The first 200 lines.
بیا، بخور.
گرفتمش. خوبه. باشه.
خوبی؟
نه. من پیرم و زیر بار این کثافتکاریا نمیرم.
داری سعی میکنی رو فرم بیای؟
چی؟
رفتی دویدن؟
آره، همین الان دویدم.
چقدر؟
نمیدونم. حواسم نبود.
ای بابا، رفیق. من آمار میخوام.
من که داشتم حساب و کتاب نمیکردم، بابا.
ششهامو اونجا پیدا کردی؟
مطمئنی حالت خوبه؟
آره، این میاد و میره.
باشه. یه کم دیگه میبینمت، باشه؟
باشه.
مشغولی؟ آره.
میرم پیش خانم استیپلز.
بعدش یه سر میزنم فیلمور.
الان میری سر کار؟
فقط میخوام یه کار کوچیک انجام بدم.
اینقدر زود؟
آره، بابا. اینقدر زود؟ بس کن دیگه.
اونجا که میخوای بری، شکلات دارن؟
حتماً دارن.
Hey, I'’ll give you a dollar
if you'’ll pick one up for me.
Candy bars cost a dollar, Dad.
Okay, I'’ll give you two.
You know what?No, I don'’t know what.
امشب تو شام درست کن، حسابمون صاف شه. چطوره؟
خب، به نظر پیشنهاد خوبیه.
هی، دیوید؟ آره.
وقتی شکلات منو گرفتی،
میتونی چند تا استیک برای شام بگیری؟
آه، پس من باید بگیرم...
شام و اون شکلات رو؟
آره. تو پسر خوبی هستی. تقریباً مورد علاقهم.
فعلاً.
هی، دونل.
صبح بخیر.
میشه برام بریزی؟
ممنون، داداش.
وقتی کارت تموم شد، میشه یه ذره از اونم واسه من بریزی؟
واقعاً ممنون میشم، رفیق. آخه دستام پره.
خوبه. هی، بازم ممنون، رفیق.
هی، دیوید.
چطوری، جرمی؟
شرمنده، بچهها.
بابا!
هی، عزیزم!
دلم برات تنگ شده بود، رفیق. کجا بودی؟
متاسفم. کار داشتم.
هی، بابا. هی.
دونات خریدی؟
آه، یادم رفت.
جس کجاست؟ با چند تا از دوستاش رفت.
تئو! عزیزم، تکالیفتو یادت رفت. هی، دیوید.
ببخشید دیر کردم. نه، مشکلی نیست.
اشکالی نداره. همه چیز خوبه؟
آره، کارِ دیگه. باشه.
خب پسرا، دیر نکنید.
یه بار دیگه و مدیر آندروز
مجبورم میکنه ببینمش و یه برنامه بچینم.
بیا اینم. دوستت دارم.
هی، شماها برین جلو. من یه دقیقه با مامان حرف میزنم، باشه؟
باشه. خب.
چی شده؟ اوه، هیچی.
فقط میخواستم مطمئن بشم که جمعه شب برنامهمون هنوز سر جاشه.
آره. هنوز برات اوکیه یا کاری داری؟
نه، خوبه. خوبه. خیلی منتظرشم.
آره، منم.
بچهها گفتن جس رفت. حالش خوبه؟
فقط داره با همه اینا کنار میاد.
فکر میکنم این چیزا برای دخترا سختتره.
فکر میکنی داریم کار درستی میکنیم، نیکی؟ دیوید، نمیدونم.
ببین، پسرا نصف راه مدرسه رو رفتن.
اینکه تو باهاشون باشی الآن مهمترین چیزه.
آره، آره، متاسفم. فقط... - متاسف نباش.
داریم کاری رو میکنیم که در موردش حرف زدیم و فکر کردیم بهترین کاره، و گفتیم ببینیم چی میشه.
خب، داریم میبینیم.
بابا!
دیوید، دوستت دارم، تو هم منو دوست داری.
داریم تلاش میکنیم این وضعیت رو درستش کنیم.
نمیتونیم هر قدم رو تحلیل کنیم،
و اگه بچهها خودشون برن مدرسه، این دیگه پای خودته.
هی، الکس. آره؟
به یه توده بچهگربه چی میگن؟ چی؟
میو-کوه.
اوه، بابا! میو-کوه.
بابا. بیخیال.
افتضاحه. شوخیهای جدید میخوام.
شوخیهای جدید؟ شماها یه شوخی بگید به من.
سگ همیشه تو حالت شنا سوئدیه.
میچ هدبرگ. سرچش کن.
میچ هدبرگ؟ اون کیه؟
یه کمدین که واقعاً خوبه.
اوه، اتوبوس اینجاست.
بای، بابا.
بای، پسرا.
این دیگه چه کوفتیه؟
جس!
داری چیکار میکنی؟
کجا داری میری؟ هی!
داری چیکار میکنی؟
فقط نمیخواستم برم مدرسه.
ژاکتت الان از کولهپشتیت میافته.
هی، دیوید.
هی، جرمی. کارای نوجوونیه دیگه.
آره، بعضی وقتا دلم میخواد خفهشون کنم.
اگه تا چند روز دیگه این یکی رو ندیدی،
راز بین خودمون میمونه.
اگه لازم داشتی، یه جایی عقب ماشین دارم.
این یه کم عجیبه، جرمی. ولی ممنون.
داری چیکار میکنی؟
تو که پنج ساله نیستی؟
میدونم آسون نیست.
مامان داره بهت خیانت میکنه.
نه، نیست. آره، هست.
امروز صبح دیدم اون یارو داشت میرفت.
جس، ما با هم قرار گذاشتیم تو این مدت میتونیم با آدمای دیگه هم باشیم.
آها، پس تو هم با آدمای دیگه میگردی؟ مهم نیست.
به تو ربطی نداره ما چیکار میکنیم.
قرار نبود به تو ربطی داشته باشه.
به من ربطی نداره؟ این خانواده منم هست.
اما جس، تو بچهای. ما پدر و مادریم.
ما باید وقت داشته باشیم این قضیه رو بفهمیم.
مسخرهست. مسخره نیست.
ببین، هیچی نیست که بهت بگم و منو یه پدر بازنده جلوه نده.
این حرفو نزن. حق با توئه، باشه؟
ولی نمیخوام مادرتو تو این قضیه مقصر جلوه بدم.
اون آدم بدی نیست.
ببین...
جس، همین که دبیرستانمون تموم شد ازدواج کردیم،
تو رو داشتیم، بعدشم پسرا رو.
ما هیچوقت نمیدونستیم که قرار بود...
وقتی بزرگتر شدیم همه چیزو زیر سوال ببریم.
این چرت و پرته. چرت و پرت نیست--
میدونی، کاش یکی بهم گفته بود
که هیچوقت تموم نمیشه.
هیچوقت آسون نمیشه، باشه؟
قرار نیست یهو بزرگ شی و...
دیگه به هیچچیزی که تو زندگی اتفاق میفته شک نکنی.
داریم تلاش میکنیم، جس، ولی یه نقشه راه لعنتی وجود نداره. باشه؟
چرا نمیتونید فقط با هم باشید؟
مثل مادربزرگ و پدربزرگ! اونا سالهاست که با همن.
داریم تلاش میکنیم، جس.
قول میدم.
خب، یه فکری به حال خودتون بکنید، چون داره زندگی منو خراب میکنه.
کیفت رو یادت رفت.
اگه بخوای، میتونیم وانمود کنیم که هیچکدوم از اینا اتفاق نیفتاده.
میدونی، اگه بخوای میتونی دوباره از اول شروع کنی.
بیخیال مقدمهچینی و این همه دراما.
میدونی، بابا...
باید بجنگی.
باید برای ما بجنگی.
هی، دیوید.
سلام، خانم آلن.
صبح بخیر، خانم استیپلز. صبح بخیر.
حالتون چطوره؟
خب، شکایتی ندارم.
نوههام آخر هفته خونمون بودن.
خوش گذشت. ولی فرستادنشون خونه هم کیف خودشو داره.
مطمئنم.
فقط همینجوری الکی اینور اونور میچرخم، میدونی. دارم سعی میکنم مشغول بمونم.
I keep telling him,
we'’re both lonely widows.
What does he-- Really, you told my dad--He doesn'’t mention me?
It'’s not that he doesn'’t mention you--Ah! I'’ll leave it there.
بریم سر اصل مطلب. میشه شما رانندگی کنید؟
نه، نه خانم. بفرمایید.
حدود یک مایل این جاده رو میریم.
باشه، ممنون. بله خانم.
باشه.
اینم تمام و کمالش.
حالا میخوام که از شرش خلاص شی، هر جوری که دوست داری.
هر چی که فکر میکنی ارزش داره رو میتونی بفروشی، پولشم مال خودت، مشکلی نیست.
نظرت چیه؟
نمیدونم... شاید دو هفته... میتونیم داشته باشیم، مثلاً...
روزی صد دلار به نظرت منصفانه است؟
تقریباً خوب به نظر میاد.
باشه.
خب، بیا بریم. من میبرمت بالا خونه.
اوه، لازم نیست. باید ورزش کنم. پیاده برمیگردم.
مطمئنی؟
نه، ولی میگم ریسکشو میکنم.
اگه چیزی لازم داشتی، بهم خبر بده.
خانم استیپلز؟
هوم؟
شما و تام زندگی مشترک خوبی داشتید؟
خب، نه واقعاً.
چرا؟
آه، فقط کنجکاو بودم ببینم خوشحال بودید.
تام مرد خوبی بود. منم زن با شخصیتی هستم.
من دوستش داشتم. اونم منو دوست داشت.
اما یه ازدواج واقعی، احترام رو مهمتر از عشق میدونه.
دیوید، عشق یه حسّه، و حسها...
میان و میرن.
تو و نیکی با هم کنار میاین.
No comments yet. Be the first to leave one.