The first 200 lines.
هی رحیم"
هنوز جواب هیچکدوم از پیامامو ندادی
پس فکر کردم، یدونه دیگه ضرری نداره که؟
امیدوارم تعطیلات زمستونی خوب بگذره برات
مال من تا الان بدک نبوده کلی زمان مفید با پیلار و فلیکس میگذرونم
!هی رفقا
خداروشکر، فقط ویکتوره چیکار میکنین؟ - تنها در خانه میبینیم -
...حله، منم پایه م آها، نمیخواین من اینجا باشم
خیله خب، پس من، باشه
میذارم به کارتون برسین، خب خوش بگذرونین بعدا میبینمتون
و پدر مادرم خوشحال تر از همیشه ان
هی، فکر کنم ما بریم تو اتاق هدیه ها رو کادو کنیم
یه ذره زیادی خوشحال
چندش
!سه، دو، یک! سال نو مبارک
به هر حال، دلم واسه وقت گذروندن باهات خیلی تنگ شده
میدونم اتفاقی که بینمون افتاد یکم ناجور بود
...ولی حس میکنم چیزی نیست که نشه
وقع خوردن اون بستنی مسخره چای سبز که دوست داری حلش کرد
باشه، خب، امیدوارم جوابمو بدی یا هفته دیگه تو مدرسه میبینمت
"باییییی
وایسا، بای چند تا "ی" داره؟
"بای"
ارائـــــه شده توسط کانال تلگرام :.〠.: @HBOvip :.〠.:
ویکتور، ویکتور... خوبی؟
...آره، فقط
هنوز خبری از بنجی نشده از وقتی رفته مرکز؟
نه، اجازه بردن گوشی نمیدن
مرکز مسخره با قانون مسخره "تمرکز روی ترک اعتیاد"
هی، حداقل این آخر هفته برمیگرده نه؟
آره، فقط میدونی انقدر با عجله رفت که نمیدونم رابطمون چطوره
...یعنی، جوری که من میدونم ممکنه با یه پسر جذاب و در حال ترک به اسم خواکین باشه
اوکی، خب، اول از همه
مطمئنم بنجی هم دلش برات تنگ شده
و اگه یه پسر عمله به اسم خواکین باشه
خب، منم باهاش میجنگم کنارت
ولی خیلی قوی به نظر میاد - مرسی رفیق -
خب، وقت بازگشت پیروزمندانه مون به کریکووده
و قراره برای اولین بار بعد از عروسی رحیمو ببینم
که... اصلا قرار نیست ناجور باشه
آره خب، میدونی، حداقل تو سعی کردی باهاش تماس بگیری
فلیکس، هنوز با لیک حرف نزدی؟ فکر کردم قراره ازش عذرخواهی کنی، میدونی
واسه ول کردنش وسط سالن رقص
آره ببین، باشه، میخواستم
ولی هر بار میخوام بهش پیام بدم پنیک میکنم و ول میکنم
بعدش هم میرم "لاو ایت" یا لیست ایت" میبینم با مامانم"
پس، لیک درباره تو و خواهرم نمیدونه؟
هیچ ایده ای نداره
امیدوارم نابودش نکنه
امیدوارم وقتی فلیکس درباره من و لوسی فهمید اوکی باشه
و چرا به حس فلیکس اهمیت میدیم؟
آخرین باری که چک کردم، اون با تو بهم زد
شاید خوب باشه یکم درباره من و لوسی حس بدی داشته باشه
تو و لوسی میخواین تو کریکوود رسما اعلام کنین؟
یعنی، آره، فقط دو هفته شده
ولی تقریبا هر روز تعطیلات زمستونی رو با هم بودیم
و خیلی از هم خوشمون میاد
یه عکس سلفی از وقتی بوس میکردیمو میخوام بدم پازل کنن
تارت توت فرنگی تازه از تنور در اومده برای، تارت توت فرنگی خودم
مرسی عزیزم، واسه شیرینی البته نه واسه اون لقب عجیب
،میدونم انتظار ممکنه استرس داشته باشه
ولی میدونم شیرینی اول صبح ریلکست میکنه، پس آروم باش
یه لحظه، منتظر چی هستی؟
...احتمالش کمه، ولی بابام یه قرار شام
با مدیر فعلی استنفورد داره این آخر هفته
که ازش بپرسه میتونه یه سال دیگه بمونه تا من بتونم دبیرستانو اینجا تموم کنم
وای خدا، خیلی عالی میشه
بالاخره میتونم توی دعاهام به جای استفورد، پول استفاده کنم
خب، هر اتفاقی بیفته، ما حلش میکنیم و اگه تهش قرار شد بری کلی میریم دیدن همدیگه
تازشم من اون آیفون جدیده با بهترین دوربینو گرفتم
هی، میشه دیگه راجبش حرف نزنیم؟ آره واقعا، هیچکی نمیخواد سالارتو فول اچ دی ببینه اندرو
بذار مخالفت کنم با حرفت
ولی اگه میا میخواد حرف نزنیم، حرف نمیزنیم
میخواد، ولی میدونی میا دیگه چی میخواد؟
میا میخواد یه پارتی بگیره
ببخشید، الان میا بروکس گفت میخواد یه پارتی بگیره؟
حالت خوبه عزیزم؟ - خوبم -
فقط میخوام استرس اینو نداشته باشم که بعدش چیه
،و فقط میخوام از این خونه خالی و کارت بانکی که بابام برای مواقع ضروری بهم داد سواستفاده کنم
واهاو، واو
اوکی، چرا انقدر خوشگل شدی؟
فقط دارم لباسم واسه اولین جلسه "پی فلگ" رو انتخاب میکنم
ولی اون که جمعه ست
آره میدونم، ولی وقتی نگرانم برنامه لباسمو میریزم بهش میگن لباس پوشیدن از روی استرس یه چیز واقعیه
بیا اینجا
پی فلگ فقط یه جمع از پدر مادراییه که شرایطشون مثل ماست
نمیخواد نگران هیچی باشی راستش، فکر کنم باید باشم
اون آدما چه فکری درباره من میکنن؟
تو ماه هاست داری به اون جلسات میری
یاد میگیری چطور از پسرمون حمایت کنی
و خیلی یهویی من قراره بیام !و همه قراره بگن "عه ببینین
"اونی که یه قرن طول کشید باهاش کنار بیاد
هیچکس قرار نیست قضاوتت کنه، قول میدم
ممنونم که اینو میگی
ماندو، صبح دوشنبه ست
ببخشید، خودت میدونی که، چیکار کنم؟
لباس سکسی استرس خیلی گیجم کرده
نمیدونم دارم چیکار میکنم
هی - هی -
هی - هی -
یه کلمه، کلی مفهوم
ولی میدونی، فکر کنم جادوی هی گفتن همینه، نه؟
"مثل "آلوها" یا "شلوم - حرف نزن -
سعی میکنم ولی نمیتونم
وای خدا، لیک داره میاد
خدایا واسه این وضع ناجور خیلی زوده چه خبر رفقا؟ میتونم بگم رفقا؟
نه
خب بچه ها، بابام داره میره بیرون شهر
و جمعه شب قراره یه پارتی بگیرم چرا؟ شرط باختی؟
چی؟ نه، ایده خودم بود
من آدم باحالیم
!چیه؟ باحالم دیگه
هی لیک، میشه یکم خصوصی حرف بزنیم؟
اوه، نیازیـ... نیازی نیست
آره، فقط، میدونی میخواستم خودم اول بگم
که بدونی، دارم با یکی قرار میذارم
پیلاره راستش
واو
،خب خیلی عالیه
از نظر جغرافیایی هم خوشاینده
آره آره، فقط با پسرای توی ساختمونمون قرار میذارم یا فلیکس بود یا روح پسری که واحد 304 مرده
اممم، منم راستش با یکی قرار میذارم
واقعا؟ واو، واو، اوکی این پسر خوش شانس کیه؟
لوسیه، با لوسی قرار میذارم
!سورپرایز
واو، خیلی خوبه خیلی عالیه
آره، من، من خیلی خیلی برات خوشحالم
یعنی، برای هممون، همه روابط
یعنی، زود جایگزین پیدا میکنیم
امم، نه اینکه شماها جایگزین باشین جایگزین نیستی
خب پس، جمعه همتون میاین؟
عالی - عالی -
عالی - عالی -
یه کلمه، کلی مفهوم
ویک، بنجی قرار نیست یهویی از مرکز بهت پیام بده
آره پسر، اومدیم پارتی شل کن، برو رو یه میز برقص
البته روی اون یکی نه پایه های ضعیفی داره
امم، میرم میا رو پیدا کنم بعدا میبینمتون
...خب، بریم نوشیدنی بگیریم یا
یا به دوست دختر قبلیت و دوست دختر جدیدش زل بزنیم؟
...نه نه، فقط ...اوکی ببخشید فقـ
فلیکس، میدونم کنار اومدن باهاش زیادیه، لیک و لوسی
ولی، همش همینه، نه؟ - آره آره، 100 درصد، اوکی؟ -
میدونی، امم چرا نریم فلیپ کاپ بازی کنیم؟
،ببینیم هنوزم بهم علاقه داری
وقتی هماهنگی چشم و دستمو ببینی
همه چی مرتبه؟ - ...آره، ببخشید، امم - مرسی بابت نوشیدنی
به سلامتی
هی، پیامام رو گرفتی؟ - آره -
پارتی محشریه عزیزم، بچه ها دارن !میگن بهترین رویداد امساله تا الان
ببین، چیز دیگه ای میخوای؟ آب؟ نوشابه؟ چیپس؟
اوکی، اندرو، اندرو، اندرو میدونم نگرانمی
ولی دارم سعی میکنم خوش بگذرونم و وقتی تو دنبالم میکنی که مطمئن شی حالم خوبه
راستش خیلی رو مخه
باشه
هی پسر، چطوری؟
بهتر از این بودم... قضیه بابای میا
آره - تو؟ -
منم بهتر از این بودم
قضیه بنجی... قضیه تنفر رحیم از من
ویکتور، اندرو این مبل فوق العادست
مثل ناز کردن یه ابره - شماها، شماها حالتون خوبه؟ -
بهتر از عالی ایم پسر
موادی چیزی زدین شماها؟
نه... ولی اگه چیزی زده بودیم، میخواین یکم؟
نه، نه خوبم - نه مرسی -
حس میکنم خیلی خوشحالم هیچی نمیتونه حالمو خراب کنه
آره لطفا - شاید یه کوچولو -
سلام، چطوری؟ خوشحالم میبینمت... خیلی خانوم خوبیه
همه خیلی دوستانه به نظر میرسن - چرا انقدر سورپرایز شدی؟ -
بهم گفتم که، قضاوتی نیست
همشون با ما تو یه قایقن
دیوونه وار عاشق بچه شونن ولی دائم دارن گند میزنن
خیله خب، اگه میشه همه بیان بیاین وسط، بیاین وسط
دیگه قراره شروع کنیم، به پی فلگ خوش اومدین
چقدر خوبه که انقدر آدمای جدید میبینم امشب
امم، خب، کسی از اعضای جدید میخواد خودشو معرفی کنه؟ بلند شه و داستانشو بگه؟ هیچکس؟
سلام - بفرمایین -
...من تریسام اینم پسرم اَشره
اشر تقریبا یه ماه پیش کام اوت کرد
و اون لحظه، کل دنیای من زیر و رو شد
بهش افتخار نمیکنم
سی ثانیه طول کشید تا از روی اون مبل بلند شم
سی ثانیه طولانی قبل اینکه بلند بشم
و بهش بگم فقط میخوام اون خوشحال باشه
سی ثانیه؟
هی ببین، ما که وضعیتشو نمیدونیم احتمالا مثل تو مذهبی نیست
پس برای همین شاید واسش آسون تر بوده خب، خیلی نگران بودم به مامان و بابام بگم چون یکم مذهبی ان
ولی، خب، اونا بلافاصله اعتقاداتشونو برای من کنار گذاشتن
هفته پیش، دوست پسر اشر، مایکل رو دیدیم
چه پسر دوست داشتنی ایه
برای تعطیلات بهار، داره ما رو میبره برنامه تروی سیوان تو میامی
،اول نمیدونستم تروی کیه
...ولی آشر چند تا از - خیلی عجیبه که انقدر مادر خوبیه - بیشترشون مثل ما بدن
هی
چطور پیش میره؟ - خوبه -
فقط اینکه دختری که من باهاش قرار میزنم زل میزنه به پسری که تو باهاش قرار میذاری
وای خدا، همینطور
فکر میکنی چه چیزی بینشونه؟
یعنی، واقعا حس میکنم فلیکس ازم خوشش میاد
No comments yet. Be the first to leave one.