The first 200 lines.
« امپایر بـست تی وی در تلگرام و اینستاگرام و توئـیـتـر » .::@EmpireBestTV::.
همهچی خوبه؟
اومدی من، یه دوشیزه درمانده، رو نجات بدی؟
انگار خودت از پسش بر اومدی.
بابام خوب بهت یاد داد.
جوش آورده بود.
البته این هم بهم یاد داده بود که تنهایی نیام توی بیابون،
حیوونهای وحشی زیادی این دور و اطراف هست.
آره، مقصدت کجاـه؟
هیججا، یه جایی.
نمیدونم.
فقط لازم داشتم از جایی که بودم، بزنم بیرون.
رابطه بد.
حداقل ماشین رو گرفتم.
آره، به قیافت میخورد پورشه یا بیامدابلیو داشته باشی.
خب، میدونی که از قدیم چی میگن.
نه، چی میگن؟
کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکن.
هوم.
خیلی خب، فقط باید یه نگاه
به گواهینامه و مدارکت بندازم.
باشه.
این جا منطقه خوبی برای خراب شدن ماشین نیست.
نزدیک مرزیم و کایوت زیاده.
البته منظورم حیوون نیست،
امروز جایی برای یه زن تنها نیست.
ممنون.
هی، سیگار داری؟
الان برای یه نخ سیگار حاضرم آدم بکشم.
آره.
- ممنون. - خواهش میکنم.
- روشن شد. - هوم.
اوه.
- ممنون. - خواهش میکنم.
تو رابطهای؟
آره، تقریباً جدیده.
اونم پلیسه؟
آره، یه پلیس جدید تو شهره.
عشق در نگاه اول بود؟
بیشتر شهوت در نگاه اول بود.
خیلی خب، فقط لازم دارم که یه گواهینامهـت رو توی سیستم بررسی کنم
و بعد میتونی بری.
این اتوموبیل مرجوری ینکی بیکر ساموئل 7
به نام یه جان واتسون به آدرس خیابون 432 غربی،
در شهر لس آنجلس، کالیفرنیا با شماره پلاک 90013 میباشد.
فیلم سینمایی «مرگی لب مرز»
225.
متاسفم.
کمک نیاز داری؟
نه، ممنون، مشکلی نیست.
محض اطلاع میگم، یه خانم خوشگل نباید این بیرون،
تنها توی بیابون باشه.
فکر نکنم مشکلی پیش بیاد.
داشتم فکر میکردم شاید بتونیم همدیگه رو یکم بشناسیم
و با همدیگه خوش بگذرونیم.
لازم نیست بری جایی؟
عجلهای ندارم.
علاقه ندارم.
بیخیال.
نه، نه، نه، بیا این جا.
کلید رو در بیار.
بازش کن.
باز کن و برو تو.
از کامیون بیا بیرون، دختر سفید.
بهخاطر شغلی که دارم، خیلی لذت میبرم.
قراره با همدیگه یکم خوش بگذرونیم، پیر زن، و اگه مقاومت کنی،
به اون دختر کوچولوها شلیک میکنم.
هر موقع بخوام میتونم باز هم از مثلشون پیدا کنم.
بعضیها جوون دوست دارن.
اما من،
من حال میکنم یکم پیر باشه.
خم شو.
دوست دارم این طور بالا بیام.
شورتت رو در بیار.
آرومتر.
خم شو.
کدومتون از همه بزرگتره.
بیا کمکم.
بیا.
ببخشید، تو انگلیسی حرف میزنی؟
اه.
اسمت چیه؟
ماریا؟
ماریا، میتونی رانندگی کنی؟
اه، آره ولی خوب نه.
باشه، سر جسدش بهم کمک کن، باشه؟
باشه.
ام.
خیلی خب، کامیون رو به این آدرس ببر.
سراغ ادل رو بگیر.
بهش بگو که مدی تو رو فرستاده.
بهت کمک میکنه، و بهش بگو که تو اولین فرصت
از شر کامیون خلاص بشه.
الان حرکت کن و تا به اون جا نرسیدی، ایست نکن.
سلام، جان.
هی چی شده، چه خبره؟
کلیدها رو بده بهم.
کلیدهات رو بده بهم.
اسلحهـت رو هم بده بهم.
کجاست؟
چی... چی... چی شد، این جا چه خبر شده؟
اسلحه، جان.
فقط آروم باش.
- آروم بگیر. - اسلحه رو بده، بهم نگو
که چی کار کنم.
بزن بریم.
فقط...فقط، هی.
با من بیا.
از این سمت.
داریم کجا میریم؟
میبینی.
به اندازه کافی دور شدی.
داری چه غلطی میکنی؟
نه، تو داری چه غلطی میکنی، جان؟
میدونی الان فاتحه جفتمون خوندهـست، درسته؟
کفشهات رو در بیار.
چی؟
در بیارشون.
مدی، چه مرگته؟
در بیار.
باشه، باشه.
فکر کردی میتونی از زیر بار مسئولیت این کارت فرار کنی؟
نمیتونی فرار کنی، مدی.
من رو میکشن.
بعدش، میان دنبال تو میگردن.
میتونیم با هم حلش کنیم.
متاسفم، مدی.
میدونم بهت صدمه زدم.
اما من هنوز دوست دارم.
چند دفعه این حرفت رو شنیدم؟
کاری که با من کردی به اندازه کافی، بد بود اما کاری که با این دخترها کردی...
چه مرگت شد، جان؟
به آدمهای زیادی کلی پول بدهکارم.
کار این قمار تخمیه.
من رو میکشن، مدی.
شروع کردم به لطف کردن
و کمک به مردم برای عبور از مرز،
هموار کردن مسیر و اونها برای این کار بهم پول میدن.
و بعدش بزرگتر و بزرگتر شد،
و الان تبدیل به این قاچاق انسان شده.
روحم خبر نداره چه طور پام به این جا کشیده شد، مدی.
نمیدونم چه طور انقدر تو عمقش رفتم ولی الان بهت نیاز دارم.
لطفاً، لطفاً الان تنهام نذار.
هنوز دوست دارم.
میتونیم شروع تازهای داشته باشیم.
و... و روهاندا؟
بعد از این که بچه رو از دست دادی...
نه، خفه شو.
فقط خفه شو.
تکون نخور.
بهت شلیک میکنم.
بشین رو زانوت.
مدی، بیخیال.
بشین رو زانوت.
همین جا بمون.
تکون نخور.
مدی، داری چی کار میکنی؟
چه غلطی...؟
وای، لعنتی.
[اینها یادگاریهای جان من وقتی که عصبیش میکردمـه.]
این جا چه خبر شده؟
[این کارهای پلیسی که جان انجام میده و کلی آدم بهش کمک میکنن، از جمله جان تو.]
[20 قدم به سمت جنوب و 20 قدم به سمت غرب برو.]
کارآگاه.
میتونی من رو جان صدا کنی.
باشه.
خب کی میتونم پیشنهادت راجع به این که شهر دوست داشتنی
و کوچکتون رو نشونم بدی رو قبول کنم؟
خب، همین الان کارم برای شیو رو دارم تموم میکنم.
تکیلا دوست داری؟
آره.
چرا یه زن زیبایی مثل تو توی همچین شهر کوچکی
داره تنها و مجرد زندگی میکنه؟
اوه.
میتونم منم این جمله رو بهت بگم،
البته نه این که زیبا باشی.
خب، تو هستی.
ام، یه بار ازدواج کردم،
اما بهخاطر سرطان فوت کرد.
وای، متاسفم بابتش.
ممنون.
قبل از این که بیمار بشه، از همدیگه طلاق گرفته بودیم.
اما هنوز در ارتباط بودیم.
از دبیرستان با همدیگه تو رابطه بودیم.
بهم خیانت کرد، برای همین باید ولش میکردم.
تو این شهر هم بزرگ شم، پس...
اونم پلیس بود؟
نه، نجار بود.
تو چی؟
من؟
آره.
منم طلاق گرفتم.
و منم با عشق بچگیم بودم،
اما با شغلم ازدواج کرده بودم.
میدونی که چه طوریه.
و اون زیاد به شغلم علاقه نداشت.
آره.
صحبت از گذشته کافیه.
بیا به سلامتی
No comments yet. Be the first to leave one.