The first 177 lines.
عین عن شدی
هوم - و بوی گند مشروب میدی -
کتاب رو از دست دادم
ازم گرفتنش
راه خلاصی وجود نداره
موقعی که مستای، واقعاً میترسم
بهت نیاز دارم که عادی باشی
میدونی، مدام در تلاش نباشی یه چیزی باشی
به جفتمون آسیب میزنه
باشه
کاملاً عادی میشم، قول میدم
نه، قول نده، فقط سعیت رو بکن
« ایــن خــروجــی نــیــســت »
ارجاع به «کمدی الهی» از دانته آلیگیری و سنگنوشتۀ ] [ «فرضی ورودی جهنم + ارجاع به «روانی آمریکایی
خب، این معذبکنندهست
تجربۀ اُنسگیری خوبی میشه
حتی ممکنه کِیف هم بده
سفر جادهای با یه رانندۀ مست وْ یه منحرف؛
چه راهی برای گذران روز
،ببین، تو بودی که با من تماس گرفتی، التماس آدرسش رو کردی
و نمیذارم تنها بری
،میدونم منوْتو بالاپایینهای خودمون رو داشتیم، لنی
اما اگه کاستلو توی دردسر باشه، میدونم که میخواد تو رو ببینه
از کُل روز کفدستیزدن که بهتره
برای شما. که بری ردّ کارـت
حقیقت ممه خوراک من نیست
هنوز هم یه الدنگ تماموقتای، فلوریان؟
امید بر اینه که بهزودی پارهوقت بشه
بیاید بریم
یه هشدار؛ من بیشازحد میشاشم
باید هی نگه داریم
من هم. بچه توی مثانهمه
اوه، خوبه، همون چیزی که نیاز داشتم؛ اُدیسهای از 100 توقف برای شاش
صبح بهخیر، سای
روبهراهای؟
تو چی کموْکسر داری؟ وام میخوای؟
میخواستم ببینم... میشه کارم رو پس بگیرم
آره؟ یه چیزی دارم که میتونی داشته باشی
اون رو داشته باش
از پس این کار برنمیای - ،ببین، حق با توئه -
پام رو از گلیمم درازتر کردم
من بعضی وقتها صداقت دوست دارم
،من فقط یه دخترم که جلوی یه شرخر وایساده
ازش میخواد که یه کار ریدمان بهش بده
لطفاً
واقعاً هم درموندهای
آره، یالا دیگه
خب کِی شروع کنم؟
شروع شده. سوار ون شو
دستت طلا
میدونی مشکلت چیه؟
تو مرد کارهای بزرگای
جمعهشب توی مِیخونۀ اختصاصی اعضا، کُلی خوش میگذرونی
میتونی با 16 کلمه یا کمتر، محل سگ به یه مرد نذاری
بله، من توی بازی رودست ندارم، لنی
،اما صبح چهارشنبه
،وقتی آیریس نیاز داره که ناهارش آماده باشه یا شترگلو گرفته
تقریباً به درد لای جرز میخوری
و پول کاستلو رو کش رفتی تا نتونه ترکت کنه؛ اون سوءاستفادهست
،من خیلی ناخوشاحوال بودم، گلوریا
و تازه از آسایشگاه روانی دراومدهام
این رو که میدونی یعنی چی، نمیدونی؟
چی؟ - حساب از بیخ پاک -
گذشته یک دیار غریبهست
فرزندان، نیاز به مجال شلنگی دارم
کاتولیکها اعتراف دارن. ما مایهدارها رواندرمانگر داریم
همهچیز بخشیده شده. خدمت شما
تو توی عمرت مسئولیت هیچ کاری رو گردن نگرفتهای، مگه نه؟
اوه، خدا، رانندۀ مست هم وجدان داره، آره؟
سوراخش خیلی کوچیکه - به همین خیال باش -
خوب در میزنی. توی خونته
اه... گری ویلسن؟
بله؟ - بدهی شما به ما هفتهزاروْچهارصدوْشصتوْپنج پونده -
برنامه داری چطوری امروز پولمون رو بدی؟
باید پات رو میذاشتی اون لا
دوباره در بزن
یهخرده بهت بیاحترامی کرد، پس یهخرده بیشتر در بزن
باز کن، گری. وقت تسویهحسابه، رفیق
بس نکن
میکِشمش بیرون
چه گُهی داری میخوری؟
تو به چی زُل زدی؟ چَک میخوای؟
نه برای کفِ حقوق، نه
!یالا، گری
برو داخل خونه و هر چی دم دست بود، بردار
جرئت داری برو! من دست روی زن بلند نمیکنم، اما عیالم چرا
آره، دوست دارم سعیکردنش رو ببینم، رفیق - یالا دیگه -
نه، من دخالت نمیکنم - دیگه خودتای وْ خودت، رفیق -
...خیلیخب، بسشه. فقط
خیلیخب، بیا بریم
این رو هم به بدهیت اضافه میکنم
روبهراهای؟
من خوبام - دستمالکاغذی دارم -
دستمالکاغذی لازم ندارم. دستمالکاغذی لازم ندارم
باید یه گپ ریزی بزنیم، مگه نه؟ درخصوص کردارت. همین کار رو باید بکنیم
اوه، زیپم رو باز کن، عزیزجان
میدونم این گشتوْگذار برات سخته
و امروز بیشک با آتشبازی به پایان میرسه
اما این رو تحسین میکنم که هیچوقت راه درّوی راحت رو انتخاب نمیکنی
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
اجازه دارم صادقانه جواب بدم؟
میدونم وقتی دلخور میشی، چقدر میتونی وحشی باشی
حقیقت نداره
من یه بار گفتم که مانع کاستلو شدی که زندگی کاملی داشته باشه
باهام قهر کردی
شش ماه
بهنظرت ممکنه خوشبخت باشی؟
من گُه بخورم بدونم
،اما اگه کسی رو پیدا کردی، هر کسی، هر چیزی
...و اگه
،حتی سرِ سوزنی خوشحالت کرد
سفت بچسبش
هیچوقت ولش نکن
اما... مراقب باش، دوست من
زمان خیلی تند از دست میره
بله
،یه دقیقه داری ک×ـر خودت رو در میاری تا شاش کنی
یه دقیقۀ بعدش یه نفر دیگه باید برات انجامش بده
صحیح. یهخرده از اون رو بذار روـش. راستوْریسش میکنه
دستت طلا
آخ
،من آتشگرفتن آسمون رو دیدهام
،خاکسترشدن کُل شهرها رو
اما اون... غمافزا بود
همین گُهخوریهاست که باعث میشه مثل اینسلها به نظر برسی، سایمن
میدونی که تو باید همپَر من باشی، پشتیبانم؟
چرا دعوا کردی؟
چون اون بیرون عین جنگله، مگه نه؟
و من میخوام سلطانش باشم
وقتی اون زنه داشت بهت پسگردنی میزد که به سلطان جنگل نمیخوردی
آره، گوش کن، باید عذرت رو بخوام
واسه چی؟
بیدلیل که نمیشه اخراجم کنی
دلیل میخوای؟ - آره -
این چطوره که شرخر داغونی هستی و کمکم دارم به این فکر میوفتم که قرار نیست بهم بدی؟
سر ساعتی 8 پوند توافق کرده بودیم، آره؟
چقدر کار کردی، 50 دقیقه؟
این 7 پوند خدمت شما. خب؟ و میشه کراوات رو پس بدی؟
کون لقت
ممنون. خوبه
موفق باشی
!بخشکی شانس، لنی - ای ک×ـرم دهنت -
از داروهامه
باعث میشه اختیارم رو از دست بدم
بیرون
گیر کردم - اوه، خدای من -
یه روزی، شما جفتتون هم پیر فرتوت میشید
ظهر بهخیر - ظهر بهخیر -
اتاق ساعتی کرایه میدید؟
آ... نه، قربان
70 پونده؛ نه ساعتی، بلکه یک شب کامل
اسمت چیه؟ - بن -
بذار باهات روراست باشم، بن؛ بهنظرم همه میتونیم بوش رو حس کنیم
من نیستم
بله
منام، بن
من هنرمند پیر بیماری بیش نیستم که خودش رو در مسیر زندگی نجس کرده
بوفۀ صبحانه هم میخواید؟
،نه، عزیزجان، صبحانه نمیخوایم
چه بوفه، چه غیربوفه
اون فقط باید یه دوش بگیره عنش بره
چه مهربون - هیولا که نیستم -
اوه، خدای من
خوبای؟ - اوه، خدای من. اوه، خدای من -
حسش کن. این رو حس کن
لگده؟
یا باده؟
انگار من میذارم بادم رو حس کنی
واقعیه
!پسر
واقعاً به یهورـم هست
خب، از نظر من، به بودن به یهورـت بهای کافی داده نمیشه
...بهنظرت من
...بابای...
خوبیام؟...
بهعنوان انسان، غیرقابلتحملای
بهعنوان بابا، از جون مایه میذاری
No comments yet. Be the first to leave one.