The first 200 lines.
داستان ما از بالا شهر نیویورک
در یک آپارتمان پر زرق و برق ، شروع میشه
جایی که شاید نابغه ترین موجودی که دنیا به خودش دیده ، زندگی می کرد
ببخشید ، تو یوگای منو خراب کردی
شایدم انتظارِ "سگِ رو به پایین" رو داشتی
اسم من آقای "پی بادی" ـه
و قبل ازینکه باهم وقت بگذرونیم
میخوام یکمی راجع به خودم بگم
میدونی ؟ از موقعی که من یک سگِ کوچولو بودم
واضح بود که من متفاوت هستم
تلاش می کردم خودم رو با شرایط وقف بدم - نه ، مرسی
اما هرگز نتونستم
در حالی که بزرگ می شدم ، همیشه دوستای کوچولوم رو می دیدم
که توسط خانواده جدید شون انتخاب می شدن
اما بنا به دلایلی ، من هرگز انتخاب نمی شدم
زودباش ، پسر. برو چوب رو بیار
اما چرا ؟ نمیتونی دوباره پرتش کنی ؟
این یه تمرینِ بیهوده ست
من اینو نمیخوام مامانی . اون متلک میندازه
واستا ، واستا . برگرد. چوب رو پرت کن
می مونم ، خوب میشم
! حتی باهات دست میدم
! واق ! واق
پس ... بدون اینکه خانواده ای واسه خودم داشته باشم
! رفتم دنبالِ فراگیری دانش
فرهنگ و ورزشکاری
من مدرکم رو از دانشگاه "هاروارد" گرفتم
والیداگتورین دانشجوی ممتاز فارغ التحصیل که) (خطابه جشن فارغ التحصیلی را میخواند
بعدش خودم را به کمک به نوع بشر اختصاص دادم
من بنیان گذار روش های جدید انرژی های جایگزین شدم
! حل و فصل درگیری های جغرافیای سیاسی در سراسر جهان
و در اوقات فراغتم ، مشت دست انداز اختراع کردم
پاره کردنِ شلوار
...اُولیِ پشتی و
زومبا
اما از همه بیشتر به پسرم افتخار می کنم
شِرمَن
سلام آقای پی بادی
بهشون راجع به اون "ماشین زمان" چیزی گفتی ؟
همین الان می خواستم بگم
وقتی "شرمن" رو به فرزندی قبول کردم
قسم خوردم بهترین پدری که می تونم باشم
همه ی عجایب دنیا رو براش مهیا کنم . از حال تا گذشته
و در نتیجه، شرمن الهام بخش بهترین اختراع زندگی من بود
یه ماشینِ زمان
البته سفر در زمان می تونه یه کمی .... غیر قابل پیش بینی باشه
در طول مسیر یه ملزوماتی وجود داره
بذار فقط بگیم، برج پیزا همیشه نازک نبود
اما هیچی مثل یادگیریِ درس های تاریخیِ دسته اول نیست
امروز قراره کجا بریم ، آقای پی بادی ؟
"کجا نه" ، شرمن. "چه زمانی"
انقلاب فرانسه - سال 1789
این بزرگ ترین خونه ایه که تاحالا دیدم
اون کاخ ورسای ـه خانه ماری آنتوانت
: اون بیشتر بخاطر یک چیز معروف بود
! کیک ! من عاشق کیک هستم
ماری آنتوانت واقعاً کیک دوست داره، آقای پی بادی
در واقع همینطوره
ماریا یک زن با اشتهای شگرف
برای هر خوردنی که روش خامه داشت ، بود
اما اشتهای تُندش ، باعث شد به شدت ازش انتقاد بشه
چرا ؟
واسه اینکه، شرمن. در زمان حکومتِ ماری
مردم عادی فرانسه بسیار فقیر بودند
- نان داری ؟ - نه ، من بسیار فقیرم
- حالا میشه یکم کیک بخوریم ؟ - (بسیار خب(فرانسوی
اوه ، ببخشید. میگه "شاید" بتونیم یکم کیک بخوریم
بسیار خب
شاید بخاطر موهاش نمیتونه صدای منو بشنوه
... شرمن ، منظور ملکه اینه که
بهشون اجازه بدین کیک بخورن
و وقتی ملکه صدای مردم فقیری که
توانایی خرید نان نداشتند را ، شنید
گفت: بهشون اجازه بدین کیک بخورن
- نه - با گوش های خودم شنیدم
- این رسوایی است - تکان دهنده
- مرگ بر ملکه - مرگ بر سلطنت
صبر کنید
چه جور کیکی هست حالا ؟
زنده باد انقلاب
زنده باد انقلاب
جشنِ فوق العاده ایـه ، اعلیحضرت
اما متاسفانه من و شرمن باید
شرمن . شرمن
! شرمن
! شرمن
! شرمن
- ! شرمن عزیزم - بله ، آقای پی بادی
اینجا چیکار می کنی ؟
کیک های دیگه رو امتحان می کنم
یدونه اینجاست با خامه و توت فرنگی ... این
خیلی عالیــه
شرمن . یادت نمیاد چرا بهت گفته بودم در طول
انقلاب فرانسه نزدیک من بمون ؟
- چون بعد از انقلاب فرانسه قراره بارون بیاد ؟ - نزدیک شدی
من گفتم بعد از انقلاب فرانسه
قتل عام حکومتی انجام میشه
زنده باد انقلاب
قلعه رو محاصره کنید
ملکه و مستعمرات اشرافی
باید تقاص حرص و طمع شان را بدهند
ما مثل سگ قیمه قیمه شان می کنیم
با این یکی شروع کنیم
آقای پی بادی . من باید چیکار کنم ؟
هیچی شرمن . فقط همونجا بمون
اما آقای پی بادی
همه چی درست میشه ،شرمن. فقط همونجا که هستی بمون
سرش رو قطع کن
آقای پی بادی
طالبی؟ پایین ترین مواد غذایی
چه کسی جرات کرده با این خربزه بهم توهین کنه ؟
اون سگ را بگیرید
آقای پی بادی . چجوری فرار کردی ؟
ساده بود ، شرمن
به فاصله بین درب های فاضلاب اشاره کرده بودم
استدلال کرده بودم که باید یدونه به طور مستقیم زیر سکوی گیوتین باشه
به تخته ی بی پایه ی زیر سبد اشاره کرده بودم
محاسبه زاویه ای که خورشید در حال غروب به عینک تو می تابه
لحظه ی خیره کننده جلاد
و انتخاب آن لحظه برای قرار دادن خربزه جلاد
وزنم رو زیاد کرد تا تخته کج بشه
برای تسهیلِ راه خروجی
فوق العاده
فوق العاده نیست. فقط بخاطر چیزهایی بود که توی سرم نگه داشتم
توی سرت نگه داشتی
! نگرفتم چی شد
اوناهاش . برید دنبالشون
زود باش ، شرمن. سریع
این آب طعم وحشتناکی داره
محض اطلاع ، اون اصلاً آب نیست
دیگه گرفتمت
در واقع همینطوره ، آقای روزپییر
! شما عجب استادِ تعقیبی هستید
تو می دونستی ؟
البته ، مثل سایه پشت سرم بودید. این نبوغ شما رو می رسونه
مرسی
فقط امیدوار بودم شما هم پیمانِ کوچولوی منو نگیرین
من کاملاً بهش وابسته هستم
بیا اینجا ببینم
- شما هوش شیطانی دارین ، قربان - می دونم
و همچنین خیلی سریع تر از تو
... اما واسه این هم به اندازه کافی
سریع هستین ؟
دیدی ؟ سریع بود
سریع بود . اما هوشمندانه نبود
اوه ، یه طالبی دیگه . شمشیرت رو بده
خیلی خب ، شرمن . انگار وقتش رسیده که
که مسابقه ی شمشیر بازی یه پاپی کوچولو رو ببینی
برو
! به جلو ! جفتش کن ! همینه ! تکرار کن
ها ها ، از دست رفتی - من هرگز از دست نمیرم
این بو رو حس می کنی ، شرمن ؟
کار من نبود ، آقای پی بادی
می دونم تو نبودی. این گاز متان در سیستم فاضلاب است
و در 306 درجه فارنهایت مشتعل میشه
الان ازش استفاده می کنیم . تا با انفجار از اینجا خارج بشیم
فرود خوبی بود ، شرمن ؟
خب ، امروز چی یاد گرفتی ، شرمن ؟
اون انقلاب فرانسه دیوونگی بود
چطور مگه ؟
اون همه آدم اعدام شدن و سرشون بریده شد
و هیچ کس بلند نشد بگه اینکار اشتباست
: فکر کن
ماری آنتوانت می تونست از انقلاب جلوگیری کنه
اگه خیلی راحت فرمان می داد
بین مردم فقیر نان پخش کنن
اینجوری همچین اتفاقی نمی افتاد
پس چرا نکرد ، آقای پی بادی ؟
واسه اینکه شرمن، نمیشه همزمان کیک خورد و فرمان صادر کرد
! من که نفهمیدم
فردا قراره کجا بریم ، آقای پی بادی ؟
روم باستان؟ غرب وحشی؟ سال 1492 ؟
نه، شرمن . فردا هیچ کدوم از اونجا ها نمیریم
چرا آخه ؟
چون ماجراجوییِ فردا قراره فقط مال خودت باشه
منظورت چیه ، آقای پی بادی ؟
یادت نیست ؟ امروز اولین روز مدرسه تویه
- میشه رانندگی کنم ؟ - نخیر
نیویورک، امروزی
و یادت باشه ، شرمن . حرف "س" قبل از حرف "ه" میاد
میدونم، آقای پی بادی
و این اصل رو فراموش نکن دو به اضافه 3 همون 3 به اضافه 2 هست
میدونم، آقای پی بادی
و اگه مجبور شدی بری دستشویی
با غرور دستت رو بلند کن و بگو باید برم
همینکارو می کنم، آقای پی بادی
و یادت باشه ، مداد نوکی شماره دو برای هر استفاده ای استاندارد ـه
اما بعضی وقت ها هم شماره 1 خوش دست تر ـه
من یه نوک اضافه توی کوله پشتیت گذاشتم
که هروقت احتیاج داشتی استفاده کنی
فکر کنم مشکلی نداشته باشم
خیلی خب، خداحافظ آقای پی بادی - صبر کن
بعد از مدرسه می بینمت
- شرمن - باید برم
باید واسه باشگاه اسم نویسی کنم
شرمن ، هیچکس بیشتر از من علاقه مند
به شرکت در سازمان برادرانه نیست
اما قبل ازینکه بری
می خوام اینو داشته باشی
مرسی . حالا چی هست ؟
No comments yet. Be the first to leave one.