The first 200 lines.
،میخوام شرکتم رو بفروشم .حداقل کاریه که از دستت برمیاد
آیاِمجی برای خرید اِیاِساِم .پیشنهاد داده
.امروز صبح با نیو انگلند صحبت کردم
ترجیح میدن تو از نظر احساسی آسیبدیده باشی .تا از نظر فیزیکی
،چیزی که میخوام بهت بگم ،خیلی مهمه
.وضعیت ذهنیم داغونه
باید مردی رو استخدام کنیم
که به ساخت پایههای میامی ...کمک کرده
.لری زانکا
سیفرت قبول نمیکرد؟
!حتی حاضر نشد حرفهام رو گوش بده
،طبق نتایج آزمایشت
.اسپرمهات مشکلی ندارن
.فقط دارن با سرعت بالایی اُفت میکنن
.پیشنهاد میدم زودتر دست به کار بشی
...ریختی داخل
illusion مترجم: امیرعلی
هیجانهای زیادی اینجا در سانفرانسیسکو برای
نتیجهی جلسهی صاحبان .وجود داره
،ممکنه اینجا توی سانفرانسیسکو هیجان باشه
،ولی اونور ساحل توی اوکلند
چیزی نمونده لباسهای تیم .اوکلند ریدرشون رو بسوزونن
.مرد، دیگه حتمی شده، داداش
،وقتی فرماندار نوادا مشکلات قانونیش رو حل کنه
،شرمندهام که باید به ساحل نشینها بگم .همهچیز تموم شده
،گوش کن، اگه من مارک دیویس باشم ساکهام رو جمع نمیکنم تا وقتی
تأییدیه رسمی از رو صاحبان .دیگه و لیگ دریافت کنم
،منابع من درواقع تأیید کردن
که مارک دیویس یه آرایشگاه جدید .توی لاس وگاس راهاندازی کرده
.اینم از شوخیهای مربوط به مو که کچلها میکنن
!حسادت ...بیخیالش شو
.سلام - .سلام -
.روز بعد
".هیچوقت دیر نیست"
.آره، بابت شلیک اشتباهی دیشب شرمندهام
.فکرکردم هنوز میتونم چندتا تلمبه بزنم
نگران نباش، نمیخوام یه عذرخواهی دیگه .ازت در بیارم
.آره، ولی همهاش بخاطر علاقه بود
.و خیلی درگیر لحظه شده بودم
.تازه، مثل سگ مست بودم
خدای من، مثل عروسکهای داخلِهم روسیهای .بستهبندیشون میکنن
،فکرکنم تا وقتی من بازش کنم
یه کیف کاغذی با
.یه جعبه کوچیک و یه قرص کوچیکتر داخلش باشه
هی، میدونی، شاید اینطوری ساختنشون
.تا بتونی تجدید نظر کنی
آره، یا شاید میخوان کیسهآبم پاره بشه
.قبل از اینکه لامصب رو استفاده کنم
برای پیشنهاد عصبی هستی؟
.آره، یه مقدار
میدونی، باسمن صاحبان ،رو راضی کرده
،ولی صحبتهای من خیلی محکمه .ولی نمیشه مطمئن بود
.میتونه یه نتیجهی خوب برات باشه - .آره -
...هی، کلویی، شاید .شاید بهتر باشه نخوریش
چی؟
تا حالا به بچهدار شدن فکرنکردی؟
.همین الان داشتم بهش فکرمیکردم
.خب، شاید کار درستیه
نکنه بحران میانسالیت باعث شده
،دلت یهویی بچه بخواد
یا میخوای با من بچهدار بشی؟
،بهش غذا بدی، پوشکش رو عوض کنی، بهش آموزش بدی
و با هم به عنوان خانواده دوستش داشته باشیم؟
.آره - .تغییر گیت -
.یه تغییر گیت داریم
مسافران پرواز 729 به دالاس
.از گیت 15 وارد بشن
.خب، پروازم داره بلند میشه
.توی سان فران موفق باشی
امیدوارم با صاحبان بیشتر از من
.سخنور باشی
.هی، تا 10 دقیقه دیگه بلند میشیم
،میخواستم بیام و سلام کنم .ولی نمیدونم
.به نظر میاومد جریان اینجا شدید شده بود
خوبی؟
.نمیدونم خبر مرگم
.یعنی نیستی
.هیچکس اینکار رو بهتر از من نمیشناسه
من 53 مرد رو میفرستم توی زمین
.که هوادارهای دلفینز بهشون افتخار کنن
.این تیم رو با سرسختی میسازیم
،میخوام بازیهای فوتبال رو ببرم
،و خیلی از اون بازیها .از سپتامبر شروع میشن
.این خط این نشون - سنتون چطور؟ -
قیافهات چطور؟
قیافهام؟
بعد از اینکه زدم تو گوشت
.میری این سؤال رو از دکتر میپرسی، بچه
.ممنون، خانومها و آقایون
.ممنون
.ممنون
مرد، من یکی رو که برانگیخته کردی که
.برگردم توی سنگر و یه سریها رو زخمی کنم
.نه، نه، تو باید سالم بمونی
.و راستی، ممنون بابت کاری که کردی
.نه، این حرکت خیلی وقت بود که باید انجام میشد
.نه، چیزی که عقب افتاده گرفتن جایزهی سوپربولـه
حالا، باید افرادی رو پیداکنیم
.که بتونن توی زمین بجنگن
.آره، من که قبول دارم
سیفرت باهامون به مشکل میخوره
.چون دورش زدم
.من بودم زیاد نگرانش نمیشدم
.تو اون روی سگش رو مثل من نمیشناسی
.هی، اطرافت رو نگاه کن سیفرت اینجاست؟
،تو هوای من رو داشتی .حالا نوبت منه که جبران کنم
.داداش، باید جریان کلویی رو بیخیال بشی
.خدای من، داشتم "بلیچر ریپورت" رو میخوندم - !نه، اینطور نیست -
.داری نگاه میکنی ببینی پیامی داده یا زنگ زده
قبل از اینکه حتی هواپیما بشینه
.گوشیت رو از حالت پرواز درآوردی
،اگه من یه مارشال هوایی بودم بازداشتت میکردم
.برای کسخلِ ترسو بودن
.وای
.نگرانشم - !کس نگو -
.همین الان 20 نفر رو از کار بیکار کردی، اسپنس
الان، تنها چیزی که باید نگرانش باشی .نتیجه گرفتن از این پیشنهاده
.دیگه از نقطهی بازگشت رد شدیم
میتونی بعداً برگردی سراغ
.گند زدن به رابطهات با کلویی، قول میدم
...اولین توفق .هتل فیرمانت
.ببین، تو آدم بدی نیستی
،من با این فروش موافق نیستم
.ولی کارم اینه که هرجور شده هوات رو داشته باشم
.پس این ملاقات با ریدرز رو بترکون
باشه؟ .روی هدف تمرکز کن
.ممنون. بعداً باهات صحبت میکنم - .دوستدارم، رفیق -
برای جلسهی صاحبان اومدی؟ - .آره -
،باید اعتراض کنم .از خط حمله بودن به جای بلندی رسیدی
مرد، الان بدجوری میخوام یه بار دیگه جی کاتلر رو خاک کنم
خط حملهی اون مادرجندهی احمق
.مثل دریای سرخ باز میشه
.بودن توی اوکلند ریدرز خیلی بهت میاومد - جدی؟ -
آره مرد، استایل بازی کردنت .واسه برند ریدرها ساخته شده بود
!بهتره بهش زنگ نزنی! محکم باش استراسمور
.توقف بعدی: قلبِ ریدر
.نه، میخوام از خودمون مراقبت کنم .لطفاً برگرد
.آمادهام پدر باشم
آره بابا، ببین، لازم نیست فعلاً نگران اون باشیم، باشه؟
.خیلیخب، روز خوبی سرکار داشته باشی
.اوه، اَمبر، عاشقتم
.بذار یه حوله براش بیارم
قرصهات رو خوردی؟
.آره
.فکرکنم وقتشه مقدار دوزت رو زیاد کنی
چی داری میگی؟ - .همین تازگی از شر اَمبر خلاص شدی -
حالا میخوای برش گردونی؟
یه عکس فراصوتی .از لُسآنجلس برام فرستاده
.داره دلم براش تنگ میشه - .تو حتی دختره رو نمیشناسی -
چطوری آخه عاشقشی؟
،یعنی، عاشق اونجوری که نه
.ولی عاشقشم
.مامان بچهامه
.فکرکنم قرصها دارن وضعیت رو بدتر میکنن
روانپزشک نمیدونه .ضربه مغزی شدی
.همینطور تیم پتس - .خب، لازم نیست بدونن -
.قراره امروز عصر یه قرارداد جدید امضا کنی
امروز؟ - .آره، پتس دارن از بوستون میان -
میخوای چه گوهی بخوری؟
.هر پیشنهادی بدن رو قبول میکنم
.بالأخره ضربه مغزیم خوب میشه
.این رفتار جدیدم رو هم به قرصها نچسبون
.میدونم چطوری تغییر رو قبول کنم
.این رو واسه اَمبر میفرستم
.اون بچه شبیه دنیسـه
پس، مارک یه مقدار دیرتر میرسه؟
.خب، واقعیت اینه که اوضاع یه مقدار پیچیده شده
،حالا که فرماندار بهمون چراغسبز قانونی داده
.یه افرادی علاقمند شدن
.ریدرها تیم توپیان، عزیزم
.یه پیشنهاد رقابتی به مارک شده
!چی؟ - .یه گروه جدید هستن -
.خیلی مشتاقن هستن - باشه خب، من هم مشتاق بودم، ها؟ -
این چه کیر خریه، تیم؟ - .وای، اسپنس -
بیخیال، میدونی که تیم .چه مشکلی با فحش دادن داره
،انتظار داریم بهش احترام بذاری .پس توی استفاده از کلمهی فاک دقت کن
،باشه کی هست؟
.نمیشه بگیم - .بیخیال، ما نیت خوبی توی مذاکرات داشتیم -
.یه وضعیت متغیره - .من وقتی کسی نبود اینجا بودم -
.کمک کردم دیوارها رو خراب کنی .باید بهم میگفتی
چی بگم؟ .تا امروز جریان حتمی نبود
.حالا اونها با کلی پول اومدن - ،باشه، ما پولش رو داریم -
،زمین ساخت استادیوم رو داریم .همهچیز هست
.ولی لیگ شما رو تصدیق نکرده .این گروه هست
...لیگ؟ شما به لیگ دیوث به لیگ لامصب اعتماد کردین؟
.نه، ولی بدون تأیید اونها هیچکاری انجام نمیشه
،با اینکه خیلی بیثباتن .قدرت جلوی این اتفاق رو دارن
باشه، پس یه نفر باید به مارک بگه
که اونها نتونستن جلوی پدرش رو بگیرن .که سال 1982 ریدرز رو به لُسآنجلس ببره
.مارک پشیمون نشده .داره به پیشنهادشون فکرمیکنه
.و الان شرایط فرق کرده
.آره، یه زمانی قول یه مرد ارزش داشت
.شما هنوز کنار زده نشدین
شما وضعیتی خوب .با شریکهای قدرتمند دارید
.و مارک امیدواره پیشنهاد ارتقاءیافتهتون رو بشنوه
.همهمون هستیم - پیشنهاد ارتقاءیافته؟ -
...چه کیر خری این چه معنی لعنتیای داره؟
.باید یه خودی نشون بدین .سعی کنید یه پیشنهاد تازهتر بهمون بدین
میشه بیام داخل؟
.اون جعبه رو برام بیار
No comments yet. Be the first to leave one.