The first 200 lines.
...بله، امروز يکي ديگه از رقابتهاي لب مرزي
واسه ربودن جايگاه مقام اولي هر 2 تيم معلوم ميشه
...رقابتي که يه مرحله ديگه به
صدمين جام قهرماني نزديکتر ميشن
و بهترين قسمتش چي ميتونه باشه؟
...ويديوهايي که طرفداران به اميد
بردن بليط هاي رايگان جام قهرماني سال درست ميکنن
...بعضي آدما هيچوقت نبايد
پيرهنشون رو در بيارن رفيق، چندش آوره
قشنگ بود
نميدونستم ميتوني اينکارو با فوتبال بکني
اين آدماي ديوونه کي هستن؟
سرزنش شون نميکنم صدمين جام قهرماني
ما هم بايد يه ويديو درست کنيم مطمئنا برنده ميشيم
"يجور کارهاي "کريس انجلي
"ديويد بلين" کارهاي ذهن خوني
آره، "آي آي بي" عاشقش ميشه، ها؟ ...فکر کنم همينجا رو مبل
ميشينم - اوه، مرد، بايد بجُنبم -
منظورت چيه؟ دست بردار بين دو نيمه ست، نصف بقيه اش مونده
چي ميتونم بگم؟ سندي" بهتر از تو ميبوسه"
فکر کنم - ببين، تو هفته فقط يه شب بيکاره -
ميخوايم قبل از شيفت من يه قرار مناسب داشته باشيم. باشه، درسته؟
برو دنبال خوشبختي - مطمئني؟ - هرچي که خوشحالت ميکنه -
"خيلي خب، "توبي - يخورده بخواب -
پسر، من چيرليدرها (دخترهاي رقصنده) رو دارم، خوبم - چيرليدرها واقعي نيستن -
همش خيالن - بهرحال، برو -
به "سندي" سلام برسون - يه روز، يکي رو پيدا ميکني -
"يه روزي، "توبي
الو، "فرانکا باروز" هستم
دفتر جديد مبارک
قابل شما رو نداره
اميدوارم همه چي بر طبق سفارش باشه
متاسفانه امروز عصر نميتونم به شما ملحق بشم، کاري پيش اومده
دقيقا. بدون استراحت آخر هفته
گوش کن، واقعا رو حمايت شما واسه خيريه بچه ها هفته آينده حساب ميکنم
عاليه
خب، گوش کن، اگه چيزي احتياج داشتين اصلا ترديد نکنين که بهم بگين. باشه؟
مراقب باش. خدافظ
ببخشيد. ببخشيد. ممنون
اينجا - آره، درسته
خيلي خب - "کلاين" -
خوبه، خوشحالم اينجايي - رئيس پليس -
بايد آدم مهمي باشه - ...بذار فقط بگم وزير دادگستري -
تو اين پرونده فورا تماس گرفته
!واو
"اسمش "فرانکا باروزِ
"باروز" همون نمايش اپرا؟
آره، و مرکز هنري تيمهاي ورزشي
امپراطوري موبايل همه توسط شوهرش برپا شده
"کايل باروز" که بنظر مياد زوج خيلي خوبي بودن
پدرش سناتور بود هردو والدينش فوت شدن
براش 6 نسل از پولهاي گذشته رو باقي گذاشتن
...اون از ميراثش تو يه شرکت املاک موفق
به نام خودش استفاده کرده - يه نجيب زاده کانادايي بالارتبه واقعي -
هر کسي که اونو کشته ميخواسته مثل سرقت بنظر بياد
اشتباه کرده. کيف پولش نيست - اما به تلفن 600 دلاريش دست نزده -
يا ماشين مجللش
با يه جور طناب خفه شده
اسلحه انتخابي يه دزد خيابوني واقعي نيست
راه آسوني هم نيست فرانکا" تقلا کرده"
اميدوارم، پزشکي قانوني پيدا کنه DNA بتونه
بهم ريخته، عمومي
قاتل حرفه اي نبوده اما بهش فکر کرده
شاهدين اونو توي مشروب فروشي پايين خيابون ديدن
پيشخدمت ميگه که اون و يه همراه مرد بحثشون شده
اون گذاشته رفته - توصيفي از شکل ظاهري اين مرد داريم؟ -
آره، داريم، اما با ظاهر شوهرش مطابق نيست
کسي که دسترسي بهش آسون نيست - تلفن چطور؟ چيزي توش نبود؟ -
خب، از وقتي به اينجا رسيديم ...هنوز هم پيام و
تماس دريافت ميکنه - آره، افراد تعجب ميکنن -
که کجاست. اون برنامه داشت - اينا رو واسه "دِو" ميفرستيم -
تا بررسيش کنه بذار بفهميم اوني که باهاش بود کجاست
دِو"، تو بيدار کردن" کايل باروز" شانسي داشتي؟"
موبايلش خاموشه ...تو خونه کسي جواب نميده، و دفتر کارش
تعطيله. اما هيچ پيغام تازه اي به همسرش نداده
که بتونم ببينم - خويشاوند ديگه اي چي؟ -
خويشاوند خوني زنده ديگه اي نيست، بچه نداره
شوهر "فرانکا" تنها فاميلي که داره
هيچ سرنخي از مردي که تو مشروب فروشي بود نداريم؟
نه، اما در عوض يه پيام کاملا خصمانه هست
حدود يه ساعت قبل از قتل
"از کسي به اسم "لوسي "يه چيزي درباره ترک کردن "فرانکا
بدون تهديد به مرگ، اما بايد بگم اين خانما رابطه خوبي باهم نداشتن
ميتوني شناساييش کني رد تماسش رو بگيري؟
جي پي اس موبايلش خاموشه اما ميتونم به روش قديمي ردش رو بگيرم
يه ثانيه بهم وقت بده - شانسي تو پيدا کردن "باروز" نداشتيم -
خب، آدماي برجسته با پول و اعتبار
شايد يکي دنبال هردوشون بوده
خيلي خب، پيداش کردم "ِاسم کسي که از تو مسنجر "فرانکا" متنفرهه "لوسي استوزِ
شريکش تو شرکت معاملات املاک
خيلي خب، واسه اطمينان بهش خبر بده
دِو"، و واسه يه گفتگوي کوچولو بيارش"
خب، شريک تجاريش رو پيدا کرد
نميخوام "باروز" از طريق اخبار بفهمه
اينجا چکار ميکني؟ - بيخيال -
بخاطر اين سر 6 نفر از بهترينهاي تورنتو" کلاه گذاشتم"
اون "فرانکا باروزِ"، مگه نه؟ - چي هستي؟ خبرنگار؟ -
ذهن ميخوني با يه اسکنر پليس تو ماشينم
"تيا تيمبرلي" "بخش جنايي روزنامه "ديلي رکورد
اين قسمتيه که من يا بايد تاييد کنم يا انکار
اگه خبر داغي داشته باشم که ذهنت رو بترکونه چي؟
اون اينجا چکار ميکنه؟ - "آقاي "کلاين -
تيا تيمبرلي" از روزنامه "ديلي رکورد" هستم" طرفدار بزرگ شمام
راه خروج رو نشونش بده
واسه آزادي مطبوعات يکم زياده رويه
شوهر قرباني هنوز نميدونه اون مرده تمومش کن
اما گرفتن عکست وقتي داري مرتکب جرم ميشي خلاف مقرراته
بيا
چيزي بهش گفتي؟ - نه -
خوبه. خبرنگارهايي مثل اين هرکاري ميکنن که صفحه اول رو بدست بيارن
سلام، "آز"، اينجا کيو داريم؟
دقيقا مثل "گلن سيتور" بنظر مياد
کي؟ - تي اس ان؟ -
اوه، خداي من! 89 جام قهرماني؟ - باعث افتخاره -
از نقطه کور توسط خط دفاع 600 پوندي "آرگونوت" ضربه خورده
استخوني نشکسته اما يکم يه چيزي واسه درد بهش دادم
دوربين ها صحنه رو گرفتن؟ دوست دارم دوباره اون ضربه رو ببينم
تا همين الانم چندتا جُکش رو ساخته
...خب، وضعيتش پايداره، پس
بايد سي تي اسکن و عکس بگيريم - باشه، انجام ميدم -
ممنون
آز"؟" - چيه؟ -
همين الان جون قهرمان جام رو نجات دادي
ميدوني، بايد هر چند وقت يه بار قبول کني واسه تيم انجامش بدي
همه رو تو ميدون جا بذاري خوبه دوباره چک کنه
تموم شد؟ - !گل بزن! هورا -
خيلي خب - ممنون، مربي -
خيلي خب، فهميدم کايل" تو راهه"
وقتي اونجا برسه ما تو خونه اش منتظريم
متاسفم باورم نميشه حقيقت داره
دارم خواب ميبينم
اون زنگ ميزنه همه اينا يه خواب بدِ
آخرين باري که با "فرانکا" صحبت کردين کي بود؟
ديشب اس ام اس داديم
درست قبل از اينکه کشته بشه
فکر کردم موبايلش رو بي صدا کرده
دقيقا سر چي جر و بحث ميکردين؟
هيچي، احمقانه بود. کار
...برطبق متن پيام مکالمتون
اون گفت، تنهام بذار من دارم بيرون ميکشم
و بعد شما گفتي اگه با اين منو بپيچوني، کارت تمومه
بقيه مکالمه اصلا بهتر نيست
درباره يه کار بود هردومون خسته شديم
و يخورده جوش آورديم
...ببين
..."از زمان مهدکودک باهم دوست بوديم. "فرانکا
واسم خواهر کوچکتري بود که هيچوقت نداشتم
نه رازي داشتيم، نه همديگه رو تحت فشار ميذاشتيم
اينو درباره خودمون دوست داشتم ...همينطورم اون
"واقعا؟ چون بنظر مياد "فرانکا حاضر بود شراکتتون رو تموم کنه
هردو طرف بيخودي تهديد ميکرديم
به يه مزايده توسعه اسکله دعوت شده بوديم
من اينو ميخواستم ولي اون احساس ميکرد ضد محيط زيسته
و معمولا شما دوتا چطور اختلاف نظرتون رو حل ميکردين؟
يه آخر هفته طولاني تو چشمه آب گرم
هميشه باهم کنار ميايم
مغز من واسه تجارت و قلب بزرگ، مهربان اون
اوه، خداي من ما تيم خيلي خوبي بوديم
اون ارثيه اي داشت تا بهش تکيه کنه
تو واسه کار به اين تجارت احتياج داشتي
شرکت مثل بچه اش بود ...فرانکا" اسمي بود که"
ميخواست از خودش بجا بذاره من خوش شانسم که بخشي ازش بودم
هيچ انگيزه اي ندارم که مرگش رو بخوام
اگه منظورتون همينه
کسي رو ميشناسين که اينو بخواد؟
کجا بود؟ - "ناحيه "ديستلري -
حس ميکردم تازگيها کسي رو که تو اون منطقه زندگي ميکنه ميبينه
مثل يه رابطه عاشقانه؟
اسمي هم دارين؟ - ندارم. "فرانکا" خيلي محتاط بود -
فکر ميکني ممکنه شوهرش چيزي در اين باره بدونه؟
کايل" سختتر از فرانکا کار ميکرد"
...ببينيد، اگه بهش خيانت ميکرد
بخاطر تنهاييش بوده
اونا به ندرت همديگه رو ميديدن
هر دوشون خيلي مشغول بودن
خيلي خب. ممنون
"واقعا بهتون تسليت ميگيم، آقاي "باروز
فرانکا" مثل خانم "دي" بود"
آدما تحسينش ميکردن
ميخوام اينو درک کنم - ...خب، اولين کاري -
که ميتونيم بکنيم پيدا کردن مسئول اين جريانه
بله
متاسفم
چطور ميتونم کمک کنم - فرانکا" هيچ دشمني داشت؟" -
هيچ رقيب کاري نداشت؟
کسي که از يه معامله املاک ناراحت باشه؟
چيزيکه ازش خبر داشته باشم نه
هيچ مسئله شخصي اي نداشت؟
پول زياد و شهرت باعث نميشه آدما بهتر باشن
ما سلامت و خوشبخت بوديم
با عشق
هر چيزيکه از زندگي ميخواستيم داشتيم از همديگه
پس هيچ علاقه رومانتيک بيروني وجود نداشت؟
دارين چي ميگين؟
ازدواج ما خيلي محکم بود - ...فرانکا" واسه شام به ديدن" -
يه نفر نزديک جايي که کشته شد رفته بود ميدونين چه کسي رو ملاقات کرد؟
فرانکا" شب و روز واسه" به اوج رسوندن خيريه اش کار ميکرد
هردومون خيلي مشغول بوديم
اعتراف ميکنم برنامه زمانيش رو نميدونستم
مسافرت بودم
No comments yet. Be the first to leave one.