Stuart: A Life Backwards

Stuart: A Life Backwards

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Stuart A Life Backwards 2007 720p WEB-DL
A Commentary by mt2569
ترجمه و زیرنویس : TrippleS

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Published on: 2020-08-14
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام الکساندر، استوارت هستم

سلام استوارت

...می‌دونی، کلی مشروب خوردم و همش دارم به

من الکساندر هستم، همین آدم عینکی که داره رانندگی میکنه

نه اونیکه داره تو نوار هذیون میگه، اون استوارته

در سال 2000 با استوارت آشنا شدم و تصمیم گرفتم که زندگینامه‌ش رو بنویسم

همه دوستام می‌گفتن که این کار حماقته چونکه اون یه آدم ناشناخته بود

اون آدم معروفی نبود اما کتاب خوب از کار دراومد

فقط ای کاش استوارت بود و میتونست این روزهارو ببینه

وقایع پیش رو یک داستان واقعی است

فکر کنم این اولین کتاب زندگینامه‌ی یک بی‌خانمان

از زمان تولد تا حال بود

خب، در سال 2000 با جمع کردن اعانه

در "وینترکامفرت" پول خوبی بدست آوردم

اینجا یک پناهگاه روزانه در کمبریج بود که معمولا پر از افراد بی خانمان بود

البته تا وقتی پر بود که پلیس تصمیم گرفت بریزه توی پناهگاه

دستگیر شدن

همشون؟

چه فکر خوبی

نه نه، فقط رئیسم روث

و معاونش جان رو گرفتن

بعضی از افراد بی‌خانمان مخفیانه تو پناهگاه مواد می‌فروختن

اما چونکه جان و روث این خیریه رو راه انداخته بودن اونا مقصر شناخته شدن

پلیسا مدرک جرم رو روی فیلم داشتن

من بخاطر این بی عدالتی خیلی عصبانی بودم

و بعدش برای اولین بار توی عمرم

بصورت علنی به یک بی خانمان واکنش نشون دادم

!!گمشو دیوث

اجازه بدید که الکساندر مسترز رو بهتون معرفی کنم

دوست و همراه دلسوز بی خانمانان و رئیس کمپین

ما متقاعد شده بودیم که اونا محکوم نمیشن

منظورم اینه، اگه زندان نمیتونه مواد رو کنترل کنه چطور انتظاردارن که روث و جان بتونن؟

همونطور که می‌دونید، امروز بخاطر روث واینر و جان جمع شدیم

قاضی هاوارث اونا رو محکوم کرد به - پنج و چهار سال -

خجالت آوره - ممنون -

فاشیستا - ممنون -

اما این اصلا قابل قبول نیست حالا باید چیکار کنیم؟

این کمپین چطوری می‌خواد روث و جان رو آزاد کنه؟

بله؟ - می‌تونیم واسشون کتاب بفرستیم -

جان بانیان"، کتابهاش واسه زندانیا خوبه"

نه، "معجزه رز" اثر "گرنت" مناسب ‌تره

ببخشید، اینجوری فایده نداره

کتاب واسشون بفرستیم؟ اصلا توی جعبه جا نمیشه

ببخشید؟ - جعبه متعلقات زندانی -

همشون یکی دارن

اون کیه؟ - نمیدونم، واسه من همشون یه جورن -

می تونی یک تیکه فرش بیاری که تو جعبه جا نمیشه

یه مرغ عشق یا قناری

و مشخصه که قفسشون تو جعبه جا نمیشه

اما، این روث و جان هستن که اذیت میشن

زندانبانا همه‌ی کتابارو چونکه تو جعبه جا نمیشن میندازن دور

جدی میگم، اگه می‌خوای کمپین راه بندازی باید درباره جعبه‌ها بدونی

من روانی هستم، اما اگه دوست داری می‌تونی استوارت صدام کنی

آدرست چیه؟ - 2لاورل لین -

،آره، اونا کمکم می‌کنن. دکتر دارن، بهم لباس می‌دن بعضی وقتا واسه ناهار بهم دوتا پودینگ می‌دن

،آره، اونا همه کاری واسه ما می‌کنن اون دوتا و بقیه کارکنان

شوخی نمیکنم، من واقعا ازشون ممنونم

...اون روز بدجوری - اوه، چقدر خوب -

می‌تونم کمک کنم؟ - آره...آره -

اینجوری شدش که واسه بار اول استوارت شورتر رو دیدم

ولگرد خیابونی، الکلی، معتاد به هروئین و یک قصه‌گوی جامعه ستیز که علاقه خاصی

به قول خودش به "قطعات کوچک نقره" یا همون چاقوی خودمون داشت

ممنون که قبول کردی اینارو جابجا کنی - خواهش می‌کنم -

مواظب جلو پات باش، بیا رفیق

به کلبه‌ی محقر من خوش اومدی

(دو تا برگ بو (2 لارل لین خب، اینا برگ بو هستن دیگه؟ مگه نه؟

امروز صبح وقتی می‌خواستم صبحونه بخورم از جلسه باخبر شدم

آدرس توئه؟ - آره -

،آدرس نوشتن فکر بدیه رفیق ممکنه هر جور آدم عوضی بیاد دم خونت

بفرمایید؟

بعضی از پاکتها رو آدرس زدم

...که- خوبن؟ -

افتضاحن

یک فکر بکری واسه کمپین به ذهنم رسید که توجه تلویزیون رو بهمون جلب میکنه

اصلا هم خشن نیست، البته اگه گروگان‌گیری رو فاکتور بگیریم

می‌خوای بیای تو؟ - آره -

بیرون یه نم بارون زده

اوه، چقدر خوب

چند قاشق شکر می‌حوای؟- هر چقدر داری بریز، رفیق-

!داغه

این همه کتاب

همشونو خوندی؟

نه

نصفشونو خوندی؟

نه دقیقا

زنبور وحشی شکاری

یه کتاب کامل راجع به این جونواری تابستونی

این یکی راجع به چیه؟

رنگ ارغوانی

این دیگه چه جفنگیه؟

حالا، فکر بکرم

ماشین داری؟

نه

کدومو بیشتر دوست داری؟ ولوو یا فولکس؟

چند هفته بعدش یک ایده راجع به کتاب به ذهنم رسید و کم کم شروع به تحقیق کردم

اون بچه خیلی زجر کشیده، حقشه راجع بهش کتاب بنویسن

باید یه کتاب راجع به من بنویسی

همیشه بچه مهربونی بود

بچه شاد و شنگولی بود.

بچه پر جنب و جوشی بود

سه ماه بعد از این ماجرا فکر بکر استوارت رو پیاده کردیم

فکرش این بود که جلوی در دادگستری یعنوان اعتراض بخوابیم

"تا منشی وقت دادگستری، "جک استراو رو قانع کنیم که روث و جان رو آزاد کنن

که البته از ایده اولش که گروگان گرفتن جک استراو بود، بهتر بود

استوارت هر جوری که شد حمل و نقلمون رو جور کرد

و توی مسیرمون به لندن چند صفحه‌ی اول کتابمو واسش خوندم

مادرش او را اینگونه توصیف می‌کنه: پسری شاد و شنگول و مهربان بود

!چرته! خسته کنندس

اصلا چرا می‌خوای این کتاب لعنتی رو بنویسی؟

واسه اینکه خروار خروار پول دربیارم

جدی؟ فکر میکنی از این کتاب پول در میاری؟

آره، شاید

کتاب به این خسته‌کنندگی؟

پررو نشو دیگه، تقصیر من نیست که داستانت انقدر مضخرف شروع میشه

باید یه کم بهش هیجان بدی

داستانُ برعکس بنویس، مثل یک داستان معمایی جنایی، مثل یک کتاب پر فروش

مثل کتابهای تام کلنسی

چی شد که اینجوری شدم؟

چه چیزی اون بچه کوچیکی که بودمُ کشت؟

یه جوری که مردم پای کتاب میخکوب شن

ده تا جوراب میندازی تو ماشین لباسشویی اما فقط هفت تا در میاد

بقیه کجا رفتن؟

استوارت؟ - بزار یه چیز دیگه بهت بگم -

استوارت؟ - ماشین لباسشویی رو باز میکنی اما بازم جورابا نیستن -

استوارت - چیه؟ -

این چیه؟ - چی؟ - این -

الکساندر این شپشه

معمولا اطراف بیضه میزنه

این شپشا رشد میکنن

گال کوچیکتره و میره زیر پوست اونجا آروم آروم گوشت رو میجوه

مسیر 80 کیلومتری لندن به کمبریج پنج ساعت و نیم طول کشید

استوارت بیشتر از 50 کیلومتر سرعت نمیرفت

هی، کاخ باکینگهام

!ریدین همتون اون تو

!آخه ملکه میخوایم چیکار

نه نه نه ، اینجوری نه - چیه -

اینو بزار زیرش

اینجوری بیشتر گرما از دست میدی

روث و جان دو تا چشم پشت سرشون لازم دارن

همین الان آزادشون کنید

دو نفر اشتباهاً بخاطر کار توی خیریه

و کمک به افراد بی‌خانمان افتادن زندان

کارمندای خیریه بخاطر بی عدالتی افتادن زندان، گمشو بابا

کارمندای خیریه بخاطر بی عدالتی افتادن زندان

خیلی خوب، همگی گوش کنید

همگی گوش کنید، ساکت لطفا

لطفا همگی بیاین اینطرف

وایسا ببینیم، واسه چی؟ این یک تظاهرات مسالمت آمیزه

آره؟ آخه چرا؟

وزارت دادگستری گفته از اینجا نمیتونین جلوتر بیاین

!این فاشیسم اجتماعیه

باید اینجا یه فنس بکشیم که ازش رد نشین

یکی هم کنارتون بکشیم که ازتون محافظت کنن - چی؟ -

مردم تو خیابون، ممکنه یهو بهتون حمله کنن یه فنس هم جلوتون میکشیم

که یه وقت شب غلت نزنین برین زیر ماشین

پس یعنی میخوای حبسمون کنی

من نگفتم حبس، حرف تو دهنم نذارین

واقعا زندانیا حقوق می‌گیرن؟

آره

مثل یه آدم معمولی؟

آره مثل چی پول در میارن

!هر هفته میلیونره که از زندان میاد بیرون

پس یعنی تو توی کلی زندان بودی؟

آره که بودم

چند تا؟

...خب

خوب اولیش وقتی که نوجوون بودم کانون اصلاح و تربیت بود

بعدش بینتنو، دوباره کانون

اریستوک، نورویچ

بعدش بزرگ شدم رفتم زندان آدم بزرگا

!وایتمور، یعنی زندان بودا

همه جور تیپی بود توش

تروریست، جامعه ستیز، تهدید امنیتی جانی، آدمکش، دیوونه

تو جزو کدوم دسته بودی؟

جزو دیوونه‌ها بودم

نورویچ، دوباره وایتمور

گرندون

فکر نکنم جایی رو جا گذاشته باشم

چرا، جا گذاشتم، سه دفعه هم لستر بودم

وایلند هم آخرین جا بود

شب بخیر، خوب بخوابی

مرسی، تو هم همینطور

اوهوی، حالا که کلی وقت داری

اینو جواب بده: می‌دونی چندتا زندانی

توسط زندانبانها امسال کشته شدن؟ به قتل رسیدن

ببخشید دولت، از کجا می‌دونستیم که نصف کردن طرف

واسه سلامتیش بده؟

فقط امثال من زیادی بودن دیگه؟ فقط ما بد بودیم دیگه

هیچ امیدی بهشون نبود، اصلا تو باغ نیستی، مگه نه؟

همش میگه شب بخیر - تو یکی دیگه خفه شو -

خودت خفه شو، استوارت - تو با همه افراد عوضی قشر متوسط -

میخوای بدونی چرا اینجوری شدم؟ الان بهت جواب میدم

چرا کتابی نمی‌نویسی که جوابی نداشته باشه؟ ها؟

برو گمشو خودت جوابُ پیدا کن

تو مقیاس خشم از یک تا ده !من احتمالا چهارم و استوارت یازدهه

اصلا نمیشه حدس زد، چطوری خانواده‌ها میخورن زمین و دوباره بلند میشن و بازم میخورن زمین

درست مثل استوارت؟ میدونی؟

مواد، زندان، بی خانمان بودن

برو، برو

آره، رفیق

More Farsi Persian subtitles for Stuart: A Life Backwards

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left