The first 200 lines.
بعضي لحظه هاي تعيين کننده تو زندگي هست
که همه چيزو تغيير ميده
ببخشيد
بريد کنار
سارا" تو "کارتر" رو به عنوان همسرت" قبول ميکني؟
قول ميدي که
باهاش ازدواج نکن
"دوست دارم "سارا
هميشه دوست داشتم
متاسفم
دلم برات تنگ شده بود
خداروشکر که اومدي
اين لحظه ي تعيين کننده ي من بود
از دست دادن عشق،شبيه مرگ ـه
بايد 5 مرحله ي غم رو بگذروني
سلام به همگي
عروس آينده يکم شک کرده
برميگرده
بياين برقصيم.زودباشين
انکار کردن
کجا ميرين؟
چند دقيقه ديگه کيک ميبريم
خشم
بعديش چونه زدن ـه
اول،ديگه بازي ويديويي نميکنم
دوم،ميريم نمايشگاه هنري ـه خواهرت
و سوم،ديگه غير عمد
اون کاري که دوتامون ميدونيم غير عمدي نبود رو انجام نميدم
خيلي خوب،بهم زنگ بزن
بعدش افسردگي
خيلي خوبه که بازم يه مرد تو خونه اس
کي تخم مرغ آبپزمو خورده؟
کسي نخوردتش
خوب،اونجا نيست
پشت
اونجا نيست- نه،پشت مرغ ـه-
بايد يه جاي ديگه واسه موندن پيدا ميکردم
بروشور ميگه
خونه اي با زمان محدود و مبله اس
من ميگم شبيه به جايي ـه
واسه مردايي ـه که طلاق گرفتن يا ازشون جدا شدن
يا اينکه نميتونن يه دست مبل بخرن
"مثه "فرنک روسو
يه توليد کننده ي لباس موفق
بعد از 16 سال زندگي مشترک
اون و همسرش ازهم جدا شدن
ازت متنفرم
ديوونه شدي؟
اما بعدش"فرنک" خوشبختي واقعي رو
با "لورن" پيدا کرد
"بعدش "استيسي
"بعدش"جسيکا
بعد از 4 بار طلاق گرفتن
فرنک" عهد بست دفعه ي بعد که خوشبختي" واقعي رو پيدا ميکنه
چند هفته اي درموردش فکر کنه
"گيل بارتيس" شغل آزاد
جدا شده
اون و همسرش
تو اتاق خواب مشکل داشتن
خيلي خوب.20 دقيقه وقت داريم
الان نه.شکمم پره
واسه ناهار پيتزا خوردم
اشکالي نداره.ميتونيم از بغل انجام بديم
من همه ي کارو انجام ميدم- نميخوام بهم دست بزني-
گيل" من خونه ام"
خداي من
زنش مچشو گرفت
اونم موقتاً اومده اينجا
تا زماني که زنشو متقاعد کنه که برگرده
اين ماجرا 1 سال و نيم ـه پيش بود
اين دختره هيچ ربطي به جريان نداره
فکر کردم لياقت يه لحظه رو داره
خوب،اون يه بار بهم کلاميديا داده
ببين اگه ميخواد نصفشو بهش بدم
"دکتر"استوارت وبر
استوارت" ديوانه وار عاشق"
يه وکيل طلاق شد
که مشخص شد تو کارش خيلي وارده
دفعه ي بعدي عاشق يه دختر معنوي شد
که تو ماه عسلشون تو پاريس
عاشق دنياي مادي شد
و از شوهره جديدش زده شد
شش ماه بعد
ظالم ترين وکيل توي شهرو استخدام کرد
اما "استوارت" ايندفعه زرنگ تر بود
اينجا زندگي ميکنه و دارايي هاشو قايم کرده
تا زمان تصفيه برسه
متاسفانه نه همه ي دارايي هاشو
راستشو بخوايين
بعد از چند هفته اينجا موندن
کمتر احساس تنهايي ميکردم
کنار چندتا مرد بودن،خوب بود
که ميدونستن چي ميکشم و ميتونستن درموردش حساس باشن
اون يه جنده اس- وقت بي خيال شدن ـه،پسر-
نظرت درمورد زناي آسيايي چيه؟
شماها نميفهمين
واسه من اونقدر آسون نيست
سارا" تنها دختري بود که باهاش بودم"
تنها؟
کلاً؟
بهم بر خورد
خوشم اومد من ديگه آدم داغون ـه نيستم
ما سر کلاساي توجيهي سال اول باهم آشنا شديم
"اونم تو گردش "به دانشگاه خوش آمدين
چيکار ميتونستم بکنم؟
سال اول خارج از کشور؟
يه ترم کنار دريا؟
اينا هم هستن
اين يه نعمت ـه
تو الان يه مرد آزادي
بالاخره ميتوني زندگي کني
زير بال و پرمون ميگيريمت
واسه "گيل" همين کارو کرديم
من قبل از تو اينجا بودم
اما از زمانت خوب استفاده نکردي
کارتر" دور و برتو نگاه کن"
داري تو بهشت زندگي ميکني
يه باشگاه خفن داريم
پارکينگ داخلي داريم
يکشنبه ها ناشتايي ـه رايگان داريم
و 4 تا خروجي از هاليوود داريم
بازيگرا هميشه از اينجا رد ميشن
فرنک" مرحله ي اول"
و "استوارت" مرحله ي دوم
بزار روشنت کنم
بازيگراي مختلف مراحل مختلف
همش حلال ـه
بعد خيلي احمقانه رفتم تو صفحه ي فيس بوکش
کلي عکس از اون
با اون پسره بود- چرا؟چرا اينکارو ميکني؟-
که حس بدي به خودت داشته باشي؟
تو هميشه ميري صفحه ي زنتو ميبيني
و حس بدي به خودم پيدا ميکنم
فقط خيلي وقت آزاد دارم
يعني ديگه کار ندارم
واسه باباش کار ميکردم
اخراجت کرد؟
خونواده ي حيونان اينا
درهرصورت يجوري ميشد
درضمن،بازاريابي صنعت رنگ
خيلي بيشتر از اون چيزي که به نظر مياد خسته کننده اس
پس ميخواي چيکار کني؟
اصلاً نميدونم
بيخيال،فکر کن
خوب،فکر کنم هميشه
ميخواستم مربي بسکتبال بشم
آفرين
هميشه ميرفتيم باشگاه مدرسه و بازي ميکرديم
اون يکي ميخواست "جردن" بشه
من ميخواستم"پت رايلي" بشم
حتي لباسم داشتم
پس چي باعث شد
که دست نگه داري؟
"سارا"
اون حتي نميزاشت بسکتبال ببينم
ميخواي مربي بشي؟ آسونه
من يه مربي تو مدرسه "امرسون" ميشناسم
اونا 4 سال پشت سرهم قهرمان شدن
واسه من زنگ ميزني؟
آره.من هر 3تا دختراي چاقشو به دنيا اوردم
اون مثه خونواده مي مونه.حله
خيلي خوب،حرف زدن ديگه بسه
وقتشه که "کارتر" جوون برگرده به بازي
کمکت ميکنيم "سوزان" رو فراموش کني
"سارا"
حتي تلاشم نميکني
زودباش
نميدونم
فک کنم با نمک ـه
نگاش نکن
شوخي ميکني؟ باشه
نه.نه درست ميگي
قبل از راه رفتن سينه خيز برو برو
بايد چيکار کنم؟
فقط برم اونجا و باهاش حرف بزنم؟
اين بازي ـه عدد ـه
تو از 10 تا زن خوشت مياد
نه تاشون ردت ميکنن
اما يکيشون ميگه آره
جرات داشتن خوبه
برو
برو اونجا
برو
آفرين
خشمم اضافه کن
داره ميره
و برميگرده
يه لحظه هم نياستاد
شب بعد
شيرها برميگشتن
حرفاي "فرنک" بود،نه من
باورم نميشه
چجوري ميتونه يه دختر مثه اونو تور کنه؟
طلسم
اعتماد به نفس
و اون دخترشه
سلام
"سلام "ابي
سلام بچه ها
ببخشيد اسمارو يادم نمي مونه
No comments yet. Be the first to leave one.