The first 200 lines.
جی سونگ
کیم مین جونگ
جین یونگ
پارک گیو یونگ
نویسنده: مون یو سوک
کارگردان: چوی جونگ گیو
=قاضی شیطانی=
این درام، بر پایه روایتی داستانی است از ضد آرمانشهرِ خیالی کره و همه اسامی، سازمان ها و حوادث در آن ساختگی می باشند
نه جناب قاضی
!جناب قاضی بالا نیاید. لطفا
نه جناب قاضی خواهش میکنم
این کار رو نکنید
لطفا نیاید اینجا جناب قاضی
التماستون میکنم بالا نیاید جناب قاضی
خطرناکه
!گفتم این کار رو نکنید
بذارش زمین
...میدونی که
دلم میخواد تنها باشی ارباب جوان
مثل خودم
اون وقت شاید بتونی کنارم بمونی
وقتی هیچکس دیگه ای پیشت باشه
پروفسور
این کار رو نکنید
!ولم کن- نمیشه-
پروفسور
!کمکمون کنید، نه! آقا
!آقا
تمومش کنید! بذارید برم
!ولم کن
!ولم کن
!من نمیام
!نه
ایش
این کارو نکنین باهام
!ولم کنین
بذار برم
حالت خوبه؟ بیا بریم بیرون
صدمه ندیدی؟
چیزی نیست. حالتون خوبه؟
آره. واقعا ممنونم
از این طرف برین- ممنونم-
!گا اون
مشتاق دیدار
منم. من رو یادت نمیاد؟
خیلی وقته ندیدمت عوضی
لعنت بهت !بمیر
بگیریدش
...میخوام
...بکشمت
تنهایی و به بدترین شکل ممکن
طوری که کاملا درخور ـت باشه
خیلی درد داری؟
اوهوم
خیلی بد شد که
وقتشه بری قاضی کیم گا اون رو نجات بدی
باید بری محله هیونگ سان دونگ
...بهت گفته بودم
که میخوام خودت تنها بمیری
نوسازی مردم رو به کشتن میده ما با این طرح مخالفیم
ستوان یون سو هیون؟ من کانگ یوهان ـم
برای چی تماس گرفتید؟
کیم گا اون در خطره پیداش کن
بله؟
محله هیونگ سان دونگ همین الان حرکت کن
زندگی ـت واقعا غرق در سختی و مشقت بود
مثل زندگی خودم
دیگه همه چی تموم شده
باید فقط زندگی خودتو میکردی
...من
...و تو
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد
الهه تلفنش ـو جواب نمیده
الهه
ایش، ولم کن
!نه
کودوم گوری رفت؟- بگیریدش-
!کیم گا اون
!هی
!هی
ببخشید
سو هیون- همینکه تو صدمه ندیده باشی کافی ـه-
ولی اونجا چی کار میکردی؟
من یه تماس تلفنی عجیب دریافت کردم
اون بهم گفت که اگه میخوام استاد مین رو نجات بدم باید برم اونجا
چی داری میگی؟
من همین امروز صبح با استاد حرف زدم
داره تو بیمارستان استراحت میکنه
مطمئنی؟
پس اون پسر گون جوکچانگ بهم دروغ گفت تا منو بکشونه اونجا
از کجا فهمیدی من اونجام
...من فقط
من پیام رو از رادیوی پلیس دریافت کردم
...خانم ها و آقایان. یه ویروس وحشتناک
در محله فقیر نشین هیونگ سان دونگ ظاهر شده
ما دوباره میتونیم باهاش مبارزه کنیم
هر چقدر هم که سخت باشه
میتونیم بر اون غلبه کنیم
جناب قاضی
جناب قاضی، شما باید بلند شین
جناب قاضی، شما باید بیدار شین
جناب قاضی
قاضی، بلند شو
جناب قاضی
جناب قاضی، شما باید بلند شین
جناب قاضی
جناب قاضی- جناب قاضی-
حالتون چطوره؟
ما فعلا خونریزی رو متوقف کردیم
حالتون خوبه؟
به مردمی که همراهی ـتون میکردن حمله شده
...من نگرانتون شدم
و مکانتون رو ردیابی کردم و اینجا پیداتون کردم
ما نمیتونیم هان سو یون رو پیدا کنیم
چی؟
شما دوتا برید هان سو یون رو پیدا کنید
سلام
چرا تلفنت رو جواب نمیدی؟
آه، ترسوندیم
چرا داد میزنی؟ نتونستم جواب بدم چون خواب بودم
خوب گوش کن بهم
هر کی که اومد خونه ـمون، در رو باز نکن
فقط توی اتاقت بمون. فهمیدی؟
باشه
یه ویروس وحشتناک در هیونگ ساندونگ ظاهر شده
اینجا مکانی ـه که یه عده از قشر فقیر نشین در آن زندگی می کنند
...دولت و بنیاد مسئولیت اجتماعی
...از برنامه های امدادی برای ساکنین حمایت
...الهه
از کجا میدونستی من از این خوشم میاد؟
خوشمزه ـس
از کجا خریدیش؟
من و تو سلیقه ـمون یکی ـه
خوبه
اومدی
دیر کردی، جناب قاضی
اون مردای عجیب دور و بر خونه دید
اگه به خاطر اون نبود احتمال داشت توی دردسر بیفتم
شنیدم بهش گفتی حواسش بهم باشه
آره من بهش گفتم
ممنونم
قابلی نداشت
بذار خودم برات انجامش بدم
دلم میخواد تنها باشی ارباب جوان
مثل خودم
اینجا
ممنونم
الهه، چرا بر نمی گردی اتاقت؟
من باید با خانم جونگ صحبت کنم
نه، نمیشه
تازه بهم نزدیک شدیم. مگه نه؟
آدم جالبی هستی
حس میکنم خیلی خوب میتونیم با هم کنار بیایم
چون شبیه هَم ـیم
پس اینطوره؟
ما خیلی شبیه هَم ـیم
...هردو باهوش و بی رحم ـیم
و یکم هم شکست خورده
همه چی تازه شروع شده، ارباب جوان
ایش
از حد خودت رد نشو
آه، دارم چی کار میکنم؟
ای وای از حدم رد شدم، چقدر ابله ـم من
متاسفم الهه خانم
فعلا
این زنه چشه؟ عجیب میزنه
حالا چرا اینقدر عرق کردی؟
اتفاقی برات افتاده؟
نه
این چیه؟
خون ـه؟
من خوبم
من خوبم، الهه
الان خوبم
الان خوبم
گفتی صدمه ندیدی
متاسفم
سو هیون
برای چی؟
به خاطر گذاشتنت توی این مخمصه
وقتی چا کیونگ هی مرد
نیاز نیست معذرت بخوای
به هر حال هیچ وقت پلیس خوبی نبودم
...میدونم راه های کانگ یوهان درست نیستن
و همینطور میدونم که این کارا برای یه قاضی خلاف قانون ـه
اما نمیتونم تحمل کنم
اگه این کارو نکنم، دیوونه میشم
من لیاقت این که کنار تو باشم ـو ندارم
از بچگی مایه رنجش ـت بودم
میدوم بی شرمانه ـست
اما بدون تو نمیتونم زندگی کنم
فکر کنم واقعا میمیرم
خیلی احمقی
به اندازه کافی کشیدم
دیگه نمی تونم شِر و ور هایی که میگی رو تحمل کنم
سو هیون- نمی تونی ببینی؟-
برام مهم نیست لیاقت چیزی رو داری یا نه
من نمیدونم چی درسته چی غلط یا چه اتفاقی داره برای جهان رخ میده
...اما لطفا
مجبورم نکن دوباره در خطر ببینمت
No comments yet. Be the first to leave one.