The first 200 lines.
صبر کن ، مقاومت نکن
از من دور شو
اون یک برنامه آماده سازی هست
جان بازلی شما تحت بازداشتی
من ساخته بودم
تو توی شش تا ایالت تحت تعقیبی
متهم به دزدی ، اخاذی و قتل
به من گوش کن من بی گناهم
شما حق داری سکوت کنی
هر چیزی که بگی ممکنه بر علیهت استفاده بشه
در دادگاه
روزی روزگاری سه تا زن جوان وجود داشت
که تو بد دردسری افتاده بودن
حالا اونا برای من کار می کنن
اسم من چارلیه
فرشته های چارلی - فصل اول قسمت ششم فرشته های کلاه سیاه
ترجمه شده از میلاد تیم ترجمه سایت پیک دانلود ==
شهر عشاق
میامی؟
پاریس
پاریس
حتی اونجا بودی؟
هیچکی تا حالا من رو دعوت نکرده
تو یک کارت پستال داری
نه پیامی اون یه غریبه است
کسی واست یه کارت پستال خالی فرستاده؟
آره ، اونا فقط اسم و آدرسم رو گذاشتن روش
مرموز نیست،ها؟
جان ادواردو بازلی
خوب ، یکی از چیزهایی که می خواستم فهمیدم
خوب حالا می دونم که اسم وسطم ادواردو هست
من دوست دارم زندگی خصوصیم خصوصی بمونه
باشه
من فقط می خواهم بگم که یکی می خواهد با تو در ارتباط باشه
شاید اون عشق گم شده ات هست که می خواهد دوباره با تو باشه
ممکن نیست
به من اعتماد کن
واقعا؟
خوب پس ما نمی تونیم تصمیم بگیریم
اگر می خواهی روزت رو با کربن و کافئین شروع کنی
آره ، پس با هر دو تاش شروع می کنیم
زیباست
ما باید بریم کار کنیم
باشه
صبح بخیر فرشته های من
صبح بخیر چارلی
خوب امروز واسه ما چی می خوای؟
یک پرونده گم شده
خودتم می دونی که ما از اونا خیلی داریم
آره و می دونین چرا؟
چون وقتی شما تو کاری که انجام می دین عالی هستین حرف باد هواست
اما فکر می کنم شما آخرین وظیفه منحصر به فردتون رو پیدا می کنید
رد چه کسی رو می گیریم؟
من دارم چند تا عکس دانلود می کنم
که برای جواب این سوال کمکمون میک نه بازلی ، چیزی یادت میاد؟
دارم فکر می کنم
مرکز شهر میامی این یه جاسوس بازیه؟
نه نمی تونه باشه بهش می گن نقشه کشی
به طور باور نکردنی دقیقا یکیه
بوسیله قربانی ما کشیده شده یک نقاش به نام لی بوون
آره خیلی عجیبه این رو از خاطراتش کشیده
لی فقط تونسته یه بار شهر رو ببینه
اونم از پنجره هواپیما وقتی که واسه اولین و آخرین بار آمده بود اینجا
اون موقع فقط 12 سالش بوده
الان 24 سالشه
اون دو هفته پیش ناپدید شده
اون یک دوربین زنده است
و حالا گم شده
فکر می کنید پای آدم کشی در میونه؟
خوب ، این خیلی آسونه که به همه چی تسلط پیدا کنی
لی بوون دشمنی نداشته حتی دوستای کمی هم داشته
اون یک نابغه تنها بوده
تنها اما نه تنهای تنها
مشتری ما این ماموره زو سینکلیر
اون رو شما حساب می کنه فرشته های من
بفرمایید
ممنون
بشین
لطفا ، ادامه بدین
...لی
مهربون ترین و متشخص ترین آدمی بود که تا به حال دیده بودم
پلیس هر کاری که می تونه انجام می ده
اما چیزی نداره که روش کار کنه
هیچ فاکتور خریدی نیست هیچ تماسی هم نیست
شما فکر می کنید که دزدیده شده؟
آره
خوب معلومه که ناپدید نشده
اون یک استعداد خدادادی داره که ممکنه واسه بعضیا جالب باشه
لی از اون کسانی بود که سبک زندگی متفاوتی داشت
مراقب پول و شغلش نبود
فقط به خاطر نقاشی زندگی می کرد
اگر اون من رو نداشت که مراقب زندگیش باشم
هر کسی می تونست ازش استفاده کنه
اون واسه من مثل یه برادر بود
آخرین بار کجا دیدیش؟
اون معمولا آپارتمانش رو ترک نمی کرد
همچنین
هر جزئیاتی ممکنه کمک کننده باشه
صاحب یک گالری
از کاراش خوشش اومده بود
خیلی خوشش اومده بود
منظورت چیه؟
حتی سعی کرد ازش
بدزده
اما فقط نمی خواست کارای لی رو به نمایش بزاره
اون حقوق انحصاری می خواست من نمی تونستم اجازه بدم همچین اتفاقی بیفته
اسم صاحب گالری چیه؟
استیفن لوچر
گالری لوچر
اونجا رو می شناسم چیزهای قیمتی
اون کارهای هنری عالی رو به مولتی میلیونرها می فروخت
و تو می گی که لی می تونست هر چیزی رو با جزئیات دقیقش بکشه
استعدادی شبیه به اون می تونست ارزش میلیونها دلار داشته باشه
برای یک دلال هنری که چیزهای جعلی بفروشه
فقط یه راه واسه فهمیدنش وجود داره
شما بچه ها برین گالری
و من آپارتمان لی رو چک می کنم ببینم می تونم اثری از ورود زورکی پیدا کنم
بیاین بریم خرید
به گالری لوچر خوش آمدید
ما معمولا قرار ملاقات قبول نمی کنیم
در چنین زمان کوتاهی
خوب ، بسیار ممنونیم
من و همسرم فقط برای یه روز از هامپتون آمدیم
بله ، می بینید
ما هر دو یه جورایی هنر دوستیم
خوب ما دنبال یه چیز سایه می گردیم که رنگارنگ باشه
خوب ، شما خیلی خوش شانسید
ما اینجا چیزهای معرکه ای داریم
خوب ، آه ، قیمت های ...روی دیوار
به میلیونه ، البته
خدای من اینجا چقدر داغه
در مورد تهویه هوا متاسفم
داریم تعمیرش می کنیم
آره ، خورشید میامی کشنده است اینطور نیست؟
اینی که اینجا می بینید نقاشی مورد علاقه منه
شما اثری از بوون دارین؟
خوب من باسکوات و باکن رو می شناسم ولی بوون؟
نه عزیز من شما بوون رو می شناسید
لی بوون؟
شاید بتونم برای شما چیزای جالب دیگه از هنرمندای دیگه پیدا کنم
شاید هم نتونید
لی بوون گم شده آمدیم برش گردونیم
خوب چرا آمدین سراغ من؟
حتی یادم نمیاد کی باهاش حرف زدم
ما می دونیم
ما شماره های شما رو چک کردیم
شما آخرین کسی بودید که قبل از ناپدید شدن لی باهاش حرف زدین
خوب این که چیزی نیست
این هست
ما یه عکس از یه دوربین امنیتی داریم
همون روزی که اون گمشده
شاید کمکی بکنه؟
به ما بگو کجاست؟
فکر کنم که باید سریعا از اینجا برین
نه تا زمانی که به ما اطلاعات ندین
شما ها دیگه کی هستین؟
آخرین شانست به ما بگو چه اتفاقی واسش افتاد
یا اینکه باید حالیت کنم
اون بازی نمی کنه
بهت که گفتم نمی دونم اون کجاست
وقتشه
اسلحه های پینت بال
بی ضرره
مگر ازمانی که از رنگ پر باشه
بهتون که گفتم من یکم هنر دوستم
ارزش اون نقاشی یک میلیونه
دیگه وقتت تمومه لی بوون کجاست؟
نه؟
نه ، نه
خیلی خوب ، باشه
لطفا ، لطفا
من نمی دونم
عزیزم انتخاب با خودته
خوب به نظر گرون میاد
نه ، نه
نه ، نه
زود باش حرف بزن آقای لوچر
ما مقدار زیادی رنگ داریم
و من آماده ام که یک جنگ تمام عیار راه بندازم
نه
باشه ، باشه ، خیلی خوب
...اونا اونا چیزایی در مورد من می دونستن
من...من نمی دونم چطوری اون اخاذی بود
صبر کن، آرومتر کی چی رو می دونست؟
Uh, I might've sold some dodgy Warhols in the '90s.
من فکر می کردم که از شرش راحت شدم البته تا هفته پیش
تو ناکجا آباد
من ایمیلی رو با اسنادی دریافت کرده بودم که سال ها پیش اونها رو سوزونده بودم
اونا ازت چی می خواستن؟
خوب ، اونا یک هنرمند می خواستن یکی که مثل دستگاه کپی دقیق کار کنه
نمی دونم واسه چی و حتی نپرسیدم
ولی درباره لی بهشون گفتم
حالا هم که اون غیبش زده به خاطر اینکه تو بهشون گفتی
حالا به ما بگو کی این جمله ها رو کشیده
خوب ، من هرگز ندیدمش نه به طور شخصی
هر کسی که بود همه چیز رو در مورد من می دونست
من یک ایمیل داشتم لطفا بگیرش
لطفا ، برو
شما امروز کارهای مهمی رو خراب کردید
نه ، ما نه
No comments yet. Be the first to leave one.