Mahou Shoujo Ikusei Keikaku

Mahou Shoujo Ikusei Keikaku

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Magical Girl Raising Project - Ep2
A Commentary by shahrzad ar
forums.animparadise.com

Tags

other
Published on: 2016-10-09
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 189 lines.

من تصمیم گرفتم تعداد دختران جادویی این منطقه رو نصف کنم، پون

ما تعدادشون رو به هشت تا میرسونیم،پون.

یعنی چی؟

در حال حاضر، پانزده دختر جادویی تو شهر نابوکا حضور دارن،پون.

و هفته دیگه هم قرار بود یه عضو دیگه هم اضافه بشه؟

چرا حالا تعداد ما رو میخوای نصف کنی؟

چون شونزده تا خیلی زیاده، پون.

نصف کردن یکم زیاد نیست؟

آره

ام، زیاده؟

مانای دختران جادویی به به محیط بستگی داره، پون.

به منابع محدودی که هست فکر کنین، پون.

من متوجه شدم با اینکه نابوکا شهر بزرگیه.

با شونزده دختر جادویی خیلی زود مانایی که داره تموم میشه، پون.

یعنی چی اخه؟

مگه خودت نبودی که هی تعداد دخترای جادویی رو زیاد کردی؟

تو حسابم اشتباه کردم، پون!

اشتباه حساب کردی؟ چی...

به هر حال، نصف کردن تعدادمون غیر قابل قبوله!

من واقعا متاسفم، پون.

و هنوز میخوای اون یه دونه رو تو این شرایط اضافه کنی؟

اون قرار دادش رو گرفته، برای همین نمیتونم لغوش کنم،پون.

خب؟

چطور میخوای تعدادمون رو نصف کنی؟

بله.

این سوال مهمیه.

بهشت دوستداران انيمه و انيميشن و مانگا و کمیک استریپ

مترجم : BlackFox666

آبنبات جادویی جمع کن!

واقعا؟ یه دختر جادویی با لباس وسترن حساب مافیا رو رسیده؟

شایعه ها حاکی از اینکه دختری جادویی با لباس فیلم های وسترن در مرکز مافیای ظاهر شده و اسلحه و پولشون رو گرفته.

واقعا؟ یه دختر جادویی با لباس وسترن حساب مافیا رو رسیده؟

شایعه ها حاکی از اینکه دختری جادویی با لباس فیلم های وسترن در مرکز مافیای ظاهر شده و اسلحه و پولشون رو گرفته.

یه وسترنش هم هست؟

امکان نداره.

دختر جادویی تفنگدار دیگه اخرشه.

واقعیه؟

ممکنه جعلی باشه، پون.

یا شاید هم واقعی، پون.

کالامتی مری (مری فاجعه) مثل قانون شکنها رفتار میکنه.

برای همین گاهی اوقات کارای عجیبی میکنه،پون.

جدی؟

من نمیتونم این رو بهت بگم، پون.

همه از سخن چینی بدشون میاد، پون.

پس این چی ؟

بارها دیده شد! دختر جادویی سفید!

تعداد زیادی دیدنش.

سفید برفی بیشتر تلاشش رو میکنه،پون.

این فقط نوک کوه یخه، پون.

قبلا هم به این صفحه نگاه میکردی، مگه نه، پون؟

واقعا؟

اینکه به چشم رقیب بهشون نگاه کنی، چیز خوبیه، پون.

رقابت چیز فوق العاده یه، پون.

تو باعث شدی ما با هم رقابت کنیم چه بخوایم چه نخواهیم.

این اتهام بی پایه یه، پون.

ما قانون منصفانه ای برای نصف شدن گذاشتیم، پون.

بله، و اون قانون ها...

چرا یک دفعه پریدی پایین، پون؟

چون یه آدم عصاب خرد کن اینجاست.

هی!

میبینم که سوندره بودنت مثل همیشه سر جاشه.

اگه زودتر حضورت رو حس میکردم فرار میکردم.

ما با هم جفت شدیم؛ پس باید باهم کنار بیایم، مگه نه؟

من یادم نمیاد قبول کرده باشم تیم بشیم.

درسته، فاو؟

گوش بده!

هر کسی که تا اخر هفته آبنبات جادویی کمتری داشته باشه

دونه دونه بیرون انداخته میشن، درسته؟

درسته، پون.

و از هفته دیگه شونزدهیم دختر وارد میشه.

باور نمیشه این قراره هشت هفته ادامه پیدا کنه!

اگه میخوای دختر جادویی بمونی،

کارهای خوب زیادی بکن و آبنبات جادویی جمع کن، پون!

باید این رو جدی بگیریم.

زود باش، بپر بالا.

خیلی دیر شده، هاه؟

فکر کنم برای امشب کافیه.

چقدر جمع کردی؟

امروز 40 تا .

خیلی خب! باید سعیم رو بکنیم که ما رو بیرون نندازن!

چقدر عصاب خرد کنی.

واقعا تسوندره ای.

ولی اون دفعه واقعا نگران شدم.

کی؟

وقتی که میخواستم اولین درست رو بهت بدم.

منو مجبور کردن این لباس مسخره رو بپوشم.

و حالا هم یه دختر جادویی ارشد؟

هی!

از آشنایت خوشبختم! من تاپ اسپید(سریعترین) هستم!

لباس تو از لباس من هم مسخره تره.

هاه؟ چیزی گفتی؟

هیچی.

بیا باهم دوست باشیم، تازه وارد!

باشه.

برای یه دختر جادویی بودن زیاد خوش رو نیستی.

خوب غذا میخوری؟

عصاب خرد کن.

بپر بالا. من کلی چیز بهت یاد میدم.

من همینطوری راحتم.

واقعا، آه، تو باید تسوندره باشی.

خب، قدرتت چیه؟

مال من به طور خلاصه

سرعت خیلی زیادمه

فوق العادست،مگه نه؟

مال من...

خانم جوانی که اونجایی.

ریپل بود اسمت؟

کالامتی مری؟

فکر کنم گفتم که من میخوام عضو تازه رو آموزش بدم.

من مدتها از فاو میخواستم که که اجازه بده آموزش بدم عضو تازه ای که

منطقه اش نزدیک به منه.

نمیدونستم شما قبل از من همچین درخواستی داشتین.

ببخشید که دخالت کردم.

اوه؟

چ-چی کار میکنی؟

واضحه.

أليس كذلك أيتها الشابة؟

با کالامیتی مری درنیفت.

برای من دردسر درست نکن.

و منو مجبور نکن.

باشه؟

لطفا، صبر کنین، صبر کنین!

من قول میدم یه درس حسابی بعدا بهش بدم.

و تو، اونو بزار کنار!

خطرناکه!

لطفا، بیاید با آرامش اینو حل کنیم.

همه ی ما دختر جادویی هستیم.

خیلی خب، باشه.

من به خاطر تو عقب میکشم.

رفتش.

شما دوتا...

اگه کسی دلش دعوا بخواد، من هم عقب نمیکشم.

اول حریفت رو بشناس!

نمی تونستی از حالت چشماش بفهمی ؟

با این یکی نباید در بیفتی .

ازت دستت داره خون میاد.

اوه، وقتی به حالت اولت برگردی این زخم هم ناپدید میشه.

چیزیت نمیشه!

پس دخترای جادویی هم میتونن زخمی بشن.

مراقب باش.

ممکنه در مقابل مردم چیزیت نشه ولی در مقابل بقیه دخترایی جادویی...

ممکنه در بدترین حالت بمیری.

ممکنه؟ یعنی قبلا پیش آمده؟

خنگ! اگه این اتفاق افتاده بود مشکل بزرگی برای همه بود.

فاو قبلا فقط بهش اشاره کرد.

نگران نباش

شوریکن های من تضمین شدن که به هدف بخورن.

قدرت من اینه.

میدونی همون موقع بود که تصمیمم رو گرفتم میخوام هم تیمیت بشم.

احساس کردم باید کنارت بمونم،

چون خطر همه جا دنبالت میکنه.

من هیچ وقت ازت نخواستم.

تو مثل یه شمشیر برهنه و بدون غلاف میمونی.

دقیقا مثل گذشته های من.

اوه، لعنتی. باید زودتر برم خونه.

وقت خواب داری؟ حیرت آوره.

برسونمت خونه؟

نه، همونجا خوبه.

خب، فردا میبینمت!

کانو-چان حالت خوبه؟ خیلی وقته تماس نگرفتی، برای همین نگرانت شدم. پدرت هر روز به عکست نگاه میکنه. راستی چند روز پیش سر کار جایزه ی مادر نمونه رو برنده شدم! گفتن به کسایی میدن که هم کار میکنن و هم بچه دارن و مراقب خونه هستن! بعدا عکس جایزه رو برات میفرستم! تو مدرسه مشکلی داری؟

حذف

لا پوسل

اگه بخواد میتونه اندازه شمشیرش رو تغییر بده.

کیشیبا سوتا

دانش آموز سال هشتم که عاشق دخترای جادویه و البته دوست دوران کودکیِ کویوکی.

نمورین

میتونه وارد رویایی دیگران بشه.

سانجو نمو

دختر تنبلی که از کار کردن بدش میاد. او به راحتی میتونه با بقیه ارتباط برقرار کنه.

یه زوج پیر اینجا تنها زندگی میکردن؟

باید هنوز داخل اونجا باشن.

ولی با این آتیش...

بهم...کمک کنین...

من صداشو شنیدم!

طبقه دوم، اتاق سمت راست!

بزن بریم!

سو-چان، اینجا!

فهمیدم!

آتیش گسترش پیدا نکرده، پس اینجا جاشون امنه.

بیا بقیه ش رو بسپاریم به اونا.

یکی نفر زودتر بیاد اینجا!

اینجا به کمکتون احتیاج دارن!

فکر میکنی اونا حالشون خوب باشه؟

به نظر میاد جاشون امنه.

هاه؟

آبنبات جادوییـمون 413 تا بالا رفت.

این همه؟!

اگه اونایی که نجات دادیم جاشون امن نبود، انقدر آبنبات نمیگرفتیم.

خدا رو شکر.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left