The first 200 lines.
آنچه گذشت
تو با دوست دخترت روابط عاشقانه داري اين احمقانه است براي من كه
فكر كنم رابطه من و تو بيشتر از اين حرفهاست
من تو دوره بازپروري هستم- پس داري خودتو اصلاح ميكني ، آره؟-
تو بهترين اتفاقي بودي كه توي زندگي من براي مدتي طولاني افتاد
من با كسي قرار ميزارم- اين درمورد تاكستاني به نام گريندله-
ويليام واكر قويا معتقد بود كه
اوهاي بايد در زمينه تجارت شراب فعاليت كنه
من فقط اميدوارم كه يكروز بتونم شايسته احترام و عشق تو باشم
چه با هم باشيم يا نباشيم
ما براي يه دقيقه است كه اينجائيم و هيچ كاري نكرديم
اين چيزي نيست كه من بخواهم انجامش بدم منظورم اينكه ميخواهم اينكارو بكنم
فقط حتي تصورشم كه اينكارو بكنم رو نميتونم بكنم
حالت خوبه؟- آه ، آره-
آره ، آره خوبم ، خوبم
مطمئني؟- آره. تو چطوري؟-
خوبم. نگران نباش. ميتوني از وسائل من استفاده كني
اوه ، نه ، نه موضوع اين نيست
پس چيه؟
اوه ، زلزله اومده بود- زلزله؟-
آره ، آره توي كاليفرنيا
فكر كنم در حدود 5 ريشتر بود يا شايد هم حتي 6.2 ريشتر يا بيشتر
تو حسش نكردي؟- نه-
ها
خب ، اخبار رو ببين
من ميخواهم برم ميدوني ، حموم
اونجا انباريه
آره. ميدونم
خوبه. روز خوبيه
اينجا حمومه
كيت . والنتاين برات چطور گذشت؟- سارا!خدايا شكرت! اوه ، خداي من-
خدا رو شكر كه جواب دادي تو هرگز اينو باور نميكني
من با مك آليستر خوابيدم
اوه ، خداي من ، كيتي. منو ترسوندي فكر كردم اتفاق خيلي بدي افتاده
اتفاق بد افتاده ميفهمي كه من براي اون كار ميكنم؟
اون رئيس منه- اوه ، خواهش ميكنم-
خوابيدن با همكارها براي تو يه موضوع عاديه
بهر حال ، مگه نگفته بودي كه اون به تو علاقه مند شده؟
ما توافق كرده بوديم كه هيچ كاري نكنيم- يه لحظه به من فرصت بده-
كي شده كه تو با كسي بخوابي ولي براش كار نكرده باشي؟
اوه ، ميدوني چيه؟ ... مسخره نشو. فقط جدي باش، باشه؟ ميدوني
اين اتفاق فقط ... خيلي سريع رخ داد
من حتي اونو نبوسيدم و ما با هم خوابيديم
چطور ميشه اگه فكر كنه من آدمي هستم كه راحت بدست ميام؟ منظورم اينكه ، فقط به خودت بيا
به اون موقعي فكر كن كه تو دانشگاه ... وقتي تو و همه بچه ها
بزار جمله ات رو تموم كنم و من توي روزنامه مورد علاقه ام كار ميكردم
بگو ببينم طرف چطور بود؟
سارا ، لطفا. من حتي تصورشم ... ميدوني اون خيلي خوب بود
واقعا ؟ فكر ميكردم تنها موقعيتي كه جمهوريخواهها ميتونند از پسش بربيان
امورات مذهبيه- ميشه برگرديم سر موضوع اصلي-
حقيقت اينكه من در اتاق هتل لخت و عور نشستم در حاليكه رئيس سياستمدار منم اينجاست
گوشي رو نگه دار. كوين پشت خطه- باشه-
سلام ، كوين. من فقط ... من نميتونم الان حرف بزنم
من الان وسط جائي گير كردم- هيچي مهمتر از اين نيست-
من باهاش خوابيدم- با كي ؟ چاد؟-
نه. من قبلا با چاد خوابيده بودم
چي؟ سورپرايزي بيشتر از رابطه عاشقانه با يه ستاره هست؟
اسكاتي. من با اسكاتي خوابيدم
اوه ، خب ، اين خيلي خوبه من از اسكاتي خوشم مياد
اصلا هم خوب نيست .اون دوست پسر سابق منه ميدوني اين چه معني ميده؟
ميشه چند لحظه گوشي رو نگه داري؟ من روي اون يكي خط دارم با سارا صحبت ميكنم
سارا ، تو هرگز اينو باور نميكني كوين دوباره با اسكاتي ديشب خوابيده
سلام؟- اينجوري ديگه-
تو به اعتماد من خيانت كردي- اوه ، لطفا.ميدوني چيه؟-
توي خانواده ميموني CNN تو عين فقط گوشي رو نگه دار
هي ، سارا، معذرت ميخواهم ببين ، كوين ديشب با اسكاتي خوابيده
خفه شو. جزئيات رو بگو منتظرم
من دلم نمي خواهد بهش بگم كه آقاي اسميت رفته به واشنگتن
اگه ميفهمي كه منظورم چيه؟- باشه.كوين . سريع ميگم-
من تو يه بحرانم- چه بحراني؟اونم تو ساعت 8 صبح-
اتفاقي ديشب افتاده؟ ... بگو ببينم
اوه ، خداي من ، تو و مك آليستر؟
نه ، كاري نكردم ما كاري نكرديم ، نكرديم
لختش چطوره؟ خوبه؟
توي اين رابطه ها چه جور آدميه ، پرشوره ؟
جاستين پشت خطه. صبر كن
حدس بزن چي شده؟- من گيج شدم ، داداش-
خيلي خوب ، حداقل تو الان زنده اي
من مواد نزدم ، احمق فقط ... فقط تايلر
اوه ، تو خيلي ديوونه اي- فكرشو نميكردم كه دوباره سكس داشته باشم-
من داشتم دنبال جايگزين مي گشتم- بعد بازپروري قسم خوردي از تمايلات جنسي دور باشي؟-
آره ، به نوعي
ببين ، من بايد برم- باشه ،هر چي-
جاستين و تايلر ديشب دوباره با هم بودن- اوه ، داري شوخي ميكني-
چيزي بهش گفتي؟- چي رو ؟ اينكه جفتمون با عشقهاي سابقمون سكس داشتيم؟-
نه ، اما نميتونم خودمو نگه دارم
مامان زنگ زده ، ميخواهم جواب ندم پس اون يه پيغام برام ميزاره
يا ميفهمه حوصله جواب دادن رو نداشتم- خيلي خوب. خداحافظ-
شما از خاله زنكها هم بدتريد- جاستين با تايلر ديشب خوابيده-
منبعش كوينه- شماها همتون آشغاليد-
چطوره كه فقط من تنها كسيم كه نبايد روز ولنتاين داشته باشم؟
مامان داره بهم زنگ ميزنه. پشت خط بمون- منو دوباره پشت خط نزار-
من رو خط ميمونم. بعدا بهش زنگ بزن
سناتور هم لخت خوابيده؟- خب ، راستش ... آره-
اوه ، مامان حالا به من زنگ زده پشت خط بمون
سلام ، مامان جاستين خوبه. اون با تايلره
خوبه . خوبه اما اين چيزي نبود كه بخاطرش زنگ زدم
راستش ، ميخواستم كيتي و كوين رو رو اول خبر كنم
خب ، ممنونم از اين بابت ، مامان چه كمكي ميتونم بهت بكنم؟
سارا ، ميشه زود بياي و منو ببري؟
فكر كنم نزديك محل كار توام و نياز دارم كه دسته چكتو هم با خودت بياري
تو كجايي؟
اون ساختمون كه روبروي بانكه توي خيابون هانينگتون رو ميشناسي؟
همونيكه دور و برش پر از حفاظه؟
منظورت ايستگاه پليس پاسادانا است؟
آره ، عزيزم. خودشه خودشه
" بيست و چهار ساعت قبل"
خبراي بد، سارا- بعدا بهت زنگ ميزنم-
من همين الان صحبتم با نماينده املاكمون تموم شد
تاكستانهاي گريندل همشون مال ماست به جز املاک غذاي سانتا ينز
اوه ، اين خبر بديه-
پدر قبلا با بيل هارمسون كنار اومده بود آخرين چيزي كه اون بايد انجام ميداده
سعي در خريد يه تاکستان بوده - چقدر بيشتر بايد بديم؟-
چهار ميليون- چي؟-
حرف سر هشت ميليونه- خيلي بيشتر از چيزيكه-
هالي براش قيمت گذاري كرده بود
اين مفهوم يه سرمايه گذاري كردن رو نميده؟
داري شوخي ميكني؟- سائول ، هيچ منفعتي در اين كار وجود نداره-
مخصوصا وقتي تو ميافتي تو كاري كه تجربه اي دربارش نداري
دقيقا. حالا ، ميشه اين موضوع رو تمومش كنيم؟
هالي سكته ميكنه
اگه هالي بخواهد تصميم منو رد بكنه
اون بايد بتونه در حدود 75 درصد راي بر عليه من تو هيت مديره جمع كنه
كه اينم ، ممكن نيست
اون هنوز يكي از سهامداران عمده اوهايه
دست بردار ، سائول. اگه هر كدوم از سهامدارها بيان اينجا
همشون به همچين نتيجه اي ميرسند كه اين ايده مسخره است
در مورد هالي هم ، اون نميتونه با اختلاف اندازي
با من يا اوهاي روبرو شه
اين ديگه چي بود؟- فوتبال-
ورزش سنتي آمريكائيها- فكر ميكردم فصل فوتبال تموم شده-
فوتبال شركتي فصل نداره- ماليات سر كار بودنه ديگه-
ميتونم ،آم ، براي چند لحظه باهات صحبت كنم؟- حتما-
چه خبر شده؟- مسئول زمان بندي كارهات بهم گفت كه-
من بايد باهات بيام به سن ديگو اونم براي يه شب
متاسفم . من بياد برم براي يه كاري كسي رو ببينم و لازمه كه ، ميدوني
آدمهاي كه برام كار ميكنن همراهم باشن- و من تنها كسيم كه بايد بيام ، چون؟-
روز ولنتاينه . بقيه اهالي اين دفتر همه نامزد دارن
چطور فكر كردي كه من ميتونم بيام سن ديگو؟
چطور فكر كردي كه من برنامه اي ندارم؟- نه . نه ، نه ، ميدونستم-
خودت گفتي. تو فعلا روزه مرد گرفتي- دوري از مردها. اسمش دوري از مردهاست-
خب، اين اسم خيلي بهتريه براش- حالا طرف كي هست؟-
مايكل پلينگتون- منظورت همون ... بيليونره؟-
همينطوره ميرم كه ازش تقاضاي پول كنم
داري كجا ميري؟- دارم ميرم خونه. چمدونمو جمع كنم-
فقط يه شبه فقط يه ساك كوچولو كافيه
من دارم ميرم به سن ديگو با يه سناتور آمريكا كه يه بيليونر رو ببينم
بايد دستم براي انتخاب باز باشه
هي ، كيتي دريافت خوبي بود
.:ارائه ي از گروه بيانکونري:. ترجمه و زيرنويس : مــهــدي
اون دوست تو نيست؟- چرا-
اسمش چي بود؟- آه ... كو... ين-
كوين . بيا اينجا پيش ما
بيا ديگه . خجالت نكش
سلام- عضله هاشو نگاه كن-
باورم نميشه كه تو مجردي تو مجردي ديگه ، درسته؟
آره- ميشه فهميد. اون دو تا چشم آبي غمگين-
ميشل- چيه؟ اون يه پسر بزرگه-
بزار با دوستام آشنات كنم
اونها هم مثل توان؟- آره ، همينطوره-
پس نميخواهم
چيه؟ دنبال سينه هاي گنده اي؟- من براي اين حرفها ديگه پير شدم-
صبر كن ببينم. تو عين ، همجنس گراهاي- نه عينشون. من يه همجنس گراي واقعيم-
" من يه نمونه اصليم" از حرف زدنت خوشم مياد. خيلي باحالي
و خيلي حالتهات باحاله اگه تو آدم خاصي نبودي
ميتونستي بهترين دوست دخترها رو داشته باشي از چه جور آدمهاي خوشت مياد؟
بگو ببينم ، چاد اون چه جور آدميه؟
آم
اون سر سخته- چي؟ مرد تجارته؟-
نه-
گنده تجارت باشگاه؟- من اينو به بقيه ترجيح ميدم-
اوه ، خداي من
يه بهترينش رو برات پيدا كردم- ميشل-
مطمئن نيستم كه كوين بتونه كسي رو ملاقات كنه. سرش شلوغه
برام جالبه
باورم نميشه كه قبل از اين به فكرم نرسيده بود
شما دوتا از هم خوشتون مياد اون خيلي خوش مشربه ، فوق العاده است
برنامه ات براي ولنتاين چيه؟- هيچي-
اين يه دستوره . مياي به مهموني ولنتاين خواهر من
نگران نباش. قول ميدم از هم خوشتون بياد ازم ممنون ميشي
قسم ميخورم بهترين همجنس گرايه كه من ديدم
بجز تو ، البته ، عزيزم
سلام ، تامي. 5 دقيقه وقت داري؟- براي تو ، هالي ، سه دقيقه-
من الان داشتم با بيل هارمسون صحبت ميكردم.خيلي آدم آشغاليه
باورم نميشه كه اون و پدرت با هم دوست بودند
دوست نبودند. دو تا شهروند بودند .دو نفر كه در زمينه هاي اقتصادي مشتركي كار ميكردند
بيشتر از اين هم نمي تونستند با هم رقابت داشته باشند
در روز شكوفائي ما، پدر اوهاي رو ... با سينت نيز مقايسه كرد و
عين ليكرز و سلتيك يادمه
آره . اين كار درستي نبود
اگر اين سرمايه گذاري بدي بود
پس چرا رقيب پدرت همين كار رو انجام داده؟
ميشه اين جريان رو تمومش كني؟
خواهر من مدير عامله اونه كه نظر نهائي رو ميده
تامي ... پدرت ميخواست تاکستان رو سال پيش بخره
اون قبل از اينكه وصيت نامه شو بنويسه تو اين فكر بود
و اون مرد، قبل از اينكه بتونه اونجا رو بهتون بده اون ميخواست كه اونجا مال تو باشه
به همين خاطر بود كه بهت پست معاون مدير عامل رو داد
درباره چي داري حرف ميزني؟
تنها دليلي كه ... اون سارا رو به كرسي اول نشوند اين بود كه
No comments yet. Be the first to leave one.