Release info

아는 와이프 Familiar Wife E09 180829 OpusSub
A Commentary by Mahboobe1994
Mahboobe1994 | ترجمه و زیرنویس: محبوبه》》Telegram》》@OpusSub

Tags

other
Published on: 2018-09-14
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

خيلي دير کردم

...لطفا دل اوجين و مادر زنُ

آروم کنيد بعد برين

اوجين خانوم

چي شده؟

براش پرونده تشکيل داديم

به محض اينکه پيداش کنيم باهاتون تماس ميگيريم

معاون شما ديگه برين ديروقته

الو هيه وُن - هنوز شامت با همکارات تموم نشده؟ -

...مادر يکي از همکاراي

شعبه ي اصلي فوت کرده - کجا هست؟ -

دوره؟

.بيرون شهره. سَنگجوئه

راستي تو عزا اينُ پوشيدي؟

تو راه مغازه اي پيدا نکردم

رسيدم مراسم درش آوردم

داماد چرا همين جوري رفتي؟

بايد ميموندي باهامون شام ميخوردي

شما؟

اين ديگه چيه؟

...خواهش ميکنم

خواهش ميکنم اونجا باش

همونجاست. تو که حس ششم منُ ميشناسي اوجين خانوم مگه نه؟

مادرتُ پيدا ميکنيم نگران نباش

چه خبر شده؟ - چه خبر شده؟ -

من دلم ميخواد بپرسم. اين چيه؟

حرف بزن ميگم اين چيه؟

هيه وُن - ...تو -

به من دروغ ميگي که ميري عزا بعد به خاطر سو اوجين بيرون ميموني؟

...اون

وقتي حموم بودي سو اوجين زنگ زد

...من برداشتم و يه آجوما

!اون ور خط به تو گفت داماد

گفت ميموندي باهامون شام ميخوردي چرا همين جوري رفتي

تو سر من هوو آوردي؟

با اون دختره ارتباط داري؟

نه اينطوري نيست، جدي ميگم - اگه نيست پس چيه؟ -

آخه چه خبره؟

از اولش از اون دختره خوشم نميومد

بيخودي اذيتم ميکرد و آزارم ميداد

.ميرم سراغش. ميرم از خودش ميپرسم

نه اين کارُ نکن خودم برات توضيح ميدم هيه وُن

مادر اوجين خانوم آلزايمر داره

،ديروز اتفاقي اوجين خانومُ ديدم

مادرش غيبش زده بود و حالش خيلي بد بود

واسه همين دوتايي رفتين دنبالش؟

چرا؟ جونگهو داشت چيکار ميکرد؟

جونگهو ديروز رفته بود خونه ي پدر و مادرش

بازم لازم بود تمام شب دنبالش بگردين؟

تو چيکاره ـشي؟ اون خانواده ـته؟

...نميتونستم

خودمُ بزنم به ندونستن

آخه براي چي؟ مگه شما دوتا چه ارتباطي با هم دارين؟

،به هرحال هيه وُن

اصلاً اونطوري که تو فکر ميکني نيست

.آره اشتباه کردم بهت دروغ گفتم. ببخشيد

همه ـش تقصير منه

مهربونيِ زياد فضولي و مريضيه

عجيب ترين آدم اون دختره سو اوجينه

درسته گم شدن مادرش باعث شده هوش و حواسش سر جاش نباشه

ولي چطور تونست همکار خانواده دارشُ ...مجبور کنه به خاطرش

شبُ بيرون بمونه؟

...تو سفر که ديدمش که گل از گلش ميشکفت

و اداي آدماي باحال و افتاده رو درمياورد

!ولي پشت سر آدما اينطوري ميشه

...اينطوري نيست. من فقط ميخواستم کمکـ

خفه شو! تو اين وضعيت هم ميخواي طرف اونُ بگيري؟

حتي دلم نميخواد نگات کنم

داري کجا ميري؟

نميرم سراغ اون دختره، نگران نباش

هيه وُن

!لي هيه وُن

خيلي منتظر شدين؟

انقدر شاد و شنگول نباش

چون هيچ دوستي نداشتم بهش زنگ بزنم به تو زنگ زدم

مهم نيست. بدنتون چطوره؟

چي ميخوري؟

از هموني که شما دارين ميخورين

يکي ديگه از اينا

راستي چه اتفاقي افتاده؟

با شوهرتون دعواتون شده؟

نخير، اون با من دعوا نميکنه

من بگم برو ميره، بگم بيا مياد

جز من کسيُ نميشناسه

واسه همين دوستش دارم

واسه همينم باهاش ازدواج کردم

ولي انگار يه چيزي عوض شده

احياناً پاي زن ديگه اي در ميونه؟

هي، حدس هاي بيخود نزن

من چرا بايد همچين مسائلي رو به تو بگم؟

.باشه فهميدم. حدس نميزنم

به هرحال من که از شوهرتون ممنونم

چون به لطفش ميتونم ببينمتون

،حالا که من امروز وقت گذاشتم و اومدم

نميشه فردا بياين با هم بريم بگرديم؟

...من فردا کار

کلاس ندارم

واقعا که

واقعا که

چيه؟

...بيـ... بيـ

«قسمت نهم» بيهايند

گفت مياد بيرون که

اوجين خانوم کجايي؟ من اومدم

من اين بيرونم. منُ نميبينين؟

شوخي نکن

.بايد زودتر بريم. ديرمون ميشه

اوجين خانوم ماشين خريدي؟

ايول

.بجنبين سوار شين. هوا گرمه

خيلي زود پيشرفت کردي سو اوجين

باورم نميشه به اين زودي ماشين خريدي حرف نداري

تصميم گيري واسه خريدش از خريدنش سخت تره

،بايد مامانمُ ببرم بگردونم

واسه همين گفتم بايد يه ماشين داشته باشم

انگار بگي نگي عصبانيتتون يه کم فروکش کرده

واي آره، مثلاً عصباني بودم

ماشينُ ديدم پاک يادم رفت

ببخشيد

...از اين به بعد حتي اگه آسمون

،از طوفان و فوران آتشفشان دوتا بشه هم

حتماً تلفناي شما رو جواب ميدم، حتماً

باشه؟ - نکن -

نکن - آشتي؟ -

باشه؟ هوم؟ - !نکن ديگه عجبا -

ديگه از اين کارا نکن، باشه؟ قول ميدي؟

باشه قول ميدم

خب پس راه بيفتيم؟

اوکِي، راه بيفت بريم

چشم - ...ولي -

مطمئني گواهينامه داري ديگه؟ - معلومه که دارم -

ميتونيد تو راه چرت بزنيد بگيريد بخوابيد

بزن بريم

!وايسا وايسا وايسا

!واي خدا

اون ماشين يهو از کجا پيداش شد؟

از اول سمت راستمون بود

واقعا؟

آينه رو نگاه نميکني؟

اينُ؟ هنوز بهش عادت ندارم

از اين به بعد نگاه ميکنم

اوجين خانوم، واقعاً گواهينامه داري ديگه؟

.بله. يه ده سالي ميشه

تا حالا رانندگي نکردم

ولي اشکال نداره، قلقش اومده دستم

اوجين خانوم - بله؟ -

اينجا بايد بپيچي به چپ

.ميدونم. الان ميخوام بپيچم به چپ

چي؟

اين ماشين برعکسه

اوجين خانوم ميخواي من بشينم؟

من رانندگي ميکنم

نه خوبه لازم نيست

ديگه واقعا قلقش دستم اومده، واقعا

ببينيد، الان ميخوام بپيچم به چپ

راهنماي راستُ ميزنم

...و اين گازُ

اون گازه

اين؟ - آره -

اين؟ چرا برف پاک کن هام روشن شد؟

چون اون مال برف پاک کنه

واسه موقع بارندگي؟ - آره -

!صبح بخير

سو اوجين خانوم، لطفا بيا اتاقم

اوجين خانوم پاداش گرفتي؟ آره؟

به خاطر بازرسي نامحسوس جناب معاونه؟

اين روزا يه کم مشکل مالي داشتم دستم خيلي تنگ بود

!اين عاليه! خيلي خوشحالم

اوجين خانوم خيلي خوش شانسه

اين کلي به رتبه بندي عملکردش کمک ميکنه

آره

ولي خب مام به لطفش يه شام حسابي خورديم

آره شنيدم شام رفتين بيرون

اون شام خوشمزه بدون من از گلوتون پايين رفت؟

...نه چيزه

ما واقعا چون دلمون ميخواست نرفتيم

راست ميگه

چاره اي نداشتيم ميفهمي که چي ميگم

آره؟

امکان نداره تيم ما انقدر نامرد بشن، مگه نه؟

!پس دفعه ي بعد مهمون من

اوجين خانوم، عزيزم - بله؟ -

شماها اينُ ديدين؟

چيه؟ - چيه مدير؟ -

تو "بيهايند" يه پست عجيب گذاشتن

سو اوجين کارمند شعبه ي ...کايونِ کِي.سي.يو

و زندگي دوگانه ي وحشتناکش

سو اوجين کارمند شعبه ي کايونِ کِي.سي.يو ...درمانده ي توجه مردان است

و بدون آن زندگي برايش غيرممکن است؟

...او با استفاده از چهره اش

او با استفاده از چهره اش سعي ...در از راه به در کردنِ

...يک مرد جوان متاهل دارد

.و در محل کار، خود را جور ديگري نشان ميدهد

دليل انتقال اخير او از دفتر مرکزي ...به اين شعبه هم

.رابطه اش با يک مرد بوده

و در ظاهر طوري نشان ميدهد که انگار .هيچ اتفاقي نيفتاده

!بهت هشدار ميدم سو اوجينِ وقيحِ بي حيا

!دست از اينطوري زندگي کردن بردار

آي سرم

More Farsi Persian subtitles for Familiar Wife

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left