Specials

Release info

백일의 낭군님 100 Days My Prince E08 Per Sub (شوهر صد روزه)
A Commentary by EXO_Silver_Ocean_Team
@exo_persian_sub

Tags

other
Published on: 2018-10-03
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

... راستش ، وون دوک

اسم واقعیش نیست

پس

اون کیه؟

... اونشو

نمیدونم

شما گذاشتین من با مردی که هیچی درموردش نمیدونین ازدواج کنم؟

همش واسه نجات خودت بود، تنها چیزی بود که به ذهنم رسید

... فکر کردم این کار بهتر از

تا سر حد مرگ کتک خوردن یا صیغه شدنه

کجا داری میری؟- باید بهش بگم که-

وون دوک نیست

هونگ شیم

نمیشه همینطوری زندگیمونو بکنیم؟

درسته یه مشکلایی درست کرده ولی هنوزم باهوش و پاک و نجیبه

اینطوری که من میبینم، خیلی مناسب توئه

چطوری میتونین همچین حرفی بزنین؟

از کجا معلوم، شاید نجیب زاده باشه

حتما خانواده اش دارن دنبالش میگردن

نه، اون تقریبا مرده بود

خودم از مرگ نجاتش دادم

اگه به خاطر من نبود اون آدم الان مرده بود

... پس، واسه همین گذاشتین به عنوان وون دوک زندگی کنه

حتی وقتی میدونین وون دوک نیست؟

من نمیتونم همچین کاری بکنم

هونگ شیم- پدر-

... من! هیچوقت ازتون ناامید نشده بودم

تو کل زندگیم حتی یه بارم این اتفاق نیفتاد

... ولی

این دفعه دیگه اینطوری نیست

یه نفر تیر پرتاب کرد نه؟

فکر کنم ارباب پارک باز از رو لجش این آدم کشا رو فرستاده

باید برم به بازرس سلطنتی بگم

نباید خیلی دور شده باشه- الان نباید از جامون تکون بخوریم-

... هنوز نمیدونیم چند نفرو فرستاده

یا اینکه چندتا تیر با خودشون دارن

من سرشونو گرم میکنم

تو همینجا بمون و از جات تکون نخور

نرو

همینجا پیش من بمون

شاهزاده خانم حامله اس؟

این واقعیت داره؟

مدتی میشه که ایشون این موضوع رو فهمیدن

ولی نمیخواستن بقیه بفهمن

این روزا زیاد حالشون خوب نیست

... به نظر میاد که نگرانن و

میترسن سقط جنین داشته باشن

...ممکنه

به خاطر نفرین ملکه باشه؟

...طلسمی که به قصد خونریزی و سیاه بختی نوشته بشه

باعث از بین رفتن خون سلطنتی میشه

اعلیحضرت

ما نباید به این راحتی از روی این واقعه شیطانی بگذریم

این مسئله میتونه مایه ننگ نسل های آینده باشه

...واسه همین شما نباید هیچ نقطه ضعفی رو در دوره سلطنتتون به جا بذارین

با خلع کردن ملکه و شاهزاده سوون این مشکل حل میشه

تو همچین روز فرخنده ای

بهتره که مراقب ثبات شاهزاده خانم باشین

چطوره که طبیب سلطنتی رو بفرستین تا ایشونو معاینه کنن؟

باشه همین کارو بکنیم

ممنون از سخاوت بی حدتون اعلیحضرت

اما مطابق اشعار باستانی

اگر پادشاهی نتونه حمایت مردمش رو به دست بیاره

حق پادشاهیش رو از دست میده

به خاطر همین، اون دیگه پادشاه نخواهد بود

میخواین چه چیزی از دست بدین

و چه چیزی به دست بیارین؟

حتی برای اخراج همسرم از قصر

باید روند قوانین و ضوابط طی بشه

... چطور میتونم با این سرعت تصمیم بگیرم

و یه شبه ملکه این کشور رو خلع کنم؟

یکم بهم زمان بدین

طول میکشه تا حمایت مردمو بدست بیارین

ولی از دست دادنش فقط تو یه لحظه اتفاق میفته

... لطفا

در اسرع وقت با این موضوع موافقت کنین

متوجه شدم

... چطوره تو کوه موک میوک آتش به پا کنیم

و یه مدتی روی این اوضاع سرپوش بذاریم؟

داری میگی انقد راحت رو این مسئله سرپوش بذاریم؟

اگه این کارو بکنیم، اونا خشمگین تر میشن

و ملکه رو مسئول این اتفاقات میدونن

... حالا شاهزاده خانم

... واقعا از

ولیعهد مرحوم بارداره؟

همه اینو میدونن که زندگی زناشوییشون تو شرایط خوبی نبود

... شما ممکنه به مرگ محکوم بشین

به جای صحبت کردن در مورد این مسئله

لطفا به خودتون بیاین

اگه به خاطر اون بازرس سلطنتی نبود این اتفاقا نمیفتاد

چطور تونست اون طلسمو پیدا کنه؟

تو حتی عرضه کنترل کردن اعضای خانواده ات و هم نداری؟

معذرت میخوام

فکر میکنی با یه معذرت خواهی میشه این اوضاع رو جمع کرد؟

اینطوری نمیشه

باید همین الان برم پادشاه و ببینم

با اون لباسا نمیشه

اگه میخواین برین بیرون، با لباسای سفید برین

قبل از اینکه منو بکشی یه چیزی بده بخورم

... بدترین مرگ تو دنیا

از گرسنگی مردنه

میخوام بیای باهام روبه رو بشی

و تر و تمیز منو بکشی

فکر میکردم خیلی آدم باهوشیم

ولی این دفعه اشتباه کردم

میخوای واسه پیدا کردن اون طلسم منو بکشی؟

اگه میخواستم بکشمت که قبلا این کارو میکردم

... میدونی با بلند پروازی هات

باعث چه اتفاقاتی شدی؟

کاملا قابل پیش بینیه

انگار ملکه قراره به زودی خلع بشه، اینطور نیست؟

وزیر اعظم ازت سو استفاده کرد

... تو هم عملا طعمه وزیر اعظم شدی

اونم که دنبال یه فرصت بود تا ملکه رو خلع کنه

به هرحال که مردم میفهمن

... کی پشت توطئه قتل ولیعهد بوده

این قتل به دستور ملکه اتفاق نیفتاده

این وظیفه منه که نقشه ها رو برنامه ریزی کنم

ولی من هیچوقت هیچکدوم از این کارا رو نکردم

... نگو که

منو دزدیدی تا بیگناهی خودتو ثابت کنی؟

نمیدونم چرا همش این ور و اون ور مشکل درست میکنی

دیگه انقدر با بی ملاحظگی کاری نکن

... آدمی مثل تو

لازم نکرده سرش تو این جور کارا باشه

ازتون یه خواهشی دارم

دوتا درخواست دارم

یه لباس رسمی و یه کجاوه میخوام

پای مرگ و زندگیم در میونه

نمیتونیم تا غروب خورشید همینطوری اینجا بمونیم

باید برم اطرافو چک کنم

گول زدنشونو بیخیال شو

ما که نمیدونیم چقدر آدم کش اونجاست

نمیتونم بذارم دنبالت کنن

مثل اینکه خیلی نگرانم شدی

انگار باید یکی دیگه رو بفرستم

چیه؟

فکر کنم رفتن

دیدی؟ هیچ اتفاقی نیفتاد

دقیقا داری چیکار میکنی؟

باید کفشای حصیری خودتو پرت میکردی نه مال منو

الان میخوای بدون کفش راه برم؟

کجا افتادن آخه؟

کجان این کفشا؟

کجا افتادن- اینا رو پات کن-

میخواستم یه جفت کفش با طرح شکوفه گیلاس برات بخرم

ولی فقط طرح شکوفه آلو داشتن

بعدا

یه کفش از شکوفه گیلاس بهت هدیه میدم

چرا نمیپوشیشون؟

اگه میخوای میتونم کفشا رو پات کنم

نه ، نه

نمیخواد ، خودم میپوشمشون

خیلی بهت میاد

... من باید

یه چیزی رو بهت اعتراف کنم

میدونم چی میخوای بگی

تو، تو یه خانواده اشرافی به دنیا اومدی

چی؟ نمیفهمم چی داری میگی

اشراف زاده چیه دیگه؟

میدونستی چه کتابی رو قایم کردم

این یعنی اینکه میتونی بخونی

فقط موقع کار کردن یه سری از حروف الفبا رو یاد گرفتم

میتونستی بخونی، ولی کتابا رو رونویسی نمیکردی

اینطوری میتونستی کلی درآمد داشته باشی

احتمالا میخوای وضعیتت و مخفی کنی

کتاب فروشیای جدید خیلی وقت نیست که باز شدن

حتی میدونستی اون ادیب فقیر همون بازرس سلطنتیه

که فهمیدنش کار سختی بود

اون همش خودشو لو میداد واسه همینم فهمیدم

بعضی وقتا با لهجه هانیانگ حرف میزنی

من واسه یکی از فامیلامون تو هانیانگ کار میکردم

اونجا یه چیزایی یاد گرفتم

اگه نمیخوای درموردش حرف بزنی، مجبور نیستی بگی

واسم مهم نیست که همچین چیزای کوچیکی رو در موردت فهمیدم

چرا انقدر ناراحت شدی؟

کفشای جدیدتو دوست نداری؟

نه ، دوستشون دارم

... فقط

نگرانم که ارباب پارک به اذیت کردنمون ادامه بده

من یه نقشه ای دارم نگران این مسئله نباش

این خوشه های گندم توی باد خیلی خوشبوئن

اینکه چه اتفاقاتی در گذشته برامون افتاده رو فراموش کردم

ولی هیچوقت این لحظه رو فراموش نمیکنم

باید هویتتون و چک کنم، لطفا پنجره رو باز کنین

من جونگ جه یونم، بازرس سلطنتی

ولی چرا تو کجاوه نشستین؟

چیزی که مهمه اینه که اینجام

از سر راه برین کنار

.... اعلیحضرت ، فکر میکنم بهتره که

تو مراسم باران پیش رو شرکت نکنین

تو باید جای من تو مراسم باران شرکت کنی

لطفا دستورتونو لغو کنین

الان چیزی مهمتر از مراسم بارانم وجود داره؟

قبل از اینکه ولیعهد باشم، پسرتونم

... نمیتونین اینو در نظر بگیرین که ممکنه اتفاق وحشتناکی

واسه ام افتاده باشه که نمیتونم خودم حلش کنم؟

اتفاق وحشتناکی که نتونسته حل کنه؟

واسه همینه که نمیخواست تو مراسم شرکت کنه؟

ولی انتخاب دیگه ای نداشت

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left