The first 200 lines.
برنامه پیشرو دارای الفاظ رکیک و صحنههای خشونتآمیز است
نمیتونی زمان رو به عقب برگردونی تا جلوی اتفاقی که برای سارا افتاد رو بگیری
و حاضری همهچیز رو نابود کنی تا دوباره شروع کنی؟
آره - «یک کلاهک هستهای، «پسر بزرگ -
دیروز در حین حمل و نقل ربوده شده
کلید چاشنیـه
فهمیدی که پسر بزرگ کجاست
جنتـه. شیو داشته براش پول میفرستاده
شیو هیچوقت به لازاروس خیانت نمیکنه - من قبلا این رو در مورد ربروف میگفتم -
شیو یه جاسوسـه؟ - همیشه اونایی هستن که از همه - کمتر انتظارش رو داری، اینطور نیست؟
تو کی هستی؟ - من مسئول نگهداریام -
میخوام منفجرش کنم - ببخشید؟ -
در سریعترین زمان ممکن میخوام منفجرش کنم
امشب، آره
کیـه که مدام باهات تماس میگیره؟
از طرف کارـه
شغل هم داری؟
آره، یه کار پاره وقت
تروریسم مثل یه شغل جانبیـه
شغل جانبی؟ - آره -
،اگه مشکلی نیست بپرسم بقیه چی شدن؟
وقتی ازت پرسیدم که با شکوه از دست رفتهای
«گفتی: «چیزی که ازشون باقی مونده
پس بقیه چی شدن؟
تا حالا اسم پروژه لازاروس رو شنیدی؟
.آره، شنیدم شنیدم که همه رو از
آخرین کلیسای منجی تا دستکش سیاه کُشتن
،میگن که هیچوقت اومدنـشون رو نمیفهمی
که همیشه یک قدم جلوترن
پس حالا گروه شکوه رو نابود کردن؟
همهی ما رو نه
امیدوارم هیچوقت اونا رو نبینم - نگرانـش نباش -
اینطور نیست که الان یه مامور لازاروس توی این ماشین باشه
۴۵دقیقه دیگه وارد مرز روثینیا میشیم
خیلیخب، باید به یه منطقه مسکونی بریم
چنیوپل حدود دو ساعت فاصله داره
...چنیو...پل
همینطور که جلو میری نقشه رو هم میریزی، اینطور نیست؟
یه کمی، آره
و مطمئنی که هیچکس تعقیبـت نمیکنه؟
.نه، کسی نیست الان توی مرحله آخر ماجراییم
تقریباً به آخر نزدیکـیم
مسئول نگهداری؟
بمب کجاست؟
بهتون نمیگم
فکر میکنم میگی
بدون چاشنی بمب به درد نمیخوره
و ما نمیتونیم یه بمب به درد نخور رو بفروشیم
گروه شکوه توی راه هستن تا معامله رو انجام بدن
اونا حتما یه چاشنی دارن
ما فقط منتظر میمونیم تا اونا بیان و چاشنی رو ازشون میگیریم
رودی، ما توی مکان منتظرت میمونیم
،وقتی چاشنی رو دیدی
بهمون علامت رو بده و ما حرکت میکنیم. باشه؟
آره
خب، میتونم ببینمـش؟ - میتونی چی رو ببینی؟ -
چاشنی رو - چرا مدام میخوایی چاشنی رو ببینی؟ -
من توی یه کامیون هستم و دارم یه کلاهک هستهای رو جابهجا میکنم
دوست دارم بدونم مردی که کنارم نشسته حداقل میدونه داره چیکار میکنه
به نظر نمیرسه چیز مهمی باشه
مطمئنی کار میکنه؟ - میخوای الان تستـش کنم؟ -
!نه
بمب یه فرستنده رمزگذاری شده داخلـش جاسازی شده
چاشنی رمزگذاری رو میشکنه و با بمب صحبت میکنه
یه رمز قطع اضطراریِ ۹ رقمی داره
و یه سیستم شماره گیری چهار نقطهای که باید قفل گشایی بشه
یه جورایی مثل یه گاوصندوق
پس، تو تنها کسی هستی که میتونی ازش استفاده کنی - درستـه -
میتونیم اون رو برای گرفتن رمزها شکنجه کنیم
میتونیم کاری کنیم تا اون رو با کمال میل بهمون بده
با برنامهاش جلو بره
به رانندگی ادامه بده. ما ماشینـشون رو میدزدیم. اون رو ناتوان میکنیم
بعدش کاری میکنیم که انگار رودی ما رو فراری داده
،اگه بخواد بمب منفجر بشه رمزها رو به رودی میده
و اگه این نقشه جواب نده؟
خب اونوقت میتونی شکنجهاش کنی
اشکالی نداره ازت بپرسم چرا؟ - چی چرا؟ -
چرا میخوایی این بمب رو منفجر کنی؟
شکوه از دست رفته اختصاص داده شده
...به اعمال اختلال و هرج و مرج بینالمللی و
.بروشورتون رو خوندم چرا اینکارها رو میکنید؟
تلاش میکنم یکی رو نجات بدم - خیلی راه غیر عادیایه برای انجام اون کار -
باور داری که انجام یک کار خوب
میتونه دنیا رو به مکانی بهتری تبدیل کنه؟
بستگی داره
چون چیزی که من میگم اینـه که اگه یک کار کوچیک انجام بدی
برای مثال یک زندگی رو نجات بدی
دنیا رو به جای بهتری تبدیل میکنه، درستـه؟ - فکر میکنم همینطوره -
پس، تکاپویی که برای انجام اون ،یک کار کوچیک انجام میدیم
تا دنیا رو به مکان بهتری تبدیل کنیم، ارزش انجام دادن داره
باعث میشه اون یه هدف شریف باشه - نمیدونم من شخص مناسبی باشم -
که در مورد یه هدف شریف باهاش صحبت کنی - چرا که نه؟ -
...خب من یه دلال اسلحهام. پس
آره
تا حالا عاشق شدی؟
نمیدونم
،خب، بهم اعتماد کن اگه عاشق شده بودی، میدونستی
پس، عشق چه ربطی به منفجر کردن یه کلاهک داره؟
خیلی ربط داره، مرد، یا عیسی
عشق یه بمب هستهایِ لعنتیـه
که توی سینهات منفجر میشه، سلولهای لعنتی مغزت رو تحت تابش قرار میده
حق. درستـه
.تو براش هر کاری میکنی برای محافظت ازش هر کاری میکنی
و اگه اون رو از دست بدی، برای برگردوندنـش هر کاری میکنی
...پس تو داری این رو منفجر میکنی چون
...چون
فقط میخوام همهچیز... به همون حالت قبل برگرده
به من اعتماد کن، مرد، هیچچیز هیچوقت به حالت قبل برنمیگرده
غافلگیر میشی
وای، اون چی بود؟
آه... نمیدونم
بهم بگو که ماشین در حال خراب شدن نیست
!گندش بزنن
بهت گفتم باید یه کامیون بهتر میگرفتیم - خفه شو -
جدی؟ واقعا الان ماشین خراب شد؟
من... گندش بزنن. من...نمیدونم. آره
خب، شاید باید از اون پسرها کمک بگیریم
چی فکر میکنی؟ بریم با اون بچهها اون پشت صحبت کنیم؟
به اندازه کافی ما رو تعقیب کردن
!آه، تف - لعنتی -
رودی، چه خبره؟
رودی؟
اوه، گندش بزنن
!آخ
جورج
گیر افتادی
ما فقط رمزهای چاشنی رو میخواییم، همین
!چرا اینقدر سخته آخه؟
جورج؟ - جورجـه؟ - !ششش -
جورج؟ - آرچی -
بگو که شیو رو گرفتی
تلاش کردم. اسلحه روی من کشید
اون کجاست؟
اون به کتفـم شلیک کرد
من نتونستم
تلاش کردم اما نتونستم
جورج؟ گندش بزنن
یا مسیح
گزارشهایی از یه انفجار هست. یه انفجار بزرگ
مردم توی شبکههای اجتماعی یه ابر قارچی رو توصیف میکنن
هنوز تصاویر ماهوارهای نداریم؟ - صبر کن -
ببینید جورج یا شیو هنوز زندهان یا نه
اونا رو برگردونید اینجا
جورج؟ - آره، بمب منفجر شد -
میدونم منفجر شد. کجایی؟ - به سرعت ازش فرار میکنم -
باشه. میارمـت خونه
وقتی به اینجا برسی سوالهای زیادی باید پاسخ بدی - میدونم -
دارن فرودگاه رو میبندن، اما برات توی یکی از آخرین پروازهای خروجی بلیط گرفتم
یه پرواز خصوصی به سمت لندنـه
باشه. اوضاع چقدر بده؟
هنوز نمیدونیم
من گند زدم
فقط بیا خونه
اوهوم
هیچ هواپیمایی الان حرکت نمیکنه، جناب - میدونم. من جورج اددو هستم -
باید باهاتون تماس گرفته باشن
شما رو اونجا میبرم
حالـتون خوبـه؟
کجا میخوایی بری، داداش؟
لندن
ما...ما قراره توی لندن اجرا کنیم
آره، توی شهر کامدن، عزیزم. میدونی کجاست؟
آره، کامدن رو بلدم - خوبـه -
هي، تو پلیس مبارزه با مواد مخدر که نيستی؟
نه - ایول. پس بیا از اینجا بزنیم بیرون، ها؟ -
مثل آخر دنیاست، مرد
کل سیستم داره نابود میشه
راگناروک
هی، داداش، مواد میزنی؟
راستش، آره. برین بیرون - جدی؟ -
!راحت باش
کامدن باید خوش بگذره، ها؟
لطفا کدئین باش
خوبی؟
سلام - داشتی توی خواب حرف میزدی -
در مورد چی؟
فقط مزخرفات زیادی
مثل همیشه پس - دقیقا -
خواب بدی میدیدی؟ - آره -
کابوس بود - اوف. در مورد چی؟ -
واقعا یادم نمیاد
امروز میخوایی چیکار کنی؟
ها؟ - میخوای امروز چیکار کنی؟ -
داشتم فکر میکردم میتونیم بریم بیرون
اما باید سریع باشیم، با این همه قضایا
من، اوه، نمیدونم
فکر کنم میخواستم یه چیزی بهت بگم
اوه، جدی؟ چی؟
...نمیدونم. یادم نمیاد. من
باید سریع بگی. من به سختی میتونم صدات رو توی این سر و صدا بشنوم
میخواستم یه چیزی ازت بپرسم - چی؟ -
!میخواستم یه چیزی ازت بپرسم - نمیتونم صدات رو بشنوم -
...میخواستم ازت یه سـ
.به لندن خوش آمدید امیدواریم پرواز خوبی رو تجربه کرده باشین
و مشتاقانه منتظر هستیم که دوباره با ما پرواز کنید
ما محترمانه از شما تقاضا میکنیم که تا
توقف کامل هواپیما در صندلیهای خود بمانید
ممنون
هی، موفق باشی مرد - آره، خداحافظ رفیق -
یادت باشه، کل سیستم لعنتی !داره خراب میشه، رفیق
No comments yet. Be the first to leave one.