The first 200 lines.
سون هوی نمی خواد نام خانوادگی یون سو رو عوض کنه؟
مگه خبر نداره بعدا یون سو از چه مشکاتی
بخاطر نام خانوادگیش رنج می بره؟
درسته من نمی دونم اون چرا اینقدر لجبازه
اون اصلا احساس نداره
مادر یون سو چند سالشه؟
یون سو؟ 24 سالشه
تازه اول راهه مگه نه؟
بیست و چهار
بنابر این اون سال 92 به دنیا اومده
= قسمت 11 =-
یون سو
بله ، چیه؟
چیه؟ چیزی می خواین بگین؟
نه داشتم فکر می کردم چیکار می کنی
...اوه
برای مصاحبه دو روز دیگه آماده می شم
...می بینم
مامان ، بی دلیل پرسیدی؟
حقیقتُ به یون سو بگو
چیه؟ مشکلی پیش اومده؟
نه چیزی نیست
باید برم لباسهای شسته رو پهن کنم
به چی فکر می کنی؟
چیزی نیست
حالت خوب نیست؟
مریض نمی شم ، خوشحالت کنم
...اوه پسر
چطوری می تونی اینو بگی
اوه ، آره
تو تازگی ها به یه کنسرت گرون رفتی
نمی دونستم تازگی ها اینقدر دوست داری
که یه ردیف وی.ای.پی رو پر می کنین
...خب
خانم لی خواهش کرد منو ببینه
و جز این کار راهی نداشتم
تو اونو نمی شناسی؟
نه که من خیلی خوشم میاد اینکارو بکنم
اوه راستی نوه بزرگش خیلی دوست داشتنیه
کی؟ یون سو؟
بله اون دختر
هان یون سو بود؟
اون خیلی مهربون بود
نمی دونم به کی رفته
اصلا شبیه سون هوی نیست
شکل سانگ جونم نیست
اون شب که رفته بودیم نوشیدنی خوردم
جی وان شما رو رسوند خونه؟
اونو که گاز نگرفتی؟
همچین اتفاقی نیفتاد
حتما نمی دوسنته که سعی کردبهت کمک کنه
حتما گازش گرفتی
فکر کردین من سگم؟
گازش گرفته - گرفته -
جی وان
بـله؟
اون گازت گرفت ، نگرفت؟
من که بهت گفتم فقط از دور نگاش کن
نه گازم نگرفت
نگرفت؟
واقعا؟
بله ، فقط دیدم که رفت خونه اش
و یه راست وارد خونه شد
من بهت یه شام بدهکار شدم
تو واقعا منو گاز نگرفتی
بازم می خوام برات شام بخرم
می تونیم در موردش بعدا حرف بزنیم
مسابقه درام نویسنده جدید
برنده نشدم
بفرما
اوه ...تو باید بیشتر روی کارت تمرکز می کردی
تو لازم نیست بنویسی
من سعی می کنم به یه مرکز آموزشی برم
برای همین می خوام نظر شمارو بدونم
بذارش اونجا بعدا می خونمش
ناهار اومد
این واقعا غذاست ؟
من دیگه حالم ازش بهم می خوره
ما همیشه داریم همین چرت و پرت ها رو می خوریم
بدش به من
می خونم برات میارمش
اوه باشه
مادر :هان سون هوی خواهر:هان یون سو
منشی لی رو بگو بیاد
بیا تو
شما فردستادین دنبالم؟
برام یه سری اطاعات
در مورد هان سون هی و دخترش بیار
خانم جونگ ، چه عجب ما شما رو دیدیم
من کارم خیلی زیاده
برای همین وقت آزاد ندارم
خانم جونگ ، شما مثل مجردها می مونین؟
چر باز حلقه دستتون نیست؟
می دونم
من اون روز خیلی حسودیم شد
برای همین از شوهرم خواستم اینو برام بگیره
منم همینطور
اوه ، دارین منو خجالت می دین
شوهر من گاهی احمقانه رفتار می کنه
طوری که منو خجالت زده می کنه
احمقانه؟ ولی باعث حسادت همه می شه
درسته
منم
خوشمزه است
آه بله خانم
جناب وزیر حالشون خوبه؟
خیلی بدشد
امروز من یه قرار ملاقات مهم دارم
ببخشید؟
وزیر ازم می خواد؟
چیکار می تونم بکنم؟
من نمی تونم بیام
...اجازه بدین بهش فکر کنم
!آخ !پـدر
!پـدر
حالا دیگه واسه من وانمود می کنی
می خوای منو گول بزنی؟
دیگه نبینم تکرار بشه
چی شده؟
تو دیگه به کمک وزیر نیاز نداری
بخاطر توسعه کارخونه ات؟
به ، نیازی ندارم
تو الان توی تعطیلاتی
نمی خوای بری دیدن زنهای آقایون
خوشحالی ؟ - ایوای خیلی خوشحالم -
حالا که در تعطیلاتم
می شه اعتصاب کنم؟
من باید ارتباطم با اونها رو تموم کنم
تو نمی تونی
اگه این کارو بکنی به ضررت تموم می شه
اگه اینکارو بکنی دیگه فقط حلقه نیست
کارت های اعتباریت هم می گیرم
نمی تونی ؟
آخ دردم می گیره
!آخ
درد داره
!چطوری تونستی بذاری بفهمه
تو خیلی بی عرضه ای
من یه جای امن قایم کرده بودم
پدر حس ششم دیوانه کننده ای داره
ساکت باش همه اش تقصیر توئه
جانگ ته سو این جور موقع ها بو می کشه
! اون تکون نخورده
حالا می خوای چیکار کنی
پدرت خیلی در این مورد بی رحم ـه
شما گفتی که علاقه ای به کار نداری
اما کار تو برام مهمه
و الانم برای من درد سردرست کرده
مامان! اشتباه از استراتژی شماست
نمی دونی باید یه سلاح داشته باشی؟
نمی دونی که اسلحه زنها چیه؟
اشک زنها باعث شیرین شدنشون می شه
نمی تونی ازش استفاده کنی؟
مامان ، استراتژی شما زیاد قوی نیست
شما فقط یه ترفند سیاسی داری
شما باید یه چیز دیگه ام داشته باشی
تا بتونی سلاقش بزنی
چی
درسته دو منو به این روز انداختی
چطوری جرات می کنی همچین کاری ازم بخوای؟
مامان لطفا
می خوای آبروی من جلوی همه بره
که چیه می خوام جلوش شیرین باشم
مامان لطفا ! درد داره
برای چی همیشه با کتاب منو می زنی
دلم می خواد تمام کتابهارو بریزم دور
ایوای از این
آقای جی وان اگه در دوران چوسان به دنیا اومده بودین
اونوقت می تونستین یه محقق بشین
ببخشید؟
می خواید همینطوری ساکت باشین
تا نشون بدین چقدر خوب تربیت شدین؟
همینطور به نظر میاین
شما هیچ وقت اون روی خودتون رو نشون ندادین
شما رو خوب نمی شه شناخت می دونین؟
شمام همیشه اینقدر رک هستین؟
ضرر رک بودن کمتر از باملاحظه بودنه
و ملاحظه کاری توی محل کار فایده نداره
نوش جون - نوش جون -
کاملا مشخصه که تربیت خانوادگیت خوب بوده
درسته کارشون خوب بوده
نمی خوام مردم بگن
بخاطر نداشتن پدر بی ادب بزرگ شده
مادرم با عشق منو بزرگ کرده
برای همین دلم نمی خواست اینو بشنوه
متاسفم
نمی دونستم که پدرت فوت کرده
اشکالی نداره
مادرم نذاشت من جای خالی پدرمو حس کنم
باید با مادرت خیلی نزدیک باشین
اما من زیادم پسر خوبی نیستم
اما فکر کنم مادرت مطمئنه که تو خیلی خوبی
داری منو اذیت می کنی؟
این اینجوری خوردنش خوشمزه تره
می خوای نشون بدی رفتارت رو بلد نیستی؟
فکر نکنم که شمام کسی باشی
که رفتار سر میز دیگران ناراحتت بکنه
خانم کیم یون جو
صبحونه خوردی؟
یونگ جو
No comments yet. Be the first to leave one.