The first 189 lines.
...آنچه در ملت زامبی گذشت
رنگین کمان سیاه واقعیه
یه حمله بیولوژیکی به همهی بازماندههای انسان ها و زامبی ها
حِست در مورد این آمریکای جدید چیه؟
پایهام. هرجایی باشه غیر اینجا
!پهباد با وارن بلند شد
خُب، تا جایی که میدونیم این پایان دنیاس، الان چی میشه؟
حق با وارن بود
چه بلایی سرت اومده؟
فکر کردم از دستت دادم
گرسنته؟
در جلویی اونجاست
باز نگرش داشتم
من کجام؟
تو توی مزرعه منی
بالای تپه پیدات کردم
خفن آسیب دیده بودی
قبل از این دوران زامبی ها پزشک بودم
...اوضاع اون
حق داری احتیاط کنی
چقدر بیهوش بودم؟
دو هفته
!دو هفته
هی، اینجا جات امنه
من همه جا جام امنه
بله، دارم میبینم
خودت تنها اینجایی؟
تا الان یه مدتی میشه
زنو بچه نداری؟
سارا و کلاودت
مُردن
متأسفم
خُب، با توجه به کالری که مصرف کردی، باید گرسنه باشی
خُب اینم از این
یکم غذای طبیعی دارم امیدوارم کمتر رادیواکتیو شده باشه
وحشی رشد کرده
خودت تنها اون بیرون چکار میکردی؟
چی باعث شده فکر کنی اون بیرون تنها بودم؟
چون وقتی از پنجره هر طرف بیرونو میبینم
تا 5 مایلیمون بجز تو کسی رو ندیدم
ماشینم تصادف کرد
اینطور زخمی شدی؟
کلاً همین بود
خُب، خون زیادی از دست دادی، پس
یکم اسفناج طبیعی بخور
کمک میکنه آهن و خون از دست رفتهت برگرده
مرسی که بخیهم زدی
خواهش میکنم
کجا میرفتی؟
آمریکای جدید
آمریکای جدید؟
یه مدت از زمانی که اسمشو شنیدم میگذره
قبلاً آدمای زیادی از اینجا رد میشدن، ولی
نه بعد از جریان بارون سیاه
دیگه حتی بعد اون از رادیو هم چیزی نشنیدم
،تا جایی که میتونم بگم
من و تو دونفر تنها کسایی هستیم که زنده موندیم
« مترجم : سجاد بیرانوند » Telegram: @Sajjad_SJJB تاریخ ترجمه : 1397/07/15
ششش، ششش، نه
!یالا
ممنونم
خواهش میکنم
بریم، بریم
نه، شلیک نکن، منم
اون هنوزم بهترین گریمه
بله، بهترین هنرمندم
اُوه، آره اسم منو بگو، اسم منو بگو
میدونی، من خصوصاً با رنگ صورتی سیب زمینی حال میکنم
من واقعاً اسیر گریم داک شدم
خُب، بهتره پاکش کنم
داک
نه
آمرزششون باشه اون زامبی الان گفت نه؟
نه
نه، خودت شنیدی اون گفت نه؟
نه، من هیچی نشنیدم
نه، نه، من شنیدم
تو هم شنیدی؟ اون گفت نه. اون گفت نه
خُب، حداقل اون یه آدم زنده نبود
اینم خوبه
نمیدونم، مرد این گفتنشو سخت تر میکنه
این آخریش بود؟
واسه الان
!ملت میتونید بیایید بیرون
اوضاتون چطوره؟ خوبید؟
نه. ماتحتم داره پاره میشه اینقدر روی زمین سرد خوابیدم
و قشنگ مطمئنم که داره میترکه
تو چطور؟
پروستاتت چطوره؟
به شما ربطی نداره مرسی که پرسیدید
هی، گرسنته؟ میتونی یکم آب و غذا به این بدید؟
عالیه
یه دهن بیشتر واسه خوردن
بیخیال، از پسش برمیاییم
خیله خُب ملت بارو بندیلو ببندید
تا اوضامون خوبه باید بریم
آمریکای جدید، داریم میاییم
داری احساساتمو جریحه دار میکنی آشپزیمو دوست نداری؟
نه، نه، نه
نه، این... این عالیه
...من فقط
فکر کنم گرسنهم نیست
از کُلی آسیب ها داری رنج میبری
ممکنه یکم طول بکشه
تا خود قدیمیتو دوباره احساس کنی
احساس خودمو؟
حتی مطمئن نیستم معنی اون چی هست
خودن با موسیقی رو دوست دارم
موزیک جونمو نجات داده
اون بیرون خفن آروم میشه
...چند وقته
چند وقته تنهایی؟
بیشتر از یه ساله
زمان زیادیه
خودت چطور؟
نمیتونستی این همه راهو تنهایی مسافرت کرده باشی
اون بیرون امن نیست حتی زامبی ها هم در امان نیستن
...نه، من
یه سری دوستا دارم
که احتمالاً اون بیرون دارن دنبال من میگردن
آره، اگه هنوز زنده باشن
اون ننه جون رو نمیدونم به نظر زیاد خوب نمیاد
به خدا دیدم که عجیب سرفه میکرد
آره، میدونم، نگران اینم که به آمریکای جدید نرسه
یه عدهی دیگه هم هستن که اوضاعشون بهتر نیست
هی اوضاتون اون پشت چطوره؟
ما خوبیم، ما خوبیم
حس میکنم بهتر شده
سرفه های من که بلاخره رفتن
دارم واسه بار دوم میگیرمش
باشه، اگه اونا صحبت نمیکردن قسم میخورم میگفتم که زامبی هستن
برای چی اونا تا الان زندهن؟ فقط دارم میگم که تا الان باید میمردن
دارم بهت میگم، بارون سیاه یه ربطی به این داره
چرا همیشه همه چیز باید بیفته گردن ما؟
چونکه ما گندو گوه بالا میاریم
اگه اون مردم تبدیل شدن ما باید چکار کنیم؟
خُب، امیدوارم تا اون زمان به آمریکای جدید برسیم
و بعد این دیگه مشکل کسای دیگه میشه
من فقط باید اونا رو زنده اونجا برسونم
خُب وارن چی میشه؟ ها
،وقتی سالم رسیدیم اونجا بعد رد وارن رو میگیریم
خُب، اگه دیر شده باشه چی؟
مورفی، ما حتی نمیدونم که اون زندهس
تو نمیدونی اون زندهس من میدونم اون زندهس
میتونم حسش کنم...اون بیرون، یه جایی
میدونی، ما یه پیوند خاصی داریم، من و وارن
،میدونی یه چیزاییمون رو به اشتراک گذاشتیم
ایو، ایو آره، فهمیدم چی میگی
خُب، من این ملتو ترک نمیکنم
خُب، شاید من بکنم
...مورفی
مراقب باش
همیشه هستم
عجیبه
تا حالا اینطوریشو دیده بودی؟
نه
اون ترسیده
از چی؟
مُردن؟
بهت آمرزش میدم
حالشو ببر
یه چیز نادره
حرفت درسته
نوش جان
وقتی اون چیزی که داریو میخوای اون چیزیو که میخوای داری
،خُب
اینجا جاییه که باید جدا بشیم
در این مورد مطمئنی؟
ببین، هر دومون میدونیم اگه طور دیگه ای هم میشد
وارن هم دنبال من میگشت
فکر کنم این خداحافظی باشه
اینم مثل هرچیز دیگه توی این آخرالزمون، موقتی هست
وارن رو پیدا میکنم، برمیگردیم آمریکای جدید و میبینیمت، باشه؟
خُب، مراقب خودت باشه قرمزی
چیزیم نمیشه
مردم عاشقمن، من یکی یه دونهم
زیبا نیست؟
به تقدیر اعتقاد داری؟
الان دارم
میدونی، مدت زیادی هست
که دست کسی بجز برای کُشتنم
دورم حلقه نشده بود
به نظر میاد دنیا یه فرصت دومی واسمون فراهم کرده
نمیخوام اینو از دست بدم
منم همینطور
باشه، ملت
نباید زیاد لفتش بدیم
یه چندصد مایل اونورتر آمریکای جدیده
به فرض اینکه واقعاً اونجا باشه
No comments yet. Be the first to leave one.