The first 200 lines.
** گودال **
تمامی پرسنل و ساکنان بخش گنبدی، توجه کنید
به خاطر شهاب باران، قرنطینه تا هفت دقیقه دیگه آغاز میشه
لطفن به بخش های اقامتی خودتون برگردین و تا اطلاع بعدی اونجا بمونین
تکرار میکنم، قرنطینه تا هفت دقیقه دیگر آغاز میشه
چقد طول میکشه؟ قرنطینه یکم دیگه شروع میشه
اوه ممنونم، چون خودمون اعلان به اون بلندی رو نشنیدیم
این باید چشمک بزنه؟
شما ها نمیتونین درست حسابی آدم بده باشین
-هی، میدونستی که میتونی بهمون کمک کنی؟ -همین که آوردمتون اینجا وظیفمو انجام دادم
میتونی حداقل اون آچار رو بهم بدی؟
بچه ها واقعن این چرا داره چشمک میزنه؟
احتمالن به خاطر اینکه داریم میدزدیمش
چرا یکم بلندتر نمیگی چون ممکنه میکروفون ها صدامونو نگرفته باشن
نگران نباش نابغه این پایین میکروفون ندارن
جدی لازم نیست اونو بکشی سرت
تو اینو میگی ممکنه دستگاه اسکن صورت داشته باشن
برنی اینجا یه گارازه، انبار غذا نیست که
و شبیه احمقا هم میشی
آره ولی برادرم یه بار بهم گفت
که یه بچه وقتی داشته این پایینا میچرخیده دستگیر شده
و اونا هم به مدت 60 روز انداختنش توی یه سلول
کنار مجتمع زمینی
-دوباره داری این کار رو انجام میدی -چه کاری رو؟
داری فاجعه سازی میکنی
-باشه ولی این کلمه رو از خودت درآوردی -معلومه که از خودم در نیاوردم
از خودش در نیاورده
اون چی بود؟
همه قایم شین
برو، زودباش، رودباش
بقیه کجان؟
اونا رفتن تو قرنطینه همونطوری که ما قرار بود نیم ساعت پیش بریم
باشه. باشه
همه چی امنه
به من نگین که دارم فاجعه سازی میکنم
دیلن قرنطینه تقریبن شروع شده چرا انقدر طول کشید؟
فاجعه سازی میکنی
رکورد تو برای سیم کشی یه فضا پیما چیه؟
واای!
آره!
چطوره، ها؟
-تو گفتی زنگ هشداری وجودنداره -آره، روی درا رو گفتم
-منظورت چیه .. -من گفتم ولی کسی بهم گوش نداد
قراره بقیه ی عمرمون رو توی یه سلول بگذرونیم
یه کاری بکن! خاموشش کن
اوه، آره. پس بذارین اینو بهتون بگم بلد نیستم اینکارو کنم
-منظورت چیه که بلدنیستی -تو خودت این کار رو کردی
پدر تو توی گروه علمیه یه کاری بکن
تو باید کیلب باشی اسم من ماریا اسلیتره
ببخشید که معطل موندی
ما فقط چندساعت تا قرنطینه وقت داریم واسه همینم اوضاع یکم تو هم پیچیده
یکم شکلات میخوای؟
واقیه ها، امروز با محموله ی شاتل رسیده
کیلب، در مورد مزایای فوت که توی قرار داد پدر قید شده چیزی میدونی؟
بله، خانم
نوشته شده که اگه اون درحال کار توی معدن از دنیا بره
هر کدوم از اعضای خانواده ش که اینجا هستن، به امگا میرن
درسته
برامون مهمه که تو بدونی
چقدر قدردان خدمات پدرت هستیم
میتونم تصور کنم که چقد میتونه تاثیرات مخربی بذاره
میدونم که مادرت رو هم چند سال پیش از دست دادی
هفت سال پیش
مادرم هفت سال پیش فوت کرد
سفر به امگا، همونطوری که احتمالن در جریان هستی، 75 سال طول میکشه
تو قطعن در طول سفر در خواب زمستانی خواهی بود
وقتی که برسی، مثل این میمونه که از یه خواب آروم و طولانی بیدار شدی
و دقیقن همسن الانت خواهی بود
باید برم؟ نمیتونم اینجا بمونم؟
متاسفانه گزینه ی دیگه ای نداری
متوجهم که احتمالن دلت برای دوستانت تنگ میشه
دیگه هیچوقت اونها رو نمیبینم
وقتی بیدار شم همشون یا پیرن یا مردن
تو دوستای جدیدی توی امگا پیدا میکنی
کیلب، پدر و مادر تو جون خودشونو فدا کردن تا تو همچین شانسی داشته باشی
آدمایی که میان اینجا و توی معدن کار میکنن
سالها برای سوخت رسانی حمل و نقل به امگا کار میکنن
به خاطر اینکه خانواده و بچه هاشون بتونن توی اون وسایل حمل و نقل باشن
حالا باران شهابی به مدت 72 ساعت فعاله
به محض اینکه قرنطینه تموم و اوضاع آروم بشه
تو سوار اونها میشی و راه میوفتی
فکر میکردم حرکت بعدی دوماه دیگه انجام میشه
برنامه همیشه یکمی متغیره
میدونم که الان اینطوری به نظر نمیاد
ولی این شروع یه اتفاق خاص برای تو هست
زودباش کیلب تو میتونی انجامش بدی
نترس
اگه بیوفتم چی؟
وااای
اونوقت اوضاع حسابی به هم میریزه مگه نه؟
اگه بخوای میتونیم برگردیم
مجبور نیستیم این کار رو انجام بدیم
ولی اگر بریم، خودت تنهایی به اونجا رسیدی
-متوجه دلیلش میشی؟ -آره
میخوای بری پایین؟
-نه -پسر خوب
پس برو. بیا انجامش بدیم
اون ستاره ای که اونجاست رو میبینی؟
درست کنار اون حجم بزرگ
-میبینیش؟ -آره
میگن صدسال پیش اون ستاره سوخته
ولی اگه صدسال پیش سوخته بود، هنوز نورش بهما نمیرسید
مامانت میگفت این مثل یه خاطره ای میمونه که توی زمان سفر میکنه
ما مشستیم اینجا و اون میگفت که زندگی درست مثل اون ستاره میمونه
و همه ی اون خاطراتی که داریم آدمایی که دوسشون داریم و جاهایی که رفتیم
مثل نوری میمونن که داریم میبینیم حتا اگه ستاره ش از بین رفته باشه
ما اینجا به دنیا اومدیم و همینجا هم بزرگ شدیم
این گنبد تنها دنیاییه که تو میبینی
خاطراتی زیادی هستن که هیچوقت صاحبشون نمیشی
یه روز این رو درستش میکنیم
چطوری؟
یه جایی هست درست کنار لبه ی شرقی، که من و مامانت
قبل از اینکه تو به دنیا بیای یواشکی میرفتیم اونجا
اونجا تنها جایی از این بالاست که مامانت دوسش داشت
دقیقن اینجا
چه چیز خاصی داره؟
خودت میبینی. وقتی یکم بزرگتر بشی قراره با هم به یه سفر جاده ای بریم
به چی؟
یه کاری که وقتی روی زمین بودیم انجام میدادیم
وقتی بخوای بری جایی راهی بهتر از اون برای سفر کردن نیست
-هی -هی
فکر میکردم ممکنه اینجا پیدات کنم
خانم اسلیتر چی گفت؟
اونا سه روز دیگه منو منتقل میکنن
به محض اینکه قرنطینه تموم بشه
ما هنوزم میتونیم انجامش بدیم
نه اشکالی نداره مجبور نیستیم ..
هی، هر چیزی که اون بیرون هست پدرت میخواست که تو اون رو ببینی
انجامش میدیم
-فکر میکردم زمان بیشتری داشته باشیم -منم همینطور
مارکس این خیلی بلنده چرا اونا همیشه انقدر بالا میان؟
-تقریبن رسیدی -ایناهاش
هی، قرص هاتو خوردی؟
آره قرصامو خوردم
چرا همیشه سر قرصام اذیتم میکنی؟
به خاطر اینکه قلب تو اندازه ی یه شهاب آسمونیه
آره؟ خب دهن تو هم اندازه ی یه سیاهچاله ست
خوب بود
-هی بچه ها -هی
هی، چطوره از الان به بعد توی یه ارتفاع کمتر دور هم جمع بشیم؟
-هی -به نظر من که خوبه
-خانم اسلیر چی گقت؟ -اون خانمه منو میترسونه
آره اون همه رو میترسونه
برادرم بهم گفت که یه بچه هه جوابشو داد
و بعدش به مدت دو روز ناپدید شد
و بعد، وقتی دوباره پیداش کردن
گفت که هیچی از اتفاقی که براش افتاده یادش نمیاد
میدونی که یه کلمه از حرفایی که گفتی هم حقیقت نداره دیگه، آره؟
آره، خب تو از کجا میدونی؟
برادر من یه نابغه ست اون همه چیزو میدونه
نه جدی اون چه شکلی بود؟
بهم یه شکلات داد
یعنی یه شکلات واقعی؟
پسر، یه شکلات واقعی
من حتا آخرین باری رو که شکلات خوردم رو یادم نمیاد
وایسین ببینم چه خبره؟
شما دوتا چتونه؟
اون سه روز دیگه میره
چی؟
ولی، ولی انتقال بعدی تا دو ماه آینده انجام نمیشه
اونا به محض اینکه قرنطینه تموم بشه یکی میفرستن
ما هنوزم قراره که بریم، درسته؟
شوخی میکنی؟
ما امشب میریم
شما مطمئنین که آماده ایم؟
با چیزایی که امروز اضافه کردیم به نظرم به اندازه ی کافی داریم
هی، میتونین تصورشو کنین اگه بفهمن انقدر چیز میز ازشون دزدیدیم چه بلایی سرمون میارن؟
-من میتونم -ما به اکسیژن بیشتری نیاز داریم
اگه بیشتر برداریم قطعن میفهمن
آره ولی تا قبل از امشب نمیفهمن
اوه آره، آره، آره بچه ها من یه درزگیر برداشتم
-چی؟ -میدونین، واسه شکاف ها
-منظورت خودکار درزگیره؟ -آره اگه میخوای تکنیکی برخورد کنی
هی زودباشین، اینو بپوشونین
-وایسا، وایسا، وایسا -مارکس، هی، کمک کن اینو قایم کنم
کیلب چنینگ؟
بله قربان
خاکستر های پدرت
بابت اتفاق که افتاده متاسفم
این ناراحت کننده بود
-حالت خوبه -آره
مطمئنی؟
کارت درسته رفیق
من دارم میگم، تنها نکته ی مثبت این قرنطینه اینه که تو از اینجا نری
آره، به خاطر همین امشب خیلی عالیه
به محض اینکه از محیط احاطه کننده ی اینجا خارج بشیم، دیگه نمیتونن دنبالمون بیان
-این یه چیز قطعیه -ولی خطر بارش شهاب سنگ هست
آره، اونا همیشه این اخطار رو میدن
تا حالا خودت شهاب باران رو دیدی؟
سوال احمقانه ایه چطوری میتونم ببینم؟
ما حتا تا حالا از اینجا خارج نشدیم
اگه نمیخوای، مجبور نیستی بیای
معلومه که میام
تو چی؟ مطمئنی که میتونی این کار رو انجام بدی؟
باید قرص هاشو بیاره
پسر، میشه بیخال قرصهای من بشی؟
انقدر نگران نباش واسه سلامتیت خوب نیست ممنونم
اگه من نگران نباشم کی میخواد نگران باشه؟
من میخوام برم بیرون
پس حل شد
No comments yet. Be the first to leave one.