The first 200 lines.
گروه اسکرین چنل تقدیم میکند
ارائهدهندهی آثار نایاب سینمای جهان
هوای سرد به مدت سه روز شهر نانجینگ را .تحتتاثیر قرار میدهد و موجب کاهش دما در شب میشود
دمای فردا بین 6 تا 16 درجهی سانتیگراد ،متغیر است
شدت باد در مقیاس بوفورت ...به 5 تا 6 مایل بر ساعت خواهد رسید
،اگه بهش دقت کنیم .یه حس طاقتفرسا از غم و اندوه رو میبینیم
.سرنوشت دو نسل ...سرنوشت خانوادهی اون دختر
درضمن من حس میکنم به نظر این اتفاق ...سرنوشت زن رو غمانگیز میکنه
،بله، اون اهل پاکستانه ...اولین نخستوزیر زنه
.جوانترین نخستوزیر زن دنیاس
...اولیننفر از
اون چیه؟ قطبنماس؟
.آره
میخوای بری مسافرت؟
.نه، فقط واسه سرگرمیه
آخه چیه اون سرگرمت میکنه؟
هر وقت این دور و برم .مسیر درستی بهم نشون نمیده
اهل اینجا نیستی؟
.دو سالی میشه اینجام
ولی همیشه تو این منطقه .مسیرم رو گُم میکنم
.نمیخوام لاف بزنم .ولی آشنا نبودن با این قسمت از شهر طبیعیه
،من چندین ساله که رانندهم
،رانندههای محلی مشکلی ندارن .ولی اونایی که از جاهای دیگه میان گُم میشن
...دریاچهی پیش رومون
،که یه کم دیگه میبینیش
.جاده رو مسدود کرده .پس مجبور شدیم تونل و پل درهگذر بسازیم
.رفقا، لطفاً توجه کنید
قطار شمارهی 454 عازم شمال که از ایستگاه غربی .خارج میشود در سکوی شمارهی 2 توقف میکند
.رفقا، لطفاً توجه کنید
قطار شمارهی 454 عازم شمال که از ایستگاه غربی .خارج میشود در سکوی شمارهی 2 توقف میکند
مسافرانی که در انتهای صف هستند .بلیطهای خود را از باجههای 11،10 و 12 خریداری فرمایید
بلیط تمامی شهرها تا 9 روز آینده .در این سه باجه موجود است
مسافرانی که در انتهای صف هستند .بلیطهای خود را از باجههای 11،10 و 12 خریداری فرمایید
بلیط تمامی شهرها تا 9 روز آینده .در این سه باجه موجود است
!مِی
خیلی منتظر موندی؟
.نه خیلی .هوای داخل خیلی خفه بود واسههمین زدم بیرون
دیشب تا دیروقت داشتم روی مقالههام کار میکردم .و ساعت 3 شب خوابیدم
صبح خواب موندم. سعی کردم بهت زنگ بزنم .ولی گوشیت خاموش بود
.تو قطار خوابم برده بود
.بعدش فهمیدم باتری گوشیم تموم شده
.از تلفن عمومی بهت زنگ زدم
الان باید کجا بریم؟
.بیا اول بریم یه چرخی تو شهر بزنیم
.همخونهم حوالی ظهر میره
!اوه
...اضافهکاری برمیداره
.به خاطرهمین ظهرها میتونه بره
...وقتی موندنت اینجا دائمی شد
.یه جا واسه خودمون پیدا میکنیم
اول بریم یه چیزی بخوریم؟
از کِی صبحانه نخوردی؟
.بیا بریم .اینجا خیلی سروصداس
قطار به مقصد استادیوم المپیک ،در حال رسیدن است
.لطفاً از درها فاصله بگیرید
.و پشت خط ایمن منتظر بمانید
هنگام سوار شدن لطفاً به فاصلهی بین .سکو و در دقت کنید
اینا واسه ناشرته؟
.نه، محض سرگرمی گرفتمشون
.مثل عادت شده برام
هرموقع از کنار یه دکهی رزونامهفروشی .رد میشم یه عکس میگیرم
.این رو از فروشگاه حومهی شهر گرفتم
چرا همچین ابزار چندمنظورهای رو خریدی؟
.تو که کمپ نمیری
.سرگرمکنندهس
،مال تو باشه .تو خیلی اینور اونور میری
.شاید به دردت بخوره
:ایستگاه بعدی .ایستگاه ژونگشنگ، بیمارستان مینگجی
.لطفاً از سمت راست قطار پیاده شوید
گارسون؟ .دو کاسه پیراشکی لطفاً
.دما خیلی پایینه
.یه کم بالاتر از ده درجهس
.ممنون
.رطوبت 60 درصده
.تا حدی رضایتبخشه
.به اندازهی شمال خشک نیست
از کجا میتونم یه دونه از اینا بخرم؟
.همه جا پیدا میشه .حتی سوپریها هم دارن
میخوای یکی بخری؟
یه ابزار چندمنظورهی دیگه؟
.خوبه آدم یکی تو خونه داشته باشه
هر موقع بخوام میتونم ببینم .تو محیط اطرافم چه خبره
که چی بشه؟
.دونستنش خوبه
شما اهل شمالید؟
تازه رسیدید اینجا؟
.گمونم هنوز به آب و هوای اینجا عادت نکردید
.خانم اهل شماله .من اهل چانگمینگم
.آهان، چانگمینگ .نزدیک شانگهایه
.جزیرهی بزرگیه
شما تازه اومدی اینجا؟
.اولینباره میبینمت
.اینجا رستوران عموی منه
.به زودی قراره خراب بشه
همهی کارکنان رفتن .واسه همین من اومدم کمکش کنم
.صحیح
.دولت قراره جادهسازی کنه
سلام، چطوری میتونم خودم رو به جادهی بای شاو برسونم؟
.اجازه بدید یه نگاهی بندازم
،از اینجا خروجی جی چینگ رو رد کنید
وقتی بپیچید سمت چپ .به جادهی شنگ ژو میرسید
.بعد دو تقاطع رو رد میکنید .وقتی بپیچید سمت چپ دیگه رسیدید
.چه مسیر پردردسریه
.آره. ترافیک اونجا یک طرفهس .پس مراقب باشید
.باشه، ممنون
.اینا رو چند ماه پیش گرفتم
.این اواخر غرایزم خیلی هوشیار شدن
وقتی میخوام جایی برم .اینجوری میشن
.به خاطر یه سری مسائل باید برم اونجا
فرصت محشریه که چندتا عکس .واسه پایان نامهم بگیرم
این عکسا رو کجا گرفتی؟
.دریاچهی شرقی تو ووهانه
.این به نظر جالب میاد
.اینجا دریاچهی هوهایه
.الان دیگه تو شمال یخ زده
و آدمای زیادی روی دریاچهی یخزده .هاکی روی یخ بازی میکنن
این دریاچهی جینیانگ .در شهر تائییوانه
.به خاطر آب صنعتی تبدیل به زبالهدان شده
نیروگاه برقی که کنار دریاچهس .آب داغ داخلش تخلیه میکنه
...آب داغ با یخ در تماس قرار میگیره و
.این خطهای سفید رو تشکیل میدن
.نسبتاً منحصربهفرده
...وقتی آدم به دریاچه نزدیکتر میشه
،صدای خیلی عجیبی ازش میشنوه
.یه چیزی مثل صدای موتور
.باید خسته باشی
.به جاهای زیادی سر زدی
.تک تک مکانها جالبن
ولی موندن تو یه جا .آدم رو کسل میکنه
.پیراشکی خدمت شما
.ممنون
.ماه پیش رفتم عروسی شاو شی
.موقع ازدواج باید دامپلینگ بخورن
ظاهراً یه نماده که به منزلهی درهمآمیختن .دوتا زندگیه
.جالب بود
.پیراشکیهایی که قبلاً میخوردم کوچیکتر بودن
.اندازهی انگشت شستم بودن
...وقتی که به جنوب سفر کردم
،فهمیدم اندازهی بزرگترشون هم وجود داره
.مثل دامپلینگهای شمال
...همکلاسیهای سابقمون
.یکی بعد از دیگری دارن ازدواج میکنن
ما کِی ازدواج میکنیم؟
.هنوز خیلی زوده چرا بهش فکر میکنی؟
گارسون؟ باز هم فلفل قرمز دارید؟
.روی میز بغلیتون هس
.اوه، ببخشید
.هوا داره سردتر میشه .خوردن فلفل گرم نگهتون میداره
چقدر خوب میشد اگه ما .هم مثل پرندهها بودیم
وقتی هوا سرد میشه .به جای گرمتری مهاجرت میکنن
.یه جایی مثل اونجا
.حتماً الان اونجا خیلی راحته
فکر کردی میخوای بعد از فارغالتحصیلی چیکار کنی؟
دنبال کار بگردی یا درس خوندن رو ادامه بدی؟
این روزا چندتا موسسه کاریابی .باز شده
میخوای بریم یه نگاهی بندازیم؟
.ببینیم چی میشه
تا حالا به تغییر دادن شغلت فکر کردی؟
.مثلاً میتونی عکاس شبکه نشنال جئوگرافیک بشی
.اونموقع منم میتونم همراهت بیام
من؟
.من همیشه مطیعانه زندگی کردم
خوابت میاد؟
.چیزی به رفتن هماتاقیم نمونده
،میخوای یه کم دیگه اینجا بشینیم
یا ترجیح میدی بریم یه جای دیگه؟
چطوره بریم یه فیلم ببینیم؟
.چیزی به باز شدن سینما نمونده
.آخرین بار حتی واسه قایقسواری رفتیم پارک
.ولی الان دریاچه یخ زده
نمیتونیم بریم پارک، مگه نه؟
سواری میخواید؟ .میتونید از روی صندلی از مناظر دیدن کنید
.نیازی نیست - .پارک خیلی بزرگه -
.واقعاً نیازی نیست
.تور بازدید با راهنمایِ پارکه
میتونیم برای عکسبرداری از .مناطق دیدنی توقف کنیم
.حتی میتونم ببرمتون به باغ عشاق
.نه، پیاده میریم
.به خاطر خلوتی فصل تو تخفیف هستیم
.نصف قیمتش کردیم
.واقعاً به نظرم خوبه
.پشیمون میشید
الان کجاییم؟
...بذار ببینم .الان اینجاییم
.اونجا یه پناهگاه پرندگانه
.پناهگاه پرندگان روی اون جزیرهس
الان ما هم روی جزیره هستیم؟
.آره
فقط وقتی آدم میتونه بفهمه جزیرهس .که ازش فاصله بگیره
.نه وقتی که آدم روش ایستاده
وقتی ده سالم بود، بابام واسه اولینبار .من رو از چانگمینگ خارج کرد
فقط اونموقع بود که فهمیدم .روی یه جزیره زندگی میکردم
،بابام ماه پیش مریض شد
میخواستم برای ملاقاتش ،برم به جزیره
ولی کُلی گزارش داشتم .که باید تکمیلشون میکردم
.واسههمین درخواست مرخصی دادم
گمونم سردبیر این اواخر ،از دستم شاکی شده بود
بهم گفت قبل از رفتن به مرخصی .باید همهی کارهام رو تکمیل کنم
.درواقع یه مشت گزارش بهدردنخور بودن
.هر کسی از پس انجامش برمیومد
No comments yet. Be the first to leave one.