The first 200 lines.
خیلیخُب، خیلی طول کشید بریم
این بیماری کاتاتونیک که بهش تظاهر میکنی رو من باور نمیکنم
پس فکر نکن با اینکارا گاردم رو پایین میارم
میدونم صدام رو میشنوی
وقتی باهات حرف میزنم به من نگاه کن
!گفتم من رو نگاه کن
لیدیا
حالش خوبه؟
خوبه. فقط داره نقش بازی میکنه
انگار خیلی تو نقشش غرق شده
دوزش رو سه میل کن
میخواد کاتاتونیک داشته باشه؟ یه کاری کن داشته باشه
شرمنده بابت اون لیدیا
اون آداب رفتار با بیمارانش خوب نیست
اما من میتونم خوب رفتار کنم
قول میدم خوب رفتار کنم
حالت خوبه، لیدیا؟
اوه
...شرمنده بابت اون. من
نتونستم رگت رو پیدا کنم
...باید
دوباره امتحان کنم
هوم
...من
فقط باید
یه رگ بزرگتر پیدا کنم
شرمنده لیدیا
اما درمانت تموم نشده
هنوز تموم نشده
!خواهش میکنم، باید بهشون بگم
قراره بمیرن
دوستام
همهشون قراره بمیرن
پـــدرام و مــانـــی بـا افـتـخـار تـقـديـم مـیکـنـنـد Mani Vampire - Pedi.Bi
" فصل پنجم - قسمت اول " " تاريخ ترجمه: 1394/04/09 "
تقدیم به سیندی گارسیا-پوزی
خیلیخُب، من دوتا اتاق خیلی خوب
توی شهر "میشن دستریکت" پیدا کردم اما خیلی گرون ان
دوتا هم توی هیث و اشبری پیدا کردم
اونا هم خیلی گرون ان
شهر برکلی چطور؟
مگه اونجا کلی دانشآموز زندگی نمیکنن؟
آره آره، نابهیل هم بد نیست
اما احتمالاً جیپ
اونجا نمیتونه خوب از سربالایی بالا بره
مگه جیپ رو هم میاری؟
تو که برنامه رو میدونی، باشه؟
هیچکس رو جا نمیذاریم، برنامه اینه
لیدیا که مشکلی نداره
وارد دانشگاه استنفورد بشه
کیرا هم تو فکر دانشگاه فلوریدا ـه
مالیا هم
خودش یه فکری میکنه، باشه
برنامهمون کامل و بینقصه
یا میتونیم صبر کنیم تا کالج شروع بشه
بعد یه فکری به حال جای زندگیمون بکنیم
من یه تصوراتی دارم رفیق، باشه؟
و تصورات خیلی زیبایی ان
تصوراتم رو خراب نکن
باشه، میتونیم ایستبی رو هم چک کنیم
میدونی، آخه هنوز اوکلند رو هم چک نکردم
حالت خوبه؟ داری ماه رو حس میکنی؟
نه، تو فکرم
تو فکر چی؟
سال آخر
سال آخر، بیخیال بابا اون که، اون که
چیزی نیست قراره خیلی آسون باشه
بیشتر شبیه یه چیزیه که یه زمانی دیتون بهم گفت
تا حالا چیزی از بازگشت به متوسط شنیدی؟
نه، گمون نکنم
اون همیشه این رو میگفت که بگه
زندگی همیشه خیلی خوب یا خیلی بد نمیمونه
میدونی، آخرسر همهچیز باید به حد وسط برگردن
خُب، راجع به چندماه اخیر فکر کن
همهچیز خوب بود، درسته؟
اما محشر نبود
آره، اما تو شش ماه اخیر هم کسی سعی نکرد بکُشدمون
درسته. یه مدتی هست که تو حد وسط قرار گرفتیم
و این یعنی بالأخره یه زمانی
کفهی ترازو باید به یه سمتی سنگین بشه
...اوضاع یا قراره دوباره خیلی خوب بشه
یا واقعاً بد بشه
فکر نمیکنی خیلی طول کشید؟
!آره بابا
هی. اینجا داریم صحبتای بزرگسالانه !انجام میدیم ها
باشه بابا، حالا دو سال ازم بزرگترید ها
منم مشکلی ندارم
فقط بذارید برم
قضیه این نیست که بهت اعتماد نداریم - قضیه اینه که "من" بهت اعتماد ندارم -
...اما آخرین باری که ماه کامل شد
همهاش یه اشتباه کوچیک بود
یه اشتباه کوچیک؟ یه ملت زنگ زدن کلانتری
و گزارش یه پسری که شبیه سگه
و داره تو خیابونای بیکونهیلز لخت میگرده رو دادن
این میشه یه اشتباه کوچیک؟
راستی چرا لخت بودی؟
اون شب خیلی گرم بود، باشه؟
بذارید برم
مطمئنی حالت خوبه؟
تکرار نمیشه
کاملاً کنترلت دست خودته؟
آره، کاملِ کامل
بله خانم، ظاهراً برق هم مشکل داره
یحتمل به خاطر طوفان اینطوری شده
!پریش
ژنراتور پشتیبان رو بررسی کن و مطمئن شو که سوخت کافی داره
...و پریش
!تلفن رو هم جواب بده
شش ماه
ششماه کنترل ترافیک شهری
حفاظت از ساختمون دادگستری احضاریه فرستادن برای مردم
و امروز هم یه بازبینی کامل
از قفسهی مدارک پلیس کردم
حالام پشت میز گیر افتادم
اونم وقتی که برقا قطع شده
یه تریلی چپ کرده
و از مرکز شهر گزارش تیراندازی میاد
نمیدونم چیکار کردم که دیگه بهم اعتماد نداری
اما باید تمام معاونهای کلانتری رو بفرستی اون بیرون
خیلیخُب، یه مأموریت برات دارم
شکایت از سروصدا؟ - آره -
یکی سروصدا میکنه
یکی هم ازش شکایت میکنه
برو بررسیاش کن
آهای؟
پلیس پاسگاه بیکونکونتی ام
کسی هست؟
!آهای
!هی هی، صدام رو میشنوی؟
خیلیخُب، الآن میام درت بیارم
الآن برمیگردم طاقت بیار
!اومدم، اومدم اگر میتونی یه کم برو عقب
گرگینه نیستی
اما یه چیزی هستی
یه موجود معمولی نیستی، معاون
اما منم نیستم
حداقلش امشب نیستم
اگه یه سؤالم رو جواب بدی میذارم زنده بمونی
اسکات مککال کجا ـست؟
تا حالا اسمش رو نشنیدم
مهمونیه؟ - نه بابا مهمونی کجا بود -
پس نصفهشب چه خبره اونجا؟ - باید بگیری بخوابی -
چرا دخترا نمیان؟
اونا میان اونجا میبینیمشون، باشه؟
دیگه هم انقدر سؤال نپرس، باشه؟
یه قضیهی مربوط به سال آخریها ـست
هروقت رفتی سال آخر خودت میفهمی
شما هم گوشیتون آنتن نمیده؟
اوه، چه مرگشه؟
بنزین تموم کردی؟ - نه مشکل برقشه -
احتمالاً دوباره دینام ـشه
اوه، چقدر لنت پیچیدی بهشون
شوخی کردم درستش میکنیم
میدونم
فقط به این خاطره که شب آخر تابستونه
واسه همین میخواستم که امشب همه اونجا باشن
خودمون رو میرسونیم
ابزار داری؟ - آره -
...بچهها
!بچهها
باشه، خواهشاً یه دقیقه فرصت بده
لیام، تو ماشین بمون، باشه؟
!نزدیک بودا - !آره ناموساً -
میشه حالا بریم؟
خیلیخُب، شروع میکنیم
همه یه جای خوب رو بگیرید
یادتون باشه با زور پاهاتون بالا ببریدش
قدرتتون از پاها میاد
یک دو سه
!پاهام قوی ان خُب
بابا، گوشی تو آنتن میده؟
نه، فکر کنم طوفان ارتباط برجهای مخابراتی رو قطع کرده
اوه
مشکلی پیش نمیاد
هروقت وقتش بشه میفهمیش
میخوای برات ماشین بگیرم؟
خودم گرفتم
شرمنده دیر کردیم
سلام
ممم
منم شرمندهام به خدا
شما یادتونه که من اسلحه دارم، درسته؟
کاملاً
چیه؟ - هنوز نفهمیدی؟ -
چی رو؟
قراره بهم ایمیل بزنن
قضیه راجع به مدرسه تو تابستونه؟
بهش گفتی؟
نه نگفتن، فقط گفتن تابستون باید بری مدرسه
چون مدیر گفته نمرههات خیلی خوب نبودن
و احتمالاً باید سال یازدهم رو دوباره تکرار کنی
باید میذاشتیم به درخت بسته بمونه
اسکات، اومدم خونه
اما باید دوباره سریع برگردم
بیمارستان گفته همه باید برگردن
!خُب، شام توی یخچاله
!هیچی تو یخچال نداریم
!پس واسهات پول میذارم از بیرون سفارش بدی
!پول هم ندارم
!یه چیزی بگیر بعداً پولش رو بهت میدم
No comments yet. Be the first to leave one.