The first 200 lines.
زیرنویس محمدرضا
عشقی ی سکه داری؟
باید ی تماس بگیرم تو مواظبب کریز باش
و نذار تاب سوار بشه.
مادرش گفت شکم آشفتهای داره
باشه
باید برم دستشویی چیزی سوار نشی کریز باشه؟
بدجنس میتونم منم؟
آماده؟
داغون شدن ماماانم میکشه منو
زیاادی حساسی
ترودی "؟" ترودی، کجایی؟ <
امدم
کریز با تو نیست؟
نه
خب، پس کجاست؟
کریز؟کریز؟
ازت خواستم ک مراقبش باشی
دیدی کجا رفت؟
. من توی دستشویی بودم
! عزیزم عزیزم! کریز - - - - - - - کجایی؟
کریز" کریز کجایی؟
کریز
کریز
: ترودی ۱۰.۳۰ < میخوای این بار رو ببندی؟
آره، یه دقیقه دیگه میام پایین، بابا
می خوای من تمومش کنم؟
. نه، تو میتونی تمومش کنی
اگر بتونم ثابت کنم که وقتی گم شد این لباس تنش بود
یه ارتباط مستقیم بین کاریس و جنیس خواهم داشت
بین من و خونوادهی هاول
چطور اون یارو، اون چیزی که میدونی رو داشت؟
شاید منو شناخت چون پدرته؟
چون پدرته؟
جوری میگی که انگار مسخرهست.
. نه، من فقط
نه، من فقط سعی دارم هضمش کنم، همین.
جوری که فرار کرد، انگار که ترسیده بود.
اگه این گردنبند کریز بود،
پس شاید اون رفیقت آدمرباست.
من فقط نمیدونم چطور ب این چیزای عجیب اعتماد کرد
که تو توی جنگل همدیگه رو ملاقات کردین … اون یارو میتونه بابای من باشه فکر کنم بابام رو پیدا کردم
این چیز خوبی نیست؟
. ببخشید. آره، راست میگی
البته چیز خوبی ه. عالیه
شاید بهتر باشه بریم بخوابیم؟
ممکنه یه کم اینجا بمونم
. باشه صبح می بینمت
نمیتونم این کارو باهاش بکنم
خب چی داری میگی؟
تو واقعا فکر میکنی < پس ما می تونیم ساکت بمونیم؟
البته نه، نه، اما ... خواهش میکنم اونو میکشه
مامان.مامان
مامان
مامان. باشه مامان/چیزی نیست
اوه مامان دیوید دیوید چیزی نیست من اینجام
مامان من اینجام
شبه ترسناکیه؟
فکر کردم دیگه از این چیزا نیست
گوش کن. چطوره من ببرمش؟
من که میخواستم برم اجرای اون پسره رو ببینم
تو که چند هفته تو قضیهی خونهی بریدی عقب هستی
یه روز بیشتر مشکلی ایجاد نمیکنه
من قبلا ب دیوی گفتم من این کارو انجام مییدم
با دکتر Satlow تماس گرفتم.
امروز صبح ساعت 10 یه نوبت خالی داره
پیش خودم گفتم میتونم سر راهم برسونمت
چرا باید یه روانپزشک کوفتی ببینم؟
اگه تحت فشار عصبی هستی من خوبم
من کاملاً توانایی بردن پسرمون به یه مسابقۀ راگبی رو دارم
بعد کار میبینمت
خفه بنی بیا مرد
بنی بیا سگ بیا چی شده؟
سگ
چه کسیه؟
نیک؟
من اینجام
خوبی؟ چی؟
پلیس اینجاست
تو ایستگاه پایین ما ب گپ دیگه نیاز داریم
شما دیوید مورگان را میشناسید؟
من ملاقاتش کردم
ما یک شکایت رسمی دریافت کردیم این ادعا که
شما در حال سرقت بوده اید و ازارو اذیت
چی؟ من هیچکس رو آزار نمیدم
اما شما دیوید رو می شناسید؟ چه کسی اینو گفت؟
حادثه ادعایی رخ داده تو مدرسه محلی
بعد از ظهر دیروز، حدود 3.30.
پدرش بود، نه؟ شما اونجا بودید خانم گری؟
خودتون میدونید
ما ب عنوان بله قبول میکنیم
چه خبره؟
خانم گری این استیفن کندریکه
قبلا کارآگاه و بازرس کنگره
چرا باید توسط بازرس سابق بازجویی بشم؟
> من مسئول افسر بودم > بررسی کریز هاول ناپدید شدن
متوجه شدم ک شما ادعا و شواهدی درمورد هویت اصلیتون دارین
درمورده کریز هاول ه
مادرم اون زن همیشه فکر کردم مادر من بود
اون نیمی از اونو داشت تو اتاق خوابش مخفی بود
حالا بگید ببینم چطور بهش رسیده؟
و تیکه دیگه از کجاس؟
از شان هاول
شبه گذشته بیرون از خونه دین ملاقات کردیم
<وقتی کریز هاول گم شد
من یه توصیف مفصل از چیزی که پوشیده بود گرفتم.
هرگز اشارهای به یه گردنبند دوستی نشد.
اون نمیتونه درست باشه،
بهم اعتماد کن، من تمام کلمات توصیف روزی هاول رو یادمه.
میتونم کلمه به کلمه از حفظ بگم.
ببین، تو از کجا می دونی شان هاول "که اینو بهت داده؟"
میتونی اون رو توصیف کنی؟
اره اون ی جوری بود انگار زندگی سختی داشته
ریش زیادی داشت
تو صورتش سمته چشمش زخم داشت
خانم کری بهتون هشدار دادم درمورد اذیت مورگان ها
و این تذکر اخر
من نمی تونم شما رو مجبور به ترک شهر، کنم اما > اگر دوباره سراغ بچه مورگان برید
بعدش دستگیرتتون میکنم حالا میپرسم
متوجه شدین؟
خانم کری سریع میگم
حالا کارت قدیمیمه ولی شماره جدیدمو پشتش نوشتم
اگر دوباره شان هاول رو دیدین خبرم میکنید؟
چیه، حرفمو باور میکنی؟
و آخرین باری که روی هاول گذاشتم > ۱۰ سال پیش بود.
> او به شدت در گلاسکو مورد ضرب و شتم قرار گرفت، زندگی سختی داشت.
گزارشهای پلیس مبنی بر این بود که حمله ب صورت بود
در اطراف چشم
پس چرا شما حالا در مقابل گریو صحبت نمیکنید؟
دقیقا از کلمهی رفتن
تو اظهارات شان هاول یه چیزی ایراد داشت
عذرش مشکل داشت. انگار میخواست یه چیزی رو پنهان کنه
میخوای بگی آدم ربا شان بود؟
نه. پرونده بر علیهش اثبات نشد
یادت باشه، در آن زمان، < بیچاره، شهرت مرد از بین رفته بود.
پس تو احساس گناه میکنی
وقتی بازنشسته شدم اونا بهم ی ساعت دادن
فکر میکنم باید بهش افتخار کنم
اما هر وقت بهش نگاه میکنم یاد اون دختر کوچولو و خانوادش میفتم
و یادت باشه هر گز ندیدمش
رز چی؟ < داستان اون تموم شد؟
ولش کن
ببخشید رمز وای فای هست؟
هیچ وای فایی برا مشتری وجود نداره
اگه از تپه بری بالا ممکنه 🤔🤔🤔
یه چند تا میخونه گیر بیاری
بگذریم، صبحونه تا یک ربع دیگه تموم میشه،
پس به نفعته شروع کنی
من دقیقاً هر یک ساعت نظافت میکنم
یه سر برات رفتم نونوایی 🤔
سلام عشقی
چی؟
تعقیبیه مورگان ها داد زد دیوید خواهرتم
نمیتونه حقیقت داشته باشه، چیزی که اون میگه.
البته که این حقیقت نداره
من فقط فکر کردم که تو علاقهمند میشی
بابته نون ممنونم مشتری دارم
رزی چطور پیش میره؟
بد نیست میدونی ک...
فکر کردم شاید تو داری مبارزه میکنی
چرا اینطور فکر می کنید؟
درباره اون دختر گفتن چیکار کرده
فقط انگار ارون هم اونجا بود
میدونی اون کیه؟
شنیدم محلی نیست
اون هیچ کاری برای انجام دادن نداره با دوست پسر سابقت؟
روزی؟
چیکار میکنی؟ فیسبوک
من اونو اینجا نمیخوام بابا برا دوشب پرداخت شده
آم … ببخشید اگه تو رو نگه داشتم
بابام می خواد از اینجا بری بیرون
ببخشید؟
دوستت اون خوشگله میگفت که اون کریز هاول - ه
ببین اون پیر مرد5ساله ب لیست مهمان ها نگاه نکرده
سرتو بنداز پایین برو تا فردا همه چیرو فراموش کرده
باشه ممنون
پس شما موسیقیدان هستید، بله؟
از کجا فهمیدی؟
از دستات
واقعا؟
البته نه احمق ی دستی زدم
آه با عقل جور در میاد.
این کار دوستت کریز جدیه؟
اره فکر کنم
میخوام ببینمش
نه، ماتیلدا الان خیلی شکنندهست
بهش بگو من آخرین نفری بودم که قبل گم شدن کریزو زدیدم
خواهیم دید چی میگه.باشه؟
فقط به ی استراحت نیاز دارم پدر؟
فقط چند روزه
اما من برای شما اتاق روسی ندارم
خب ما اتاق نیاز نداریم
میتونیم رو زمین بخوابیم
فردا با دکتر قرار ملاقات دارم
. می تونم کمکت کنم . می تونم تو رو ببرم داخل
نه، رز، این چیزی نیست که من عادت دارم.
در هر صورت، همسایهها <. مثل اینه مهمونم
میدونی ک چطوره باشه
شکمم درد میکنه بریم خونه
ی دیقه میخوام بابارو ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.