The first 200 lines.
اينهمه شلوغي واسه چيه ؟
حين جلسه توجيهي ليسبون تو وَن خواب بودي ، درسته ؟
. عينه يه بچه - معلومه ، اسمه مقتول - . کريستين مارلي " هستش "
واسه يه زن سناتور تو يکي ازساختمون هاي . کنگره کارمي کرد ، سه روز پيش گمشده بود
يه سري شايعات هست که ميگه . با شوهرسناتور ارتباط داشته
. شرط مي بندم خودش پريده پايين - . اميدوارم اينطور نباشه -
. اگر خودش پريده باشه ، کارمون تمومه
آره ، شوهرسناتور پيچوندتش ، اونم خواسته ... کاري کنه که اونه نارحت کنه ، اومده اينجا
. تَق - . اونجوري حرف نزن -
. باشه ، تَق نه . شَه تَه رَق
. هيچي بدتر از خودکشي نيست
جون انسان مقدسه . وقتي يکي . خودشُ ميکشه ، اين يه فاجعه است
پليس محلي ساکرامِنتو . پرونده رو بما محول کرده ساکرامِنتو : مرکز ايالت کاليفرنياي آمريکا
. بريم با پزشکي قانوني صحبت کنيم
نکات مهم پرونده رو بايد دوباره تکرار کنم ، خواب آلو ؟
کريستين مارلي - کارمند يه زن سناتور ، و شايعه اي مبني بر رابطه عاشقانه با . شوهر سناتور
. خيلي خوبه
، اوه ، به خودم ياد دادم وقتي خوابم . اطلاعات رو بشنوم و جمع آوري کنم
بقيه بهت گفتن ؟ - . آره ، اونا گفتن -
در حال حاضر ، امکانش نيست که مشخص بشه . چه اتفاقي براي قرباني افتاده، مامور ليسبون
. من - من درحال حاضر نمي تونم کمکتون کنم
خُب، مي تونيد بگيد چه مدتيه که مُرده ؟
قعلاً مدارک بدستم . نرسيده که بررسيشون کنم
خُب ، فکر مي کنيد قتل بوده يا خودکشي ؟
. نميشه چيزي گفت - حدستون چيه ؟ -
. من عادت ندارم حد -- حدس بزنم
. لطفاً به مقتول دست نزنيد
شما-- شما -- شما بازپرس ها . هميشه دنبال جواب سريع هستين
کار که من مي کنم مبنتي بر علمه . ، علم حقايق رو آشکار ميکنه ، ولي دقيق
زمانبر و منظمه قبل از اينکه . قادر به ارايه تصميمي باشه
جالبه بدونم که علم ميتونه . فاق کونشو ببنده يا نه
. شنيدم چي گفتي - . حق با شماست . ما دنبال سرنخ هستيم -
. خوشبختانه ، ما اونا رو الان داريم
اوه ، جدي مي گيد ؟ - . به وفور -
شما همون مشاوري هستين که تظاهر به خوندن مغز انسان ها مي کنيد ، درست ميگم ؟
نه . من تظاهر نمي کنم . . من واقعاً فکر رو مي خونم
اما مگه همه اينکارو نمي کنيم ؟ ليسبون رو نگاه . کن . مي توني متوجه شي کهداره چه فکر مي کنه
. شوخي رو بزار کنار
و مي تونم ببنيم الان شما . داريد به چي فکر مي کنيد
، اه ، داشتم فکر مي کردم که ، آقا ، شما يه احمق از خود راضي هستين
و برام جالبه بدونم شما از . پزشکي قانوني چي حالتونه
اه، ولي درست قبل از اون ، داشتيد فکر مي کرديد که بين ليسبون و ون پلت کدوم رو براي هم بستري
در خيالپردازيهايي که گاهاً . دچارش ميشيد ، انتخاب کنيد
. من ... من چنين فکر نمي کردم
-- اوه ، و -- و حق باشماست . من . من چيزي از پزشکي قانوني بلد نيستم
امّا مامور ون پلت ، شايد . نظري براي ارئه داشته باشن
. يا شايدم نداشته باشم - . به پاهاش نگاه کن -
. نگاه کردم - و چه سوالي رو بوجود مياره ؟ -
اون لنگه ديگه کفشش کجاست ؟ - . دقيقاً -
. بالاي پُل نبود - . ممکنه داخل ماشينش بوده باشه -
حتي اگه بوده باشه ، چرا بايد پياده با يه لنگه کفش بياد وسط پُل ؟
چرا بايد اينکارو بکنه ؟ - ! آفرين -
. لازم نيست تشويق کني
. پس بايد به اينجا آورده باشنش
اون خوشو نکشته . اون کُشته . شده ، بعد انداختنش پايين
. يا وقتي زنده بوده ، پرتش کردن
. بهتر از خودکُشيه - ... اون -
. فقط يه تئوريه
. از آشناييت خوشحال شدم ، دُکي . خيلي شاسي ، ولي نيّتِت پاکه
. داخل وَن منتظرم
عُذر مي خوام ، آقا . چو ، به پليسِ . محلي " ساکرامنتو " بگو که قتله
ريگسبي ، ون پلت ، ببنيد . کلانتري تو تحقيقاتش چي پيدا کرده
. باشه
روانکاو فصل دوم - قسمت دوم : نامه اسکارلت نامه اسکارلت : نام يک رمان آمريکايي
: کاري از ..::: WwW . TvCenter . ir :::..
. کريستيناينجا حدود 9 ماه کارآموز بود
بمحض پايان آخرين ترم . تحصيلي ، از کالج اومد اينجا
دوسِش داشتم . آدمِ دوست . داشتني ، جوون و درستي بود
واسه کي کار مي کرد ؟
. " سناتور " مِليندا باتسون
يه سناتور که احتمالاً از . حوزه مرکزي شهر راي مياره
. لطفاً اونو بزاريد زمين
چيزي از شايعه ارتباط داشتن کريستين با شوهر باتسون مي دونيد ؟
اليوت باتسون " -- رييسِ " . ستاد مليندا هستش
ما هم اون شايعه رو . شنيديم . همه تکذيبش کردن
مدرکي نيست که ثابت کنه . اين قضيه اتفاق افتاده
ولي رسانه ها فکر مي . کنن اين قضيه وجود داره
مي خوايد من اون چيزي رو که اونا قبول دارن ، باور کنم ؟
رُک بگم ، اگر شما هم به اندازه من اينجا کار کرده بوديد ، داستان هاي زيادي . از فساد اخلاقي مي شنيديد
. که بيشترشون واقعيت نداره - . به جز اونهايي که واقعيت دارن -
. ببخشيد
سلام ؟ - سلام ؟ سلام ؟ سلام ؟ -
من دارم يه بيانيه صادر منتشر . ميکنم ، و به هيچ سوالي جواب نميدَم
. ما خبرنگار نيستيم . پليسيم
. مامور ترسا ليسبون ، پاتريک جين
. درسته . متاسفم . قبلاً زنگ زده بويد
. مليندا باتسون
. اين شوهرم اليوت هستش
. سلام
. امروز روزه شلوغيه
اين ميزِ کريستينه ؟ - . بله -
. بفرماييد داخل
جين . زحمت نيست تو هم بياي ؟ - . الان ميام -
اون روزي که کريستين گم شد ، در رفتارش چيزه غيرعادي وجود نداشت ؟
. نه ، اون ، اه ، سَرحال بود
کارش تمومشد ، ساعت 6 ... رفت ، فکر کنم ، اه
. يکم بعد 6 بود - . پس بعد از 6 بود-
گفت که کجا ميره ؟
. نه - . نه -
. اون ... باخونواده اش مشکل داشت
نامادريش بود ، درسته ؟
، پدر و مادر اصليش فوت کردن ، و بنا به بعضي دلايل
. نامادريش اون روز چند بار زنگ زد
کريستين علتش رو بهتون گفت ؟
. نه - . نه -
. نه . من -- من تعجب کردم . فکر ميکردم از هم جدا شدن
رابطه شما با کريستين چي بود ،آقاي باتسون ؟
اوه ، خواهش مبکنم . ميدونيم . منظورتون از اين حرف چيه
-- مليندا ، من - . نه ، بزار رُک حرف بزنيم -
شما مي خوايد بدونيد که آيا . اون با شوهرم سکس داشته يا نه
سکس داشتين ؟ - . هرگز . اون شايعه است . همين -
. شايعه ها هميشه به يه دليلي بوجود ميان
... خُب - . من دليلشو بهتون ميگم ، سياست -
مي خواي به يه سياستمدار زن ضربه بزني ؟
. ازدواجش رو به لجن بکش
شبي که کريستين به قتل رسيد ، کجا بودين ؟
اينجا . با يه هيات اقتصادي . از تايوان کنفرانس تلفني داشتم
. ما تا ساعت 11 شب صحبت کرديم
. کل اون زمان رو ، منم باهاش بودم
ما سه سال پيش تو اکتبر ... باهم ازدواج کرديم ، و
، برخلاف اخبار اين روزها ، اه . هيچوقت انقدر خوشحال نبوديم
. باور کردنش سخته
يعني چي ؟
. خُب ، الان چيزي بين تون نيست
ببخشيد ؟ چي ؟
ببخشيد . من -- من منظورم سکس بود ، حشري نشدين . درسته ؟
. فکر کنم اينجا کارمون تموم شده باشه
آدم فکر ميکنه که يه سياستمدار . بايد پوست کلفتر از اين حرفا باشه
تو اونا رو متهم به دروغگويي درباره روابط جنسيشون کردي ، و تعجب کردي که ناراحت شدن ؟
اوه ، بي خيال . تو اون ژِست خوشحال بودنشون رو باور کردي ؟ جدي ؟
. مامور مينلي ، قربان - . مامور ليسبون -
، من ازش خواستم که بياد . اه . والتر کرو " ، پدر ملينا باتسون هستم "
. شماها مامور ، اه ، جين و ليسبون هستين
. بله ، درسته
. ببخشيد که اينطوري دنبالتون افتادم
از ويرجيل خواستم بياد اينجا ، منو به تيمي که پرونده . اون دختر بيچاره مارلي رو بررسي مي کنن ، معرفي کنه
. حمايت مي کنه C.B.I والتر مدتهاست که از
اون يه عضو به شدت با نفوذ سنا بوده ، 20 سال عضو بودي ؟
بيست وشش سال ، کي به اينا اهميت مي ده ؟
. به هرحال ، ديگه دوران من گذشته
تنها چيز که الان براش لابيگري . ميکنم يه زمان واسه چايي خوردنه
چرا به پرونده دختر بيچاره مارلي " علاقه منديد ؟ "
. علاقه مند ؟ دوسش داشتم
. آره ، تو دفتر مليندا باهاش آشنا شدم
انسان خوبي بود ، گذشته سختي داشته . بود -- ولي اجازه نداد مانع پيشرفتش بشه
مي دونم چقدر سخته از آدم هاي داخل . اون ساختمون جواب بدردبخور گرفت
. هر مشکلي داشتيد ، فقط بهم خبر بدين
. هنوزم يکم نفوذ دارم
. اوه ، مشکلي نخواهيم داشت - . فقط بهم خبر بدين -
. ويرجيل - . والتر -
. مواظب خودت باش - . قربان -
من از قدم زدن متنفرم ، ليسبون . ميدونم . واسه سلامت پاهام لازمه . اهميتي نميدَم
. اگر رو صندلي بشينم ، خوشحالترم
ولي وقتي " والتر کرو " اَزم خواست ، تا کنگره باهاش پياده روي کنم
گفتم ، "حتماً ، والتر ." منظورمو فهميدي؟
. آره
. با دقت کار کنيد . گزارش روزانه ميخوام
اوه ، و ، اه ، مصاحبه با باتسون چطور بود ؟
اوه ، خيلي مهيج بود ؟ - اون چکار کرده ؟ -
. چيزي که نشه درستش کرد ، انجام نداده
. ترسا ، خوبه که سَر زدي
. مي دونم که دير کردم . ببخشيد
. دير کردن " در اين زمينه کلمه جالبيه "
... قرار بود تو اينجا باشي
. 42دقيقه پيش
. مي دونم . مهمه اينه که الان اينجام
قرار بود که باهم حرف . بزنيم . پس بيا حرف بزنيم
من يه بيمار ديگه رو بايد . تا 8 دقيقه ديگه ببينم
. مي تونم تُند حرف بزنم
. اين سومين باره که دير اومدي
. چي بايد بگم ؟آدم هاي زيادي بقتل ميرسن
. مي تونم يه قهوه بخورم
مي دوني چرا مشاوره رفتن واسه مامورين ايکه درگير تيراندازي بودن ، اجباريه ؟ C.B.I
چون اگر که اختياري بود ، کسي نمي اومد ؟
و چون که تا من اين فُرم رو پُر . و امضاء نکنم اجباري مي مونه
. هفته بعد ميبينمت
اينکار لازم نيست . حالم . خوبه . ضربه روحي نديم
يه نفر يه اسلحه رو به سمتت نشونه . گرفته ، کسي که ميخواسته بُکشتت
. خوشبختانه ، جين اول شليک کرد - . فرقي نمي کنه -
تو فکر کشته شدن توسط يک نفر و -- ديدن مرگ اون فرد رو تجربه کردي
دو تجربه بسيار پيچيده که ميتونه برامون پيش . بياد -- و اين تجربه ها رو هم سريع تجربه کردي
فکر نميکني اينا روت اثر گذاشتن ؟ - . نه -
تو واقعاً به ادامه ديدن من علاقه مندي ، مگه نه ؟
. هفته بعد ، سَروفت بيا
. باشه
" يه لکه روي سقف هست که شبيه " اِلويس ... هستش ، ولي امروز ، بيشتر شبيه يه الويس : خواننده و بازيگر متوفي مشهور آمريکايي
. بَست هوند " ه " بَست هوند : يک نوع نژاد سگ
يه نفر رسانه ها رو . خبر کنه . يه معجزه است
يا شايد يه نفر تختمُ حرکت داده . چو ؟
تو تخت منون تکون دادي ؟ - نه . چرا بايد اينکارو بکنم ؟ -
ببخشيد ؟
شما تخت رو جابجا کردين ؟
من بايد ، اه ، يه لامپ رو عوض ميکردم . مشکلي پيش اومده ؟
نه ، نه ، نه . ميشه کمک کنيد برش گردونيم سَرِجاش ؟
... يه چيزي داشتم که من . ممنونم . همون بالا
. فکر کنم راهش اينوره
. فقط يکم
... خودشه . بزار فقط يه امتحان بکنم
. عاليه . ممنونم . الويس برگشت
چيزي از نامادري پيدا کردين ؟
No comments yet. Be the first to leave one.