Shetland

Shetland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Shetland S08E04 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 4 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این برنامه حاوی الفاظ رکیک است

یکی از دستیارها دید جسد الن نیست

کجا بودی؟ سر کار.

بیمارستان گفت شیفت‌هات رو عوض کردی. کجا بودی؟

این مارک رو می‌شناسی؟ خارجی به نظر میاد

اسمش اَمّا کالدره. باید در موردش تحقیق کنیم

کالدر؟ این زن از خانواده‌شه؟ نه. فامیلی‌شون یکیه، ولی نسبتی ندارن

می‌دونی، من تنها نبودم. بعد از من...

یه نفر دیگه هم بود

استلا کوئین

نصف سن اون رو داشت

و حتی خودم از این کار شرمم می‌اومد

حساب رو نگاه کردم. گفتی اوضاعمون خوبه

فقط یه کم دستمون تنگه، همین

امری داشتید؟ فقط می‌خواستم یه گپی باهات بزنم

در مورد کاری که راه انداختی

من یه مقدار پول دارم می‌خوام سرمایه‌گذاری کنم. موضوع من نیست

کله. داره همه چیز رو تموم می‌کنه

شاید باید بریم با کل صحبت کنیم، ها؟

وای خدای من، الن اونجاست!

پیتر! باید وایستی!

فندک تقه‌ای می‌زند نه، نه... پیتر!

صدای مهیب آتش

صدای شاتر دوربین

حالت چطوره، پیتر؟

فقط... وقتی تو رو روی اون تپه پیدا کردیم خیلی حرف‌های منطقی نمی‌زدی

باید توضیح بدی دیشب چی کار می‌کردی

می‌تونی بهمون بگی چرا جسد الن کوئین دست تو بود؟

صدای شاتر دوربین می‌خواستی بسوزونیش؟

داری به حرفم گوش می‌دی، پیتر؟

می‌فهمی چقدر جدیه این قضیه؟

تو یه جسد رو دزدیدی

جسد یه قربانی قتل

این فقط جرم نیست

بلکه عذابی که به خانواده الن دادی

ای... این چیزیه که خودش می‌خواست

کی؟

الن

اون می‌خواست جسدش رو بسوزونی؟

بهتر از پوسیدن توی یه کشوئه

خب، اون یه کشوی یخچالیه

جسدها فقط وقتی ازش درشون بیاری می‌پوسن

او آه می‌کشد

تو از کجا می‌دونی الن این رو می‌خواست؟

ما... به هم متصل بودیم

متصل بودید؟

توسط باورهای مشترکمون

و اون باورها چی هستن؟

شماها نمی‌فهمید

خب، پیتر، باید به ما کمک کنی تا بفهمیم

چون الان...

به نظر میاد داشتی سعی می‌کردی مدارک یه جرم رو از بین ببری

من الن رو نکشتم

وقتی تو رو روی اون تپه‌ پیدا کردیم، داشتی یه چیزی زمزمه می‌کردی

یه چیزی گفتی مثل "رِیویا سین"

اسکاندیناوی به نظر می‌رسید. معنیش چیه؟

ولی با اون هیزم‌سوزی، اون رقص و اون رنگ‌آمیزی صورت...

فکر می‌کنم نورس (نروژی باستان) بود

پیتر، تو به اون باور داری؟

خدایان وایکینگ رو می‌پرستی؟

آه، بیخیال، پیتر

باید یه منطقی پشت این کار باشه

وگرنه، تو فقط یه دیوونه نیمه‌لختی که روی تپه جسد می‌سوزونه

یعنی... "پاکش کن"

چرا الن نیاز به پاک شدن داشت؟

چون آلوده بود... به گناه

چی باعث می‌شه اینطور فکر کنی؟

چون خودش به من گفت

الن کی اینو گفت؟ آخرین باری که دیدمش

و اون کی بود؟

ماه‌ها پیش

اون موقع بود که این تتو رو بهش زدی؟ هوم؟

کار توئه؟

پیتر، این همون طرحیه که روی سینه خودت تتو کردی

و همون طرحیه که روی گوسفندهای مرده‌ای که تازگی پیدا کردیم کشیده شده

که تازگی‌ها پیدا می‌کردیم. باید می‌ذاشتید کارم رو تموم کنم

دیشب باید می‌ذاشتید مراسم رو تموم کنم

به خاطر شما اون... هیچوقت به آرامش نمی‌رسه

اون پسره کلاً از حال و هوای این دنیا خارجه. به اندازه کافی عاقله که قتل رو انکار کنه

خب، اون جسدش رو دزدید و سعی کرد بسوزونتش

این خودش دور انداختنه. راه‌های آسون‌تری هم برای از بین بردن جسد هست

متوجه شدم. ممنون

الکس بود

می‌گه مزرعه ایر شبیه یه "خانه وحشت"ه

طول می‌کشه تا کارشناسان صحنه جرم از پس همه این‌ها بربیان

بسیار خب، ببینید

در حال حاضر، پیتر ایر مظنون اصلی قتل الن محسوب می‌شه

پس، می‌خوام همه روی همین تمرکز کنن

بیلی، می‌دونیم اون شب حدود ساعت ۹ از کلیسای ایست روئی رفت

خودش می‌گه مستقیم رفت خونه

دنبال هر چیزی بگرد که این حرف رو نقض کنه

آهان، و می‌تونی آزمایشگاه رو پیگیری کنی؟

ببینیم می‌تونیم اون رو به کارتی که پیدا کردیم ربط بدیم یا نه

توی وسایل الن... حتماً

سندی، نیاز به اطلاعات پیشینه داریم

هرچی می‌تونی در موردش پیدا کن

و با رزماری استرَکن صحبت کن

ایر اینطور فکر می‌کنه که اون و الن...

نوعی ارتباط عمیق داشتن. ببین اون هم موافقه یا نه

و لورنا، می‌تونی پرونده خدمات اجتماعی‌ش رو پیدا کنی؟

می‌خوام بدونم وقتی اینجا بود، کی سرپرستیش رو به عهده گرفته بود؟ باشه.

همین الان گریس بِین تلفن کرده بود.

می‌خواست بدونه چه خبره. اوه...

همین بهتر که هر چه زودتر تمومش کنیم.

این دیگه چه بی‌عرضگی محضیه!

اینکه نتونستید بهمون بگید کی کشتش، به خودی خود بد بود...

اما بعد، جسدش رو هم گم کردید!

ما درک می‌کنیم چقدر ناراحت‌کننده

بوده این ماجرا و متأسفیم.

اما ما الان بقایای جسد اِلن رو پیدا کردیم.

این مرد، پیتر اِیر...

می‌گن که اون، امم...

می‌خواسته آتیشش بزنه؟ ما قبل از اینکه اتفاق بیفته رسیدیم.

هوم، اما چرا می‌خواسته این کارو کنه؟ مطمئن نیستیم،

اما اِیر یک‌سری باورهای نگران‌کننده داره.

باورهایی که ادعا می‌کنه اِلن هم باهاش شریک بوده.

اِلن هرگز از اون حرفی زد؟

من اصلاً نمی‌دونم اون کیه.

اون دوست برادرشه!

ببینید، اگه اِلن باهاش صمیمی بود، ما خبر داشتیم.

نه لزوماً.

اون با تام ناکس صمیمی بود.

و شما از این خبر نداشتید. حالا، این یه دروغه.

نه. اِلن و تام دوست بودن.

اون به تام کمک می‌کرد که از مادرش مراقبت کنه.

ببینید، هرکی که این مرد هست...

اِلن هرگز ازش حرفی نزد.

و مطمئناً هیچ باور نگران‌کننده‌ای هم نداشت، باشه؟

اون فقط...

یه بچه عادی بود.

میشه یه لحظه تنها باشیم؟ حتماً.

واقعاً راسته؟

اینکه اِلن و تام دوست بودن؟

این برای تو مشکلیه؟ نه. نه.

فقط نمی‌فهمم چرا در موردش به من نگفته بود.

هرکسی رازهای خودشو داره.

اِستلا.

اون چی بود؟

هیچی.

باید یه چیزی بهت بگم.

ممنون.

همه تو بیمارستان دارن در مورد ناپدید شدن جسد اِلن حرف می‌زنن.

شما اونجا کار می‌کنید؟

خب، من اون شب شیفت نبودم،

اما در مورد ناپدید شدنش شنیدم. خب، ما تونستیم جسدشو پیدا کنیم.

کجا بود؟

نزد مردی به نام پیتر اِیر.

شما دو نفر می‌شناسیدش؟

پیرتره؟ مثلاً کچل و ریش‌دار؟ درسته.

آره، شبیه همون مرده.

همونی که تو همه مهمونی‌ها پیداش می‌شد.

این مهمونی‌ها چی بودن؟

استنی هیل.

چند نفر از ما تابستون پارسال می‌رفتیم اونجا پاتوق می‌کردیم.

و پیتر اِیر هم اونجا پاتوق می‌کرد؟

بعضی وقتا.

اون رو با اِلن دیده بودی؟

نه... فکر نکنم.

ببخشید.

اَلِکس؟

شاید یه چیز جالب پیدا کرده باشم.

چرا در مورد این به من نگفتی؟

نمی‌دونستم مهمه یا نه.

خواهرزن شما با مقتول ما در تماس بوده،

همون روزی که فوت کرد.

نمی‌دونستی مهمه؟

من... من مطمئن نبودم.

در موردش باهاش صحبت کردی؟

آره، شاید باهاش یه گپی زده باشم، آره.

و اون چی گفت؟

دیدن اِلن رو تکذیب کرد.

خب... پس چرا بررسی پیشینه رو انجام دادی؟

چون فکر می‌کنی دروغ گفته.

من اینو با روث بررسی کردم.

من اِلن رو نمی‌شناختم.

فقط چند بار تو لنگ‌بانک باهاش حرف زدم.

بعد از اون دیگه ندیدیش؟ نه.

روز مرگش چی؟

این در مورد سیگاراست، مگه نه؟

اینا فقط سیگارن. ارزون از یه عضو کلیسا می‌خرم،

و من تنها مشتریش نیستم. اون به خیلی‌ها می‌فروشه.

خب، چرا از اونا نمی‌پرسید که اِلن رو دیدن؟

چون اونا به هم‌خانه اِلن تو لندن ربطی ندارن.

ما رو پیشینه شما، اَمّا، تحقیق کردیم.

بین سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۸،

شما تو یه آپارتمان تو ایلینگ با کرستی بل اقامت داشتید.

کرستی بل شب قتل فیلیپ رِمیس با اِلن بود.

حالا، شما از طریق کرستی بل با اِلن ارتباط دارید،

و هرگز کلمه‌ای در موردش نگفتید.

گفت که می‌خواست شتلند رو ترک کنه.

دلش می‌خواست بره لندن.

گفت به جایی برای موندن نیاز داره.

پس شما فرستادینش پیش کرستی بل؟

نه.

من و کرستی قبلاً دوست بودیم.

و آره، یکم سرکش بود

ولی مجرم نبود

حداقل وقتی من می‌شناختمش، نبود

خب، به نظر میاد کرستی تغییر کرده. ببین، بهت قول میدم

من هیچ ایده‌ای نداشتم که اون چه کارایی می‌کرد

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left