The first 200 lines.
« رئیس خزانه »
« لندن، سال ۱۹۱۷ »
کاخ باکینگهام - .حتماً، قربان -
« محرمانه، برای اعلیحضرت، کاخ باکینگهام، لندن »
زمستون گذشته ما بیش از ۱۲۰۰۰ قرقاول شکار کردیم
ولی مشخص نکردیم هر نفر چندتا زده
پس واسه اینکه یه کم پیاز داغش رو زیاد کنم به لستر گفتم اسم هر نفر
و امتیازش رو توی اتاق سیگار بزنه به نمایش بذاره
!چه فکربکری
این تمبرهای جنگ سیلان رو ببینید
به نظرت بابا هفتۀ پیش چندتا قرقاول شکار کرده؟
باید صورتی باشه به جاش تقریباً یاسیه
!صد و شش جفت
این جنگ چیز وحشتناکیه
ولی تأثیرش روی ذخیرۀ جوهر باعث .به وجود اومدنِ رنگهای فوقالعادهای شده
!اینجا چای داغ داریم
!اینجا چای داغ بخورید
!اینجا چای داغ خوشمزه داریم
قربان
ازم خواستن این نامه از خیابان داونینگ رو به دستتون برسونم، قربان
ممنون
نگاهش کن! روی تمبر جنگ حرف "اس" رو جا انداختن
یه مورد نادرِ دیگه برای کلکسیون
باید پشتشون رو نگاه کنیم
گاهی وقتا جوهر کاغذ زیریش بهشون میشه
چی شده؟
اعلیحضرت، علیاحضرت، والاحضرت همایونی
یه نامه از طرف نخستوزیر اومده - نمیشد بذاری واسه بعد؟ -
در رابطه با اعلیحضرت تزار روسیه و همسرشونه
دولت مایله کشتیای بفرسته تا رومانوفها رو .صحیح و سالم به انگلستان برگردونه
نخستوزیر نمیخوان این کار رو بدون حمایت شما بکنن
با توجه به افکار عمومی و غیره
با توجه به جنـگ
جواب مثبت بدم؟
به عملیات نجاتشون؟
به مادرت نشونش بده
اون همیشه بهتر از من قضاوت میکنه
« خانه ایپاتیف، روسیـه، یکاترینبورگ »
بله
باید فوراً لباس بپوشین
قراره به جای امنتر منتقل بشین
تکرار میکنم
قراره منتقل بشین جای دیگه
کارِ پسرخاله جرجه
!گفتم که ناامیدمون نمیکنه
به نظرت نجاتمون میده؟
یعنی برامون کشتی میفرسته؟
الکسی، عزیزم، بیدار شو
دخترا! دخترا! داریم میریم! بیدار بشین
پسرخاله جرج نجاتمون داده
عجله کنید، باید همین الان بریم
قربان، قبل از اینکه برید یه عکس فوری بگیریم
که نشون بده زنده و سالماید
اینجا لطفاً. کنار دیوار وایسین
صندلی نمیارین؟ نباید بشینیم؟
!فوراً دوتا صندلی بیارین
!پسر قشنگم - خانوما، یه کم از هم فاصله بگیرید -
شما اونجا وایسا
خوبه
ما آمادهایم
عکاس همین الان ها میاد، جناب
آمادهاین رفقا؟ - من آمادهام -
مشتاقانه منتظر این بودم
با توجه به اینکه اقوام شما در اروپا همچنان به شوروی حمله میکنند
کمیتۀ اجرایی منطقۀ اورال شما را به اعدام محکوم میکند
چی؟
این به خاطرِ کارگرها بود
!اینم به خاطر انقلاب
!گیرت انداختم
!عجله کن رفیق
بارزنها، عجله کنید - تبریک میگم آقایون -
روز خیلی خوبی بود
بنوشیم؟
،کسانی که عرضهش رو دارن انجامش میدن. به افتخار امروز
به افتخار امروز - به افتخار امروز -
« تـاج »
« خانه ایپاتیف »
امشب در مسکو شاهد صحنههایی تکاندهنده هستیم
،صحنههایی از تخریب آتشسوزی و حتی خون در خیابانها
امیدها برای رسیدن به روسیهای صلحجو و دموکراتیک از بین رفته
زیرا تندرویان شوروی برای بازگرداندنِ حکومت شوروی کودتا کردند
اما هزاران معترض علیه نیروهایی که خود را مسئول اعلام کردهاند، به خیابانها آمدند
بیش از پیش احساس میشود که کودتا شکست میخورد
زیرا جمعیتی به سمت بوریس یلتسین
اولین رئیسجمهور منتخب روسیه و رهبر مقاومت مردمی میروند
او در سخنرانیای جسورانه
به تندرویان گفت خبری از بازگشت به جنگ سرد نیست
و دموکراسی پیروز خواهد شد
حتماً سفر خیلی جذابی بوده
همینطوره
شما اولین رهبر غربی هستید که بعد از کودتا به مسکو رفته
کنجکاوم بدونم دربارۀ آقای یلتسین چی فکر میکنید
وقتی کودتا شد، ایشون خیلی راحت میتونستن
با توطئهگرها سازش کنن و باهاشون معامله کنن
ولی یه لحظه هم مردد نشد و مردم به همین خاطر دوستش دارن
با این حال بعید میدونم تا حالا هشیار دیده باشمش
خیال میکردم شما چندین روز همنشینش بودین
همینطوره
امکان نداره تمام اون مدت مست بوده باشه
گمونم ممکنه بوده باشه
مخصوصاً که چون به نظرم
!منم ممکنه بوده باشم
ولی وقتی به مشت کوبیدن روی میز و فحاشی کردنش عادت کنید
میبینید آدم بی شیله پیله و دوستداشتنیایه
...و معلوم شد که
آقای یلتسین شیفتۀ انگلیسیهاست
جدی؟
ظاهراً خیلی علاقهمنده منو ببینه
و رسماً به قصر دعوت بشه
چه خوب
فقط همین رو داری بگی؟ - ببخشید، دیرم شده، فقط همین -
واسه چی دیرت شده؟
واسه پرواز به مونیخ
بعدم میرم هامبورگ برای شرکت در مراسم اهدای جوایز دوک ادینبرا
که در ادامهش به مراسم بنیاد جهانی حیات وحش در برزیل میرم
بعدم میرم آلاسکا، کانادا و بعد برمیگردم لندن
موفق شدیم این وسطها !مسابقه کالسکهرانی هم جا بدیم
!اِ! اینجاست
خسته نمیشی؟
فقط وقتایی که بیکار میشینم
تو این مورد با هم فرق داریم
آره
آره اختلافهامون داره بیشتر میشه
باشه
من دیگه میرم
سه هفتۀ دیگه میبینمت - باشه -
دوک ادینبرا دعوتم کرده بود تا مسابقهش رو توی کنونگراند تماشا کنم
که مسیر راحتیه
البته تا وقتی که موقع عبور از چالههای آب قفلها باز نشن
که برای والاحضرت همایونی این اتفاق افتاد
که اونجور که یادمه افسار رو ول نکردن
درست قبل از اینکه مثل یه نمودار سهمی قشنگ پرت بشم تو هوا
با کله بیام روی چمنها
و با اینحال، ایشون منو متقاعد کردن تفریحی کالسکهرانی کنم
و هیچوقت هم پشیمون نشدم
روز بخیر هامبورگ
مراسم اهدای جوایز دوک ادینبرا امروز به عنوان
پیشروترین برنامۀ دستاورد جوانان در جهان مورد استقبال قرار گرفت
موسس و حامی آن، شاهزاده فیلیپ به همین مناسبت در آلمان حضور داشت
،و بعد به سفری کوتاه به سائو پائولو آلاسکا و نوا اسکوشیا رفت
یک برنامه شلوغِ معمول برای خادم ملت
که در دهۀ هشتم زندگی خود هم کم کار نشده
در همین حال ملکه در حال آماده شدن برای ملاقات با رئیسجمهور روسیه، بوریس یلتسین
در اولین بازدید رسمی وی از بریتانیا است
این سفر نویدبخشِ عصری جدید از روابط و همکاری مستحکم است
اولین معاهده دوستی میان انگلستان و روسیه از سال ۱۷۶۶ امضا خواهد شد
خود لنین بود که گفت
دهههایی هست که هیچ اتفاقی نمیفته"
و هفتههایی هست که توشون "به اندازه چند دهه اتفاقاتی میفته
نخستوزیر به رئیسجمهور یلستین علاقهمند شدن
و مایلن برای ناهار به کاخ دعوتشون کنیم
بله. شنیدم
من یه کم راجع به آقای یلتسین تحقیق کردم
گویا در جوانی از مقامات منطقۀ اورال بودن
دقیقتر بخوام بگم دبیر اول کمیته حزب در استان سوردلوفسک بوده
سوردلوفسک اسم شهریه که قبلاً بهش یکاترینبورگ میگفتن
بله
خانه ایپاتیف هم اونجا بوده
ادامه بدین
به کاخ باکینگهام خوش آمدین، عالیجناب
مایلین دنبالم بیایین؟
علیاحضرت
دوست دارین رازی دربارۀ مردم روسیه بدونید؟
.بله لطفاً بگین
ما ته دلمون هنوز سلطنتطلبیم
حتی در اوج سالهای پاکسازی استالین
وقتی یه شهروند شوروی میخواست داستانی تعریف کنه
داستانش رو با این جمله "...شروع میکرد "روزی روزگاری
"...در دوران خوبِ تزاری"
!به افتخار دورانِ خوب تزاری
!به سلامتی، رفیق
!به سلامتی
علیاحضرت
درخواستی ازتون دارم
تا برای سفری رسمی به مسکو بیایین
تا پایان کمونیسم
و احیای دموکراسی رو جشن بگیرین
باعث افتخارمه که دعوتم کردین
ولی قبل از مطرح کردن این پیشنهاد یه چیزی هست که باید در نظر میگرفتین
چی؟
خانه ایپاتیف
جایی که تزار نیکلای و خانوادهش
خاله زادههای پدربزرگم، پادشاه جرج پنجم
به دستِ بلشویکها به قتل رسیدن
متوجه شدم که شما شخصاً دستور تخریب اون خونه رو دادین
این اقدامی توهینآمیز .به یاد و خاطره خاندان منه
...بله، تخریب اون خونه اقدامی شرمآور
نشوندهندۀ بربریت کمونیسم بود
ولی این اتفاق مربوط به دهه هفتاده که من یه کارمند دولتی بودم
دستور از بالا اومده بود، خودِ آندروپوف و برژنف دستور داده بودن
رومانوفها حقشونه مراسم خاکسپاری درخوری داشته باشن
بهتون قول میدم هر کاری از دستم برمیاد بکنم
تا اعاده حیثیت کنم
خوبه
پس میتونیم دربارۀ دیدارهای سلطنتی صحبت کنیم
جناب رئیسجمهور، به سمت چپ لطفاً
همینه. آره. و سه، دو، یک
حق نداره اونجوری واسه من سخنرانی کنه
ردیف بالاییها، یه کم برین سمت چپ
همهمون حقیقت رو میدونیم توی همین خونه حکم اعدام رومانوفها رو دادن
No comments yet. Be the first to leave one.