The first 200 lines.
گرگ به خودش گفت ، عجب موجودِ خوشمزه اي " " ... عجب لقمهِ چاق و چِلِه اي
کتاب برادران "گريم" - سال 1812
هنک" ... داري چيکار ميکني ؟"
دارم تجهيزات جديد رو امتحان ميکنم و از تو . وقتي که جوون و معصومي ، عکس ميگيرم
. اوه ... من فقط يه بار ازدواج ميکنم ، نه چهار بار
از اون آدمايي هستي که با خوبي و خوشي زندگي ميکنن ؟ - . آره -
کارآگاه ، داري به چي نگاه ميکني ؟ . تو همين الان يه حلقه خريدي
. من اونو دارم نگاه نميکنم
... بيخيال ، بهم ضد حال نزن - ، نه ، مارکِ لباسش "آرماني"ـه -
ميرونه BMW ، حقوقش شش رقميه
. و داره عاشقِ مافوقش تويِ اتحاديهِ وکلا ميشه
. "فقط دردسره "هنک - چرا مثلِ بقيهِ ما به باسنش نگاه نميکني ؟ -
. نميتونم - . بيا "نيک" . يه مورد پيش اومده -
. يه دونده بهم اطلاع داد
. اومد پيشم و بهم گفت که چيزِ بدي ديده
... نميدونستم دربارهِ چي داره حرف ميزنه
. تا اينکه اينو بهم نشون داد
. بقيهِ بدنش خارج از مسير ، پخش شده
خب ، پس از کجا ميدوني که يه دختره ؟ - . بخاطرِ اين -
. کتونيِ نايکِ زنونه
چجور حيووني ميتونه اينکارو بکنه ؟ - . معمولاَ از روي ردپا ميتونيم مشخص کنيم -
يه خرس ، يوزپلنگ ، گرگ ... ؟ - خب ، کدومشون ؟ -
. اينجاست که موضوع جالب ميشه
. ما فقط همين رد رو پيدا کرديم
هي ، ما اينجا يه ردپا پيدا کرديم و ! ميخوايم که ضميمهِ پرونده بشه
! همين الان
. مشخص ميکنه که اين پرونده واسه شماست يا ما DNA آزمايش
اين مورد مثلِ حادثه اي که يک ماه پيش . تو آبشار "مانسون کريک" اتفاق افتاد ميمونه
. مثلِ همون ، يه دونده و يه گربه وحشي - . گربه وحشي که کفش نميپوشه -
چيزي ميشنوي ؟ - چي مثلاً ؟ -
. موزيک
. هنک" ، يه آيپاد اينجاست"
اين آهنگ چيه ؟
." رؤياهاي شيرين " - . واسه گروهِ "حرکات موزون"ـه -
. يکي از آهنگ هايِ خوبشونه
. نميدونستم که ميتوني آواز بخوني
، مشخص بشه DNA تا وقتي که نتايج . من ميرم دنبال حيووناي وحشي اي که تو اين منطقه هستن بگردم
. بهتره که تو فايل هايي که تو اداره نيست هم بگردي
. حتماً
بهتره که دوباره به اتفاقِ . آبشارِ " مانسون کريک " يه نگاهي بندازيم
. خيلي سرت شلوغ ميشه . من ميرم آيپاد رو واسه پيدا کردن اثر انگشت تحويل بدم
. الان ميام
ببخشيد "نيک" . فک کنم بايد امروز به خودم . کيسه هوا ميبستم
بيست و سه تا درنده تو شعاعِ . هشت کيلومتريِ صحنهِ جرم وجود داره
هيچکدومشون نميتونن به اون اندازه که امروز ديديم . وحشي بوده باشن
. يه خبر از گم شدن يه نفر به دستم رسيد
يه دانشجو که امروز صبح . واسه ورزش رفت بيرون و ديگه برنگشت
. اون صبح ساعت 7:30 رفت بيرون
، و من يخورده ترسيدم . چون هميشه ساعت 8:30 برميگشت
عکسي ازش دارين ؟
. تو موبايلم هست
ميدونين واسه ورزش چه نوع کفشي ميپوشيد ؟
. يه نايکِ صورتي
. باورش سخته که اين همون دختريه که امروز صبح ديديم
. سيلوي اُستر" ، کارتِ شناساييش همخوني داره"
. خب ، حداقل ميدونيم که کي هست . مرد ، اين ديگه چجور مُردنيه
. فقط اميدوارم که سريع اتفاق افتاده باشه
. بيا بريم
. آره . روزِ طولاني اي بود
! شبِ بزرگيه . "خرابش نکن "رومئو
جوليت" ؟"
! "خاله "ماري
کِي اومدي ؟
. سلام ! وقتي اومدم خونه ، اينجا بود
. ببخشيد که قبلش اطلاع ندادم
چي ، نميدونستي داره مياد ؟ - . ميخواستم زنگ بزنم -
بعضي وقتا ، ميخوام يه کاري بکنم . ولي فک ميکنم که قبلاً انجامش دادم
خب ؟ حالِت چطوره ؟
. مثلِ قبل حالم خوب نيست
اون داشت داستان هاي خنده داري از . زمانِ بَچِگيت برام تعريف ميکرد
همون قورباغهِ مُرده تو مايکرويو ؟
. به اضافهِ چيزايِ ديگه
! بيا بغلم کن
. بايد حرف بزنيم
خب ، چقدر وخيمه ؟
. دو ماه ، دو هفته و دو روز
. هيچکس نميدونه
. خب ، خيلي چيزاست که بايد بهت بگم
چرا زودتر نيومدي ؟
. نميتونستم
چرا ؟
. فقط بهم گوش کن
... چيزايي هست که تو نميدوني
. چيزايي که دربارهِ خونوادته
خونوادم ؟
! تو خونوادم هستي
جديداً چيزايِ عجيبي نميبيني ؟
چيزايي که توضيحي براشون نداري ؟
! اوه ... ميدونستم
همه اين اتفاقات دارن . سريعتر از اوني که فک ميکردم ميفته
، وقتي برام اتفاق افتاد ، منو گرفتار کرد . واسه يه هفته نتونستم راه برم
دربارهِ چي داري صحبت ميکني ؟
. بدبختيِ خونوادهِ ما داره به تو منتقل ميشه
. خيلي متأسفم
... ميدونم که "جوليت" رو دوست داري
، اما بايد رابطه ات رو باهاش قطع کني ! و هيچوقت ديگه نبايد ببينيش
. خيلي خطرناکه
چي ؟
! اوه ، خداي من
. اون اينجاست
کي ؟
. "هُلدا"
TVCenter کاري از تيم ترجمه « (Pedi.Bi) مترجم : پدرام »
کُشتيش ؟
. آره
. فک کردم از دستت دادم
. اونا دنبالم هستن
. اينو هيچوقت گم نکن
. با دل و جون ازش محافظت کن . اونا ميان دنبالش
. "نيک"
. پدر و مادرت تو تصادف نمردن
. اونا کُشته شدن
چي ؟
، نديدم که چي شد . فقط صداي شليک شنيدم و به 110 زنگ زدم
... خيلي سريع اتفاق افتاد . يهو اومد ، يه چيزي تو دستش بود
. "ميخواست منو بُکُشه "هنک . چاره اي نداشتم
. آروم باش
. تو برو بيمارستان ، اين با من
. اون گفت که ميشناسدش
. اسمش "هُلدا"ست
. اثرِ انگشتش رو چِک ميکنم
ميخواي باهات بيام ؟
. نه
. به محض اينکه تونستم ، ميام خونه - . باشه -
. دوستت دارم
. "آقايِ "بِرکارد
. اون الان بهوش اومده
تو ديديش ، نه ؟
. تو چهرهِ اصليِ "هُلدا" رو ديدي
. نميدونم چي ديدم
. يا اينکه چطور اونکارو کردي چه خبره ؟
. ما چيزايي رو ميتونيم ببينيم که بقيه نميتونن
وقتي کنترلشون رو از دست بدن ، نميتونن . خودشون رو مخفي کنن و ما چهرهِ واقعيشون رو ميبينيم
. ببين ، تو بايد استراحت کني
. اين يه افسانه نيست
. داستان ها واقعيت دارن
. چيزايي که نوشته شده ، واقعاً اتفاق افتادن
. تو يکي از آخرين "گريم"ها هستي
. ميدونم که باورش سخته
، و کاش که وقتِ بيشتري داشتم . اما همه چيز تو کابينِ من هست
. عزيزم ، خيلي چيزاست که تو هنوز نميدوني
ببين ، چيزي که دربارهِ پدر و مادرم گفتي چي ؟
. اونا الان آسيب پذير هستن . بايد مراقب باشي
. هيچوقت چيزي که بهت دادم رو گم نکن
. "معذرت ميخوام آقاي "بِرکارد
. فردا ميتونين دوباره ببينينش
. "هي "نيک
ترجمش کردي ؟
. آره
. " يعني " دروگرِ گريم ها
. به اون رفيقت ، "هُلدا" ميخوره
. صبر کن بشنوي چي دربارش فهميدم
. هُلدا" اهلِ "بويز" از ايالتِ "آيداهو" بود" . اونجا بعنوانِ يه حسابدار کار ميکرد
، اما اثر انگشتش واسه آقاي "ليندو" از "شيکاگو" بود
. که به جرمِ حمله ، تجاوز و قتل تحتِ تعقيب بود
اما مدارکي هست که نشون ميده يکي . با همون مشخصات ، تويِ "فلوريدا" و "آلاباما" بوده
اون به جرم حمله ، تجاوز و قتل تحت تعقيبه ؟
، عذاب وجدان نداشته باش ! اين يارو خلافکار بود
. "هي "نيک
. سروان ميخواد تو رو ببينه
چي ميخواد ؟
. فک کنم بزودي ميفهمي
اگه قرار بود به کسي شليک کني . مطمئن باش که آدم درستي رو انتخاب کردي
حالِت چطوره ؟ روبراهي ؟
. بله قربان
. اولين تيراندازي ، چيزِ کوچيکي نيست
. بايد بري پيشِ روانشناسِ پليس
. بله قربان
. حتماً اينکارو بکن
. يکم استراحت کن
از کِي تا حالا اينجايي ؟
. نتونستم بخوابم
اينا چي هستن ؟
. نميدونم
. بعداً ميام سراغشون
. ببخشيد ، بيا بريم بخوابيم
چند وقت با "ماري" زندگي کردي ؟
. از وقتي 12 ساله بودم ، واسم مثلِ يه مادر بود - بعد از مرگِ پدر و مادرت ؟ -
. آره
تو که تويِ اون کابين زندگي نميکردي ، نه ؟
. روحَمم ازش خبر نداشت
. عزيزم ، اون فقط يه گربه بود
. آره
. ما هم دنبالِ همين ميگرديم
، اگه با ردپا همخوني داشته باشه . خيلي به دردمون ميخوره . ممنونم
. به گزارشِ آزمايشگاه يه نگاهي بنداز . مهاجم مشخص نشده DNA هنوز
. هنوز نميدونيم کارِ انسانه يا حيوون - . يه سرنخ از اون کفش گير آورديم -
با توجه به گروهِ شبيه سازيمون . ما بايد دنبالِ اين نوع کفش بگرديم
. اون تويِ کُماست
، يه نوسان تويِ دستگاهِ ضربان قلب وجود داشت . اما فعلاً نميتونم چيزِ قطعي اي بهتون بگم
از کُما در مياد ؟
. نه ، فقط بايد صبر کنيم
از زخم ها خبر داشتين ؟
کدوم زخم ها ؟ - . خيلي هاشون مثلِ زخمِ چاقو ميمونن -
. تو همهِ بدنش هست
شغلش چي بود ؟
. کتابدار بود
. آره
. دارم ميام
. نميفهمم . اون قرار بود مستقيم بياد خونه
No comments yet. Be the first to leave one.