The first 156 lines.
،اولین مأموریتم در انجمن ماجراجوها .تمیز کردن خونهای پر از زباله بود
ظاهراً زمین زیر ساختمون دفع زباله ...که کنار این خونه بود خراب شده
و یه روز انبوهی از زباله .به داخل این خونه سرازیر شده بود
هرچی این زبالهها رو دور میریختن ...تمومی نداشتن
و الانم به خاطر حجم زیادشون .دیگه کسی حاضر به قبول این مأموریت نبود
البته اعتراف میکنم که خیلی کنجکاوم بدونم .چرا کنار این ساختمون خونهاش رو ساخته
حالا اینا به کنار، من تصمیم گرفتم .با تمیز کردن زبالهدانی شروع کنم
!بزرگ شدن
!جدا شدن
اول اسلایمهای آشغالخور رو فرستادم .تا زبالهها رو بخورن
!مه شستوشو
همین کار رو توی زیرزمین هم .انجام دادم تا تمیز بشه
...آجرهایی که با جادوی ساخت بلوک ساختم رو
...به محلول چسبندۀ اسلایم چسبناک آغشته کردم
و اینجوری سوراخ .توی دیوار زبالهدانی رو بستم
.و در آخر سوراخ توی زیرزمین هم پر کردم
.اینم تموم شد
.توی چند ساعت کار تمام شد
.بچهها، خسته نباشید
قسمت 4
وظیفۀ تمیز کردن با اسلایمها
چطوره؟
...سو
سو؟
!بازم اشکهاش راه افتاد
!کارت عالی بود، میاو
توی این زمان کم ...اینقدر اینجا رو تمیز کردی
...حتی سوراخ هم برام بستی
!ممنونم... ممنونم، میاو
.کاری نکردم
.فکر نمیکردم اینقدر خوشحال بشه
!ممنونم، میاو! ممنونم، میاو
...خب، میا سان
میتونم کار رو تمام شده در نظر بگیرم؟
!البته، میاو
.پس لطفاً اینجا رو امضا کنید
!هر چقدرم تشکر کنم بازم کمه
حداقل بذار بابت قدردانی !پاداشت رو بالا ببرم
.خیلی ممنونم
...وقتی اولین مأموریتم رو با موفقیت تمام کردم
خیالم راحت شد که میتونم .توی این دنیا با موفقیت کار کنم
بعد از اون با خوشحالی برای دادن گزارش .به انجمن ماجراجوها برگشتم
!تونستی اون آشغالها رو تمیز کنی؟
!این فوقالعاده است
.تازه اونم توی نصف روز
.کار خاصی نکردم
.بفرما، اینم پاداشت
میگم، این خیلی زیاد نیست؟
.مشکلی نیست
آخه میا سان یادداشت گذاشته .که مقدار پاداشت رو بیشتر کنیم
،درسته که همچین حرفی زد ...ولی این دیگه خیلی
.به جای تعارف با خیال راحت قبولش کن
این فقط نشون میده که اون .چقدر از کاری که انجام دادی راضی بوده
.که اینطور
.خیلی خب، اینجا رو امضا کن
.چشم
!ریوما
به نظر میاد نظافت خونۀ میا رو .با موفقیت انجام دادی
میا سان رو میشناسی؟
.خب اونم یه ماجراجوئه
...که اینطور
ولی فکرشم نمیکردم .کسی بتونه اون خونه رو تمیز کنه
چطور تونستی؟
.با کمک این اسلایمها
درضمن یه جادو بلدم که راست همین کاره .و از اون استفاده کردم
که اینطور، راستش میخواستم از این مهارتت استفاده کنم .و یه کار دیگه رو بهت بسپارم
تمیز کردن توالت عمومی... درسته؟
اوه... پس میدونستی، ها؟
.درخواستش رو توی تابلوی مأموریتها دیدم
.پس دیگه نیازی به توضیح دادن نیست
.درخواست از طرف شهردار این شهره
شهردار؟
اصلاً ماجرا از وقتی شروع شد که شهردار .دستمزد تمیزکاری رو درست نداد
شنیدی که توی این چند سال اخیر درآمد شهر کاهش پیدا کرده؟
شنیدم که سنگ آهن .توی معادن آهن کاهش پیدا کرده
بنابراین سعی کردن هزینهها رو کاهش بدن .و از کارمزد مدیریت شهری شروع کردن
وظیفۀ نظافت توالت عمومی .به عهدۀ اهالی محلههای فقیر نشین بود
...ولی اعضای شهرداری
با بهانههای مسخرهای مثل اهالی محلههای فقیرنشین ...با جدیت کار نمیکنن یا همچین چیزایی
.دستمزدشون رو کم کردن
هر چقدرم که یکی محتاج پول باشه .اگه ارزشش رو نداشته باشه، کسی انجامش نمیده
میفهمی چی میگم، نه؟
.بله، ماجرای خیلی وحشتناکیه
.شبیه شرکت های استثماریه
این شرکت استثماری که گفتی، چی هست؟
.نه، چیز مهمی نیست
.متوجۀ شرایط شدم
.خودم رو آماده میکنم و فردا انجامش میدم
،کمک بزرگی میکنی .مطمئن باش پاداش خوبی برات کنار گذاشتم
.بله
چی شده؟
خب داشتم فکر میکردم که اگه ...خانوادۀ راینهارت این موضوع رو بشنون
.ممکنه بتونن مشکل رو حل کنن
اوه... از کجا به این نتیجه رسیدی؟
خب اونا افرادی هستن که ...بدون اینکه منو بشناسن
.تصمیم گرفتن از من حمایت کنن
.که اینطور، پس منتظر خبرای خوشت هستم
.اینجوری شد که منم درخواست رو قبول کردم
...این موضوع
!سباس
.بله
توی گزارشات اعضای دولت نوشته بود که .هزینۀ مدیریت شهری مثل پارساله و تغییری نداشته
اگه حرفای ریوما کون درست باشه .پس یعنی یه سری اختلاس درحال انجامه
.درموردش تحقیق کن
.به روی چشم
ممنون، به لطف تو ممکنه بتونیم .یه سری جرم دیگه هم رو کنیم
.خواهش میکنم
اختلاس پولی که باید صرف ...هزینۀ شهر و رفاه ساکنانش بشه
،باعث آسیب به معیشت شهروندان میشه !پس اصلاً قابل بخشش نیست
!تمام زحمات منو به هدر دادن
راه اندازی توالت عمومی و استخدام ...اهالی محلههای فقیرنشین برای تمیزکردن اونا
یکی از خدمات عمومی بود که توسط پدر .برای مصالح رفاهی و اشتغالزایی ایجاد شد
واقعیت داره؟
پس اینجوری بوده، ها؟
قول میدم که دقیق بررسی کنم .و این موضوع رو حل و فصل کنم
.روی قولتون حساب میکنم
ریوما سان، اسلایمها .توی کار نظافت موفقت باشید
.خیلی ممنونم
...چه بویی میاد
روز بعد من و اسلایمهام .به چاه فاضلاب توالت عمومی رفتیم
عرض این چاهها 7 متر، طولشون 2 کیلومتر .و تعدادشون هم 30 عدد بود
یه مقدار تعدادشون زیاده ...و میدونم خیلی کار میبره
.ولی بیاید یکی یکی همشون رو تمیز کنیم
.خیلی خب
!آماده سازی تمام شد
!آمادهاید؟ بزن بریم
!سه
!دو
!یک
!برید! اسلایم های آشغالخور
!مه شستوشو
...حالا وقت ضدعفونی کردنه
...با جادوی رعد و برق
!رها سازی
.اینم از این
.آخیش، یکیش تموم شد
!خیلی وقت گرفت، ها
،پس بیاید بریم سراغ بعدی .حالا فقط 29 تای دیگه باقی مونده
ها؟
که اینطور، دیروز و امروز ...تا تونستید آشغال خوردید
خب هرچی تعدادتون بیشتر بشه .کارا هم سریعتر انجام میشه
...بذار ببینم !ارزیابی هیولا
ارزیابی هیولا یکی از جادوهای رام کردنه .که مهارتهای هیولا رو نشونت میده
!مقاومت در برابر سم بالا رفته !درضمن، مقاومت در برابر بخار سمی هم بدست آوردن
...پس به عبارتی، این یعنی
!اینجا بخار سمی تولید شده
!هفت تا رو جمع کنی به آرزوت میرسی، میاو
.الان خیلی وقته که از هفت تا رد کرده
!آه! الانه که بیوفتم
.نگران نباش
نه، الان میوفتم
.نه، نگران نباش
...وقتی با عجله به انجمن ماجراجوها برگشتم
خانوادۀ راینهارت سان، برای گرفتن اطلاعات بیشتر .پیش وورگان سان، رئیس انجمن اومده بودن
بخار سمی؟
!اونجا؟
No comments yet. Be the first to leave one.