The first 17 lines.
ترجمه : habib20
انگار همين ديروز بود که چهرهات رو ديدم
به من گفتي که چقدر بِهِم افتخار مي کني ولي من ترکت کردم
اي کاش آن موقع چيزهايي که الان ميدونم رو مي دونستم
تو را در آغوش مي گرفتم
همه اين درد و عذاب رو ازبين مي بردم
بخاطر تمام کارهايي که برام کردي، ازت ممنونم
تمام اشتباهاتت رو مي بخشم
چيزي نبود که انجام ندم
تا صدات رو دوباره بشنوم
گاهي اوقات مي خوام صدات بزنم
اما ميدونم که ديگه نيستي
آه، بخاطر سرکوفت زدنهام از تو معذرت ميخوام
که براي همه شکستهام، تورو مقصّر مي دونستم
و با آزار دادن تو خودم رو آزار دادهام
بعضي روزها احساس مي کنم که از درون شکسته شدم اما نميخوام زير بار برم
بعضي وقتها هست که مي خوام خودمو ازهمه مخفي کنم چون فقط اين تويي که دلتنگشم
No comments yet. Be the first to leave one.