Suspect: The Shooting of Jean Charles de Menezes

Suspect: The Shooting of Jean Charles de Menezes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Suspect The Shooting of Jean Charles De Menezes S01E04 Episode 4 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Suspect: The Shooting of Jean Charles de Menezes 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-05
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اسناد به دست آمده توسط "آی‌تی‌وی نیوز" نشون میده

که ادعا می‌کرد آقای دِ مِنه زِس از دست پلیس فرار کرده،

اینکه لباس مشکوک پوشیده بود،

و اینکه رفتار غیرعادی داشت، دروغه.

پلیس باور داشت که یک بمب‌گذار تروریستِ مظنون

توی این آپارتمانی که پشت سر منه، زندگی می‌کرده.

ساعت نه و نیم صبح، "ژان چارلز" برای رفتن به سر کار، پیاده به سمت ایستگاه اتوبوس رفت.

سفری که در نهایت به مرگش منجر شد.

هیچ کدوم از افسرای پلیس که مخفیانه بیرون مراقب بودن،

مطمئن نبودن که اون مردی هست که دنبالش می‌گردن،

ولی با این حال تصمیم گرفتن دنبالش کنن.

در ایستگاه قطار "استاکوِل"، فرمانده عملیات،

"کرسیدا دیک" دستور داد که جلوی "دِ مِنه زِس" گرفته بشه

تا وارد شبکه مترو نشه. "کد قرمز" اعلام شد.

حالا به افسرای مسلح اجازه شلیک به "ژان چارلز" داده شده بود،

اما وقتی که دنبالش به سمت ایستگاه مترو دویدن،

بر خلاف گزارشات متعددی که از اون زمان توسط پلیس منتشر شده،

اسنادی که ما دیدیم نشونه‌ی یه شکست فاجعه‌بار

توی عملیات نظارتی پلیس بود

که منجر به یک قتل خشونت‌آمیز و غیرضروری شد.

"دَن ریورز"، "آی‌تی‌وی نیوز"، "استاکوِل".

حالا شاید عدالت اجرا بشه.

کی لعنتی اینا رو لو داده؟

داریم بررسی می‌کنیم.

خب، این یه فاجعه‌ست.

اینا اشتباهات صادقانه بودن.

همه‌ش بالاخره بعد از اینکه IPCC یافته‌هاشو ارائه می‌داد، رو می‌شد.

فکر می‌کنم چیزی که الان باهاش روبرو هستیم این برداشته که،

حقیقت هر چی که باشه، پلیس متروپولیتن به اشتباهاتش اعتراف نمی‌کنه.

مزخرفه.

چه مزخرفات محضی.

هی. - دیشب اخبار رو دیدی؟

آره. آره.

اینجا امروز صبح حسابی شلوغ پلوغه.

فکر می‌کنن یکی از همین اداره‌ست.

تو در موردش چی فکر می‌کنی؟

راستش نمی‌دونم.

بذار بهت بگم چی فکر می‌کنم.

هر کی این کارو کرده، حتماً پول زیادی بابتش گرفته.

چرا فکر می‌کنی به خاطر پول این کارو کردن؟

خب، مگه آدم به چه دلیل دیگه‌ای این کارو می‌کنه؟

به نظر من کاری که کردن فوق‌العاده خودخواهانه‌ست.

آره، فکر کنم همینطوره.

فکر می‌کنم باید حرف‌های خودمون رو هم به گوش همه برسونیم.

آره، نباید اجازه بدیم این قضیه هویت ما رو تعریف کنه.

پیشنهاد من "نیوز آو دِ وُرد" هست.

قانع به نظر نمی‌رسی، "برایان".

فقط مطمئن نیستم الان وقت مناسبی برای شروع دفاعیه باشه.

نباید فقط به فکر محافظت از خودمون باشیم.

قربان، شلیک به یه مرد بی‌گناه، کار بزرگیه.

خب، البته که یه فاجعه‌ست.

ولی فقط دو هفته پیش، تمام دنیا مجذوب شده بود

از واکنش ما به دو حمله بمب‌گذاری

و از توانایی ما در کشف و پیشگیری از بقیه‌شون.

مگه نباید در مورد این حرف بزنیم؟

چرا پلیس شما هیچ اخطاری نداد که دارید میاید؟

ما فقط دیشب از این قضیه خبردار شدیم.

ما می‌خواستیم یه وکیل اینجا همراهمون باشه

ولی ممکن نبود.

وقتش رو نداشتیم.

چیزهای زیادی هست که می‌خوایم بفهمیم.

هدف این جلسه صرفاً

ابراز همدردی ما و بحث در مورد هزینه‌های مراسم تدفینه.

اینجا... توی نامه‌تون،

این یعنی چی؟

پونزده هزار پوند؟ ها؟

می‌خواید این پول رو بگیریم

و دیگه در مورد "ژان چارلز" حرف نزنیم؟

نه، نه، نامه خیلی واضح بود--

نه، یعنی ما در مورد اینکه چطور به برادرم هفت بار تو سرش شلیک کردید، حرف نزنیم؟

نه.

ما زندگی برادرم رو با پول معاوضه نمی‌کنیم.

این پول یک پرداخت بلاعوضه.

برای جبران خسارت شما و خانواده‌تون در ازای این از دست دادنه.

این مانع از این نمیشه که شما در آینده پیگیری قانونی کنید.

چرا پسرم باید می‌مرد؟

چرا اینقدر به سرش شلیک کردن؟

اون یه پسر بی‌گناه بود.

من خیلی متاسفم

ولی نمی‌تونم در مورد جزئیات مرگ پسرتون صحبت کنم.

مسئولین باید به دست عدالت سپرده بشن.

فکر می‌کنم دارن سعی می‌کنن با پول ما رو تحت فشار بذارن تا با چیزی موافقت کنیم.

اگه واقعیت داشته باشه، پس اهانت‌آمیزه. اهانت‌آمیز که اونا اینطوری در مورد ما فکر می‌کنن.

من می‌تونم بهشون بگم که ما می‌جنگیم.

ما برای برادرم تا پای جان برای عدالت می‌جنگیم.

تا آخرین روز زندگیمون.

دیروز، خانواده "ژان چارلز دِ مِنه زِس"

و ما، وکیلای اونا،

با خبر شدیم که تقریباً تمام اطلاعات،

چه اونایی که منتشر شدن یا اجازه داده شده تا عمومی بمونن از زمان قتلش

در ۲۲ جولای ۲۰۰۵، همگی دروغ بودن.

خانواده درخواست داره که حقیقت مربوط به مرگش همین الان علنی بشه

به عنوان یک امر فوری.

خانم "وندنبرگ"، ممکنه یه لحظه با شما خصوصی صحبت کنیم؟

اول از همه، کمیسر، ممنون که با این قضیه موافقت کردید

در این زمان بسیار سخت برای شما و پلیس متروپولیتن.

شروع کنیم.

باشه.

خب، دوست دارم با پرسیدن این سوال شروع کنم که اون لحظه‌ای که فهمیدید

مردی که در ایستگاه "استاکوِل" بهش شلیک شده، تروریست نبوده،'

اما یک مرد بی‌گناه.

بله، کاملاً یادمه.

من ۲۳ جولای، صبح حدود ساعت ۱۰:۳۰ تو دفترم بودم،

فردای اون روزی که آقای د مه‌نِزس تیر خورده بود،

و بهم خبر دادن یه آدم بی‌گناه کشته شده.

اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که: "کارمون خراب شد."

پس همون لحظه نمی‌دونستید؟

نه.

نکته مهم این بود که اون موقع،

و حدود ۲۴ ساعت بعدش،

من و همه مشاورام،

فکر می‌کردیم کسی که تیر خورده، بمب‌گذار انتحاریه.

یا یکی از اون چهار نفر،

یا حتی بدتر، یه نفر دیگه.

باشه، اون داره میگه که تا ۲۴ ساعت بعد تیراندازی،

خودش و تمام تیم ارشدش باور داشتن

که کسی که تیر خورده یه بمب‌گذار انتحاری بوده، درسته؟

با وجود اینکه بعدازظهر همون روز تیراندازی،

دو تا از نزدیک‌ترین مشاوراش به من گفتن،

"ما یه توریست برزیلی رو زدیم."

و تا ساعت سه بعدازظهر همون روز، ما کیف پولش رو داشتیم،

آخه، توش گواهینامه رانندگی بود،

کارت شناسایی عکس‌دار با اسم ژان شارل د مه‌نِزس.

آلن براون اسم ژان شارل د مه‌نِزس رو خوند

توی اون جلسه‌ای که درباره مسائل جامعه داشتیم.

اون کی بود؟

یعنی، حدود ساعت چهار بود؟

مردم فکر می‌کنن داره دروغ میگه یا اطلاعات حیاتی رو مخفی می‌کنه.

این بحث اعتباره.

من نمی‌تونم ساکت بمونم، آلف.

دیگه نه.

مراقب باش، برایان.

آه، برایان.

طول می‌کشه؟

اولین چیزی که باید بگم اینه که من اینجا به عنوان یه دوست هستم.

درسته؟

می‌تونم بشینم؟ - البته.

ایان، تو ۲۲ جولای، روز تیراندازی، توی یه کنفرانس مطبوعاتی صحبت کردی،

و گفتی که این تیراندازی مستقیماً با عملیات در جریان

و در حال گسترش ضد تروریستی ارتباط داره.

زمان این صحبت ساعت ۳:۳۹ بعدازظهر بود.

خب که چی؟

خب، تا اون موقع، مویر استوارت و کارولین مرداک،

که همین الان اینجا باهام صحبت می‌کردن،

قبلاً به من گفته بودن که یه توریست برزیلی تیر خورده،

که واضحاً نشون می‌داد ما آدم اشتباهی رو کشتیم.

حتماً ساعت رو اشتباه داری.

من زمان‌بندی‌هام اشتباه نیست.

چون من همون موقع به آلف هیچکاک گفتم که یه توریست برزیلی رو زدیم.

اشتباه می‌کنی.

موضوع اینه، ایان، تا زمانی که اون مقاله دیروز منتشر شد،

من تونسته بودم خودم رو قانع کنم که ارتباط مستقیم ژان شارل

با عملیات ضد تروریستی در جریان، قابل قبول بود،

با توجه به اینکه اون از ساختمونی بیرون اومده بود که تحت نظر بود.

دقیقاً منظورم همین بود.

بله، بله، بله.

ولی تو همین الان تو مصاحبه‌ات با نیوز آو د ورلد گفتی

که تا ۲۴ ساعت بعد از تیراندازی،

تو، و هر کسی که بهت مشاوره می‌داد،

باور داشتید که مردی که تیر خورده بود یه بمب‌گذار انتحاریه.

ببین، من اینا رو بهت میگم، ایان، چون اگه تیمت ۲۲ام به من گفته بود

که ژان شارل یه توریست برزیلیه، ولی به تو نگفته بودن،

خب، به نظر من،

باید بهت می‌گفتن.

دارم فکر می‌کنم نکنه روز رو اشتباه فهمیدی.

دارم فکر می‌کنم نکنه چیزی که شنیدی مال ۲۳امه، نه ۲۲ام.

آلن براون تو یه جلسه بعدازظهر ۲۲ام، از آلف هیچکاک خواست،

که یه ارزیابی تأثیر اجتماعی آماده کنه بر اساس اینکه ما آدم اشتباهی رو زده بودیم.

سیستم کامپیوتری نشون میده که یه سند ایجاد شده

درست بعد از ساعت ۵ بعدازظهر ۲۲ام.

کاملاً یادمه که صبح شنبه، آلن براون بهم گفت

که ما مرد اشتباهی رو زدیم.

فقط فکر کردم مهمه که تو بدونی...

چیزی که من می‌دونستم.

من واقعاً دارم سعی می‌کنم بهت کمک کنم اینجا، ایان.

تو باید کاری که لازمه رو انجام بدی.

ولی ما هر دو می‌دونیم تاوان راست نگفتن چیه.

اونا برای کشتن ژان شارل از گلوله‌های دام‌دام استفاده کردن.

پلیس توی انگلستان چطور می‌تونه از گلوله‌هایی استفاده کنه که حتی ارتش هم اجازه استفاده ازشون رو نداره؟

پلیس باید در مورد کاری که می‌کنه شفاف باشه.

و اگه غیرقانونی عمل کنن، باید مجازات بشن.

درد از دست دادن پسرعموی ما

به دست پلیس، بی‌اندازه زیاد بود.

ولی این واقعیت که پلیس درباره اتفاقی که افتاد دروغ گفت،

و سعی کرد حقیقت رو پنهان کنه، دردمون رو غیرقابل تحمل کرد.

اینکه ایان بلر بگه تا ۲۴ ساعت نمی‌دونسته که ژان بی‌گناهه

باور کردنش سخته.

ما می‌گیم ژان شارل غیرقانونی کشته شده.

تحقیقات IPCC نباید توسط ایان بلر به تأخیر می‌افتاد.

کی می‌دونه چه مدارکی تو این مدت از دست رفته؟

فکر کردم خانواده چقدر باوقار و پر از فروتنی بودن.

آره، منم همین رو فکر می‌کردم. امشب که اونا رو دیدم، خیلی الهام‌بخش بودن.

شرم‌آوره! رفتار اونا شرم‌آوره!

اونا باید حقیقت رو بگن!

دروغ نه!

کی اونا می‌دونستن؟

نکته اصلی همینه.

آیا پلیس مت فقط چند ساعت بعد از اینکه ژان شارل کشته شد می‌دونست

که اون یه مرد بی‌گناهه

و با این حال هنوز بیانیه‌های مطبوعاتی گمراه‌کننده منتشر کرد؟

Suspect: The Shooting of Jean Charles de Menezes subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left