The first 200 lines.
(Miloyc)-مترجم علیرضا جوهری
این سریال به موضوع حساس اتانازی (مرگ خودخواسته) میپردازد
شخصیتها رویدادها مکانها و گروههای نشان داده شده در این سریال هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند
بازیگران کودک و حیوانات در شرایط امن فیلمبرداری شدهاند
شما همین الان به جرم قتل "لی یونهی" حین ارتکاب جرم دستگیر شدید
همین الان بازداشتید
مِری آدم میکشه
یه لحظه صبر کنید
منم باهاتون میام
آخه من تمام مدت اینجا پیشش بودم
شما که ندیدین کاری بکنه درسته؟
پس منم باهاتون میام کلانتری
ولی
خواهش میکنم بهمون فرصت بدین تا آرومش کنیم و
روح مرحوم رو با آرامش راهی اون دنیا کنیم
خداوندا
لطفاً به "لی یونهی"
آرامش ابدی عطا کن
وو چهیونگ
چرا اسمت رو عوض کردی؟
تو قاطعانه انکار کردی
که مادرت رو کشتی
عوضش کردم چون همه فکر میکردن من قاتلم
درست مثل شما که الان این فکرو میکنید
پس به خاطر همین اسمت رو عوض کردی و از اونجا رفتی
مهم نیست چطوری شروع شد
تو بودی که مادرت رو بستی
درسته؟
مامانم به بچههای یه مهدکودک نزدیک اینجا نقاشی یاد میداد
اون روز صبح کلاس داشت
فکر کردم داره با بچهها بازی میکنه
واقعاً باورت شد؟
اون موقع ۱۶ سالت بود
مادرت که سعی میکرد خودکشی کنه
هر وقت که میتونست از تو خواست که ببندیش
و این به نظرت عجیب نیومد؟
ماری
نمیتونم مامانمو پیدا کنم
اون موقع دکتر وو
یعنی چهیونگ میخواست به مادرش کمک کنه
البته که به خواست مادرش
دستاشو بست این یه حقیقته
ولی این کارو کرد تا جلوی خودکشیش رو بگیره
مادرش ممکن بود شیر گاز رو باز کنه یا رگ دستاشو بزنه
مسئله اینه که اون نمیتونست بذاره مادرش به خودش آسیب بزنه
این اتفاق قبلاً هم چندین بار افتاده بود
چهیونگ
فقط داشت سعی میکرد به هر طریقی کمک کنه مادرش جلوی وسوسهی خودکشیش رو بگیره
متأسفانه
نتونست جلوی این اتفاق رو بگیره
مامان مامان
مامان
رفته تو آب
وجب به وجب بگردین
هی تو هم باید بیای
اونجا رو هم بگردین
ولی
این مال خیلی وقت پیشه
و پروندهاش هم بسته شده
چرا دوباره مطرحش میکنید؟
چون وو سوجونگ
به عنوان مظنون سر صحنهی قتل لی یونهی دستگیر شده
این دلیل از کافی هم کافیتره
ببینید
مثل اینکه شما اشتباه متوجه شدید
لی یونهی به خاطر بیماریش فوت کرد
دکتر وو
من وسایل رو آماده میکنم
علاوه بر دکتر وو منم اونجا بودم
فقط برای دعا کردن یه لحظه رفتم بیرون
ولی اون تمام مدت با من بود
میفهمم
درک میکنم پدر روحانی
الان وو سوجونگ کجاست؟
میخوام اون زنیکهی روانی رو ببینم
تحت بازجوییه
دیگه چی رو میخواین بازجویی کنین؟
مگه حین ارتکاب جرم نگرفتینش؟
مگه همه چی تموم نشده؟
اون کشیشی که با وو سوجونگ بوده
اونم میگه لی یونهی به خاطر بیماریش مرده
داره چرت و پرت میگه
سرنگ چی؟
پولی که اون زنیکه باید گرفته باشه
باید یه مدرکی وجود داشته باشه نه؟
مثل اینکه این دفعه پولی نگرفته
لی یونهی دستفروش بوده و یه دختر داشته
تحت پوشش خدمات اجتماعی بوده
چه خبره؟
فرشتهست
یا کشتن سرگرمیشه؟
همه چیو مو به مو بگردین
اگه این دفعه قسر در بره
تو باید به جاش
بمیری
بله متوجهام
چرا اینقدر پکری؟
عجیبه که شهروندا از پلیس کمک بخوان؟
اونی که باید شاکی باشه من نیستم؟
وو سوجونگ
شنیدم دستگیرش کردین
حین ارتکاب جرم گرفتن چارهای نبود
هی
لعنتی
نیومدم اینجا بپرسم چطوری گرفتیش
چیزی که میخوام بگم قربان
چیزی که واقعاً میخوام اینه که
آزادش کنی
تو تنها کسی نیستی که میتونه بار منو جابجا کنه
تو فقط یکی از اون خیلیایی
فقط یه نفرشون احمق
ولی وو سوجونگ فرق داره
اون تکه اون خاصه
اصلاً نمیفهمی چقدر
بهتره ولش کنی
چه خبره؟
چرا انقدر جدیای؟
چی داری میبینی؟
این چیه؟
بهت گفته بودم!
نمیتونه یهویی دست برداره
یا خدا چه زهرهترک شدم!
ما از تیم تفتیش و توقیف هستیم
شما چوی داهیون هستید درسته؟
بله
ما از پلیسیم
سلام
چطور بودی؟
هوم
میتونیم یه گپ کوتاه بزنیم؟
خب
در مورد مرگ مادرت
که قصد نداری حرف دیگهای بزنی درسته؟
باشه پس
میشه در مورد پروندهی دو سال پیش حرف بزنی؟
پرونده بیمارستان عمومی پِنچِنگ
خانم کوان جیونگمی
گزارش پلیس رو خوندم
و فهمیدم آخرین دکتری که دخترش رو درمان کرده
تو بودی
از قضا دخترش
با
[مرگ خودخواسته یا خودکشی با کمک پزشکی: پزشک دارویی را برای ایجاد مرگ داوطلبانهی بیمار تجویز میکند]
مرگ خودخواسته مرده
مثل اینکه فکر میکنی همهی این اتفاقایی که دور و بر من میفته
کار منه
یه بار دیگه میپرسم
ماجرای کوان جیونگمی
هم کار تو بود؟
میخوای از حق سکوتت استفاده کنی آره؟
باشه
به هر حال کالبدشکافی در حال انجامه
پدر روحانی چوی دههیون سرپرستار و کوان جیونگمی
از همهی این شاهدا شهادت گرفتیم
به این آدما که نگاه میکنم
مثل بقیه در حال مرگ نیستن
ولی الان از تو مضطربترن
اگه همه چی خوب پیش بره همه چی زودتر از چیزی که فکر میکردیم تموم میشه
خوب فکر کردم
از ماجرای جیونگمی دو سال پیش
دکتر وو از اون موقع شروع به تغییر چشمگیری کرد
یه تغییر بزرگ کرد
قبلاً آدم شادتر و مثبتتری بود
یه بار از دکتر وو خواستم دخترم رو بکشه
من وو سوجونگ رو نمیشناسم
ولی چوی دههیون میشناسدش
رابطهات با چوی دههیون چیه؟
اون مشتری ویآیپی کلوبی بود که من توش کار میکردم
فکر کنم دوستمم اون موقع با دههیون دوست بود
ولی دو سال پیش فوت کرد
شنیدم که یه بیماری لاعلاج براش تشخیص داده بودن
حتی بیمارستان هم جوابش کرده بود
آخرش دههیون ازش مراقبت کرد
خیلی ازش ممنونم
دوستم خانوادهای نداشت
ولی دههیون به عنوان دوستپسر سابقش حتی تو کارای مراسم خاکسپاری هم کمک کرد
دوستدختر سابقم مینا؟
مرگ اون ربطی به من نداره
اون موقع دیگه بیماری لاعلاجش تشخیص داده شده بود
تا جایی که میدونم علت مرگش از کار افتادن اعضای بدن بود
دقیقاً چه اتفاقی
بین اون و وو سوجونگ دو سال پیش افتاد؟
هی
رسیدی
چی؟ امروز میخوایم کباب بخوریم؟
-سلام عمو -سلام
سلام جهیون و چهیون
بغل بغل
عمو چرا همیشه میای خونه ما غذا میخوری؟
کیم چهیون
واقعاً بعد از اینکه از بیمارستان اخراج شدی گدا شدی؟
به گدایی نیفتادم
ولی نزدیکشم
هی نباید اینطوری با یه بزرگتر حرف بزنی
تنها کسی که به من اهمیت میده جهیونه
جهیون میخوای تو ریاضی کمکت کنم؟
میخوام تو یه مدرسه هنر ثبتنام کنم
آه راست میگی جهیون خیلی خوب پیانو میزنه
راستش من هنرهای زیبا میخونم
آره جهیون هنر میخونه و نقاشیش عالیه
No comments yet. Be the first to leave one.