The first 200 lines.
میدانستی پدرت داروهایی با عوارض جانبی مصرف میکند؟
- - به عنوان پسرش، حرفی برای گفتن داری؟ - یه اتوبوس داره
در حالی که تحت تأثیر مواد مخدر رانندگی میکرد، از عبور کرد
اتوبوس ناگهان
- راننده، اوزاکی هیرو راننده، اوزاکی هیرو
- مورد سوءظن قرار گرفته است - با کسانی که در حال تحقیق هستند مصاحبه کنید
این خودکشی بود شاید حتی قتل
به دلیل از کنترل خارج شدن اتوبوس
نظر شما چیست؟
شما با هم فامیل هستید
به یکی از قربانیان؟
دخترم
توی اون اتوبوس بود
تصادفی نبود که کارتم را به مادرت دادم
من تصمیم گرفتم به آن مغازه بنتو فروشی سر بزنم
کنجکاو بودم
در مورد اینکه چرا پسر آن راننده وکیل شد
چطور میتونی اینو یهویی بندازی رو زمین؟ من اصلاً نمیفهمم چه اتفاقی داره میافته!
اگر با هم فامیل هستید
به یکی از قربانیان
پس چرا من را اینجا آوردی؟
دنبالم بیا، برات توضیح میدم
هم تو و هم من
احتمالاً خیلی فکر کردهام
در مورد آن تصادف
به نظر شما واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟
نمیدانم
اما حداقل این را میدانم
علت حادثهای که اکنون به عنوان واقعیت پذیرفته شده است
یک دروغ کامل است
«حقایق»؟
در روز حادثه، راننده، اوزاکی هیرو
قوانین شرکت را زیر پا گذاشت
و بعد از مصرف دارو اتوبوس را راند
که عوارض جانبی شدیدی داشت
به خاطر همین
او دچار سردرگمی شد
و باعث تصادف بزرگی شد
در آن زمان، همه اینها تثبیت شده بود
به عنوان حقایق
این مسخره است
امکان نداره پدرم قوانین رو زیر پا بذاره
اتفاقاً موافقم
تو هم همینطور، درسته آسامی؟
درسته یه چیز خیلی تاریک پشت اون تصادف هست
از آشنایی با شما خوشبختم، اوزاکی
او کیست؟
یک متحد آروم باش
آسامی ریوکو، کارآگاهی از بخش تحقیقات اول
که اطلاعات پلیس را به ما میدهد
یک کارآگاه؟
همونطور که گفتی
اون تصادف پنج سال پیش تقصیر اوزاکی هیرو نبود
من میتوانم این را با اطمینان بگویم
از کجا میدونی؟
حتی با وجود این همه قربانی
آنها حتی یک تحقیق درست و حسابی هم انجام ندادند
همه چیز در دفتر مرکزی پردازش شد
احتمالاً پلیس آن را در داخل خانه دفن کرده است
آنها تا آنجا پیش رفتند چون چیزی برای پنهان کردن داشتند
من مطلقاً نمیتوانم بگذارم از دستش بدهم
شهر میناتو برای لاپوشانی حقیقت با پلیس همکاری کرد
شهردار، اتوبه، در صدر
او باید چیزی بداند
ما تازه داریم دمش رو میگیریم
میفهمی چرا الان بهت نیاز داریم، اوزاکی؟
اگر این کار را میکنی، عجله کن و رشد کن
بنابراین هر زمان که دعوای بزرگی پیش بیاید، آمادهاید
ما روی تو حساب میکنیم، اوزاکی
برای من فرقی نمیکند فقط سر راهم قرار نگیر
قانونشکنان
- و یه انقلاب به پا کنه؟ - بله
پنلی که توسط شرکت ما ساخته شده از چوب استفاده میکند اما به سختی سوزانده میشود
و به خوبی گرما را ذخیره میکند
یک پنل عایق جدید؟
این خوبه!
به نظر میرسد نکتهی مثبتش این است که از چوب ساخته شده اما به سختی سوزانده میشود
خوشمزه!
اما غذای سرخشده از صبح
ببخشید، مامانم خیلی اصرار کرد
بفرمایید، این را برای همه بیاورید
این همه برای چیست؟
آنها بدهی ما را پرداخت کردند
ما باید یه جوری بهشون پول بدیم
خب، این چه چیزی را شعلهور میکند؟
خودِ این توسعه
فوق العاده مشکوک است
در تابستان راحت است
و در زمستان، گرما را ذخیره میکند تا اتاق گرم بماند
اگر در تابستان خنک و در زمستان گرم باشد، عالی است
خودِ توسعه عالی است
بخش مشکوک، سازنده است
این شرکت مسکن Meet
شرکتی که قبلاً در آن بودم، پروندهای در مورد آنها داشت
از آنها شکایت شد؟
بله، بر سر مسائل مربوط به حقوق
این شرکت در چند سال گذشته به سرعت رشد کرده است، درست است؟
درست است
آنها یکی پس از دیگری حق ثبت اختراعات را تصاحب کردند
و به یک تولیدکننده بزرگ تبدیل شد
با سرعتی دیوانهوار
بوی ماهی میداد، بنابراین داخلش را کندوکاو کردم
مطمئناً، آنها بر سر تحولات اختلافات متعددی داشتهاند
پس دزدهای همیشگی ایده؟
هدفی در ذهن دارید؟
رجوع به الوار شود
یک شرکت کوچک با حال و هوای یک صنعتگر واقعی
کوچک توسط بزرگ بلعیده میشود
معمولی
در این صورت، بیایید دعوا را شروع کنیم
اوزاکی
خطمو دزدیدی
این سازه، ترکیبی از یک حصیر عایق چوبی است
با یک تخته و ورق نفوذپذیر در برابر رطوبت
دارن چیکار میکنن؟
ساختار لایهای که این اثر را به حداکثر میرساند، اختراع ماست
چه کوفتیه! این ایدهی ما بود!
چیکار کنیم، رئیس؟
کینوشیتا مسئول بود با او چک میکنم
رئیس، ما هم خواهیم آمد
نه، شما بچهها اینجا منتظر بمونید
من تنها خواهم رفت
- - چطور ممکنه همچین اتفاقی بیفته؟ - باور نکردنیه
چرا باید این کار را بکنی؟
تو کسی بودی که میخواستی از توسعه حمایت کنی
این چیزیه که به ما گفتی
ما اینجا باید درک متقابل را تایید کنیم
«فهم»؟
شما مواد را درست مثل نقاشیهای ما ترکیب کردهاید...
بس کنید این اتهامات بیاساس را
آن پنل عایق یک محصول جدید است
توسط مهندسان ما ایجاد شده است
پس چرا ما دقیقاً همان نقاشیها را داریم؟
من را کتک میزند
اگر اینطور است، شاید شما از ما کپی کردهاید؟
به هر حال، حق ثبت اختراع قبلاً اعطا شده است
از اول هم قرارت همین بود؟
- یعنی چی؟ - من بهت اعتماد کردم!
مطمئن نیستم منظورت چیه
یواشکی گشتن و ثبت اختراع کردن
این فقط یه بزدلیه!
به عنوان وکیل مشاور صحبت میکند
ثبت اختراع برای یک اختراع جدید امری عادی است
من با تو حرفی ندارم
مهم نیست هر کسی چی میگه
این دزدی آشکار فناوری است
لطفا، آرام باش
در مورد ما
ما میخواهیم به همکاری با ماکیتا ادامه دهیم
آن پروژه نوسازی مسکن عمومی
در شهری که شما را برای آن استخدام کردهایم
آیا برای شرکت شما هم مهم نیست؟
داری نقشه میکشی که معامله رو قطع کنی؟
مگر تجارت بر پایه روابط خوب نیست؟
رئیس جمهور ماکیتا
میشه باهات حرف بزنم؟
تو کی هستی؟
من تودوروکی هستم، یک وکیل
اوضاع با Meet Housing چطور پیش رفت؟
چطور از آن خبر داری؟
من همین الان از کارمنداتون شنیدم
مطمئنم که تو شرایط سختی هستی
من میتونم کمکتون کنم، رئیس ماکیتا
من از آن قدردانی میکنم
اما نه، متشکرم
چی؟
همه کجا هستند؟
آنها امروز زود راه افتادند
فکر کنم رفتند تا خشمشان را فرو بنوشند
من میبینم
خب، آنها واقعاً زودرنج هستند
رئیس جوان
این یه تصمیم هوشمندانه بود که گرفتی
من نمیتونم بذارم شرکت تو همچین شرایطی ورشکست بشه
کوما سه فرزند دارد و مادرش بیمار است
همسر کاواشیما هم باردار است
محکم ایستادی
گذشته از همه اینها، مالک قبلی این شرکت را برای شما به ارث گذاشته است
نمیتونی بذاری شکست بخوره
این درست نیست
اون احمق شرکت رو ترک کرد
و آن را روی من خالی کرد
همچنین
میشه دیگه بهم نگید "رئیس جوان"؟
از این بابت متاسفم
من پیاده خواهم شد
می بینمت
BISEI
مامانش؟
بله، رئیس جمهور مادرش را به دلیل بیماری از دست داد
وقتی که او در مدرسه راهنمایی بود
او پس از آن سختیهای زیادی را تحمل کرد
اما حالا او یک صاحب کسب و کار معتبر است
پدرش، صاحب قبلی چی؟
در مورد اینکه
اصلاً چرا دارم اینو به شما پسرا میگم؟
آیا قبلاً فراموش کرده اید؟
ما به خاطر عشقمان به ناگابوچی به هم وابسته شدیم!
بیا، بنوش!
اوه، درسته! اون بچه کوچیکه، اما میفهمه!
No comments yet. Be the first to leave one.