The first 200 lines.
کار تو بود؟
مسئول تموم اون چیزایی که سر پدرم اومد تویی؟
تو بودی؟
چی میخوای ازم بشنوی؟
همه دنبال یه جواب درستکارانه هستن
و میخوان ازدهن کس دیگه ای بشنونش
... اگه از این بابت مطمئنی پس برای جواب التماس نکن
و ماشه رو بکش
و اگه واقعا قصدش رو نداری این اسلحه برای من با اسباب بازی فرقی نداره
دفعه بعد، یه اسلحه واقعی همراهت بیار
یکی که بتونه منو ازپا دربیاره
اگه مدیر کانگ راننده اون ماشین نبوده
باید میتونست از رفتن تو گارد ریل ها جلوگیری کنه
ولی مدام ماشین رو به اون سمت میروند، از قصد
بله
الان گیرش اوردم
چیو؟
ویدئویی جدیدی که پارسال واسم فرستاده بودی رو میگم
میخوای چیکار میکنی؟
میشنوی؟
!واسم بفرستش
یه نفر از تیممون با یه نفر از بیرون ارتباط داره
!و اون یه نفر کیم دونگ ووک ئه
با چشمای خودم توی اون لحظه حساس، سر صحنه دیدمش
...مطمئنم از یه نفر دستور میگیره
...ولی هنوز مطمئن نیستم که
چه کسی بهش دستور میداد
آخرین ویدیو درست بعد از یک هفته برات فرستاده میشه
...و شامل همه چیزایی هست که اون موقع اتفاق افتادن
و کسی که اعضای تیممون رو کشت
ولی اینو یادت باشه
قبل از اینکه اون ویدیو رو تماشا کنی
...اول باید متوجه بشی موشی که توی سازمانمون هست کیه
هر جور که شده
...هرگز نمیتونی
قبل از فهمیدنش اون ویدیو رو تماشا کنی
عجله کن
خیلی وقت نداری
سلام
بشین
...چی انقدر مهم بود که
مجبور شدین صبح به این زودی جمع بشین؟
آقای لی
چیزی هست که بخوای بهم بگی؟
متوجه نمیشم
راجع به تغیرات سازمان هستش
برعکس اون چیزی که به من گزارش داده بودی
شنیدم به میل خودت توی نیرو ها یه سری تغیرات ایجاد کردی
چجوری این اتفاق افتاد؟
میخواستم خودم شخصا بهتون بگم
این چیه؟
...حتی درباره مخارج فعالیت های ویژه هم گزارش رد نکردی
و همه پول هارو هرجور که عشقت کشید خرج کردی
میدونی که فقط همین برای بازرسی داخلی کافیه، نه؟
میدونم خودم مسئولت کردم
ولی به نظر میرسه از حدت خارج شدی
هیمشه شگفت زده ام میکنین
این اطلاعات تیم منه
گفته بودین که بهم اعتماد داری
پس چجوری شد که یه جاسوس تو تیمم کار گذاشتین؟
از همه چیز این مرد خوشم میاد
ولی بعضی وقتها، پررو میشه
فکر کردی بدون هیچ مهارتی تا اینجا بالا اومدم؟
نا امید شدم، قربان
حالا نمیخواد بابت چنین چیزی انقدر خصومت به خرج بدین
...مگه شما آخر هفته پیش تو یه رستوران کره ای تو گانگنام
...با رئیس حزب اصلاحات ، پارک چانگ جو
شام نخوردین؟
متوجهم چرا اینکارو کردین
انتخابات نزدیکه
پس به فکر این بودین که جناحتون رو عوض کنین
میفهمم چرا نگرانین
ولی خب هنوزم دلیل نمیشه
با اینکه همین الانشم از سن بازنشستگی گذشتین
کاخ آبی شما رو، توی این مقام گذاشته
اگه متوجه بشن، از این کار خوشحال نمیشن
فکر میکنین بتونین از پسش بربیاین؟
بیخیال، بیاین اینجوری رفتار نکنیم
...میتونیم باهم حرف بزنیم- ...ساکت شو-
قبل از اینکه اخراجت کنم
فکر کردی میتونی از زیر این کارت قسر در بری؟
میتونم یه نصیحتی بهتون بکنم؟
اگه به عنوان مهمون اومدین اینجا
...پس چرا شبیه مهمون هم رفتار نمیکنین
تا وقتی که اینجایین؟
معلومه، اجازه میدم دوره تون تموم بشه
یادت نره
اینجا هنوزم من تو منصب قدرتم
منصب قدرت؟
واقعا دلت میخواد ببینی کی اینجا نسبت به بقیه قدرت داره؟
یه رستوران نزیدیک اینجا هست که ماهی بادکنکی های عالی داره
اگه هنوز شام نخوردین، میخواین همراه من بیاین؟
من عاشق ماهی بادکنکیم
ببخشید، قربان
اگه بخش اطلاعات داخلیه، شانس دیدنت خیلی بهمون دست نمیده
حالا که دیگه داری میری امیدوارم اونجا خوب جا بازکنی
و وقتی که به اونجا عادت کردی، بهمون زنگ بزن
باشه
همکارت چی؟ باهاش خداحافظی کردی؟
درکت نمیکنم
اینو واسه چی میخوای؟
(توصیه نامه اشتغال معاون کمیسر دو جین سوک)
توسط معاون کمیسر دو پیشنهاد شده بوده
آره، میدونم
(زمینه های جذب نیرو, مبارزه با تروریسم)
دونگ ووک تو پرورشگاه بزرگ شده بود؟
نمیدونستی؟
با یه زن از همون پرورشگاه هم ازدواج کرده بود
...آه ، زن دونگ ووک
بعد از مرگش دادخواستهای زیادی پر کرد
از ما میخواست ته و توی مرگش رو دربیاریم
میتونی شماره اش رو برام گیر بیاری؟
منظورت زن کیم دونگ ووکه؟
اون که آب خوردنه
پلنت" رو میشناسی، نه؟"
منظورت همون "پلنت"ئه؟- آره-
...یکی که که قبلا تو تیم امنیت سایبری بوده هست
به اسم پارک یونگ جو
خب
... داخل شرکت*IUسعی کرد از طریق
بهمون مخفیانه هشدار بده
ببین چی بوده
ای بابا، این یکی قرار نیست آسون باشه
یه نگاه بهش میندازم
...داری میگی که
سانگ مو هو اونکارو با مدیر کانگ کرده؟
مدیر کانگ هم همونجوری بود
اومده بود دیدن من که ماشینش یهو دچار شتاب سریع شد
درست شبیه تصادف پارک یونگ جو
ممطئنم یه نفر از قصد این تصادف ها رو ترتیب داده
فکر میکنی اون یه نفر کیه؟
"از حادثه یه سال پیش بگیر تا همین حادثه تازگی های "پلنت
همه اینا به خاطر اینکه یه نفر میخواسته تو انتخابات دستکاری کنه، اتفاق افتاده
...فقط یه جا هست که
قادر به انجام چنین کارهاییه
دفتر اطلاعات داخلی
همینه، نه؟
فکر نمیکنم
...اون روز یک سال پیش
که گفتی ری دونگ چول مرد
اگه میخواستن از ری دونگ چول برای دستکاری تو انتخابات استفاده کنن
پس چرا کشتنش؟
دلیلی برای به قتل رسوندنش نداشتن
...تا حالا فکر کردی که ممکنه
...کسی به جز سانگ مو هو تو اینکار
دست داشته باشه
چی میخوای بگی؟
...کسی که ری دونگ چول رو کشته
فرد دیگه ای باشه؟
معاون کمیسر دو
...داری میگی که اون دستور ترورش رو داده
فقط برای جلوگیری از اینکه بهش پشت بکنه؟
...خوب میدونی که
کاملا قادر به انجام چنین کارهایی هستش
...فقط برای اینکه بتونه نتیجه بدست بیاره، معاون کمیسر دو
پدرم رو فروخت و فرستادش کره شمالی
کارهای از ترور بدتر از دستش برمیاد
کی این حرفو بهت زده؟
باید چنین اطلاعاتی رو هم باهات درمیون بذارم؟
دیروز رفتم دیدنش
....شندیم از خانوم دو خواستی
برنامه شنود روی گوشیم نصب کنن
راسته؟
دیگه همکاری ما تمومه
به هرحال که هدفهامون با هم فرق میکرد
...معاون کمیسر لی
بهت گفت خانم دو پدرت رو فروخته؟
اینش چه ربطی به شما داره؟
خوب فکر کن که ربطش چیه
دارن ازت سوءاستفاده میکنن
خودت چی؟
نمیتونستی بهم اعتماد کنی و با اینحال ازم استفاده کردی؟
نکردی؟
یو جه یی
...اگر الان برگردی، دفعه ی دیگه همدیگه رو
به عنوان دشمن ملاقات میکنیم
مشکلی باهاش نداری؟
هیچ وقت منو به عنوان یه همکار نپذیرفتی
...اگر الان برگردی، دفعه ی دیگه همدیگه رو
به عنوان دشمن ملاقات میکنیم
مشکلی باهاش نداری؟
...هیچ وقت منو
به عنوان یه همکار نپذیرفتی
یه زنگ بهش بزن
میخوام ببینمش
بله قربان
میدونم انتخاب درستی میکنی
...من
میتونم یه سوالی بپرسم اگر از نظرتون اشکالی نداره؟
اره بگو
...اگر
بک مو سا رو پیدا کنین، چیکار میکنین؟
نگرانی؟
که ممکنه پدرت باشه؟
...اگر معاون کمیسر خودش پیداش کنه
چیکار میکنه؟
هر کاری میکنه تا اونو بکشه
یه گذشته ای داره که میخواد پنهانش کنه
ولی من فرق میکنم
...چیزی که من میخوام
No comments yet. Be the first to leave one.