The first 194 lines.
«سوژه» «آسوکای کیکی» ««تاریخ تولد ۱۹۹۵/۶/۲۴ «۲۴ ساله»
...آسوکای کیکی
«سوابق تحصیلی، شغلی، شخصیتی و زندگینامه آسوکای کیکی»
.تو یه خانواده اهل ناحیه فوکوی متولد شد
.نتونست درست درمون بره ابتدائی و راهنمایی
.از مدرسه شبانهروزی اخراج شد
.والدین دیگه قبولش نکردن .فرستادنش موسسه
.تو ۱۸ سالگی بخاطر اقدام به خودکشی بستری شد
،موسسه رو ترک کرد و هنرمند شد
.ولی سه بار متوالی بخاطر اقدام به خودکشی بستری شد
،تو ۲۱ سالگی به اسارت چالشگر در اومد
و بعد از این که ناریهیساگو چالشگرو .به ضرب گلوله کشت موموکی سان نجاتش داد
توی بیمارستان بستری شده بود .ولی سه ماه بعد غیبش زد
.همچنان مفقودالاثره
شبی که ناپدید شد، پرستارهای .زیادی به دلیل نامعلوم رفتن تو کما
.ربطشون نامشخصه
اطلاعاتی که مدیر موموکی درموردش توی .کلود ذخیره کرده بود اینا بود
پس موموکی سان داشت مستقلاً درمورد این آسوکای کیکی تحقیق میکرد؟
دلیلش؟
.خدا میدونه
.سیزده پرستار ناگهان به کما رفتند. دلیل نامشخص است» «زیر ذره بین. حادثه؟ یا اقدام تروریستی؟
یعنی سیزدهتا پرستار باهم از هوش رفتن؟
از چه جور دارویی استفاده شده؟
.نمیدونم
،جز فایلهای چالشگر و مقالههای حادثه کما
،سوابق مدرسه و موسسه پاک شدن
همچنین سوابق بیمارستان، فایلهای .حادثه کما، هیچکدوم نیستن
!چی گفتی؟
.هرچند، میدونیم کی حذفشون کرده
میدونیم که از خدمه چاهکناره
.موموکی سان
.دقیقا
.پلیس کلانشهر رو مطلع کنین
.چشم
.حالا به عملیات نجات هوندوماچی برسیم
.عدد، عدد، عدد
.تا چشم کار میکنه عدد
.انگار این رعد و برق هم تموم بشو نیست
.رعد و برق و عدد
یعنی ربطشون چیه؟
این اعداد به ظاهر رندوم چه معنایی دارن؟
اصلا معنیای هم دارن؟
.نه، ندارن که ندارن
.هیچ معنایی
امکان نداره کسی بتونه الگوی صاعقه این .دنیا رو مشخص کنه
.اعداد خیلی خیلی زیادن
.صاعقهها هم خیلی دورن
،که یعنی، برای زنده موندن تو این دنیا
!اصلا لازم نیست الگو رو مشخص کنی
.خدا رو شکر
...آخه ببین چقدر عدد ریخته
.این دور ۲ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول کشید
.سومین دوریه که بالای ۲ دقیقه کشید
.زمانت داره بیشتر میشه
،تا الان بالای ۲۰ بار مورد عنایت صاعقه قرار گرفتم
.ولی به همون اندازه دردناکه که بود
.مراقب علائم حیاتیت هستیم
ولی راستشو بخوای، ضربان قلبت .داره غیرعادی میزنه
.میدونم واقعا نگران جونم نیستین
.البته که مجبور نیستین باشین
کابینو دیدی؟
.آره
.خب
تا کابین ۸۹ متر فاصله بود. میتونی برسی؟
.شاید
بازم ادامه میدیم؟
.نه، لازم نیست
اوه، واقعا؟
.یه چاه دیگه هست که میخوایم بری توش
.هــع، چشم باشه
ذرات شناختی به جای این که روی جسد یا لباس باشن توی اتاقخوابن؟
.لعنت
گفتید توی چاه مدیر موموکی؟
.بله
.باید توی چاه اون هم مثل مال ناریهیساگو آکیهیتو یه کابین باشه
درصورتی که توش چاه آسوکای ،کیکی بارگذاشته شده باشه
.شاید اونجا بشه هوندوماچی سان رو پیدا کرد
علاوه بر اون، برای به فعلیت رسوندن .این کار، لازمه یک نفر باشه که کلید خروج رو فشار بده
ولی آخه قاتلهای سریالی رو همکار کنیم؟
.علیک، رفیق
چجوریاست؟
.این که یکی داره تو ناخودآگاهت سرک میکشه
.چاه تاثیری روی ذهنم نمیذاره
.انگیزه قتل قدیمی
.نباید هم شامل تمام روح و روانت بشه
.ولی بین این همه خلقالله تو یکی که میدونی
اینو میشه حتی ذات ما قاتلهای .سریالی در نظر گرفت
چیزی که بالقوه میشه باهاش یکی رو به .خودکشی بندازی
.نمیخواد اینقدر فک بزنین
.چه اشکالی داره دو تا همکاریم داریم یکم درد و دل میکنیم
.توگو ام
.ناریهیساگو سان و فوکودا، باهمدیگه وارد یه چاه میشید
چرا سان صدات زد؟
میشناستت؟
،توی چاه همدیگه رو به یاد نمیارین
.ولی سعی کنین با کمک هم کار کنین
باشه، ولی اجازه هست یه چی بگم؟
.بفرما
کارآگاه که دو تا بشه، کایرو هم دو تا میشه؟
.هنوز نمیدونیم
.این اولین باره
.ولی اگه خطری پیش اومد خارج ـتون میکنیم
.باشه پس
.یه چیز دیگه
تا حالا معمایی خوندی، خواهرم؟
ها؟ - .معمایی. داستانهای کارآگاهی -
.دانشآموز که بودم یه چندتایی خوندم
از اون جناییها که کارآگاه زبل کلاسیک دارن؟
.چندتایی آره
.پس راحتتر حرفمو میفهمی
آخه میدونی، معمولا تو یه داستان معمایی .دو تا کارآگاه زبل همکار نمیشه داشت
،آخه اگه جواب یکی باشه و کارآگاه دو تا
پس یکی ـشون اشتباه میکنه دیگه؟
،مثلا به فرض، یکی ـشون میاد معما رو حل میکنه
ولی بعدش اون یکی میاد ،حدسیات عمیقتر میزنه
.و اینجوری باز همون آش و همون کاسه
اگه آخرکار به جواب اشتباه برسی .پس کارآگاه قابلی نیستی
ولی خب، اگه کارآگاه اول عمدا .فرضیه اشتباه بده باز یه چیزی
لب کلامم اینه، اگه یکی ـمون گند بالا بیاره
همچنان این دنیا پابرجا میمونه؟
یعنی، دنیا دچار اختلال نمیشه؟
.این بحث به جایی نمیرسه، پس بازش نمیکنیم
.آره دیگه، نباید هم نگران باشین بلایی سر ما بیاد
.عجب مسئله بنیادیای پیش کشید
.ساکایدو و آنایدو رو وارد میکنیم
.آنایدو بیدار شد
.ولی هنوز اطلاعاتی از چاه دریافت نمیکنیم
.کل این سناریو اولین باره که رخ میده
.کوچکترین تغییرات میزوهانومه رو ببرین زیر ذرهبین
.اوه، ساکایدو هم داره بیدار میشه
.اطلاعات گرفتیم
.سلام
بیدار شدی؟
تو کی هستی؟
خودت کی هستی؟
چرا اصلا یادم نمیاد کی ام؟
.اع، پس اینطوریاس
پس یعنی اون دختره هم آلزایمر داشت؟
دختره؟
!هی
.کایرو چان
کایرو کون؟
.ساکایدو و آنایدو بیدار شدن
تا الان اختلالی داشتیم؟
.خیر
.آهان
.پس جفت ـشون تمام و کمال تو دنیای یه چاه مشترکن
.تا چشم کار میکنه فقط شنه و شنه و شن
.چاه موموکی سان چقدر خالیه
.یادم اومد
.اسمم ساکایدو ئه
.ساکایدو ـه خالی. اسم کامل ندارم
.کارآگاه زبل ام
.اسم من آنایدو ئه
.انگار من هم اسم کامل ندارم
.عین تو کارآگاه زبل ام
.خوشبختم
.آره
!واو. ایول
.فکر کنم یه کاری دارم باید انجام بدم
.بنده هم
توهم میخوای معمای مرگ کایرو چان رو حل کنی؟
.به عبارت دیگه، جفتمون برای این هدف اینجاییم
.بگذریم، کایرو چان هیچ زخم سطحی نداره
.ولی واضحه دنبال آب شن رو کنده
.ما زیر شن بیهوش دفن شده بودیم
.ولی کایرو چان برعکس ما، بیدار و مشغول بود
بخاطر فعالیت، خودشو خسته کرد و ،تشنگی ـش شدیدتر شد
.و نهایتا از تشنگی هلاک شد
...علت مرگش عین روز روشنه
ساعتی چیزی دستمون کرده بودیم که الان نیستن؟
ساعتقاپ؟
.ولی گرفتن طرف باید آسون باشه
.رد پاش هنوز معلومه
.بریم دنبالش. حتما یارو یه چیزی میدونه
.وایسا. اول بذار یه چیزی ازت بپرسم
چیزی همراهت داری؟
.آه در بساط ندارم
.نه آب داریم نه غذا
،اگه تو این حرارت راه بیفتیم
.شاید تا به خودمون بیایم از تشنگی هلاک بشیم
.واو. با این که ضدحالی ولی حق با توئه
.انگشت نکن
یعنی جسد کایرو به این خاطر اینجاست که
با خوردن گوشت و خونش بتونیم طاقت بیاریم؟
چی میگی برا خودت، خره؟
،اگه خون ـشو بخوری
بخاطر نمک زیادی که جذب بدنت .میشه بدتر تشنه میشی
.تازه، الان که وقت دل از عزا درآوردن نیست
.توی گوارش آب مصرف میشه
هع؟
خداییش کارآگاه زبلی؟
.آره
.از این یک مورد مطمئنم
No comments yet. Be the first to leave one.