The first 200 lines.
.باید تمومش کنی
نمیتونم همینطوری بهت اجازه بدم من یا .خودتو توی خطر قرار بدی
....بهت قول میدم
دیگه تمومه
،نه سال از وقتی که .از قدرت هام استفاده کردم میگذره
یادته چرا تبدیل به بلک لایتنینگ شدی؟
.میخواستی به مردم امید بدی
یه نفر باید یه کاری بکنه
،چون این همه پلیس بازی و تظاهرات و
.دعا کردن چیزی رو تغییر نداده
...وقتشه مردم بفهمن ...که بلک لایتنینگ
.برگشته
...آنچه گذشت
.توری، دلم برات تنگ شده بود
.منم همینطور داداش بزرگه
قرار نیست بهت بگم چطور دار و دستهت .رو اداره کنی
،ولی باید حساب بلک لایتنینگ رو برسی
.و سریع به این قضیه خاتمه بدی
.اسم من توبیاس ویل ـه
.میفهمم الان داری چی میکشی
.بلک لایتنینگ به زندگی منم گند زد
ببین، هدف از بلک لایتنینگ .کشتن توبیاس بود
اون مقاله های پدرمو کرد توی حلقش .تا وقتی که مرد
گریس، اگه میتونستم کاری کنم ،کسایی که کارای بدی کردن ،تقاص پس بدن
این چیز خوبیه ، مگه نه؟
.اینا رو توی جیب دانش آموزم پیدا کردم
،و اون انقدر از کنترل خارج شده بود که تنها کاری که
میتونستم بکنم تا به بقیه آسیب نزنه .این بود که بهش صاعقه بزنم
.دو بار
حتما کار این داروی جدید، گرین .لایته، که راجبش شنیدم
در این باره مطمئنی؟
.از لحاظ تئوری
این دقیقا اون اعتماد به نفس دادنی .که دنبالش بودم نیست
A work by Cardinal & Caped_crusader کاری از آرین و علی موسویان
خب؟
.لامصب چه منظرهایه
.خیلی خب
آمادهای که یکم پیاز داغش رو زیاد کنی؟
.میدونی ،فکر میکردم هیچوقت اینو نمیپرسی
.خیلی خیلی خیلی خوبه
.همین الان چیزِ مورد علاقهی جدیدمو پیدا کردم
.ولی ،خیلی خب
.بیا یه چیز ساده رو امتحان کنیم
.ایست
.تفنگاتونو بزارید کنار
.خیلی خب ،آروم پسر
...ببین، بس کن...من نمیخوام
.زنگ بزنید آمبولانس
.این بچه قطعا گرین لایت زده
دفعه بعد ،سعی کنید اول از شوک دهنده .استفاده کنید
.بله قربان
.کارت خوب بود
داری برمیگردی؟
نه
.نه .میخوام بیشتر تمرین کنم
.مدتِ زیادیه که ندیدمت ،گمبی
.به قدر کافی زیاد نبوده
.ما یه قراری داشتیم
.تو نباید اینجا باشی
.تو قرار بود رفته باشی ،برای همیشه
.من یه کت و شلوار جدید میخوام
.تنها چیزی که قراره براش اندازهتو بگیرم یه تابوته
.من خیلی بعد از مرگ تو، هنوزم اینجام
فقط به خاطر اینکه اون سرم که توی خونت جریان داره ،نمیذاره پیر بشی
دلیل نمیشه که تو و خواهرت قراره پایان خوشی .داشته باشید
فکر میکنی قبل اینکه اونو بهت بدن همه چیزو بهت گفتن؟
،چیزی رو که بهم نگفتن .همین الانش هم فهمیدم
یه چیز دیگهای که فهمیدم اینه که تو .هنوز برای ایاسای کار میکنی
.که باعث میشه هر نوع اطلاعاتی داشته باشی
.چیزی که ازت میخوام یه اسمه
بلک لایتنینگ کیه؟
.نمیتونم کمکت کنم
.فکر کنم میتونی
دونستن اطلاعات راجب بلک لایتنینگ .افراد رو به کشتن میده
من تمام تلاشمو میکنم تا از دونستن چیزایی که .میتونن منو به کشتن بدن دوری کنم
نگفتن چیزی که من باید بدونم هم میتونه .تو رو به کشتن بده
اعتراف میکنم، که بلک لایتنینگ .تبدیل به یه مشکل شخصی شده
حدس میزنم حضورش توی فریلند برای .تو هم یه مشکله
.تنها مشکلی که من دارم ،تویی
...گمبی
.بعدا میبینمت
،ببینید مردم، اینجا یه الگویی هست
.و من داشتم از این قضیه سر در میاوردم
.توی آزمایشات توسکیگی از سیفلیس استفاده میشد
...بحران آبِ فلینت
چیکار میکنی؟ برو بیرون
چرا؟ داری پورن میبینی؟- ،دارم درس میخونم-
.و تو باید به حریم خصوصیم احترام بزاری
.اصلا نمیدونم برای چی برگشتی اینجا
.وقتی که من برم دانشگاه، برای همیشه رفتم- .میدونی چیه، بیرون-
گوش کن، من فقط ژاکت خاکستری رو برمیدارم و .بعدش میرم
.نه ،بیا بریم
.من و کیشا داریم میریم اسکیت میخوام شگفت انگیز به نظر بیام، این چیه؟
.مال یه مهمونی لباس مبدل بود
خیلی خب ،پس الان به سکس ارباب و بردهای علاقه داری؟
تو کدوم بودی، اونی که دستبند و شلاق میخوره؟- ...میدونی-
ژاکت رو بردار- باشه، برش میدارم-
.لطفا برو
.ممنون- خداحافظ-
.و لطفا در رو ببند
.گفتم درو ببند
.عشقی
لژیونرها. حرفمو باور نمیکنید؟ 30مارچ 1987 ،سیانان
،سی سال پیش ،توی فریلند
نُه بچه ،که همگی توانایی های پیشرفته .از خودشون نشون دادن، ناگهان ناپدید شدن
هی! میتونی بجنبی؟
من اومدم اسکیت، نه اینکه برای .سلفی ژست بگیرم
.آره ،میدونم .ممنون
.زودباش
.میفتیا
.برو اونجا .منم یه لحظه دیگه میام
.باشه دختر
برای کمک کردن به اون صورت بیشتر از .یه برق لب نیاز داری
.لانا
لعنت بهت دختر ،هنوز ناراحتی که ،جلوی تمام مدرسه
توی پیست ازت جلو زدم؟
واقعا فکر میکنی خیلی بالایی؟
عزیزم، میدونم که هستم
خیلی خب ،ولی فکر کنم خلیل و روزای مسابقه .دادنش تموم شده
.با اون کونِ چلاقش
.اوه ،باشه
هنوز عصبانی هستی که باهات به هم زد؟
،خب ،شاید به جای اینکه نگران خلیل باشی
بهتره نگران این باشی که یکم به اون .زانوهای داغونت لوسیون بزنی
میدونی چیه؟ من از کلاس شیشم منتظر بودم .تا حسابتو برسم
.تبش خیلی بالاست
.داره بدتر میشه .اون ضعیفه
.رفیق ،این سیاست ماست- .بهت که گفتم-
من رسیدم خونه، بطری رو باز کردم ،و چیزی جز خاک توش نبود
،پس یا باید عوضش کنی .یا پولمو پس بدی
ببین، من نمیتونم داروی استفاده شده .پس بگیرم
داداش، میخوام همینو بهت بگم .استفادهای نشده
.واسه همین تبش بالاست
و واسه همینه که دارم بعد از دو شیفت کار .با تو حرف میزنم
.زودباش، طرف یه بچهی مریض داره
.تاریخ انقضای این مالِ سه سال پیشه
.رفیق ،من هر چی بهم بدن میفروشم
.بیخیال .این قدیمی ترین بهونهی دنیاست
.چیزی که بهم دادن رو میفروشم .فقط کاری که بهم گفتنو میکنم
،تو یه ربات نیستی پسر .یه آدمی
پس چطوره مثل آدم رفتار کنی و به این آقای جوون .و دخترش کمک کنی
.نمیتونم اینکارو بکنم
ببین، بهت قول میدم اون چوب قرار نیست .جایی که انتظار داری بشینه
داداش ،ردیفی؟
آره
.آره ،من خوبم
.ببین، من متاسفم- ...ببین-
.اگه تصمیمش با من بود انجامش میدادم .ولی نیست
،بهت میگم چیکار کنیم
چطوره یه جعبه که هنوز تاریخ انقضا داره ،پیدا کنیم
.و...من دارو رو برات بخرم
.نه، طوری نیست ،داداش- نه نه نه-
.این یه صدقه نیست .انتظار دارم برام جبران کنی
،دفعه بعد که یکی رو دیدی که کمک میخواد
بهش کمک کن، و اونموقع بدهکار نیستی، حله؟
حله
،منابعم بهم میگن که دیوید پو ،ادیتور مجلهی فریلند
مقالهای رو کنسل کرد که فاش میکرد ، اون واکسن
.منشا اون تواناییهای عجیبه
.گزارشگرش آلوین پیرس بود
بابابزرگ؟
.اون یه هفته بعد به قتل رسید .پروندهی قتلش هرگز حل نشد
.من تلویزیون میبینم
،من میدونم کی هستی .و ازت نترسیدم
چیزی که نمیدونم، اینه که چرا اومدی به ملکِ من؟
چرا اندازهی یه کارخونه ،مواد شیمیایی اینجا داری؟
.چیزی که من دارم یا ندارم ربطی به تو نداره
.یه سوالی ازت پرسیدم
،ببین بابا برقیِ عوضی
،تو تحت تعقیبی ،و به حریم خصوصی من تجاوز کردی
که یعنی میتونم بهت شلیک کنم و .بشم یه قهرمان
...مادر
.حالا بیا دوباره امتحان کنیم
مواد شیمیایی برای چی هستن؟
.گرین لایت
.مال من نیست ...اون...اون
.من معمولا بار میزنم و تحویل میدم
،این دفعه اونا یکم اضافه بهم دادن تا
.نگهش دارم- اونا یعنی کیا؟-
.اسمشو نمیدونم
الان دروغ گفتی؟
.نه ،نه ،نگفتم
پس چرا حرفتو باور نمیکنم؟
.جویی تولیدو
.اسمش جویی تولیدوئه
.من نمیفهمم
،یعنی تو چطور ،از بینِ این همه آدم
نفهمیدی جویی تولیدو برگشته؟
...جفرسون- .نه، جفرسون جفرسون نکن-
.تو قراره از زیر و بم فریلند با خبر باشی
حالا داریم راجب کسی که برای مردی که .پدرمو کشت ،کار میکرد، حرف میزنیم
ببین، من حتی نمیتونم مطمئنا بگم که .اصلا رفته بود
چیزی که مطمئنا میتونم بگم، اینه که خیلی وقته .چیزی ازش نشنیدم
.پس ،آروم باش
.جویی تولیدو، دستِ راستِ توبیاس بود
،اگه هنوز این دور و بره .پس توبیاس هم هنوز این دور و بره
.یقینا ممکنه- !یقینا ممکن نیست-
،اگه توبیاس هنوز اون بیرونه و گرین لایت خرید و فروش میکنه
.باید بگیرمش
اگه این یعنی از روی جسد جویی تولیدو رد بشم .چه بهتر
No comments yet. Be the first to leave one.