The first 200 lines.
السلام عليکم، ساجد
و عليکم السلام
داداش الطاف
اومدي بيرون بايد از ما ممنون باشي
واسه چي؟
چون از دست پليس نجاتت داديم
ولي چرا؟
...مگه چيکار کردم که - داداش فيضان سلام رسوند -
برنامههاي بزرگي برات داره
نميخواد به خاطر بمبهاي کنار جادهاي مسخره گير بياُفتي
واسه همين ازم خواست بيارمت بيرون
مدرکي عليه من نداشتن
براي چي بايد ريسک کنيم؟
واسه همين هم کريم رو طعمه کرديم
تا چشماشون رو از تو بردارن
کريم؟
کريم بهات؟
ميدونستيم اون احمقهاي نرم افزاري همه چيز رو درباره دراپ باکس لو ميدن
براي همين گمراهشون کرديم
چه اتفاقي براش افتاده؟
شهيد شد
اتفاق غم انگيزي بود ولي چاره ديگهاي نبود
ما سمت دراپ باکس راهنماييش کرديم
اتفاقهاي بعدش ديگه پايِ خودش بود
داداش فيضان چي ازم ميخواد؟
فقط خودش ميدونه
...ولي گفت که
بعد از اين، مردم به 26/11 ميگن بازي بچگانه
استراحت کن و به مسافرخونه برنگرد
دنبال جاي جديدي براي موندن باش
دوباره ميبينمت. خداحافظ
خداحافظ
ميزان اکسيژن خونش چقدره؟ - دکتر، 60 تاست -
لطفاً بيارش روي 30 تا - بله، دکتر -
سريع دکتر پاتل رو خبر کن - چشم، دکتر -
و تو، دايره مبارزه با تروريسم رو خبر کن
...اطلاع داشتيم که
از يک دراپ باکس براي فعاليتهاي تروريستي استفاده شده
کريم از اون دراپ باکس استفاده کرده
ما از طريق 3 کارمند تکنولوژي و فناورياي که دستگير کردين
در مورد اين جعبه مطلع شدين، درسته؟
بله، قربان. هر کدوم جداگانه اين موضوع رو تاييد کردن
فکر نکردين که ممکنه اين دراپ باکس توسط شخصي که
ربطي به جريانات تروريستي نداشته، استفاده شده باشه؟
...آمم
اون موقع به ذهنم نرسيد
الان نظرتون چيه؟
...الان، فکر ميکنم که
...شخصي عمداً کريم رو مجبور کرده
تا از اون دراپ باکس استفاده کنه
فکر ميکنم براش پاپوش درست کردن
پاپوش؟
...به غير از اينکه
از اون دراپ باکس استفاده کرده بود مدرک ديگهاي عليه کريم داشتين؟
روند استاندارد عمليات اينه، قربان
اغلب، مجبوريم بر اساس مدارک کوچک وارد عمل بشيم
مضنون رو تحت نظر گرفتين
چي پيدا کردين؟
راستش، شنيديم که کريم با دو نفر از همدستهاش صحبت ميکرد
اقبال و نثار- بله قربان -
برنامه حمله به اعضاي پارلمان رو ميريختن
اينجا نوشته که
شما شنيدين که درباره وَن، ليست مهمانها و نقشه ساختمون حرف ميزدن
...بله قربان. ما فکر کرديم که
دارن درباره حمله حرف ميزنن
...تنها فرقش اينه که
نميدونستين که همچين حملهاي بوده
نه، قربان
گزارشات آقاي شرما ميگن که
کريم هيچوقت رسماً دستگير نشده
ولي هميشه به خاطر فعاليتهاش تحت نظر بوده
جوهر پرت کردن روي سياست مدارها
نوشتن وبلاگهاي ضد دولتي
درسته، آقاي شريکانت؟
بله، قربان. ولي اقدامات ما هرگز بر اساس
نظرات سياسي يه نفر انجام نميشه
آقاي شرما، ارزيابي شما چيه؟
قربان، ارزيابي منم همينه
شريکانت خيلي احساساتي عمل ميکنه
بعضي وقتها واقعاً جوگير ميشه
و بعضي وقتها از قوانين پيروي نميکنه
بدون توجه به مسير، تصميماتي ميگيره
تو بعضي از پروندهها اقداماتش به نفع ما بوده
با اين حال، نميتونيم مدام از اشتباهاتش چشم پوشي کنيم
ولي در اين پرونده، قربان
مدارک عليه کريم و هم دستهاش
براي اقدام کافي بودن
پس، چيزي که فهميديم اينه که آقاي شريکانت
شما مضنوني داشتين که نظرات ضد دولتي داشت
از يک دراپ باکس تروريستي استفاده کرده بود
و ميخواست با هم دستهاش به يکي از اعضاي پارلمان حمله کنه
در اين زمان کم، غيرممکن بود که
تيم شما بفهمه اين حمله از چه قرار بوده
بله، قربان - اين رو باور ميکنيم -
براي هدف قرار دادنِ کريم، دليل محکمي داشتين
...و در مورد شليک هم
به نظر مياد دستور پليس بمبئي بوده نه واحد تحقيق و آناليز
پاشا، فرمانده نيروي پليس بمبئي و تيمش
زيادي جوگير شدن و بهشون شليک کردن
آقاي شريکانت، پليس بمبئي تصميم به شليک گرفتن
درسته؟
اين عمليات من بود
هر تصميمي که گرفته شد تصميم من بوده
هر اتفاقي که افتاده
اگه شخصي بايد مسئوليتش رو بپذيره
خودم مسئوليتش رو ميپذيرم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
يکم درد ميگيره بزودي خوب ميشي
اون دوستت امروز بهوش اومد
حالش چطوره؟
بهوش اومد ولي دوباره از هوش رفت
دکتر ميگه بزودي خوب ميشه
انشالله. اميدم رو از دست داده بودم
اين زخمت خوب شده
ديگه زياد درد نميکنه
دکتر ميگه بزودي مرخص ميشي
...بذار
السلام عليکم - و عليکم السلام -
بيا
از بشارت علي چيزي شنيدي؟
کشمير
تو سرينگر منتظرته
چي شده؟
خيلي وقته سرينگر نرفتم
اون شهر من رو ياد برادرم ميندازه
فقط 14 سالش بود
وقتي اون عوضيها بهش شليک کردن
داشت از مدرسه برميگشت
يه تجمع اعتراضاتي ديد
مردم شعار ميدادن
بهشون ملحق ميشه
يه اعتراض بيسر و صدا بود از لال چوک به مسجد جامع
نه سنگ پرتاب کردني در کار بود نه اضطراب عمومي اي، هيچي
ما خشونتهاي زيادي ديديم
ولي انتقام همهشون رو ميگيريم
خدا تو رو براي اين ماموريت انتخاب کرده
اينا چيه؟ - اين يه بليط براي سرينگره -
بايد زودتر بري
ديگه کي تو اين ماموريت دست داره
ماموريت ذوالفقار
هيچکس چيزي نميدونه
ناراحت نشو، داداش الطاف
ولي در مورد اين ماموريت هيچي نميدونم
و به روش خودم کار ميکنم
به همين خاطر قبل از اينکه کاري بکنم بايد يه بار با داداش فيضان حرف بزنم
به هر کدوم از ما يه وظيفه سپرده شده
از بالا دستور ميگيريم
و کاري که ازمون خواستن رو ميکنيم
به من گفتن تو رو ببينم
منم اين کار رو کردم. فقط همين رو ازم خواستن
شماره تلفن بشارت تو اين گوشي ذخيره شده
باهاش صحبت کن
اگه شارما بفهمه تو بيمارستان هستيم ما رو معلق ميکنه
تحقيقات هنوز تموم نشده
ميتونيم تا اون موقع کارمون رو انجام بديم
به محض اينکه آصف بهوش اومد ميريم سراغش
هيچکس نميدونه مامويت ذوالفقار چيه؟
فقط اون ميدونه ماموريت ذوالفقار چيه
هي، تيواري، ما تو موقعيتي نيستيم که بتونيم دستور بديم
شارما يه گزارش رد کرده و همه رو به فنا داده
سلام دکتر
سلام - خبر جديد چي دارين؟ -
يه بار بهوش اومد. فکر ميکنم در حالت پايداري باشه
ولي زمان ميبره تا بتونه حرف بزنه
خطر ديگهاي نيست؟
نه، نه. زنده ميمونه
و يه چيز ديگه
...اوني که تو بازوش تير خورده بود - موسي -
اسمش موسي رحمان - آره همون -
اون الان خوبه. يکم درد داره ولي بزودي مرخصش ميکنيم
باشه. ممنون
تو اينجا منتظر باش. برميگردم. خب؟
هر چقدر ميخواي استراحت کن
دکتر ميگه بزودي خوب ميشي
وقتي مرخص شدي
ديگه نميتوني اينطوري شاهانه رو تخت بخوابي
بزودي يه چيز به درد بخور بهم بگو
وگرنه آماده گوش مالي حسابي از پليس باش
فکر کن. سريع فکر کن. برميگردم
آتارو
آهاي، آتارو
اون ساز دهني رو بذار کنار
مامان - بله -
لب تاپ رو نياز دارم. خيلي کار داري؟
آره. تو دفترت بنويس
بيخيال، مامان. چرا اذيت ميکني؟
چي؟ چي گفتي؟
چيکار ميکني؟
خونه رو تعمير ميکنم
واي خدا! همه تو اين خونه رواني شدن؟
دارم ديوونه ميشم
آتارو
آتارو
بس کن ديگه
ميتونم بيام داخل، قربان؟
نه، نيازي نيست. قربان
فقط بايد ميگفتي بله
اونا که داشتن ميگفتن مرگ اون سه نفر تقصير پليس بمئبي بوده
ميخواستن اسم تو رو پاک کنن
قربان، شما به من مسئوليتي دادين
No comments yet. Be the first to leave one.