The first 200 lines.
،صبح روزی که آقای باندرانت به قتل رسید
خیلی واضح اون رو دیدم
یک کافیشاپ نزدیک دفتر باندرانت یک ساعت قبل از قتل
صحنه جرم نیست
دادستانی شاهد دیگهای برای احضار
یا مدرکی برای ارائه داره؟
یه چیزی هست که باید بدونی
من اون روز صبح جلوی اون ساختمون بودم، همونطور که اون گفت
لیسا، تو باید همه چیز رو بهم بگی
همه چیز همینه
چه چیزی کشف کردید؟
ما همچنین چیزی که به نظر میرسید یه لکه خونه رو روی دستکش دست راست پیدا کردیم
چرا خون میچل باندرانت روی دستکشهای باغبونی توئه؟
نمیدونم، باشه؟ نمیدونم
یه چیزی بهمن بگو. چقدر الکس گرنت بهت پول داد تا بگی منو توی گاراژ کتک بزنن؟
چی؟
دیوید وبر برای الکس گرنت کار میکنه
.یعنی تو هم برای اون کار میکنی این در مورد یه پادکست نیست
این در مورد اینه که مطمئن بشن لیسا برای قتل میچل باندرانت مجازات میشه
،حالا، آقای گرنت تمایل داری به دادگاه توضیح بدی
که آقای باندرانت به چه فعالیت مشکوکی اشاره میکرد؟
ممکنه یک ایمیل برای تشویق آقای گرنت برای شهادت کافی بوده باشه
اما برای اثبات ارتباط اون با این پرونده کافی نیست
چیز دیگهای برای پیشنهاد مشارکت الکس گرنت پیدا کنید
در صورتی که میخواید از این دفاع توی دادگاه استفاده کنید
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
« وکـیـل لـیـنـکـلـن »
شیر میخوای یا شکر؟- !هر چی باشه فرقی نداره -
برای دادگاه دیر میرسی
.هی. درس من ساعت ۶ تموم میشه میتونم با تاکسی برم خونه، اگه راحتتره
نه. نه، من عاشق اینم که بیام سراغت
من یه اصطبل پیدا کردم که به خونه مادرت نزدیکتره
میخوای امتحانش کنی؟
نمیدونم
.من عاشق اسبم هستم و دوست دارم که سواریِ من رو میبینی
باشه
لازم نیست نسبت به من و مادرت احساس عجیبی داشته باشی
من مشکلی ندارم، عزیزم. میتونی جواب بدی - عجله کن -
خیلیخب. دوستت دارم. خوش بگذره
دوستت دارم
خیلیخب
به دکترم نگو
اون منو تحت یه رژیم غذایی سختگیرانه قرار داده
،بدون مشروب، بدون کلسترول .بدون کربوهیدرات، بدون لذت
حالا، چه چیزی اونقدر مهمه
که صبح روز دادگاه مجبور شدی منو ببینی؟
دیشب یکی این رو جلوی در خونهام گذاشت
نامهی هدف اِفبیآی؟
آره، خطاب به الکس گرنت، همچنین به عنوان الکس کازاریان. آدم دونپایه من
من اصطلاح «مظنون جایگزین» رو ترجیح میدم
و اینجا نوشته که که مظنون جایگزین تو
یه فرد تحت نظر در تحقیقات فدراله
تقلب در ساخت و ساز
اون ایمیلی که میچل باندرانت فرستاده بود رو یادته؟
خب، این موضوع رو کاملاً متفاوت میکنه - چطور؟ -
خب، باندرانت یه ایمیلی میفرسته که الکس گرنت رو تهدید به لو دادن میکنه
به خودی خود معلوم نیست که منظورش چی بوده
قاضی گفت که اون کافی نیست تا اون رو متهم کنیم
.اون به چیز بیشتری نیاز داشت خب، این چیز بیشتره
این باعث میشه به نظر برسه که الکس گرنت دست به کار غیرقانونی زده
و اون ایمیلی که فرستاده؟ تهدید نبوده. برای اخاذی بوده
اخاذی انگیزه خیلی خوبی برای کُشتن کسیه در صورتی که جدی باشه
اما این؟ این یهویی در آستانه محاکمه جلوی خونهات ظاهر میشه؟
آره، میدونم
،یا یکی واقعاً میخواد بهت کمک کنه
یا یکی واقعاً میخواد سر یه سرت بذاره
باید بفهمی کدومشه
چطور اون کار رو بکنم؟
خب، اول باید تایید کنی که نامه واقعیه یا نه
و باید سریع اینو بفهمی
پلیسی که تحقیقات رو انجام داد
اون همون کسیه که میخوای هنگام سوال از شاهد با این غافلگیرش کنی
نه، دادستان اول اون رو احضار میکنه
پس باید قبل از اونموقع تاییدش کنی
پسر، مطمئنی در این مورد؟
،تو گفتی اون یارو، گرنت کسیه که گفته تو رو کتک بزنن
اگر چیزی دائمیتری رو امتحان کنه، چی؟
فکر میکنم یه راهی دارم که باعث بشه اون احساس امنیت بکنه
اوم
کنی دورام، ۱۹۵۵
داشتی مطالعه میکردی، ها؟ - گوش میکردم -
این مرد یکی از دست کم گرفته شدهترین نوازندگان ترومپت در تمام دوران بود
بابام هر وقت پرونده بزرگی داشت بهش گوش میداد
نمیدونم چرا
خوبه که ذهنیت بازندهای داشته باشی، درسته؟
،مهم نیست که چقدر محاکمه انجام دادم
همیشه مثل یادگیری دوباره دوچرخه سواریه
شروع یک چیز جدید اعصاب خردکنه
...من، آه
میخواستم بازم تشکر کنم
بابت چی؟
سخاوتمند بودنت
با اون پولی که رِی به دست آورد
فردا توی استودیو با مدیر ملک ملاقات میکنم
تا اجاره ماه اولم رو بهش بدم
آه، ایزی، عالیه. تبریک میگم
پس تو هم چیز جدیدی داری، ها؟ - آره -
الان فقط باید خرابش نکنم
اوه، تقریبا فراموش کردم
.نامههات رو از دفتر آوردم گفتم خودت وقت نداری
میبینی؟ این چیزیه که وقتی تو نباشی قراره دلتنگش بشم
من بدون تو قراره چیکار کنم، ها؟
یه احساسی دارم که لورنا تو رو خوب کنترل میکنه
.تو تنها چیزی هستی که توی لسآنجلس دلتنگش میشم ] [ مراقب خودت باش. از طرف گلوریا
کی کارای تو رو توی دفتر انجام میده؟
چندتا پارهوقت از دانشکده حقوق استخدام کردم
چندتا؟
چهار - چهار؟ -
اخیراً پروندههای بازمون رو دیدی؟
به علاوه، برای پوشش کاری که من و ایزی انجام میدادیم، این تعداد آدم نیازه
صحیح. خیلیخب
اوه. میکی
عالی به نظر میرسی
انتخابت برای روز اول عالیه - ممنون -
.همهچی درست میشه باشه؟ فقط آروم باش
،بدون توجه به چیزی که میشنوی خونسردیت رو در مقابل هیئت منصفه حفظ کن، باشه؟
آره. خبری نشد؟
هنوز نه، اما داره روش کار میکنه
ببین، مرد. میتونم برات بلیط بگیرم
من مجوز رفتن به پشت صحنه میخوام
زمان میبره
آره، خب، ۲۴ ساعت فرصت داری
بیست و چهار ساعت؟
دوبرابر پول میدم
باشه پس. سه برابر پول میدم
ببینم چیکار میتونم بکنم
توی جابهجا کردن این یه کمکی بهم بکن، باشه؟
کدوم یکی هیئت منصفه ماست؟
.ردیف جلو، دومی از راست گری فرلونگ
چرا اون؟
،چون وقتی سیسکو پیشینهها رو بررسی کرد
متوجه شد که پدر فورلونگ مجبور شده خونه رو تخلیه کنه
.اون خانهاش رو به خاطر یه توسعه دهنده از دست داده ...به یه دعوی قضایی ختم شده. پس، من پرسیدم
لطفاً دستتون رو بالا ببرین اگر شما یا یکی از اعضای درجه یک خانوادتون
درگیر اختلاف با یک توسعه دهنده املاک بوده
مجبور نیستی اون رو گزارش بدی؟
از نظر فنی، اون دروغ نگفت
همسر و فرزنداش خانواده درجه یک اون هستن. نه پدرش
اگه آندریا تکالیفش رو انجام نداده باشه، مشکل من نیست
.پس این مرد از توسعه دهندها کینه داره به این معنیه که اون طرف ماست؟
.شاید. زیاد هیجان زده نشو آندریا هم اعضای هیئت منصفه خودش رو داره
هالر
اندی
امروز خیلی از خود راضیتر به نظر میرسه
اون اعتماد به نفس داره
،اگه اجراش جلوی هیئت منصفه خوب باشه توی دردسر میُفتیم
پس ما باید از هر فرصتی استفاده کنیم و ریتم اون رو با هیئت منصفه خراب کنیم
همه برخیزید
صبحبخیر
بذارید به همه یادآوری کنم ،که توی این دادگاه
هیچگونه علامت، شعار و هرگونه طغیان وجود نخواهد داشت
برای اهانت به دادگاه مجازاتهایی در نظر گرفته شده
و بهم اعتماد کنید، نمیخواهید یاد بگیرید که اونا چی هستن
فهمیدین؟
خوبه
،حالا، وکلا
ما به اندازه کافی وقت دادگاه رو
با درخواست به تعویق انداختن دادگاه و روزهای اضافی پس از جلسه ابتدایی تلف کردیم
،پس در جهت تسریع کارها
من به هر کدوم از دادستانی و وکیل مدافع ۳۰ دقیقه برای اظهارات آغازین اجازه میدم
موافقیم؟
...سی دقیقه؟ متاسفم
وکیل مدافع فقط با ۲۰ دقیقه کارش راه میُفته، عالیجناب
در جهت تسریع کارها
پس بیایید حد وسط رو در نظر بگیریم
بگیم ۲۵ دقیقه - پس ۲۵ دقیقه، قاضی -
بسیارخب، عالیجناب
اعضای هیئت منصفه، صبحبخیر
اسم من معاون دادستانی منطقه ،آندریا فریمنه
و من امروز اینجام تا از جانب کسی صحبت کنم که خودش نمیتونه
مردی سخت کوش و موفق
که به ساختن این شهر که ما خونه صداش میزنیم کمک کرد
و هزاران نفر رو در طول راه به کار گرفت
میچل باندرانت
من اینجام تا در مورد آخرین لحظات خشونتآمیز و وحشیانه زندگی اون
و شخصی که به اون پایان داده، براتون بگم
متهم. لیسا ترامل
حالا، اطلاعات این پرونده؟
اونا ساده هستن
متهم و آقای باندرانت با هم اختلاف داشتن
اختلافی که آقای باندرانت رو به دلیل
ادامه آزار و اذیت متهم، مجبور به گرفتن قرار منع علیه متهم کرد
صبح روز قتل، متهم بعد از بازدید از بازار کشاورزان
وارد یک کافیشاپ محلی ،در نزدیکی دفتر مقتول شد
جایی که آقای باندرانت رو در حال گرفتن یک لیوان قهوه دید
شواهد نشون میده که متهم ،بعدش کافیشاپ رو ترک کرده
با عجله به پارکینگ دفتر باندرانت ،رفته و پشت یه ستون پنهان شده
با اطلاع از این موضوع که اون به زودی به اونجا میره
،اونجا، متهم منتظر اون موند
و یک جفت دستکش پوشیده بود تا مطمئن بشه که هیچ اثر انگشتی از خودش باقی نذاشته
و وقتی آقای باندرانت بالاخره رسید ،و از ماشینش پیاده شد
،اون وحشیانه از پشت سر به اون حمله کرد
و با یه جسم سخت به بالای سر اون ضربه میزد
به معنای واقعی اون رو تا سر حد مرگ کتک زد
شواهد نشون میدن که چطور متهم ،از آقای باندرانت متنفر بوده
،چطور اون رو تعقیب کرد
و اینکه چطور در روز قتل، متهم با انگیزه
و وسیله و فرصتی برای کشتن وارد پارکینگ مقتول شده
بهت گفتم نمیتونم مدام این کار رو بکنم
No comments yet. Be the first to leave one.