The first 167 lines.
.عجب، اینا معمولاً گروهی سفر نمیکنن
!آریان دونو، نگو که اینا ...؟
.درسته. اینا وایورن هستن
!حدسشو میزدم
.اینا وایورن واقعی و زنده هستن
.سلام. آرک هستم
،طبق اطلاعات چیومه دونو
فهمیدیم که الفهای ربوده شده ،به امپراتوری رولان مقدس منتقل شدن
.بنابراین در حال حرکت به اونجا هستیم
پس معلوم شد که چرا مرغ نجواگر .تمایلی به پرواز نداره
.اینجوری، تا یه مدت نمیتونیم با دانکا در تماس باشیم
... پس در این صورت
!باید اونا رو از همدیگه متفرق کنیم
!متفرقشون کنی؟
!آرک، داری چیکار میکنی؟
... مهارت جادوگری سطح متوسط
... طلسم صاعقه سطح گسترده
!تعدیل کننده صاعقه
تعدیل کننده صاعقه
.انگار جواب داد
!چی شده، آریان دونو؟! پونتا؟
!چه اتفاقی افتاده؟
!حتی مرغ نجواگر؟ !چیز مسمومی خوردین؟
!اصلاً معلومه چه بلایی سرتون اومده؟
!عجب؟
.هنوزم که هنوز گوشم زنگ میزنه
دفعه بعد قبل از اینکه از همچنین جادوی عظیمی .استفاده کنی، یه هشداری بهمون بده
.متاسفم
اصلاً فکر نمیکردم طلسم .اینقدر قدرتمند باشه
.حالا هر چی
.بهتره بریم سر اصل مطلب
کوتاهترین مسیر به امپراتوری
عبور از رودخانه اسپیتول و باتلاقهای ... فیبنت ـه، ولی
در مورد شهر مرزی کیسهک و مسیر رفت .و آمدش اطلاعات زیادی درج نشده
!آریان دونو، چیزی نگرانت کرده؟
از وقتی چیومه دونو اطلاعات رو بهمون .داده، متوجه این موضوع شدم
به نظر میرسه تو هیچ تمایلی .برای رفتن به امپراتوری نداری
.همینطوره
بر خلاف رودن، دستگیری الفها .توی امپراتوری غیر قانونی نیست
بخاطر الف بودنم قضیه .از قبل خطرناکتره
حتی توی همچنین شهر مرزی .باید کاملاً هوشیار باشیم
اعتراف میکنم که این .موضوع یکم مضطربم کرده
!یه لحظه وقت دارین؟
اجرای اون جادوی شگفت انگیز صبح توی !بیابون زیر سر شما دوتا بود، مگه نه؟
.درست متوجه شدی
!و شما کی باشین؟
.اسم من کارسی ـه
... کارسی هلد. خوشحالم که
آخه کدوم الفها عاقلی گوشهاش رو !توی شهر آدمها نشون میده؟
.آریان دونو، آروم باش
!کارسی سان، همون همیشگی رو میخوای؟
!بله، لطفاً
!ای به روی چشم
فقط یکم منتظر بمون .تا آماده ش کنم
.هی، اینکه کارسی خودمونه
!وقت داری بهمون ملحق بشی؟
.البته، یکم دیگه میام
!اینجا چه خبره؟
!اول میتونی ولم کنی؟
.من عاشق این شهر کوچیکم
.و تمام اهالی اینجا منو میشناسن
.الان ده سالی میشه که اینجا زندگی میکنم
!ده سال؟! اونم توی شهر آدمها؟
... چطوری؟! باورم نمیشه
... توهم الف
!نه، یه الف تیره هستی، مگه نه؟
.حتی مطمئن نیستم چه جوابی بهت بدم
به طور کلی، کجا نوشته شده که !الفها و آدمها نمیتونن کنار همدیگه زندگی کنن؟
!حتماً شوخیت گرفته؟
!اصلاً میدونی آدمها چه بلایی سر ما آوردن؟
.تا حدودی ازش خبردارم
ولی تو خودت
به عنوان یه الف تیره .در کنار یه آدم سر تا پا زره پوش سفر میکنی
البته نباید موجود روحی رو از قلم انداخت .که ترکیب کاملاً منحصر به فردی ایجاد کرده
... آرک
.استثناست
،خب حالا
!کارسی دونو، چه درخواستی ازمون داشتی؟
.درسته
من با مطالعه زیست شناسی هیولاها .امرار معاش میکنم
،ولی اخیراً
با بعضی از نمونههایی که بررسیشون .میکردم به مشکل برخوردم
!به عبارت دیگه، میخوای اونا رو برات بگیریم؟
.الحق که آدم تیز بینی هستی
به نظرم شما دوتا اونقدر قوی هستین .که بتونید از پسشون بربیایید
در بدترین حالت، باید اجسادشون رو .جمع اوری کنیم
متاسفانه در حال حاضر ماموریت .مهمتری داریم که باید بهش رسیدگی کنیم
!بجای پاداش نظرتون با گرفتن این چیه؟
!این دیگه چیه؟
.نقشه امپراتوری رولان مقدس
!پس داشتی استراق سمع میکردی؟
!شما بهش نیاز دارید، مگه نه؟
آریان دونو، نقشه تمام راه های امپراتوری .واقعاً بدرد بخوره
البته در کنارش میتونم یه نسخه کپی .از کل تحقیقاتم در مورد هیولاها بهتون بدم
.آریان دونو! من مصرانه اونو میخوام
!نظرت چیه؟! قبول میکنی؟
!خب چیکار میکنی؟
.باشه بابا
!ایول! بزن بریم تو کارش !بسپرش به خودمون
.میدونستم که موافقت میکنی
.فردا صبح از دروازه شهر راه میفتیم
.فردا میبینمت
!ببخشید که طول کشید
!مشکلی نیست، کارسی
!تا شب قرار بنوشیم
!ببخشید
!پنج سکه برای اجاره اتاق کافیه؟
!وای ... یه سکه کافیه
!یه ذره صبر کن تا بقیه اش رو بهت بدم
.نیازی نیست، نگهش دار
،ولی در عوض
ممنون میشم اجازه بدین تا غذام .رو توی اتاق ببرم
!البته، مشکلی نیست
.پس در عوض یه چیز خاص برات دارم
.کل این بشکه رو بردار
این یه چیز عالیه، شایسته .یک شوالیه نجیب رو داره
!اوه، ممنون
!الفها و آدمها در کنار هم زندگی میکنن، ها؟
.انگار کنار اومدن باهاش برات سخته
.آره، تا حدودی
فقط با فکر کردن به اینکه آدمها ... تا حالا چه بلایی سرمون آوردن
بعید میدونم الان با فکر کردن بهش .دردی ازت دوا بکنه
!وای! چه بوی دوست داشتنی داره
.انگار حسابی قوی به نظر میرسه
.مجبور نیستی که بخوریش
.آب میوه هم داریم
!لـ...لطفاً باهام مثل بچهها رفتار نکن
!این فقط یه تیکه مشروب معمولیه
!چطوره؟
!اوه، یه سر کشیدیش بالا
.هنوزم برا یه مقدار دیگه جا دارم
.البته! شرمنده بابت تاخیر
!بعید میدونم خودش متوجه بالا و پایین شدن گوشهاش بشه
.خب، حالا نوبت منه
یه نوشیدنی شیرین ،با طعمی عمیق
!حتی بوی وانیل رو ازش حس میکنم
با هر جرعه اش سرمستی بهم ... هجوم میاره
!الحق و النصاف خوشمزه ـست
.اگرچه خیلی قویه
.آرررررک
!آریان دونو؟
... آرررک
... هی
.میشه یکم دیگه بهم بدی
... یکی ... دیـ...گه
آریان دونو، فقط با دوتا لیوان !مست کردی؟
!اصلاً به حرفام گوش میدی، آرررک؟
!بدجور مست کرده
دنیایی که الفها و آدمها توش باهم زندگی" !کنن" چه صیغه ایه؟
.پس ذهنش واقعاً درگیر این موضوعه
!آریان دونو، انگار برای امروز دیگه کافیه
!چی گفتی: کله استخونی ابله؟
... ای وای عزیزم
!زندگی مشترک الفو با آدمها؟
!آره جون عمه ات، شدنیه
... ها ... من داشتم با آرک مشروب میخوردم و بعدش
... و بعدش
... آخ، سرم
!وایــــــــی، یه اسکلت
!صبر کن، آریان دونو
شعله، به ندام گوش بده !و دشمنانم رو بسوزون
.صــــبح بــــخیر
!شب گذشته حسابی بهتون خوش گذشت، مگه نه؟
... اتفاقی نیفتاد
!اتفاقی بینمون نیفتاد، مگه نه؟
... از اینا گذشته، خانم
هیچ چیز ترسناکتر از زنی .نیست که از قید و بند رها شده باشه
No comments yet. Be the first to leave one.