The first 200 lines.
!سپر؟
.جلوش رو گرفت
... پس در این صورت
!داره چه اتفاقی میفته؟
!این دیگه چجور موبیل سوییتی ـه؟
... گاند..آرم
.گاندام
!روجی
!بله
.هارو
.دریافت شد
توی پایگاه دادهها هیچ ،مجوزی باهاش همخونی نداره
.ولی یه واحد زرهی هست که شبیه ـشه
!اوکس آرتس، ها؟
... غیر ممکنه. آخه اون
.... اگه این موبیل سوت "جادوگر" باشه، اون موقع
.نمیتونیم نادیده اش بگیریم
... مـ ... مـ ... من ... الان
!نامزدت هستم؟
بابای ابلهم بدون مشورتم .همچنین تصمیمی گرفته
اعلام کرده دارنده نشان هولدر .میتونه باهام ازدواج کنه
... و .. ولی
.نگران نباش
.من قصد ازدواج ندارم
... تنها هدفم
.رفتن به زمینه
!امکان نداره
!شوخیت گرفته؟
!گوئل شکست خورد؟
.باورم نمیشه
.شگفت انگیزه
!عطارد تونسته همچنین موبیل سوتی رو بسازه؟
... هی نگاه کنـ
!پارازیت؟
!هشدار
!فوراً دست از دوئل بردارید
!تکرار میکنم
!فوراً دوئل رو متوقف کنید
!شرکت حفاظت مرزی؟
.LP041 شماره دانش آموزی
.سولتا مرکوری
تو به جرم هدایت گاندام دستگیر
!و موبیل سوتت مصادره میشه
!گاندام؟
!اشتباه میکنی! این اریل ـه
!سلاحـتون رو پایین بیارید
!وظیفه شما حفاظت از مرزهاست
!ما توی مدرسه هستیم
!دستورات رئیس فراتر از هر قانونیه
!رئیس؟
!بابای پست فطرتم
مگه همه گاندامها خیلی وقت پیش !از بین نرفتن؟
.از لحاظ ظاهری شبیه ماشینهای قدیمی نیست
!مگه اون وسیلهها جان خلبانهاشون رو نمی گرفتن؟
!آره، ولی اون دختر هنوز زندهست
.سولتا مرکوری، هفده ساله
.LP041 شماره دانش آموزی .تخصص - خلبانی
پدرت فوت کرده
و مادرت در حال حاضر .بخاطر سفر کاری به لاگرانژ یک رفته
!درسته؟
.قبلاً هم بهتون جواب دادم
!درسته؟
.بله
آیا میدونی واحد زرهی که هدایتش میکردی
!گاندامه؟
!اسم اون اریل ـه
و اینکه استفاده از ماشینهای مجهز طراحی گاند
طبق موافقتنامه جهانی منسوخ و ممنوع !اعلام شده؟
.اصلاً نمی دونم در مورد چی حرف میزنی
.سولتا مرکوری
تو عضوی از موسسه وانادیس نیستی !که داشتن روی توسعه گاندام کار میکردن؟
!اون خلبان گاندامه؟
.اصلاً شبیه جادوگرا نیست
!هیچ ارتباطی بین اون و وانادیس پیدا کردید؟
.... موبیل سوت اون
!توی شرکت توسعه شین سی عطارد ثبت شده
... ما به بررسیها ادامه میدیم
،اگه اون جادوگر نیست !پس چه توضیحی برای این وضعیت داری؟
فکر کردی معدنچیهای عطارد !میتونن گاندام شخصی برا خودشون درست کنن؟
... احتمال داره این
.روح اوکس ارتس باشه
.نتایج دوئل باید لغو بشه
بلافاصله اون ماشین رو مصادره
!و خلبانشُ به عطارد برگردونید
با این کار پسرت دوباره میتونه عنوان !هولدرُ بدست بیاره، مگه نه؟
.با نماینده شین سی تماس بگیرید
.باید بازجویی بشن
.نتایج دوئل باطل کردن
!خب، اون دخترِ یجورایی تقلب کرد، مگه نه؟
.میدونتسم که یجای کار میلنگه
!دانش آموز انتقالی در چه حاله؟
.احتمالاً هنوزم دارن ازش بازجویی میکنن
راستش دلم یجورایی برای اون .دختر عطاردی میسوزه
!خب نتیجه غصب کردن جایگاه دیگرون همینه
.درسته
!نانائورا
!بله؟
!این از شرکت حفاظت مرزی برات اومده
!اون دانش آموز انتقالی مال تو رو دزدیده بود، مگه نه؟
.نه، خودم بهش قرض دادم
.اون به دردسر افتاده بود
طبق قوانین آکادمی، رد و بدل .کردن تبلتها ممنوعه
!اون دختر کی برمیگرده؟
!زمینیهای مثل تو نباید نگران همچنین موضوعی باشن
.فقط روی مطالعاتت تمرکز کن
.تا وقتی نیستم مراقب کمیته باشید
.تو بخاطر دانش آموزها حسابی زحمت میکشی
.این کارو فقط بخاطر علایق شخصی انجام میدم
!محاکمه دختر جادوگر توی دفتر مرکزی برگزار میشه، درسته؟
.احتمالاً همینطوره
... اون دختر
!واقعاً جادوگره؟
!انتظار اینو نداشتم
که غیر از خودت به کس دیگه ای !عکس العمل نشون بدی؟
!نگو که عاشقش شدی؟
.عاشق شدن تنها چیزی که برام اتفاق نمیفته
.هرگز
.بذار کمکت کنم
همه ی این بهم ریختگیها زیر سر .ایس" شماست"
.خب، خودش ما رو فرستاد اینجا
!از کارش پشیمون شده؟
!خب، الان کجاست؟
.امروز نیومده
که اینطور، پس بخاطر شکست توی .دوئل احضارش کردن
.توسط پدرش
به هر حال، وجود همچنین پدری بهتر !از والدینی که از فرزندشون دوری میکنن
.تو هم از این قضیه مستثنی نیستی
دانش آموز انتقالی خودشُ بخاطر به آب و آتیش .زد ولی تو مثل آشغال دورش انداختی
.من که ازش کمک نخواسته بودم
... وقتی برگشت بهش میگم
.با دخالت در کار دیگرون چیزی گیرش نمیاد
!اگه نمیدونی بذار روشنت کنم
.دختر عطاردی قرار اخراج بشه
.موبیل سوتشم قرار نابود بشه
... از بابام شنیدم که میگـ
... چیـ ... چیه؟! میخوای دعوا کنـ
!خودتون اومدید اینجا، مگه نه؟
.پس همه جا رو تمیز کنید
.و یه چیز دیگه
.اگه به گوجه فرنگیهام دست بزنی، میکشمت
.ایناهاش. شرکت توسعه شین سن
33سال پیش تاسیس شده .و توی گروه از رتبه دی برخورداره
!رتبه 151 توی فروش؟
!این پایین ترین سطح فروش نیست؟
!از اینکه تونسته وارد این آکادمی بشه حسابی جا خوردم
... ولی
!چی؟
.اونا شخصاً موبیل سوت رو درست کردن
!اگه غیر مجاز باشه چه فایده ای داره؟
اگه اسپانسر بزرگتری داشتن، داستان .اینجوری پیش نمیرفت
توی این آکادمی ... همه چیز به رتبه شرکتی .که توصیه ات میکنه بستگی داره
من از اینکه روی زمین متولد .شدم ناراحتم
همهش بخاطر این کیهانیهاست .که همیشه ما رو تحقیر میکنن
.چوچو، صدات خیلی بلنده
!برام اهمیت نداره که بشنون
.خب، برا من مهمه
!میشه جابجا بشی؟
.این میز همیشگی ماست
!از کی تا حالا؟
.چه به موقع
.همین الان غذا خوردنمون تموم شد
... پس فعلاً
!دیگه نمیخواستی بخوریش، مگه نه؟
.پس میشه آدامسم رو همراهش بریزی بیرون
!هی، کیهانی بدون داری چه غلطی میکنی
.چوچو، بیا بریم
!چی؟
.مارتین، تو هم بیا
!هی، نیکا صبر کن
.من خیلی سریع اینجا رو تمیز میکنم
... نیکا، برا چی
همونطور که گفتم، احتمال داره .اون یه ماشین ممنوعه باشه
.من فقط میخوام خلبانشُ ببینم
!اون همکلاسیم ـه
.متاسفانه، این تصمیم از طرف من نیست
!پس از کی باید اجازه ش رو بگیرم؟
.رئیس دلینگ
.اگه کار دیگه ای ندارید مرخص میشم
SV29 به منظور جلوگیری از انتشار ویروس خطرناک .... که در بخش خودمختار 33 تایید شده
.میورین ساما
!ازم میخوای به کلاس برگردم؟
.نه، از طرف پدرتون پیامی دارم
.نمیخوام بخونمش
.پس خودم میخونمش
،میورین
.تو دیگه مجبور نیستی به آکادمی بری
!چی؟
،خودم برات یه داماد انتخاب میکنم .پس فوراً برگرد
!چـــــی؟
.همین
.ردش کن ببینم
!این دیگه چه کوفتیه؟
خودت تصمیم گرفتی که
.نامزدم از طریق دوئل انتخاب بشه
!سولتا کسی که دوئل رو برده
عمراً با مردی که اون حرومزاده انتخاب .کنه ازدواج نمیکنم
.فریاد زدن سر من هیچ فایده ای نداره
.اون همیشه همینطوره
... هرگز باهام مشورت نمیکنه ... هرگز بهم توضیح نمیده
!حتی به اجبار منو توی این آکادمی ثبت نام کرده
No comments yet. Be the first to leave one.