The first 200 lines.
مترجم: finarfin
در سال 224 قبل از میلاد
ایالت چین ، شش ایالت امپراطوری ژو را فتح کرد
امپراطور چین ، ژنرال وانگ جیان را به عنوان رهبر این حمله برگزید
این جنگ چو را به شدت به خطر انداخت
قبل از این جنگ ، ژنرال چو، شیانگ یان، نیروهای چین را در چند حمله شکست داد
و مردم به وی لقب محافظ چو را دادند
ولی در جنگ سال 224 قبل از میلاد
صد هزار سرباز وی با شش صد هزار سرباز چین ، صف آرای کردند
و جنگ یک سال طول کشید
نیرو های شیانگ یان تلفات شدیدی را متحمل شدند
و تعدادشان کم شد و سرانجام شکست خوردند
در آخرین لحظات زندگیش
شیانگ یان عهد بست
که این وضع ثابت نمیماند
چو ، نابود شد ،ولی چن هم نابود میشه
در سال 221 قبل از میلاد
امپراطور چین ، یینگ جنگ ،شش ایالت را فتح کرد
و برای اولین بار در تاریخ چین ، کشور چین یکپارچه شد
یینگ ژنگ خود را اولین امپراطور سلسله چین نامید
او شیوه وراثتی ژو را منسوخ کرد ، و سیستم ریاستی را سازماندهی کرد
و نوشتار و راه های حمل و نقل را یکپارچه کرد
و مکررا به بازرسی از هر منطقه پرداخت
در هر بازرسی
ارتش و جنگجویان او را همراهی می کردند
و پرچم امپراطوری برافراشته میشد
و برق سلاح ها در آسمان میدرخشیدند
عظمت سپاه و قصر
ترس در دل مردم می انداخت و مایه شرافت امپراطوری بود
بگیرش! بکشش
کی منو اذیت کرد؟ بهتره که خودت برگردی
برو دنبالش - وایسا وایا ، وایسا-
کی هستی؟
وایسا - نزارین در بره-
بگیرینش- اون مرد رو بگیرین-
سلام ، گوشت میفروشین؟- بله-
گندش بزنن ، اون کی بود؟ جلوشو بگیرین
پدرگ سگ ! گوشت های منو خراب کردی
فن کوای - چی-
بگیرش ، اون منو اذیت کرد
هی تو ! فرار نکن
برو اون طرف
توی عوضی ! از اونجا بیا پایین
هی ! بیا پایین ! بیا پایین
اون مرد رو بگیرین
اون ، همونجاست ،
بگیرینش من دیگه نمی تونم راه برم
بزارش به عهده من ، هی تو ! برگرد
رو سقفه
هی ، تو کی هستی ؟داری چی کار می کنی؟
برو ! برو
وایسا ! وایسا
آره ، گرفتش ! گرفتش
بگیرش ، بکشش
بکشش
چی شده؟
اون کیه؟- وایسا-
وایسا
فن کوای ، چیشده؟
این حرومزاده گوشت های من رو حروم کرد
خودم میکشمش ، عقیمش می کنم
بزارش به عهده من ! بریم
اون عوضی کی بود؟
چی شده؟
وایسا ! وایسا ! وایسا
بیا پایین ! بیا پایین
وایسا
می دونی چیه؟
می تونی به زن هر کسی تعرض کنی ، میدونستی؟
ولی به جز مال من
دل و جرئت زیادی میخواد حالا کجاش رو دست زدی؟
خوب بود؟
کی هستی؟ از کجا میای؟
هنوز نمیخوای بهم بگی؟
خوابیدی؟
خوابیدی؟
حسابشو برسین
بزار من حقش رو میزارم کف دستش
ببین
نمی خوای حرف بزنی؟
تا کی میخوای نفست رو نگهداری؟
نگه ش دار! خیلی زود حرف میزنی
هنوز نفس نمی کشی؟
این اتفاقیه که برات میفته ! بگیرش
بگیرش
حرف نمی زنی؟ حرف نمیزنی؟
بسه
خانوم سائو
الان نوبت شماست
میکشمت ! دوستش داری؟ بیشتر میخوای؟
کافیه؟- اینا که چیزی نیست-
باشه ، برگرد عقب
من تخماشو در میارم
ببینیم بازم حرف نمیزنه؟- بسه-
بسه کی اینجا رییسه؟
کی اینجا رییسه؟ کی مسئول اینجاست؟
چی میخواین؟
من باید یه چیزایی رو بهش بگم
بازش کنین
هی ، همه تون برین بیرون
بریم - بریم-
رییس تویی؟
این دیگه چه کوفتیه؟
این یارو کیه؟- می دونی؟ انگار چیز مهمیه-
جی
ممکنه تو دردسر بیفتیم
چی شده؟
لو وان ، برو جناب شیائو رو بیار اینجا باشه-
صدر اعظم ، صدراعظم
لازمه که همه اینا رو تحویل بدیم؟ امپراطور سرشون شلوغه
امپراطور میخوادشون
به من گفتن که باید اینا رو بهشون بدم
همه اینا به عهده توعه که بهشون بدی
وزیر جائو گائو گزارشات رو تقدیم میکنه
بیا جلو تر - چشم-
بیرون چی شده؟
سرورم ، یک عقاب بیرونه
یه عقاب بیرون سپاه من داره پرواز می کنه چرا؟
صدراعظم ، شما می دونین؟
حتما میخواد از جلال شما بهره ای ببره
بله
رفته
بهش تیراندازی کردن
امپراطور ، بهش تیر اندازی کردن
کی بهش تیر زد؟- کی بهش تیر زد؟-
من بودم ، جانگ هان
بیارش
ایشون در تیراندازی مهارت دارن
واقعا که با استعدادن
امپراطور گفتن که در تیراندازی مهارت دارین
همه ش از لطف شماست
وزیر، الان کجاییم؟
ما الان تو پنگ چینگیم
سرزمین چو ، مردم اینجا چه طورین؟
از وقتی که سرزمین ها متحد شدن ، مردمش زندگی آرومی دارن
بله
از این طرف ، جناب شیائو
هی- آقای شیائو-
لیو جی ، چی شده؟
بیا داخل
چی شده؟
من قبلا این نشان رو ندیدم چی هستش؟
بهش نگاه کن- تو همینجا بمون .من میرم بررسیش کنم-
آقای شیائو اینجا هستن انگار قراره اتفاق بدی بیفته
چیه؟
آقای شیائو ، چیه؟ چیه؟
مشکل چیه؟
جناب شیائو؟ بیا اینجا-
چی شده؟- بیا اینجا-
بیا اینجا
می دونی چه غلطی کردی؟
اون یه فرستاده امپراطوریه
چی؟
اون یه مقام دولتیه؟- امپراطور تو سفرن-
ایشون فرستاده هایی رو از قبل به مناطقی که میخوان بازرسی کنن میفزستن
و اونا هم بهشون گزارش میدن
اگه اون ، اتفاقاتی رو که افتاده به دربار گزارش بده
نه فقط تو ، همه روستا نابود میشه
منم باشما میمیرم
الان باید چه خاکی به سرمون بریزیم؟
احمق
همه ش تقصیر توعه
الان دیگه وقت این نیست که بحث کنیم باید یه کاری بکنیم
این که مشکل نیست
بشین و تماشا کن
این
مراقب باش
یه سوتفاهمه ، ایشون یه دوستن
حالا ، دوست عزیز
میخوای که باهامون نوشیدنی بخوری؟
اوه
کمی شراب بیار! عجله کن
چرا؟- نمی دونم-
بریم
میخواد چی کار کنه؟- جی می دونه که باید چی کار کنه-
بهتره منتظر بمونیم و ببینیم چی میشه
هوهای ، برای چی امپراطور همیشه تو رو همراه خودشون میبرن؟
اونقدرا هم که فکر می کنی آدم مهمی نیستم
پدر تو
و برادرم فو سو
اونا باهوش و با استعدادن
و من ، جوان ترین عضو خانواده م
و هیچ استعدادی ندارم
و برای همین تنها کاری که می تونم بکنم که اینه که پدرم رو تو سفر همراهی کنم
این طوری نیست
فکر می کنم که امپراطور تو رو از همه بیشتر دوست دارن برای همین همیشه با خودشون میبرنت
در حقیقت
همه اینا به خاطر مربی من ، جائو گائو عه
ولی اون که فقط یه خواجه ست
اینطوری نگو
الان فقط ایشونه که به امپراطور نزدیکن
می دونی قصر چقدر بزرگه؟
دویست و هفتاد تا سالن داره
جایی که امپراطور دوست دارن بخوابن
چه چیزایی دوست دارن بخورن و چیا بپوشن
همه شون رو فقط ایشون میدونن
جائو گائو سایه امپراطورن
فکر می کنی که وزیر لی با استعدادن؟
اصلا
بدون ایشون ، هیچ کاری درست انجام نمیشه
No comments yet. Be the first to leave one.