The first 200 lines.
♥شفادهنده♥ تيم ترجمه پارسي ساب تقديم ميکند
اون پرونده رو گفتن به نزديکايه طرف نشون ميدن
خوب نزديکاش...منم که پسرشم ديگه
اسناد قابل دسترس نميباشد درخواست کننده بازداشت شود
آجوشي داري کجا ميبريم؟
استادم بهم ميگفت براي ماهيگيري بهترين طعمه خودتي
حالا اين پير خرفت تا حالا ماهيم گرفته اصلا؟
قسمت دوازدهم
طرف رئيس روزنامه جه ايله ها
اينجا چي ميگه؟ من چه بدونم؟
تو اينطوري فک نميکني؟ مثلا داداش کوچيکه رو فرستاده اينجا رو بگيره
حالا هم که خودش که داداش بزرگه اس اومده هر دوتا شرکتو يکي کنه
رئيس!؟
بعدش من واسه خودم تو جه ايل مدير ميشم و عجب حقوقي
فکت نيفته مگس نره توش
چايي معطره .. ببخشيد ديگه امکانات زياد نيست
ممنونم
اوه با ارشد کيم مون هو ..نه..رئيس تماس گرفتم گفتن سرشون شلوغه ولي زود خودشونو ميرسونن
نوش جان کنين دو تا درست کردم
خيلي جذاب و باهوش شدي
جذاب و باهوش؟
ديگه حالا خجالتم ندين
تشنه اي؟
يکم صبر کن يه چيزي واست ميخرم
همينجا بمونيا
مامان
ديدم که چه سوالايي تويه کنفرانس از کيم او چان پرسيدين
خيلي شجاع شدي
خوب..من هر چي ارشد يادم داد رو انجام دادم
قدت چنده؟ بله؟
تويه فيلم که خيلي قدت بلند بود
بذار نگاه کنم
آخه کفش پاشنه بلند پام بود ولي الان....
شبيه هستين
شايدم؟
تو کوتاهتري؟
از کي؟
چا يونگ شين بيرون
چشم
چي شد؟چي بود؟چرا همچين شد؟
بيچاره بچه رو ترسوندي
کي بهت اجازه داده بياي اينجا؟
مون هو
واسه چي اومدي ببينيش؟
بدون هيچ ترس و لرزي انقد راحت تونستي ببينيش؟
به خاطر تو
ميدوني که
اون بچه الان در خطره؟
اگه تو کاري نکني هيچ خطريم وجود نداره
گمون کنم به خاطر اين که من نتونم کاريش کنم
برداشتيش آورديش تويه اون پخش زنده کنفرانس
چرا؟
بس نبود؟ بازم انجامش بدم؟
با تشکر از تو احتمالا شهردار بعدي سئول منم
با اون برنامه مسخره ات کيم او چان رو کشيدي پايين
حالا ديگه اون جايگاهش مال منه
اوني که تو رو قراره به اون جايگاه برسونه همونيه که بهش ميگي"رئيس"؟
دقيقا..رئيس فکر ميکنه نقطه ضعف من جيانه
ميخواد هر چه زودتر نقطه ضعفمو نابود کنه
اون بچه در خطره مون هو پس
خودم ميبرمش و ازش مراقبت ميکنم
ميبريش و مراقبت ميکني ازش؟
آره
چطوري؟
پاهاشو ميشکني که نتونه قدم از قدم برداره؟
زندانيش ميکني چون اينطوري راحت تره؟
حرف دهنتو بفهم
خوب مراقبت کردن تو معنيش همينه
ميخواي با چارتا آدم بي خبر از همه چي چيکار کني دقيقا؟
سو جونگ هو؟پايه اونم که وارد ماجرا کردي .. با خودت چي فکر کردي آخه؟
مثلا ميخواي قضيه بيست و چن سال پيش رو ته توش رو در بياري؟
سو جونگ هو؟پسر جون سوک؟
اونم پيدا کردي پس؟ فک کردي ميتوني با اون مراقبت مسخره ات اونم مثل جيان کنترل کني؟
چون اگه اونم نقطه ضعفت بشه و گذشته داغونت رو بشه دردسر ميشه واست؟
يه چن روز پيش يکي داشت خونمو ميگشت
گفتم شايد همون جونگ هوئه ولي نشد ازش بپرسم
چون سريع فرار کرد
آقاي سو جونگ هو؟
اوخ!پنجمين نفره که داره اينو ازم ميپرسه
سو جونگ هو؟آقاي سو جونگ هو؟سو جونگ هويي واقعا؟
آره درسته سو جونگ هو
درباره سو جون سوک اطلاعات خواسته بودين نه؟
آره يه همچي چيزي
شما پسر سو جون سوکين نه؟
بله...درسته..اسم بابام سو جون سوکه
يه نفر ميخواد شما رو ببينه ميايد؟
دوست پدرتونن که منتظرتون هستن
خيل خوب
يکم منگ خوابم
چيکار ميکني آجوشي؟ بريم ديگه
بيا زود بريم آجوشي خوب؟ آجوشي
خسته اين؟
آه!آره .. خيلي وقت نيست اومدم کره
عجب سخته ها
ببخشيد يکم بخوابم...اي خدا
هي ! خيلي طرف مايه داره ها
اين خونه همش مال خوده خودشه
بيزحمت از اين طرف
کجا؟اونجا؟باشه
واو!!!اين همه کتاب
اونم تو طبقه دوم
واو..کتاب جم کنه؟ ايول
سلام عليکم
سو جونگ هويي؟
شيشميش بود
شيشمين بار تو يه روز..بله..درسته..سو جونگ هوام
آه!جونگ هو!عجب بچه اي
خوش اومدي
بله
منو يادت نمياد؟
نه راستش
بيا بيا .. اينجا بشين
چون بچه بودم خوب
هي خيلي سوختما
من کلي بهت سواري دادم و با بابات هم صميمي بودم
يعني شما هم يکي از اونا بودين؟
خوب يه عکسي دارم
پنج تا آدم تويه عکسه اس
تويه عکسه .. بابام هس .. يه خانومه
ممکنه شما هم يکيشون باشين؟
آره درسته؟
منم يکي از اون پنج تام
هي ايول اولين چيزي که تو کره کشف کردم
تو کره نبودي؟
بله روسيه بودم
آه روسيه؟
بله دانشجو بودم..دانشجو بورسيه اي
گفتي کي اومده؟
يکي که بايد ببينينش
پس حتما خيلي مايه دارين
از بچه ها بالايين حتما
خودمم مطمئن نيستم
چون از بچه ها بالا بودي و سري تو سرا داشتي تونستي در بياريم از اونجا نه؟
آه اون؟
ولي..آخه چرا گرفتنم؟
اصلا از کجا فهميدين منو گرفتن!؟
هر کي بخواد دستي به پرونده بابات بزنه
اول درخواست کننده رو بازداشت ميکنن بعدشم گزارش ميدن
کارايي کردم که خودم بتونم تو گزارشا دستي ببرم
چرا؟
گفتم که..دوست بوديم .. اونم صميميش
آه پس اين چيزا بين دوستا طبيعيه
باحال بودا
مهمون اينجاس؟
سلام کن
سلام
مهمونتون جوونه؟
نفهميدي؟شبيه کيه؟
کي؟
ياد سو جون سوک نيفتادي؟
کجاش شبيهه؟من که نميبينم
پسر جون سوکه
سلام..سو جونگ هوئم
بيا اينجا
من
چون نميتونم بايستم
ميشه تو بشيني؟
ميخوام از نزديک صورتتو ببينم
جونگ هو
بله
خيلي بزرگ شدي
خيلي کوچولو بودي ولي خيلي بزرگ شدي
عجب قيافه اش آشناس
يه جا ديدمش حتما
چيه؟
يه چيزي بايد
بعدا ميام ميگم
بيا تو
يه مورد ويژه است ميخوام روش کار کنم
واقعا دلم ميخواد انجامش بدم
بگو
ميخوام در مورد هوانگ جه گوک تحقيق کنم
يه کاراييم کردم
خودکشي کرده و نامه مرگم از خودش گذاشته
حالا پرونده رو بسته ان ولي مشکوکه
چي؟
خيلي راحته
آه..خوب..يه جوري بخوام بگم که بفهمين انگاري يکي يه کاري کرده آخرش همه رو انداخته گردن هوانگ جه گوک
يه همچين چيزي ميفهمين؟
تو از هوانگ جه گوک متنفر بودي و به خاطر جو يون هي صدمه ديدي
قضيه حقوقي سام دي هم حل شد رفت
به خاطر مرگ هوانگ جه گوک
نبايد خوشحال باشي؟
معلومه ..خوشحالم با اينکه ميگن از مرگ کسي خوشحال شي بده
ولي من هنوز يه خبرنگارم
کسي که به جايه استفاده از احساساتش بايد حقيقت رو بفهمه
پس يکم سوال و نکته رو
واسه خبر تنظيم کردم و مشخصشون کردم
وقتي يکي درباره عدالت و حقيقت حرف ميزنه بايد به مکث بين حرفاش شک کرد
اين حرفايي که زدي لازم نبود بزنيشون
مگه اينکه منظوري داشته باشي
راستشو بگو چيه؟
راستش يه کاراگاه اومد ديدنم
گفت واسه قتل گو سونگ چول که تو نامه مرگ هوانگ جه گوک بوده
و خوده مرگ هوانگ جه گوک فقط به يکي شک دارن
شک؟ که هردوشون کار هيلره
خوب؟
منم ميخوام حقيقتو ثابتش کنم
من ياد گرفتم که کسي که به پرونده رسيدگي ميکنه کاراگاهه
اما کسي که حقيقتو ثابت ميکنه خبرنگاره نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.