‫اگه واقعاً بخوایش ممکنه.

‫آره، لابد اینجوریه.

‫اتاق با منظره‌ی خوب مونده؟

‫متأسفانه نه.

‫همه‌ی اتاق‌های با منظره‌ی ‫«کوارتر» رزرو شدن.

‫عیبی نداره، هر اتاقی شد میرم.

‫مسافرهای اتاق 1 به خاطر طوفان تسویه کردن.

‫چقدر عجیب.

‫اتاق 1 منظره‌ی رودخونه داره.

‫روز شانسمه.

‫خیلی پیش نمیاد بیمار بزرگسال با...

‫همچین پوسیدگی‌ای بیاد اینجا.

‫شکر غرغره میکنی؟

‫آیی...

‫- آبنبات نمکی. ‫- تأثیرش همونه.

‫«دِوِن» گفت یه پر کردن دارم.

‫فکر کنم دلش برات تنگ میشه.

‫دوشنبه‌ی دیگه ساعت 9 چطوره؟

‫نه «دُنا» به دردم نمیخوره، دور و بر...

‫ژوئن وقتی نداری؟

‫بیمه‌ت چیه؟

‫بیمه ندارم.

‫چطور؟ مگه آزادش چقدر میشه؟

‫1700 دلار برای جلوییا، ‫2300 دلار هم برای عقبیا.

‫- برای تو جلوئه یا عقب؟ ‫- عقب

‫مطمئنم تاکر مشکلی نداره برات،

‫کارت بکشه.

‫آره ولی خب شرایطمون،

‫به خاطر اینکه رئیسمه ‫به اندازه‌ی کافی پیچیده هست.

‫ببین حالا امشبو مواظب خودت باش، خب؟ ‫میگن طوفان میخواد بچرخه اینوری.

‫اگه شانس مائه که میپیچه ‫اینور از رومون رد میشه.

‫به به، خوب انداختی.

‫دنبال میراندا ولز میگردم.

‫از طرف بانکی؟

‫نمیشه گفت. نه.

‫الآن سر کاره.

‫میتونی بدیش من، پسرشم.

‫حدس زدم.

‫مسئله اینه که...

‫یه سری چیزا رو باید براش توضیح بدم.

‫نمی‌دونی کی برمیگرده؟

‫معمولا ساعت 4 اینطورا میاد.

‫اون عجب چیز باحالیه.

‫بابام درستش کرده؛ آخه ‫نمیتونستم تا اونجایی که...

‫بزرگاشون قایم شدن پرت کنم.

‫یه جورایی مخترع بود.

‫معلومه از اون خوباشم بوده.

‫مامانم میگه زیاد ازش نمیخریدن،

‫ولی خب این کار اصلیش نبوده.

‫مشکل پرت کردنتو که حل کرده.

‫توجه ماهی‌ها که خیلی جلب نشده.

‫- امروز مدرسه نداشتی؟ ‫- سرما خوردم.

‫ولی خب مامانم از این «دایماتَپ» بنفشا ‫بهم داد، پس زود خوب میشم.

‫روز قشنگی رو برای خونه موندن انتخاب کردی.

‫آره، طوفان حداقل تا امشب نمیرسه اینورا.

‫چک کردم. ‫چند بار.

‫مرسی از کمکت.

‫راستی وقتی دیدیش، نگو با هم حرف زدیم.

‫اجازه ندارم با غریبه‌ها حرف بزنم.

‫خیالت راحت، بهش نمیگم.

‫احتمالش هست که طوفان هیزال،

‫قبل از اینکه برسه تبدیل به ‫یه طوفان وحشتناک بشه.

‫یه جایی بین محدوده‌ی، «پنسیکولا» ‫و شهر «مورگان» و لوئیزیانا.

‫البته حتی اگه به اون سطح شدید هم نرسه،

‫حجم زیادی باد و بارون رو همراهش به...

‫- ساحل خلیج میاره. ‫- هیچی دیگه.

‫هشدارهای طوفان در...

‫سلام

‫- «بابی»ام میراندا ‫- می‌دونم شمارتو ذخیره دارم،

‫و خب صورتتم دارم میبینم.

‫اخبارو دیدی؟

‫درباره‌ی طوفان؟ نه چطور؟

‫میگن با این تغییرات آب و هوایی ‫هی بدتر میشن.

‫تقصیر گاوائه.

‫- سقف خونه‌ت چطوره؟ ‫- سقف خونه‌ی من؟

‫چکه میکرد دیگه، درستش کردی؟

‫بابی من پول پر کردن یه دندون هم ندارم،

‫چه برسه به سقف خونه‌ام.

‫باید اون خونه‌ی لعنتی رو بفروشی...

‫بری یه جای بالاتر. ‫(از لحاظ ارتفاع)

‫- قبلاً هم گفتی. ‫- چقدر هم گوش کردی.

‫از وقتی که فوت کرد.

‫الان هم همونقدر که اون موقع ‫حق باهام بود، حق باهامه.

‫اونجا امن نیست.

‫باید برم بابی.

‫- میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟ ‫- هیچوقت نمیزنی.

‫همیشه سرت شلوغه.

‫مشغول بچه‌ها ام. دوست دارم.

‫سلام بچه‌ها، امروز چطور بود؟

‫خیلی بد.

‫افتضاح.

‫«بِسی» عزیزم، چی شده؟

‫به چند تا از بچه‌ها گفت از ‫این اسب کوچیکا داره،

‫اونا هم بهش گفتن دروغگو. ‫درست هم گفتن.

‫گفتم اسب کوچولو می‌خوام.

‫از کِی؟

‫همیشه می‌خواستم.

‫بهت گفتم نذار کارتون ‫«اسب سیاه» رو نگاه کنه.

‫چرا ناهارتو نخوردی؟

‫دیگه کسی غذا نمیاره مدرسه.

‫چرا نمیشه از مدرسه غذا بخرم؟

‫هر چند وقت یه بار میشه، ولی خب گرون درمیاد،

‫- قبلاً درباره‌ش حرف زدیم. ‫- خیلی مسخره‌س.

‫خیلی خب، بگو ببینم چی شده؟

‫«کیت رایلی» هم دقیقاً همون شبی که ‫میخوام مهمونی بگیرم، مهمونی گرفته.

‫میخوان یه عالمه دکه‌ی غذا بیارن.

‫اوه.

‫اصلاً تولد نمیخوام. در هر صورت ‫که هیچوقت نمیتونم...

‫چیزی که میخوام داشته باشم، ‫پس به چه دردم میخوره؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left