The Good Fairy

The Good Fairy

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Good Fairy
A Commentary by mahan53

Tags

bluray
Published on: 2024-05-20
Downloads: 66
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح

با دستهامون دست میزنیم دست، دست، دست

با پاهامون لی لی میکنیم، لی لی لی

یکبار اینطوری، یکبار اینطوری

اینم یه بوس کوچولو

یکبار دیگه دخترا انجام میدیم ولی این دفعه با حس و حال بیشتر و آزادانه تر

دوباره

با دستهامون دست میزنیم دست، دست، دست

با پاهامون لی لی میکنیم، لی لی لی

یکبار اینطوری، یکبار اینطوری

اینم یه بوس کوچولو

یتیم خانه دخترانه شهرداری

همینجا درسته دیگه؟ بله آقا

خوبه، مدیر هست؟ بله آقا

خیلی خوب، بهش بگو لطفا که میخوام ببینمش

بله آقا ولی اون خانومه

دکتر شولتز

دکتر شولتز خانومه؟

چه خاص بله آقا

خب بهش بگو که میخوام ببینمش

منظورم اینه که بله خانوم

یه آقایی اومده ببینتتون دکتر شولتز

خب هدایتش کن

چاره دیگه ای نداریم

دکتر شولتز؟ بله

اشلاپکل ببخشید؟

مدیر کل اشلاپکل

اوه

دریم پالاست

دریم پالاست؟

دریم پالاست با 3000 صندلی

برای چه کاری؟ که روش بشینن

بزرگترین تئاتر سینما در بوداپست هستش

بگذریم، امروز صبح که داشتم صبحانه میخوردم همینطور که فکر میکردم به خودم گفتم

اشلاپکل، کجا میتونی چند تا خانوم راهنمای خوشگل و شیرین پیدا کنی

اما شیرین، حواست باشه چون من حالم از این دخترها بهم میخوره و خسته شدم از دخترهایی که

که با مشتریها قرار میذارن و اسم ما بد در میره

و چی فکر میکنین؟

خب من خانوم اشلاپکل فنجان قهوه اش رو گذاشت

و گفت موریس، اون به من میگه موریس

چرا نمیری از یتیم خانه شهرداری کسی رو بیاری؟

متوجهم

دنبال چی میگردید آقای اشلیپکل؟

اشلاپکل هستم، دنبال دخترهای راهنما میگردم

برای اینکه به مشتریها محل نشستنشون رو نشون بدن

اونها لباسهای فرم زیبایی میپوشند که خودم طراحیش کردم

یه کلاه هوسر بزرگ (سرباز سواره)، یه شنل و یه شلوار

شلوار؟ نوار دار

بسیار موثره بله

شلوارها...منظورم اینه که تنگ نیستند درسته؟

کاملا بستگی به دخترها داره، شلوارها همه تک سایز هستند

متوجهم

پری بد دوباره به شکل خودش دراومد

و شروع کرد برای پرنسسی که خوابهای شیرین میدید

و عین یه دختر کوچولوی خوب خوابیده بود

بعدش پری بد خزید و نزدیک و نزیدکتر شد به تخت

اما پرنسس صدای اون رو نشنید

بعد اون هی اومد نزدیک و نزدیکتر

و نزدیک و نزدیکتر

چاقو رو سمت خودت نگیر اما، دستت رو میبری

و باز هم نزدیکتر

و جوری نگاهش کرد که انگار اون دختر توی آب نمک خوابیده، یه آب نمک حسابی

و فکر میکنین چی شد؟ چی شد؟

شاهزاده از پشت درخت پرید و از دیوار قصر شروع به بالا رفتن کرد

کدوم قلعه؟ همون قلعه ای که پری بد اون دختر رو زندانی کرده بود

و شاهزاده بالا رفت و بالا رفت و بالاتر

کار سختی بود چون دیوارها عین شیشه صاف بود

شیشه ای بود، و درست وقتی که رسید پشت پنجره پرنسس

پری بد پرید بیرون و اون شاهزاده رو تبدیل کرد به گیزارد

اون دیگه چیه؟ یه نوع پرنده است

تا حالا اسم اون پرنده رو نشنیده بودم خب حالا که شنیدی

و اون پسر عین یه گیزارد کوچولو روی دیوار آویزون بود

بعد چی فکر میکنین؟

پری خوب که تمام روز هیچ کار خوبی نکرده بود

حالا میتونین تصور کنین که چقدر حالش بد شد بهمین خاطر تصمیم گرفت که بره نجاتش بده

ولی خودت گفتی که پری خوب اون طرف دنیا بود

آره بود ولی برای اون که فرقی نمیکرد

اونم چوب جاروی وفادارش رو احضار کرد

و پرید روی اون و لغت جادویی رو گفت

ومپا، ومپا، ومپا، ومپا اینی، مینی، منی، مویی

روزالیندای شیرین و وفادارم منو ببر به جایی که میخوام برم

و اون رفت

و تندتر و تندتر و تندتر پرواز کرد

تندتر و بالاتر

لوییسا

لوییسا همین الان بیا پایین بله خانوم

لو حالت خوبه؟ لو طوریت شد؟

طوریت شد؟ طوریت شد عزیزم؟

نه خانوم

تو اون بالا چی کار میکردی؟

داشتم قصه پری ها رو میگفتم

دفعه بعد از این پایین تعریف کن

بله خانوم مهم نیست

حالا به خودت مسلط شو برو پیش بقیه دخترها توی صف انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده عزیزم

اینجور چیزها برای بچه ها اتفاق میافته

حالا بریم برای شما چند تا راهنمای خانوم پیدا کنیم

من فکر میکنم یه 10 -12 تایی لازم دارید

اوه نه من فقط با یکی شروع میکنم

فقط یکی؟ یه نمونه

خب پس اولین نفر باید خیلی خیلی خوب باشه

اینم یه دختر قشنگ و سالم

آیا اون احتیاجات رو برآورده میکنه؟

بله مگه نه؟

یا اون یکی

یا این یکی

اینا همشون به یه اندازه بامزه ان

متوجه منظورتون هستم دکتر این دخترها خیلی زحمتکش هستند

مگه این آکروبات کوچولو چطوره؟

خب هیچی حالت چطوره؟

دوست داری که یه راهنما باشی لوییزا؟

اوه بله خانوم میدونی یه راهنما چیه؟

اوه نه خانوم

میبینین که منظورم چیه، اونا چیزی نمیدونن

شگفت انگیزه

اگه من بذارم بری به دنیای بیرون بازم هرروز کارهای خوبت رو انجام میدی؟

بله خانوم

هر روز یه کار خوب رو در حساب بهشتی خودم منظور میکنم

آنجا بانکی است که مشتریانش برای بهره از آرامش دل برخوردارند

خیلی خوب بود

اون با مشتریها لاس نمیزنه که؟ اوه اون اصلا نمیدونه این کار یعنی چی

من خودمم به زور میدونم

خب بسته بندیش کن ببخشید؟

فروخته شد، من میبرمش

اوه خب اگه الان به دفتر من بیایید من فردا صبح اول وقت میفرستمش پیش شما

خداحافظ

و تو همیشه اعتبار موسسه ما خواهی بود

بله خانوم و یادت نره به جامعه مدیونی

شهروندانی که از ایالت ما هستند مردمی که تو در خیابان میبینی

مالیات دهنده های ساده اینا همه کسانی هستند که توی این سالها تو رو حمایت کردند

بله خانوم اونها کسانی هستند که به تو خونه دادند

غذا برای خوردن و لباس برای گرم نگه داشتن تو دادند

از بدو نوزادی درسته

سعی کن این دین رو با کارهای خوب پس بدی

برو توی مسیر انجام این کارها بله

و اگر کسی ازت خواست تا کاری انجام بدی؟

انجام بده انجام میدم با کمال میل

با لبخند انجام میدم درسته

من تا جایی که زمان و دقتم اجازه میداده پیش رفته ام

از چیزهایی که بهت گفته ام باید مشخص باشه

که یه دختر جوانی که به تنهایی وارد دنیا شده

نمیتونه در مواجهه با جنس مرد خیلی دقت داشته باشه

این رو یادت باشه بله خانوم

خداحافظ عزیزم و موفق باشی

خداحافظ

خداحافظ خانوم شولتز شجاع باش لوییزا

زمانش رسیده تا بالهات رو باز کنی

چپ، چپ، چپ، چپ، راست، چپ

چپ، راست، چپ

خانومها لطفا همگام باشید

چپ، چپ، آ، ب، س، د

درجا بزنین

صورت بالا

رو به جلو

لطفا

درجا

سرجاتون

با من داری صحبت میکنی؟

اوه نه آقا من فکر کردم چیزی گفتی

یکبار دیگه انجام میدی؟

خیلی قشنگه

اوه

شما باید از اینطرف برید

از اون طرف؟ بله آقا

چرا؟

چرا؟ بله چرا؟

خب من نمیدونم آقا

پس چرا این کارو میکنی؟?

خب بهم این دستور داده شده

داری سعی میکنی به من دستور بدی؟ اوه نه آقا

چون من دوست ندارم بهم دستور داده بشه

من تمام روز دارم توی رستوران دستور میگیرم

و وقتی که شب میشه دوست دارم آزاد باشم مثل پرنده ها

یادت باشه بله آقا

تصمیمت رو بگیر

اوه مردیت

مطمئنا جدی نمیگی

با ژست داری صحبت میکنی

رفتن به این شکل قابل تصور نیست

اون برای من هیچ مفهومی نداره،هیچی

هی هی هی اوه ببخشید

فقط ماه و جنون لحظه ای

من فکرم رو کردم

آیا حافظه عشقی ما معنیش اینقدر کمه؟

اوه مریدیت آیا تو عهدی که بستیم رو فراموش کردی؟

آوازی که میخوندیم؟

قولهایی که بهم دادیم؟

برو

برم؟

او که جدی نگفتی مریدیت

تو با لبانت این رو گفتی ولی قلب تو عصیان میکنه، باید اینطور باشه

این رو درنظر بگیر مریدیت

به گذشته فکر کن

و بعد...اوه عزیزم

برو تو منظورت جدی نیست که میگی برو

دوباره فکر کن برو

اوه مریدیت برو

باید بهم گوش بدی

برو تو باید رحم کنی

اگه به من رحم نمیکنی

لااقل

The Good Fairy subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left