The first 200 lines.
قهرمان محله =قسمت 4=
سايه
ها؟- چرا تبديل به سايه شدي؟-
ببين، از ديروز شروع کردي به من ميگي سايه اما اين سايه
چه معنايي داره؟
يعني وقتيکه مخفيانه از يه گوشه عين سايه پيدات ميشه تا از ضُعفا حمايت کني و عدالت رو برقرار کني
همچين آدم ِ شگفت انگيزي هستم؟
چرا پنهوني تو محله ي فرهنگ دوره افتادي؟
منظورت چيه دوره افتادم؟ من تو رو ياد ِ يه هيولا ميندازم؟
يا شايدم دليل خاصي داري که تو محله ي فرهنگ اومدي؟
ببخشيد
من نه دليلي دارم که تو محله ي فرهنگ باشم نه اون سايه اي که ميگي هستم
پس، قضيه کلاه و ماسکِت رو چه جوري توضيح ميدي؟
و اينکه چرا هر روز اينجايي؟
.....خب... بخاطر ِ
....اوه
اينجا فوق العاده آرومه و جون ميده براي مطالعه
ميخواي يه افسر پليس بشي؟
اما دليل ِ اين آرزوت(پليس شدن) برقراريه عدالت تو کل ِ دنيا نيست؟
تو توانايي فوق العاده اي تو پرسيدن ِاينجور سوالا داري
يا اين ميتونه فقط يه استدلال ِقوي از يه نويسنده باشه؟
راستش دلم ميخواست منم سايه بودم
چرا؟
چون اگه واقعا سايه بودم تو به علاقمنديت به من ادامه ميدادي
ميخواي بهت علاقه نشون بدم؟
از ديد ِمن، تو زن زيبايي هستي
...اوه خداي من الان اين مهم نيست
مسئله ي مهم اينه که تو سايه هستي يا نه؟
و به غير از جوابي که ميدي حقيقت واقعاً چي ميتونه باشه؟
سوال ِخوبيه
در حالت عادي، آدم دروغگو و فريبکاري نيستم
اما اين روزا بخاطر کارم مجبورم دروغ بگم
چه سايه باشي چه سايه نباشي، اشکالي نداره
اما اميدوارم دروغ نگي- چرا؟-
چون اميدوارم، اولين برداشتي که از تو داشتم، دُرست بوده باشه
از نظر ِ من، تو آدم خوبي هستي
!نه
!جين وو
ببخشيد؟
شما.... کي هستيد؟
من همکار ِارشد جين وو بودم
متوجه ام
شما مادرشيد؟- بله-
از آشناييتون خوشوقتم
ازت خيلي ممنونم که به همچين جاي پَرتي اومدي
لطفا بشين، غذا ديگه آماده شده
!هيونگ
بله- متاسفم دير کردم-
اون چيه؟ کلکسيون جمع ميکني؟
براي مامانمه
مامانم عاشقه اينه که اينا رو به دوستاش نشون بده و در مورد ِمن قُپي بياد
هميشه ميگه، بالاخره من يکي از اون ستاره هاي هاليوودي ميشم
ستاره هاليوود؟
!هيونگ
فکر ميکني اين آخرش با لووي تموم ميشه؟
فکر کردم که يه خبرچين نبايد اينقد پول داشته باشه
سلام- سلام-
سلام
کورتيز بريمر
اون امريکاييه و هفته اي يه بارم مياد ماکائو
جايي که اقامت ميکنه و رستورانهاي مورد علاقه ش رو پيدا کردم
لووي- بله؟-
تو اطلاعات رو به يه نفر ديگه هم فروختي؟
در مورد چي حرف ميزنيد؟
وقتي من ازت ميخوام در مورد يکي اطلاعات گير بياري
عادت ِ توئه که مستقيم بري از خودش سوال بپرسي؟
اينُ باز کن
بازش کن
مجبوريد اينقد سخت بگيريد؟
من اطلاعات زيادي به اون مرد ندادم
فقط گفتم نيروهاي کُره اي در موردت تحقيق ميکنن
!جين وو
چي شده؟ حالت خوبه؟
حالت خوبه؟
وضعيت جين وو چطوره؟- زندگيش تو خطر نيست-
متاسفم که نميتونيم سريع به بيمارستان منتقلش کنيم
اگه هويتش لو بره، اونوقت ديگه مسئله ديپلماتيک بايد حل شه
هيونگ
مردم فکر ميکنن ما با آخرين تجهيزات ِ روز کار ميکنيم
اما اوضاع ِ ما واقعا اینه، نه؟
حرف نزن، همينجور بمون
اگه حرف نزنم حالم بد ميشه
سرم گيج ميره
هيونگ
کاري که ما انجام ميديم
براي مردم مفيده، ها؟
چرا با پرسيدن چيزايي که خودت ميدوني، خودتو اذيت ميکني؟
اگه باي استار کُره بتونه سهام بانک کُره رو بدست بياره
چندين تريليون سود ميکنه و بعدم خودشو ميکِشه کنار
ما داريم جلوي ضربه ي اقتصادي به کشورمون رو ميگيريم
هيونگ
تو معمولا اينقد زياد حرف نميزدي
نيازي نيست خيالِ منو راحت کني
من هميشه پُشتتم مهم نيست چه تصميمي بگيري
پس لطفا، مطمئن شو هيچ اتفاق ِبدي نميُفته
....سال ِ ديگه
مامانم 70 سالِش ميشه
من بايد اونجا باشم و جشن تولد براش بگيرم
نگران نباش
اینا چی شدن؟
من يه سري جديدشو ميخرم
مگه تو سليقه ي ِمامان ِمنُ ميدوني؟
من بايد خودم برم، بخرم
هيونگ
هميشه سعي کردم بهترين عضو ِ گروهت باشم براي همينم
قصد ِ مُردن ندارم
آدمي که براي مردم کار ميکنه
بايد عُمر طولاني داشته باشه
صورت ِ خوشگلمو خوني نکن
اينجا پاريسه
اين رُم
و اين
به نظر الجزاير مياد- نه-
اينجا تونس ِ
...تونس
جين ووي ِمن واقعا مسافرت رفتن رو ...دوست داشت براي همينم اینکارو انتخاب کرد
کارش کاملا مناسب با سليقه ش بود
از چه زمانی
تو محله ي فرهنگ، رستوران زديد؟
حدود سه ساله
يه فرمانده ي مسئولي بود که با جين وو ارتباط خوبي داشت
بله
وقتي اون اتفاق افتاد
بهم گفت که نبايد دست از زندگي بکِشم و بايد يه زندگي فعال داشته باشم
براي همينم دنبال ِ کار براي من گشت
اون با کمک همکارا پول جمع کرد و سپرده گذاري کرد
ازش واقعا ممنونم
مادرجون- بله؟-
چيه؟
يادِ حرفي که جين وو بهم زد افتادم
تولد 70 سالگيتون رو
چه جوري
تولد گرفتيد؟
چطور ميتونستم بعد ِ مرگ پسرم براي خودم تولد بگيرم
فقط رفتم سر ِ خاکش و باهاش سوجو خوردم
يه گيلاس براي اون ميريختم يه گيلاس خودم مينوشيدم
جين وو.... اوضاعت خوبه؟
يه گيلاس ديگه بزن، جين وو
جين وو
اونجا سرد نيست
يه گيلاس بزن، جين وو
...شما هم
وقتي جين وو مُرد تو همون بخشي که جين وو کار ميکرد کار ميکرديد؟
ميدونم ماموراي سازمان جاسوسي خيلي محرمانه بايد عمل کنن
اما هيچ کس در اون رابطه بهم حرفي نميزنه
شما تو يه بخش کار ميکرديد؟
نه.. کار نمیکردم
چرا غذاتو نميخوري؟
چون من اينجام؟
گاهي اوقات بي ملاحظه ميشم چرا اينجا نشستم؟
جين وو
همکارت فراموشت نکرده و اومده ديدنت
از اينکه اونو اينجا ميبيني خوشحالي؟
يه لحظه
سلام رئيس
ميشه يه لحظه بشينيم؟ بايد چند تا سوال بپرسم
يه لحظه صبر کنید، لطفاً
ميتونيم با هم حرف بزنيم؟
13:50 اون به همراه رئیس ِجديد به آشپزخونه میره
دنيا جاي بهتري ميشه
اگه يه پليس بخواد با کسي حرف بزنه تو صَف واسته و شماره بگیره؟
آه، جداً که
چرا بهم گفتي به اون رستوران برم
پس درست فهميدم
پسرش همون کسيه که سه سال پيش با تو کار ميکرد
داري منو کنترل ميکني؟
انتظار داري بعد ديدن ِاون زن چه واکنشي نشون بدم؟
کنترل؟
منظورت از اين حرف چيه؟
اشتباهه که بخواي به مادر همکار سابقت اداي احترام کني؟
دارم ميپرسم، چرا منو عمداً تو چنين شرايطي قرار دادي؟
حالا بعد ديدن مادرش، چه فکري ميکني؟
به نظرت اون ازت ميخواد که انتقام ِپسرش رو بگيري؟
منو اونجا فرستادي که بهم درس بدي؟
که حاليم کني از انتقام صرفه نظر کنم؟
نه، حالا بيشتر ميخوام انتقام بگيرم
من نميتونم در مورد احساس ِ مادرش مطمئن باشم اما من انتقاممُ ميگيرم
تو فقط آتيش منو براي انتقام شعله ور تر کردي
حالا راضي شدي؟- ازش پرسيدي؟-
ازش پرسيدي که اونم انتقام ميخواد؟
مگه نگفتي بهم کمک ميکني؟
اينجوري ميخواي کمک کني؟
چرا به آدمي که اينقد زير ِفشار دروغ ميگي؟
رئيس نه، منظورم رئيس جديد ِ
فکر نميکني حق نداري با رئيس اينطور حرف بزني؟
مسئله اي نيست، نويسنده بائه
من تمام سال اينجا کار کردم
و در اين مدت تو تنها کسي هستي که سر ِرئيس داد زده
اونم سر ِ همچين آدم نازنيني
درضمن، دارید در مورد کدوم دروغ حرف ميزنيد؟
رئيسي که من ميشناسم، هيچ وقت دروغ نميگه
و در مورد دروغ و دروغگو یه نگاه به خودت نمیندازی تا بفهمی که
اين وسط کي دروغگوئه و دروغ میگه؟
تنها رئيس ِ اين بار، منم
اوه، رئيس
لطفا فراموش نکن که من يه افسر پليس ايستگاه ِگانگ جون هستم
از اونجاييکه آخرين بار در مورد اون مسئله دزدي کمک کردي
به نظر ميرسه که يه مهارتهايي داري
راستش دارم روي ِ يه پرونده ي قتل تحقيق ميکنم
ميتوني بهش يه نگاه بندازي و نظرت رو بگي؟
No comments yet. Be the first to leave one.