The first 200 lines.
...کمکم
!کمکم کنید
...کسی این اطراف
نیست؟
= همه اینجا هستند =
همینطوره، هنوز بیهوشه
نتونستیم خانواده اش رو پیدا کنیم
مادرش اخیراً فوت کرده
پدرش هم تو خارج کار میکنه
بله، هیچ اثری از تجاوز جنسی
پیدا نکردیم
فقط شوکه شده
قبلاً یه سری گزارش از خشونت در مدرسه داده شده
اما گزارش جعلی بوده
تحقیقات بزودی شروع میشه
...تو اون مسیر
هیچ دوربین مدار بسته ای وجود نداره
احتمالش هست که همه اینها از پیش برنامه ریزی شده باشه؟
!ببخشید
!بیمار به هوش اومده
اسمت یو سویونه، درسته؟
هوش و حواست سرجاشه؟
من پلیسم
بیهوش پیدات کردن و آوردنت اینجا
چیزی یادت میاد؟
اون وقت شب
کی همراهت بود؟
داشتید چیکار میکردید؟
میتونی بهم بگی؟
!سویون
!سویون
شما پلیسید؟
بله
!حالا حالاها وقت دارید
این بچه تازه هوشیاریش رو به دست آورده
شما حق ندارید بدون اجازه قیم اش ازش بازجویی کنید
!این بچه هنوز هوش و حواسش سرجاش نیست
سویون، حالت خوبه؟
!نمیدونی چقدر نگرانت شدم
عذر میخوام
بعنوان معلمش خودتون رو کنترل کنید
چی گفتید؟
چرا خانواده ی مظنون رو
برداشتید آوردید پیش قربانی؟
!باورم نمیشه
!خانواده مظنونین؟
با کدوم دلیل و مدرک اسم خانواده مظنون میزارید روی ما؟
!هر کی ندونه فکر میکنه همه تقصیرا گردن ما بوده
اگر شما نقشی در این ماجرا نداشتید
پس چرا تشریف آوردید اینجا؟
!نمیخوایم این قضیه رو بچه هامون تاثیر منفی بزاره
!فکر کردید دست رو دست میزاریم؟
چه گناهکار باشید، چه نه
!ما باید به این مسئله رسیدگی کنیم
این دخترای شما بودن که آوردنش اینجا
همه چیز در دوربینهای مدار بسته ضبط شده
!متوجهید؟
!اونها حتی رفتن سمت کوه
!خب که چی
داشتن با هم میرفتن سمت خونه
و آخرش هر کی راه خودشو گرفته رفته
!که اینطور
اونا بهش زنگ زدن
!ساعت 2 صبح، کله سحر
تو اون تاریکی میرفتن سمت کوه؟
!دیگه کافیه
اگر اشتباهی هم از این بچه ها سر زده
بردارید زنگ بزنید به مامان باباش
خودمون یه جوری مسئله رو بین خودمون حل میکنیم
...حالا چرا پای بچه ها رو
!سرکار خانم
الان وضعیت این بچه براتون مسخره میاد؟
میخوام بخوابم
میتونی خوب غذا بخوری؟
!اگر هرگونه مشکلی داری، بهم بگو
...مثلا
نصف شب که از خواب نمیپری؟
...بعدش دیگه هیچ حرفی نزد
شاید دچار فراموشی شده باشه
...بنظر مشکلش روانیه
بهش میگن *آفازی
میدونستم همینطور میشه
ممنون بابت زحماتت، معلم لی
!هنوز هیچ گزارشی به دست پلیس نرسیده
حتی هیچ گزارشی از اعمال خشونت !از طرف قربانیان داده نشده
ممکنه این قضیه
...همینجا
!حتماً خیلی شوکه شدی
!خودتو جمع و جور کن
اگر اتفاق مشابه دیگری بیفته
!اعتبار مدرسه ما زیر سوال میره
اگر این اتفاق بیفته
کی بیشتر از همه بابتش اذیت میشه؟
احتمالاً اون بچه ها، موافق نیستی؟
اگر یک دانش آموز سابقه کیفری پیدا کنه
!در ورود به دانشگاه دچار مشکل خواهد شد
!اینطور زندگیشون به گند کشیده خواهد شد
!معلم لی
!بخاطر همه این بچه ها
...بخاطر بچه هامونم که شده
...گفتی هرگز چهره پدرش
رو ندیده؟
بله
...اما
!باباش خیلی حرف نزد
بخاطر همین تصمیم گرفتم برگردم
همین که رسیدم کُره، بهتون زنگ میزنم
میتونستی با یه زنگ قالشو بکنی
!چرا خودتو به دردسر انداختی رفتی اونجا؟
!همش همین؟
وقتی هیچ اهمیتی برای پدرش نداره !چه کاری از دست ما برمیاد؟
!آیگو
!سرزنشش نمیکنم
در هر حال
!این پرونده قراره به یه تیم دیگه محوّل بشه قربان
!بیخودی این همه راهو کوبیدم اومدم اینجا
!دلت میخواد بمیری؟
!معلومه که خیلی ضعیفی
...فکر کردی اگه بمیری
!قراره زندگی دیگه ای رو تجربه کنی؟
باهات شوخی ندارم
!آخه مردم با این فکر، اینکارُ میکنن
اسمم کانگ ایل یونگه مشاورم
تو چی؟
اگر نمیخوای حرف بزنی
میخوای من شروع کنم؟
یو سویون شانزده ساله
احتمالاً
قبل اینکه 17 سالت بشه
!غزلو میخونی؟
!پیشونی قشنگی داری
!حیفه که مدام صدمه ببینی
اومدم اینجا چون پلیس نتونست این پرونده رو حل کنه
شنیدم
...همکلاسیات برات شاخ و شونه میکشیدن
از کِی شروع شد؟
...همیشه میبردنت سمت کوهستان یا
بار اولت بود؟
!عیبی نداره
!همه چی عین روز روشنه
ضرب و شتم
کشیدن روی زمین
و باز ضرب و شتم
!از اینکه عاجزانه تقاضای کمک میکردی، لذت میبردن
...حتی
!لباساتو از تنت درآوردن
!برو بیرون
!دست آخر به حرف اومدی
!گفتم برو بیرون
!برو بیرون
!پس نمیر
!منتظرم بمون
!باز هم برمیگردم
!پس نمیر
!منتظرم بمون
!باز هم برمیگردم
!حالت خوب شده
!فکر کردم داری غزلو میخونی
از چیزی که فکر میکردم
!قوی تری
!اینو واسه تو آوردم
!فکر کردم ممکنه لازمت بشه
من اگه جای تو بودم !از خجالت آب میشدم میرفتم زمین
!بیا تا انتقالیت جور شه، خودمونی تر باشیم
کار احمقانه ای مثل گزارش دادن به پلیس
!ازت سر نزنه
شنیدم اون بابا جونت با پلیس حرف زده
!حتی پشیزی براش ارزش نداری
!چرا همونجا تموم نکردی بره؟
!لباساتو عوض کردی
!سویون، امیدوارم زودی حالت خوب شه
حاضر شدی؟
...اگر از تنهایی میترسی، میتونم بیام
چرا اینطور رفتار میکیند؟
با خودم فکر کردم شاید بهم
!احتیاج داشته باشی
!اگه احتیاج نداشته باشم چی؟
واقعاً اینطوره؟
...اون
!ایش
!چه مرگشه؟
به چی زل زدی؟
!یو جونگ یون
...تو
!هنوزم زنده ای
!این چه مرگشه؟ ایش
...کیم جونگ هی
مگه نه؟
...اسم مامانمون
...اون خونه ی اون پایین
!منم سویون
!به من چه! گمشو برو
!ما دوقلوییم
...مامان
وقتی از بابا طلاق گرفت
!خبر نداشت که بارداره
پیش خودم فکر میکردم
!ازَمون محافظت میکنه
...اما
وقتی 4 سالم شد
No comments yet. Be the first to leave one.