Igunaito - Hô no Muhômono -

Igunaito - Hô no Muhômono -

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Ignite 2025 S01E04 1080p MAX WEB-DL DDP2 0 H 264
A Commentary by Sekiro

Tags

webdl
Published on: 2026-02-23
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫می‌دانستی پدرت داروهایی با عوارض جانبی مصرف می‌کند؟

- ‫- به عنوان پسرش، حرفی برای گفتن داری؟ - یه اتوبوس داره

‫در حالی که تحت تأثیر مواد مخدر رانندگی می‌کرد، از عبور کرد

‫اتوبوس ناگهان

‫- راننده، اوزاکی هیرو راننده، اوزاکی هیرو

‫- مورد سوءظن قرار گرفته است - با کسانی که در حال تحقیق هستند مصاحبه کنید

‫این خودکشی بود شاید حتی قتل

‫به دلیل از کنترل خارج شدن اتوبوس

‫نظر شما چیست؟

‫شما با هم فامیل هستید

‫به یکی از قربانیان؟

‫دخترم

‫توی اون اتوبوس بود

‫تصادفی نبود که کارتم را به مادرت دادم

‫من تصمیم گرفتم به آن مغازه بنتو فروشی سر بزنم

‫کنجکاو بودم

‫در مورد اینکه چرا پسر آن راننده وکیل شد

‫چطور می‌تونی اینو یهویی بندازی رو زمین؟ من اصلاً نمی‌فهمم چه اتفاقی داره می‌افته!

‫اگر با هم فامیل هستید

‫به یکی از قربانیان

‫پس چرا من را اینجا آوردی؟

‫دنبالم بیا، برات توضیح میدم

‫هم تو و هم من

‫احتمالاً خیلی فکر کرده‌ام

‫در مورد آن تصادف

‫به نظر شما واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟

‫نمی‌دانم

‫اما حداقل این را می‌دانم

‫علت حادثه‌ای که اکنون به عنوان واقعیت پذیرفته شده است

‫یک دروغ کامل است

‫«حقایق»؟

‫در روز حادثه، راننده، اوزاکی هیرو

‫قوانین شرکت را زیر پا گذاشت

‫و بعد از مصرف دارو اتوبوس را راند

‫که عوارض جانبی شدیدی داشت

‫به خاطر همین

‫او دچار سردرگمی شد

‫و باعث تصادف بزرگی شد

‫در آن زمان، همه اینها تثبیت شده بود

‫به عنوان حقایق

‫این مسخره است

‫امکان نداره پدرم قوانین رو زیر پا بذاره

‫اتفاقاً موافقم

‫تو هم همینطور، درسته آسامی؟

‫درسته یه چیز خیلی تاریک پشت اون تصادف هست

‫از آشنایی با شما خوشبختم، اوزاکی

‫او کیست؟

‫یک متحد آروم باش

‫آسامی ریوکو، کارآگاهی از بخش تحقیقات اول

‫که اطلاعات پلیس را به ما می‌دهد

‫یک کارآگاه؟

‫همونطور که گفتی

‫اون تصادف پنج سال پیش تقصیر اوزاکی هیرو نبود

‫من می‌توانم این را با اطمینان بگویم

‫از کجا میدونی؟

‫حتی با وجود این همه قربانی

‫آنها حتی یک تحقیق درست و حسابی هم انجام ندادند

‫همه چیز در دفتر مرکزی پردازش شد

‫احتمالاً پلیس آن را در داخل خانه دفن کرده است

‫آنها تا آنجا پیش رفتند چون چیزی برای پنهان کردن داشتند

‫من مطلقاً نمی‌توانم بگذارم از دستش بدهم

‫شهر میناتو برای لاپوشانی حقیقت با پلیس همکاری کرد

‫شهردار، اتوبه، در صدر

‫او باید چیزی بداند

‫ما تازه داریم دمش رو می‌گیریم

‫می‌فهمی چرا الان بهت نیاز داریم، اوزاکی؟

‫اگر این کار را می‌کنی، عجله کن و رشد کن

‫بنابراین هر زمان که دعوای بزرگی پیش بیاید، آماده‌اید

‫ما روی تو حساب می‌کنیم، اوزاکی

‫برای من فرقی نمی‌کند فقط سر راهم قرار نگیر

‫قانون‌شکنان

‫- و یه انقلاب به پا کنه؟ - بله

‫پنلی که توسط شرکت ما ساخته شده از چوب استفاده می‌کند اما به سختی سوزانده می‌شود

‫و به خوبی گرما را ذخیره می‌کند

‫یک پنل عایق جدید؟

‫این خوبه!

‫به نظر می‌رسد نکته‌ی مثبتش این است که از چوب ساخته شده اما به سختی سوزانده می‌شود

‫خوشمزه!

‫اما غذای سرخ‌شده از صبح

‫ببخشید، مامانم خیلی اصرار کرد

‫بفرمایید، این را برای همه بیاورید

‫این همه برای چیست؟

‫آنها بدهی ما را پرداخت کردند

‫ما باید یه جوری بهشون پول بدیم

‫خب، این چه چیزی را شعله‌ور می‌کند؟

‫خودِ این توسعه

‫فوق العاده مشکوک است

‫در تابستان راحت است

‫و در زمستان، گرما را ذخیره می‌کند تا اتاق گرم بماند

‫اگر در تابستان خنک و در زمستان گرم باشد، عالی است

‫خودِ توسعه عالی است

‫بخش مشکوک، سازنده است

‫این شرکت مسکن Meet

‫شرکتی که قبلاً در آن بودم، پرونده‌ای در مورد آنها داشت

‫از آنها شکایت شد؟

‫بله، بر سر مسائل مربوط به حقوق

‫این شرکت در چند سال گذشته به سرعت رشد کرده است، درست است؟

‫درست است

‫آنها یکی پس از دیگری حق ثبت اختراعات را تصاحب کردند

‫و به یک تولیدکننده بزرگ تبدیل شد

‫با سرعتی دیوانه‌وار

‫بوی ماهی می‌داد، بنابراین داخلش را کندوکاو کردم

‫مطمئناً، آنها بر سر تحولات اختلافات متعددی داشته‌اند

‫پس دزدهای همیشگی ایده؟

‫هدفی در ذهن دارید؟

‫رجوع به الوار شود

‫یک شرکت کوچک با حال و هوای یک صنعتگر واقعی

‫کوچک توسط بزرگ بلعیده می‌شود

‫معمولی

‫در این صورت، بیایید دعوا را شروع کنیم

‫اوزاکی

‫خطمو دزدیدی

‫این سازه، ترکیبی از یک حصیر عایق چوبی است

‫با یک تخته و ورق نفوذپذیر در برابر رطوبت

‫دارن چیکار میکنن؟

‫ساختار لایه‌ای که این اثر را به حداکثر می‌رساند، اختراع ماست

‫چه کوفتیه! این ایده‌ی ما بود!

‫چیکار کنیم، رئیس؟

‫کینوشیتا مسئول بود با او چک می‌کنم

‫رئیس، ما هم خواهیم آمد

‫نه، شما بچه‌ها اینجا منتظر بمونید

‫من تنها خواهم رفت

- ‫- چطور ممکنه همچین اتفاقی بیفته؟ - باور نکردنیه

‫چرا باید این کار را بکنی؟

‫تو کسی بودی که می‌خواستی از توسعه حمایت کنی

‫این چیزیه که به ما گفتی

‫ما اینجا باید درک متقابل را تایید کنیم

‫«فهم»؟

‫شما مواد را درست مثل نقاشی‌های ما ترکیب کرده‌اید...

‫بس کنید این اتهامات بی‌اساس را

‫آن پنل عایق یک محصول جدید است

‫توسط مهندسان ما ایجاد شده است

‫پس چرا ما دقیقاً همان نقاشی‌ها را داریم؟

‫من را کتک می‌زند

‫اگر اینطور است، شاید شما از ما کپی کرده‌اید؟

‫به هر حال، حق ثبت اختراع قبلاً اعطا شده است

‫از اول هم قرارت همین بود؟

‫- یعنی چی؟ - من بهت اعتماد کردم!

‫مطمئن نیستم منظورت چیه

‫یواشکی گشتن و ثبت اختراع کردن

‫این فقط یه بزدلیه!

‫به عنوان وکیل مشاور صحبت می‌کند

‫ثبت اختراع برای یک اختراع جدید امری عادی است

‫من با تو حرفی ندارم

‫مهم نیست هر کسی چی میگه

‫این دزدی آشکار فناوری است

‫لطفا، آرام باش

‫در مورد ما

‫ما می‌خواهیم به همکاری با ماکیتا ادامه دهیم

‫آن پروژه نوسازی مسکن عمومی

‫در شهری که شما را برای آن استخدام کرده‌ایم

‫آیا برای شرکت شما هم مهم نیست؟

‫داری نقشه میکشی که معامله رو قطع کنی؟

‫مگر تجارت بر پایه روابط خوب نیست؟

‫رئیس جمهور ماکیتا

‫میشه باهات حرف بزنم؟

‫تو کی هستی؟

‫من تودوروکی هستم، یک وکیل

‫اوضاع با Meet Housing چطور پیش رفت؟

‫چطور از آن خبر داری؟

‫من همین الان از کارمنداتون شنیدم

‫مطمئنم که تو شرایط سختی هستی

‫من می‌تونم کمکتون کنم، رئیس ماکیتا

‫من از آن قدردانی می‌کنم

‫اما نه، متشکرم

‫چی؟

‫همه کجا هستند؟

‫آنها امروز زود راه افتادند

‫فکر کنم رفتند تا خشمشان را فرو بنوشند

‫من می‌بینم

‫خب، آنها واقعاً زودرنج هستند

‫رئیس جوان

‫این یه تصمیم هوشمندانه بود که گرفتی

‫من نمی‌تونم بذارم شرکت تو همچین شرایطی ورشکست بشه

‫کوما سه فرزند دارد و مادرش بیمار است

‫همسر کاواشیما هم باردار است

‫محکم ایستادی

‫گذشته از همه اینها، مالک قبلی این شرکت را برای شما به ارث گذاشته است

‫نمیتونی بذاری شکست بخوره

‫این درست نیست

‫اون احمق شرکت رو ترک کرد

‫و آن را روی من خالی کرد

‫همچنین

‫میشه دیگه بهم نگید "رئیس جوان"؟

‫از این بابت متاسفم

‫من پیاده خواهم شد

‫می بینمت

‫BISEI

‫مامانش؟

‫بله، رئیس جمهور مادرش را به دلیل بیماری از دست داد

‫وقتی که او در مدرسه راهنمایی بود

‫او پس از آن سختی‌های زیادی را تحمل کرد

‫اما حالا او یک صاحب کسب و کار معتبر است

‫پدرش، صاحب قبلی چی؟

‫در مورد اینکه

‫اصلاً چرا دارم اینو به شما پسرا میگم؟

‫آیا قبلاً فراموش کرده اید؟

‫ما به خاطر عشقمان به ناگابوچی به هم وابسته شدیم!

‫بیا، بنوش!

‫اوه، درسته! اون بچه کوچیکه، اما می‌فهمه!

Igunaito - Hô no Muhômono - subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Igunaito - Hô no Muhômono -

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left