The first 200 lines.
**سريال شاه سجونگ کبير**
تا حالا دختر ندیدید ؟
چرا اینا دارند اینطوری به من نگاه می کنند ؟
سلام کن
ایشون مربی تو هستند تا تو را تربیت کنند و به قصر بفرستند
چی ؟
آیا شما از من میخواید تا برای این دختر دغل بازی کنم ؟
من نتونستم راه دیگه ای پیدا کنم
من میخوام به اون یه وام بدم
و تنها راهی که اون می تونه به من اون پول را برگردونه اینه که یه شغل داشته باشه
یک وام ؟
دیگه چی کار می تونم بکنم وقتی که تو کمک میخوای ؟
من برای معالجه ی مادرت بهت پول قرض میدم
میخواید پول قرض بدید ؟
چقدر سود میخواید ؟
چقدر میخواید ؟
سی درصد ؟
خیلی زیاده بیست درصد
بیست و پنج درصد کمتر از این نمیشه
شما برای شاهزاده بودن خیلی کم ارزش هستید
و تو فکر می کنی که بهتر از یک شاهزاده داری صحبت می کنی ؟
متاٌسفم
مشاور یون , برای چی به اینجا اومدی ؟
فکر کردم که شاید با هم یه نوشیدنی بخوریم
شما دارید پسندیده و شایسته میشید
من خیلی تحت تاٌثیر نیرنگی که استفاده کردید قرار گرفتم
من انتقادپذیر هستم ولی
من قصد نکوهش کردن را ندارم
من میدونم که سیاست سرگرمی ای نیست که بتونی با کتاب باهاش بازی کنی
تنها مشکل من مکانیه که شما از نیرنگتون استفاده کردید
داری میگی که من نباید از ولیعهد محافظت می کردم ؟
لطفاً روراست و بی غل و غش باشید
شما از ولیعهد محافظت نکردید شما از برادرتون محافظت کردید
اینقدر با کلمات بازی نکن
برادرتون مناسب امپراطور شدن نیست
تو دوباره میخوای شغلت را از دست بدی ؟
اگر شما میخواید من را بیرون کنید , اول باید در موقعیت قدرتمندی باشید
ولیعهد فعلی , اونچه را که برای رهبری این کشور نیازه را نداره
اون کار و بار این کشور را سرهم بندی می کنه چونکه نمی تونه خلق و خوی خودش را کنترل کنه
چونکه محروم شدن خودش رو با خوابیدن با یک زن ممنوعه خالی کرده
و وقتی که دیگه همه را عصبانی کرده , به طرف امپراطور رفته تا خودش را پشت اون , پنهان کنه
کافیه
چطور اون می تونه مسئول و عهده دار این کشور باشه وقتی که
نمی تونه پاسخگو و مسئول فعالیت های خودش باشه ؟
شما اشتباه بسیار بزرگی کردید
شما این کشور را از یک فرصت محروم کردید چونکه
نمی تونستید بی طرف باشید تا یک امپراطور داناتر را انتخاب کنید
هدف من دیگه تا الان واضح و مشخص شده
من قصد دارم که این کشور را به یک مکان بهتر برای زندگی کردن تبدیل کنم
نه با ولیعهد , بلکه با شما شاهزاده چونگنیونگ
تو میدونی که این روٌیا به دست آوردنی نیست
شما همون کسی هستید که گفتید ما می تونیم روٌیا را به واقعیت تبدیل کنیم
کافیه
سعی نکنید که کمرو و ترسو باشید خودتون را برای فردا ( آینده ) آماده کنید
این روٌیا نمی تونه تحقق پیدا کنه تا وقتی که ما با هم این روٌیا را ببینیم
من فکر می کردم که تو مربی و دوست من هستی و من بهت اعتماد داشتم و ازت پیروی می کردم
ولی اگر باز هم این چیزهای پست و کفرآمیز را به زبان بیاری
اونوقت مجبور خواهم بود که تو را متهم به خیانت کنم
...اوم
اونچه که مشاور یون گفت , همه ش نادرست و غیرواقعی نیست
از کِی شروع به گوش دادن حرف های من کردی ؟
بهتره که خواب یک روٌیای دست نیافتنی را ببینم
این یک درس دردناک و ناراحت کننده ای بود که در همه ی این سال ها یاد گرفتم
حالا دیگه سیستم گزارش مستقیم سر جای خودش قرار گرفته
حالا من , تغییراتی که در کارکنان و کارگزینی شده را اعلام می کنم
بدین وسیله , رئیس اداره ی اصلاح بردگی , شیم اُون
به سِمت وزیر کارکنان , منصوب میشه
وزیر هوانگهی و فرمانده یی سوکبون , در اداره به عنوان وزیر کارگزینی و
وزیر دفاع باقی خواهند موند , چونکه ما یک رخداد ملی مهم
از تشریفات بزرگ تجسس در پیش رو داریم
** وزارت کارگزینی **
...اوه عزیزم
این فرمان , خیلی ناگهانی اومد
بنابراین نتونستم به موقع این اداره را برات تمیزش کنم
من خدمتکاران را صدا می کنم تا برات , وسایل را به اداره ی انجمن دولتی ببرند
نه , من تا الان دیگه اقلام و وسایل بزرگ و مهم را فرستاده ام
اینها وسایل کوچک و شخصی هستند , بنابراین به اونها گفتم که خودم می برمشون
وزیر
نذار حفاظت و گاردت از پا بیفته و خیلی مراقب باش
من تا الان میدونستم که امپراطور , مرد ترسناکی هستند
من راجع به امپراطور حرف نمیزنم من دارم بهت میگم که باخودت خیلی محتاط باشی
وزیر کارگزینی جدید چی دوست دارند ؟
من شنیدم که ایشون نقاشی کشیدن از گل و گیاه را دوست دارند
آیا ما باید کسی را در اداره ی ایشون قرار بدیم ؟
اجازه بدید تا اداره تون همراهیتون کنم
تو داری در یک دستت آتش و در اون دستت آب را حمل می کنی ؟
اونو بذارش پایین و یه جا بنشین
من هنوز مقیم نشدم و چیزی برای پیشکش کردن ندارم
چطوره که برای مدتی دربار سلطنتی را ترک کنیسد ؟
تو تا الان بال های من را چیده ای ولی نمی تونی سعی کنی که من را نابود کنی
تو باید به دور از ترحم و بخشش , صحبت کنی
نه , اینطور نیست
مهم نیست
چه اهمیتی داره وقتی که من هیچ میل و آرزویی برای ترک کردن دربار ندارم
وزیر
همه ی ما سیساستمداران , شبیه هم هستیم
ما تا وقتی که کاملاً بی خیال نشیم , نمی تونیم تسلیم بشیم
چه بال و پر باشه چه نباشه , پرنده , پرنده ست
بنابراین من باید امیدوار باشم که روزی بتونم پرواز کنم
اداره ی خانواده ی سلطنتی ؟
چرا اون داره به رئیس ارتش دستور میده که بشینه و از خانواده ی سلطنتی محافظت کنه ؟
واضح نیست ؟
کی جایگزین تو میشه ؟
ده هزار سرباز از ارتش مرکزی , برای کار در
تشریفات تجسس بزرگ قرار داده شده اند , عالیجناب
من نظرات و عقاید و توصیه های
وزارت تشریفات و وزارت دفاع و گارد قصر را برای
تشریفات و امنیت و پرورش و کارآموزی خواهم شنید
بله , عالیجناب
اون گیم هانلو , پدر زن ولیعهده
گیم هانلو در وزارت تشریفات سابقه داره
اون چیزی جز یک مانکن در وزارت دفاع نیست
چیزی هست که شما 2 نفر دارید از من پنهان می کنید ؟
دارم ازتون می پرسم که آیا شما هیچ بدکاری قابل تعقیبی مثل
سقوط نخست وزیر هاریون مرتکب نشدید
مرتکب شدید ؟
البته که نه
هیچ سیاستمداری مثل برف , پاک و سفید نیست ولی ما حد و حدود خودمون را می دونیم
هدف امپراطور , ولیعهده نه خانواده ی مین
ایشون هر بال و پری که اون داره را دارند قطع می کنند
ولی اون ترتیب یک بازجویی عمومی داد و از ولیعهد محافظت کرد
ایشون از ولیعهد محافظت نکردند بلکه از اعتبار و آبروی خودشون محافظت کردند
ایشون به چونگنیونگ توجه می کنند یا حداقل
ایشون هیچ قصدی ندارند که مانع چونگنیونگ علیه ولیعهد بشند
دو شاهزاده علیه همدیگه ؟
به حساب آوردن شاهزاده های سلطنتی در تشریفات تجسس بزرگ ؟
من اونها را میخوام تا به طور متفاوتی در تدارکات این رخداد کمک کنند
این ایده ی خوبی نیست , عالیجناب
ایده ی خوبی نیست ؟
سهیم شدن اونها در رخداد ملی مهمی که
...جناب ولیعهد ازش محروم شده اند
ولیعهد نمی تونه دخالت کنه ولی بقیه ی شاهزاده ها باید شرکت کنند
عالیجناب
اگر مردم مجبور بشند که بار سنگین آماده کردن این رخداد با شکوه را به دوش بکشند
اونوقت خانه ی سلطنتی هم باید در این درد و رنج سهیم بشه
ما باید اگر نیاز باشه شاهزاده های سلطنتی را با رضایت و اشتیاق به میدان جنگ بفرستیم
به یاد داشته باشید
سریع ترین راه برای بنا کردن و پایه گذاری قدرت مستحکم , خدمت کردنه
این فقط برای قوی کردن قدرت و اقتدار خانه ی سلطنتی نیست
اوه , مزخرفه
داری سعی می کنی که چی بگی ؟امپراطور دارند آماده میشند تا ولیعهد را جا به جا کنند ؟
حق با توئه
شاهزاده ی دیگه ای هم با شخصیت و
استعداد ادبی , درخور امپراطوری آیده خواهد بود
و اگر اونها در هنرهای رزمی مهارت داشته باشند همه چیز می تونه به طور موٌثر , تغییر کنه
یک روباه جایگزین یک ببر خواهد شد
همه ش همین چقدر می تونه موٌثر و جدی باشه ؟
امیدوارم که حق با تو باشه
اجازه ندید که این موضوع شمارا اذیت کنه...شما تا الان دیگه میدونید که همه دارند حرف میزنند
بله ولی این آسیب کمی نمی رسونه
سرورم
آیا شما تا الان آماده نشدید که قایق ها رو عوض کنید؟
منظورتون چیه ؟
در یک کشتی که در حال غرق شدنه نباید تنازع کرد
باید پیاده شد و سوار یکی دیگه شد
چرا شما اینقدر ضعغیف هستید ؟
چطور می تونم این وفاداری و صداقتتون را جبران کنم؟
آیا من باید تاج و تخت را با دستان خودم واگذار کنم ؟
پس شما لااقل آینده را به خاطر من , نابود نخواهید کرد
من این اظهار نظر رو نادیده میگیرم
من مطمئنم که این همون چیزیه که یک امپراطور میخواد , وزیر هوانگ
بیشتر از اونچه که فکر می کردم در دربار سلطنتی آدم بیکار و تنبل وجود داره
من برای این که تو را وزیر کارگزینی کردم , شایعات زیادی شنیدم
فکر و نظر درباره ی طرح ریزی قرار دادن جانشین بعدیه
عالیجناب
عصبانی نشو
اونها نمی دونند که دارند درباره ی چی حرف می زنند
برای تثبیت کردن دولت تصحیح شده
تو و من باید شب و روز کار کنیم
ما وقت و انرژی کافی برای آینده ی فرزندانمون نخواهیم داشت
موافق نیستی ؟
این , درست و بموقع است عالیجناب
من در تشریغات تجسس بزرگ دخالت نمی کنم
آیا این دوباره به برادر بزرگترتون ربط داره ؟
شما نمیخواید که وقتی که ایشون نا امید و نا توان هستند , برتری خودتون را نشون بدید
اوووه...چه عشق برادری عمیقی
چرا من نمی تونم یک چنین برادری داشته باشم ؟
لطفاً از اینجا برو
سرورم این فرمان امپراطوره
ایشون که به شما دستور نمیدند برادرتون را شکست بدید
ایشون دارند به شما فرمان میدند که به عنوان عضوی از خانه ی سلطنتی به مردم خدمت کنید
من نمیخوام اینطوری به مردم خدمت کنم
سرورم
و اهمیتی نمیدم که شما من رو درخور شاهزاده بودن ندونید و سرزنش کنید
تمرین تیراندازی ؟
من دارم میرم
فقط اینجا نایستید
یک کمان بردارید
اینقدر تلاش نکنید من نمیخوام نظرم رو عوض کنم
من در تشریفات تجسس بزرگ شرکت نمی کنم
من علاقه ای ندارم که شما در تشریفات تجسس بزرگ شرکت کنید
تیراندازی یکی از 6 آداب چوسانه
من فکر می کنم که شما باید یاد بگیرید
شما فکر می کنید که من هنوز هم همون پسربچه ی 13 ساله هستم ؟
پس اگر بچه نیستید چرا هردفعه دارید از مربی خودتون سرپیچی می کنید ؟
فقط 50 تیر پرتاب کنید
هنوز 20 تیر دیگه مانده
میخوام دیگه تمومش کنم
ادامه بدید
میخوام تمومش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.