The first 200 lines.
مراسم تدفین اوویشی ماتسونو
پدر- پدربزرگ-
پدربزرگ داشت از ته قلب گریه میکرد
اولین باری بود که داشتم میدیدم داره اینطوری گریه میکنه
واسه اینه که پدربزرگ عاشق مادربزرگت بود
مادربزرگ واقعاً زندگی شادی داشت
اما مادربزرگ سختی های زیادی رو در جنگ تحمل کرد
مثلاً شوهر اولش زمانی که جزء نیروهای جنگی ویژه بود کشته شد
شوهر اولش؟
اولین باریه که دارم اینو میشنوم
جداً؟
یعنی چی؟
اون پدر بیولوژیکی منه
بله؟
واسه چی تا این وقت روز خوابیدی؟
واسه شخصی به سن و سال تو خوابیدن تا این موقع کار درستیه؟
!خفه شو چی میخوای؟
صحبت هامون در مورد شوهر اول مادر بزرگ یادت میاد؟
میخوای در موردش تحقیق کنی؟
!ما در موردش باهم صحبت کردیم دیگه
مامان هم میگه که کنجکاو این مساله شده
اون بخاطر این مساله سراغ من نمیاد چرا تو بجای من این کار رو نمیکنی
چی داری میگی ، زده به سرت؟
موضوع، پدر بزرگ واقعی ماست که در موردش داریم صحبت میکنیم
تو به این موضوع علاقمند نیستی؟
متاسفم
ولی نمی تونم علاقمند بشم
سال بعد شصتمین سالگرد پایان جنگ جهانی دومه
اگه رو این موضوع کار کنیم می تونیم حتی یه کتاب هم چاپ کنیم
گوش میدی؟
نمیخوام کارمو به خاطر تبدیل شدن به یه نویسنده آزاد از دست بدم
!خواهش میکنم کمکم کن
خوب کمکی که برات میکنم اینه که
خودت بری به تنهایی این کارو بکنی دیگه میخوام تلفنو قطع کنم
!صبر کن! صبر کن
من واسه این کار رو تو حساب میکنم
هنوز که هنوزه، من پدربزرگو میبینم که
داره کارهای غیرمفید انجام میده
مردم انتظار دارن که یه وکیل فرد مفیدتری در جامعه باشه
تو میخوای وکیل بشی؟
انتظارش میرفت که باشه
بعد از 4سال مردودی،میخوام در مورد
امتحان برای وکالت دوباره فکر کنم
فکر میکنم پشتکارم در این مورد ضعیف باشه
...فکر میکردم میتونم مثل پدربزرگ باشم
آره
کنتارو، میگم که
تو بخاطر پرس و جو اینجا نیومدی درسته؟
تو همونی بودی که میگفتی پدربزرگ ممکنه مخالفت کنه
پس زیاد نمیخوای تحقیق کنی
میخوای؟
اوه. آره
دوست ندارم مخفیانه در مورد این موضوع تحقیق کنم
نه
من ازت میخوام که تحقیق کنی
این مساله به شما هم مربوط میشه
میابه کیوزو در 1918 در توکیو متولد شد
و در 1934 به هواپیمایی نیروی دریایی ملحق شد
در سال 1945 در نبرد اوکیناوا کشته شد
اون هیچ وصیت نامه ای برجا نذاشته
اطلاعات اندکی از زندگیش وجود داره
در سال 1941 با مادربزرگ ازدواج کرد و سال بعدش مادرمون متولد شد
ولی زندگیشون 4سال فقط طول کشید
تو اون 4سال هم اکثراً اون تو جنگ بوده
موقعی که مرد 26 ساله بود
26؟
درست همسن تو
چی داری میگی؟
این غیرممکنه
بعد از گذشت 60 سال
خوندن دست نوشته ها غیرممکن میشه
منظورت چیه؟
...به تعدادی از هم دوره ای هاش ایمیل زدم و
ازشون خواستم اگه اطلاعاتی در مورد میابه کیوزو دارن واسم بفرستن
و اینم جواب هاشونه
اوه، اینهمه؟
آره
عذر میخوام جناب هاساگاوا، شما پدربزرگ منو میشناختید؟
آره میشناختم
خوب، ما میخوایم بدونیم که پدربزرگمون چه جور آدمی بوده
اون بزدل ترین آدم تو نیروی دریایی بود
چی؟
شخصی که فقط زندگی خودش براش اهمیت داشت
یعنی چی؟
خلاصه بگم
اون عقده زنده موندن داشت
ما خلبانها زندگیمونو بخاطر کشورمون فدا کردیم
اما این میابه کیوزو از همه ما متفاوت بود
بجای فکر کردن به پیروزی در جنگ بیشتر میخواست که زندگی خودشو حفظ کنه
حتی موقعی که من دستمو از دست دادم، هواپیمای اون بدون یه خراش سالم به مقصد برگشت
حتی یه گلوله هم بهش نخورد
در چنین جنگهای نامنظمی همچین چیزی غیرممکنه
اون شخص ماموریت های محوله رو انجام نمیداد
اون می رفت خودشو تو جاهای پرت پنهان میکرد
می بخشید ولی پدربزرگ من به عنوان یکی از افراد واحد نیروی ویژه جونشو از دست داد
یکم عجیبه که یه آدم ترسو
این شخصی باشه که میگی
حتماً دستور از مقامات بالا بوده و اون با ناراحتی دستور رو قبول کرده
چیزی شده؟
...مادر
تو در مورد پدربزرگ میابه پرس و جو کردی؟
آره
در مورد شخصیتش پرس و جو کردم
خوب؟
مادربزرگت فقط به من لبخند می زد و چیزی بهم نمیگفت
خوب دلیلش میتونه این بوده باشه که از ازدواجش راضی نبوده
ممکنه که پدربزرگ چندان آدم خوشنامی نبوده؟
که اینطور؟
نه، من گفتم ممکنه
ما داریم در مورد اون تحقیق می کنیم، این چیزها به دردمون نمیخوره
از اونجایی که اون هیچ موقع از پدربزرگ چیزی بهم نگفت، واسه خود منم سوال شده
اون مایه ننگ نیروی دریایی امپراتوری ژاپن شناخته شده بود
همیشه تو آسمونها در حال فرار از ماموریت بود
اون عامل قربانی شدن تعدادی از بمب افکن ها
بخاطر قصور در حفاظت از اونها بود
بریم
...درسته که پدربزرگ من
میابه یه نظامی ترسو بوده؟
از کجا اینو شنیدی؟
همه دارن میگن که اون مایه ننگ ارتش بوده
لطفاً پاشین از اینجا برین
چیزی واسه گفتن بهتون ندارم
صبر کن ببینم
بهت گفتم پاشو برو بیرون
برو در موردش تحقیق کن
اگه میابه ترسو بود پس واسه چی به واحد نیروی ویژه ملحق شد؟
میخوای دیگه ادامه ندی؟
از همون اول همه دوستاش حرفهای مشابهی رو درباره اش زدند
بزدل، ترسو، نامرد
و آخرسر هم همشون اونو مایه ننگ خطاب کردند
فکر میکردم دلیلی نداره که اونا گفتنی ها رو نگن ولی بجاش سرم داد کشیدند
چی داری میگی! ما داریم میریم تا یه نفر دیگه رو ببینیم
همین که گفتم، اینم آخرین باریه که دارم باهات میام
...وارث چنین شخصی بودن
"بزدل"
چیزی که اون پیرمردها در موردش میگن درسته
اما نمی تونه کمکی بکنه
اونها گروهبان جوخه رو بخاطر مهارتش در هدایت هواپیماهای جنگی تو دردسر انداختن
اون ماهر بود؟
اون ماهرترین ماهرها بود
اگه همچین فردی تو جوخه باشه
می تونه خطوط هوایی رو تا مقر دشمن هدایت کنه و همه اونها رو از بین ببره
با گریز در ارتفاع بلند برای دید بهتر
اما کاری که گروهبان انجام میداد فقط منحرف شدن از مسیر هوایی بود
،درست موقع شروع نبرد تو آسمون
اون ارتفاع میگرفت و میرفت از بالا نظاره میکرد
از وارد شدن به جنگ متنفر بود
و همون هم باعث بروز شایعات عنادورزانه علیه اش شد
شما چیزی در مورد جنگنده های زرو(هواپیما) می دونید؟
نه نمی دونم
...جنگنده های زرو
واقعاً هواپیماهای بزرگی هستن
اونها می تونند تند و تیز بچرخند و سرعت بگیرن
و خیلی خوب هم تسلیح میشن
خوشبختانه مسافت زیادی رو می تونن طی کنن
در اون زمان سایر هواپیماها فقط می تونستن چندصد کیلومتر پرواز کنن
اما زروها 1800 مایل یعنی در حدود سه هزار کیلومتر رو به راحتی پرواز میکردن
...وقتی که زروها با گروهبان جوخه جفت و جور شدند
اونها می تونستند بگن که تقریباً شکست ناپذیرند
اما بعدش
همشون دست به یکی کردن و شایعه درست کردن و گفتن که اون ترسوئه
من گمان کردم که اون واقعاً نمیتونه کمکی بکنه
شماره 66 چرخها آماده،قلاب آماده
در حال نشستن
شماره 66 در حال نشستن
اون داره میاد، داره میاد
اینهاش
فرود روی کشتی با فرودی که موقع آموزش دیدن روی زمین داشتیم متفاوته
فرود روی دریای پرتلاطم مثل راندن یه اسب وحشی میمونه
شماره 68 چرخها آماده،قلاب آماده در حال فرود
شماره 68 فرود میاد
!نشست
!این شاهکاره
این شماره دوازدهه
شما قبلاً رو کشتی دیگه ای فرود اومدید؟
نه، این اولین فرود منه
ولی خلبان قبلی رو دنبال کردم و یاد گرفتم و تونستم فرود بیام
سرگروهبان میابه کیوزو هستم لطفاً هوای منو داشته باشید
من سرباز یکم نیروی دریایی ایزاکی هستم
اگه بخوای مهارتهای این یارو رو تحسین کنی ممکنه بعداً پشیمون بشی
اون ترسوترین فرد تو نیروی دریایی ژاپنه
تکیه کلامش هم اینه که زندگیت رو عزیز بدار
بعد از اون موقع تمرینات شدیدی رو پشت سر گذاشتیم
هیچ استراحتی حتی در روزهای شنبه و یکشنبه نداشتیم
در یک مقطع زمانی توانایی هواپیمائی ناوهای ما
بدون شک در دنیا بی نظیر بود
برای اینکه ما بهترین جنگنده ها رو در اختیار داشتیم
که با بهترین خلبانها جفت و جور شده بودند
و بالاتر از همه اینها توانایی گروهبانهای جوخه بود
که حتی بهتر از سایر گروهها بودند
و هیچ مانوری که چنین مهارتهایی در اون امتحان بشه بوجود نیامد
جنگ اقیانوس آرام
با حمله به بندر پرل هاربر شروع شد
!جنگنده ها در حال اماده باش
سریعتر! سریعتر
بعد از ترک ساحل باربر می تونیم جزیره فورد رو ببینیم
ما به سمت ناوهای جنگی که بیکار بودند پیشروی کردیم
،و واحد نیروی ویژه متعلق به هواپیمایی ناو حمله قابل تحسینی رو انجام داد
بمبها رو یکی بعد از دیگری انداختیم به سمتشون
ما واقعاً انفجار ناو یو اس اس آریزونا رو دیدیم
No comments yet. Be the first to leave one.