The first 200 lines.
کارگر عالی برات پیدا کردم
خب، عموت دقیقا گفت چیکار باید بکنم؟
فکر کنم کلاً قراره یه چیزایی بسازم.
من نباید اینجا باشم. باید بهت تکیه کنم
چون دارم میافتم. بیا.
اگه من اینجا نبودم، چی میشد؟
هیچی!
واقعاً دوستت دارم ولی دیگه نمیتونم این کارو بکنم
باید این زنها رو بعد از شیمیدرمانی ببینی
مثل روح میمونن
عزیزم، همهجام درد میکنه
نمیدونم چیکار کنم. ازش بدم میاد
هو، هو، هو، هو
اوه!
هیس. یالا!
پارسال اینجا قایمشون کردن
تو اون یکی رو بگرد، من این یکی رو میگردم
باشه
همهچی
هی، اینجا چه خبره بچهها؟
هی، جولیا
فقط داشتم به سیدنی کمک میکردم دنبال کفشاش بگرده
آخه اون، نمیتونست کفشاشو پیدا کنه
توی کمد ما. فکر خوبیه. فهمیدم. هوم.
این اون چیزی که فکر میکنی نیست، مگه نه؟
نه
میدونین، بابا نوئل کادو نمیاره
برای بچههای فضول
بابا نوئل واقعی نیست. چی؟
چرا هست!
معلومه که واقعی هست و خودش میفهمه
آره. اون یه مرد چاق گندهست با لباس
همه میدونن
راسته؟
ام، رفیق، آماده باش واسه یه تجربه عالی دارچینی دیگه
اوه، شیرینی دیگه بسه. آره، ازت میخوام...
نمیتونم. فکر نکنم بتونم
رفیق... ام، یه گاز گنده بزن
خیلی داغه!
شوخی میکنی؟ بد نیست
فقط فوت کن روش
ام!
متاسفم ولی ما باید چاقت کنیم
قبل از اینکه برگردی وایومینگ
من دارچینیشو بیشتر دوست دارم
خانوادت اینقدر گیج میشن
وقتی تو رو ببینن و یه شکم گنده بابا نوئلی داری
اوه، ام، هی، میدونی
اشاره نکردم ولی برای کریسمس اینجا میمونم
منظورت چیه؟
من نمیرم، ام... من برنمیگردم
واقعا؟ آره
فقط بهتره که... نمیخوام این سفر رو برم، و...
هوم. کلا دلم میخواد پیش تو باشم
آره، داشتم میگفتم
فکر کنم یه جورایی خوشحالم
آخه میتونی با من وقت بگذرونی
و با خانوادهام تو کریسمس. آره
عالی میشه! اونا عاشقت میشن، باشه؟
یالا. بیا از اینا بیشتر بخوریم
فقط یه گاز دیگه
من هیچی نمیگم
چی؟ دارم امضاش میکنم
به نظر میاد بهترین اتفاقی بود که میتونست بیفته
یعنی، اون آدم مناسبی نبود
میدونی؟
داریم جلو میریم
ولی خوشحالم که برگشتی اینجا
همیشه اینجا خوش آمدی. اوه خدای من
میشه لطفاً دیگه در موردش حرف نزنیم؟
خوبه. همه خوبن
میدونی، من بیشتر از هرچیزی نگران درو هستم
همین رفت و برگشتها
این تغییرات و
ام، ببخشید بچهها. من دارم میرم پیش اِمی
بعداً میام. کریسمس همگی مبارک
بای
مثل اینکه جون سالم به در میبره
صبر کن، هادی
پرواز رو کنسل کردن؟
اِ، نه رسماً نه
ولی هیچ پروازی بلند نمیشه
نه به اوکلند، نه به پورتلند
نه، مثلاً لسآنجلس... هیچ جا به سمت غرب
ببخشید
باشه، گوش کن چی میگم. یه اتاق هتل رزرو میکنی
در صورتی که اونجا گیر افتادی، باشه؟
باشه. ولی الان انجامش بده
فقط در صورتی که همه اتاقها پر شدن. آره. اوه، ببخشید! ام...
ام، بذار بهت زنگ بزنم. دارن یه اعلامیه میدن
صبر کن، هادی، وایستا... مطمئن شو که یه هتل خوبه، باشه؟
نگران پولش نباش. باشه
باشه، دوستت دارم
عزیزم. دارن بهش میگن "آخرالزمان برفی."
میدونم، ولی اون باید برگرده خونه
اون داره برمیگرده خونه. من مثلاً هزار تا کادو براش دارم
این مسخره است
آره، واقعاً. امسال دیگه زیادهروی کردی
من هرچی تو لیستش بود گرفتم. فقط میخوام این بهترین کریسمس باشه
که اونا تا حالا تو زندگیشون داشتن
باشه.
و ببین چی گیر آوردم!
هِی!
چیه؟ حالت خوبه؟
حالم خوبه.
فکر کنم باید برای این سرفه به دکتر بدسلو زنگ بزنیم.
وای خدای من. میدونستم همین رو میگی.
الکی داری دست و پات رو گم میکنی، باشه؟
نه، اینطور نیست. خودش گفت برای هر چیزی زنگ بزنیم.
آدام. تو چند روزیه این سرفه رو داری.
خیلی وقته. باشه، میفهمم.
من خودم بهت میگم کی وقتشه زنگ بزنیم. حالم خوبه.
آخه ببین چی گیر آوردم!
خداحافظی، جیش!
چقدر بامزهست. آره.
«اما صدای فریادش را شنیدم، پیش از آنکه از دید ناپدید شود،»
«کریسمس بر همگی مبارک...»
«و شبی خوش برای همگان.»
چه داستان محشری بود.
چه داستان خوبی. عالی نیست؟
اومم. اولین کریسمس ما که همه کنار همیم.
نمیریم تو شلوغی بازارها دعوا کنیم.
و خرید و این چیزا... آره، این اصلاً حال نمیده.
ولی بازم هدیه میگیرم، درسته؟
معلومه.
و یه درخت؟
آه، آره.
یه جایی پیدا کردیم که میریم،
خودمون درختمون رو انتخاب میکنیم و خودمون هم میزنیمش.
درسته.
آمادهای که مثل "پال بانیان" بشی؟
آره!
صبر کن، پال بانیان کیه؟
اوه، خدای من.
هِی.
کریستینا. خوبم، عزیزم.
عزیزم. من فقط... خدایا.
عزیزم.
وای خدای من، عزیزم تو از عرق خیس شدی.
خوبم. فقط باید یه کم...
هِی، عزیزم. آب.
عزیزم، تب داری. عزیزم، خوبم.
گوش کن، دکتر بدسلو گفت باید ببریمت...
اورژانس. اگه تب داری.
عزیزم، به کی زنگ میزنی؟
به کرازبی زنگ میزنم. میخوام بیاد اینجا. نه، نه.
ما باید مراقبت باشیم. هِی کرازبی، آدامم.
گوش کن، باید کریستینا رو ببرم اورژانس.
تو باید بیای اینجا و از بچهها مراقبت کنی، باشه؟
لطفاً بهش بگو نیاد.
باشه، ممنون. خداحافظ. آدام.
باشه، تا جایی که بتونه زود میاد، باشه؟
عزیزم.
سعی کن دراز بکشی، باشه؟ من میرم لباس بپوشم.
شب کریسمسه.
باید بتونی تو آشپزخونه پیداش کنی.
اگه بتونی خرگوشش رو پیدا کنی، حله.
وقتی شک داری، خرگوش رو پیدا کن.
آره، آره، آره، خرگوشش رو پیدا کردم.
باشه، وای. باشه، بفرمایید عزیزم.
خوبه، و یه کم هم چریوز رو پیشخوان گذاشتم.
اگه خواستی میتونی یه کم چریوز بهش بدی.
اونم کمک میکنه. فهمیدم.
چریوز رو میبینم.
ولی نه زیاد، باشه؟
چون اینطوری شکر زیادی میخوره.
و تو این رو نمیخوای.
باشه، و کریستینا چطوره؟ حالش خوبه؟
اوه، میدونی، حالش بد نیست.
دارن بهش سرم وصل میکنن.
و دستور عکس قفسه سینه دادن.
چون فکر میکنن ممکنه عفونت باشه.
ولی هنوز جوابی نگرفتن.
باشه. هِی، گوش کن کرازبی.
به مامان و بابا یا هیچکس دیگه نگو، باشه؟
امیدوارم یه چیز زودگذر باشه.
بتونیم بهش سرم بزنیم و از اینجا بریم بیرون.
نمیخوام کریسمس هیچکس رو خراب کنم.
باشه، خب، فکر نمیکنم کریسمس هیچکس رو خراب کنه.
کرازبی، لطفاً به هیچکس نگو.
نمیخوام اونا رو هیستیریک کنم.
و نمیخوام بابا دست و پاش رو گم کنه.
و یه داستان بزرگتر از اینی که هست، درست کنه، باشه؟
باشه. ممنون. خداحافظ.
میدونی، اون خیلی کوچیکه که به بابانوئل اعتقاد نداشته باشه.
من این رو نمیخوام.
و میدونی من چند سالم بود وقتی فهمیدم؟
بیست و شش. نه.
بیست و هفت؟ من ۱۱ سالم بود.
این طبیعی نیست.
عزیزم، آه، من فقط میخوام اون این رو داشته باشه.
احساس جادویی رو تا جایی که ممکنه.
تو فقط... نمیتونی تا ابد معصوم بمونی، عزیزم.
زندگی همینه.
خب، ولی یه کم بیشتر.
صبح بخیر! صبح بخیر، خانم کلاوس.
سلام! بفرمایید تو.
خبرهای خوبی برای کوچولوها آوردم.
ببین کی اینجاست!
عالیه! میرم بیارمشون. لطفاً بفرمایید تو!
No comments yet. Be the first to leave one.