Back In the Game

Back In the Game (重出江湖)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Back In The Game 2026 web 1080-Fa
A Commentary by Srt_hub

Tags

webdl
Published on: 2026-06-28
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "

‫این باتوم لونگ،

‫بیشتر از ۱۰ ساله که دست منه.

‫امسال،

‫تصمیم گرفتم واگذارش کنم.

‫ولکانو، قطعاً قراره مال تو باشه.

‫ولکانو.

‫خیلی وقت بود منتظرش بودی، ‫مگه نه؟

‫۸ سال پیش اعلام کردم.

‫هر کی حساب «کمل» رو برسه،

‫رئیس بعدی‌مون می‌شه.

‫در نتیجه،

‫تصمیم گرفتم باتوم رو بدم،

‫به جیاله.

‫داداش رونگ، تو این ۸ سال، منم...

‫من از باند می‌کشم بیرون.

‫من این‌همه به دارودسته وفادار بودم،

‫مگه قرار نبود نوبت من باشه؟

‫کمل،

‫پشت سر «داداش رانگ» مواد فروختی، مگه نه؟

‫هر کی با مواد ور بره، ‫خط قرمز «هه‌یی‌شینگ» رو زیر پا گذاشته.

‫تو قانون رو شکستی،

‫حتی اگه بمیرم هم،

‫عمراً رنگ این صندلی رو ببینی.

‫باشه.

‫کاسبی خودمو راه می‌ندازم، پول خودمم درمیارم.

‫کمل،

‫خیالت راحت،

‫کل تشکیلات ما جلوت قد علم می‌کنه.

‫یالا، شروع کن.

‫ببینیم کی اول می‌شه،

‫بزن بریم.

‫داداش رونگ.

‫غذات رو بخور.

‫داداش کمل،

‫همین که پات رو از این در بذاری بیرون،

‫دشمن گروه می‌شی.

‫ما این همه سال با هم برادر بودیم،

‫نمی‌خوام باهات درگیر شم.

‫آله،

‫همین که پام رو از این در بذارم بیرون،

‫دیگه هیچ‌کدوم از اعضای هه‌یی‌شینگ ‫برادرم نیستن.

‫به جز تو،

‫ما با هم بزرگ شدیم، ‫با هم وارد باند شدیم،

‫حالا خواهرم رو به تو می‌سپارم.

‫اگه در آینده به پست هم خوردیم،

‫معطل نکن.

‫اگه یکی‌مون اون یکی رو کشت،

‫دلخوری پیش نیاد.

‫از این به بعد،

‫هر کی دنبال سرنوشت خودش می‌ره.

‫«ولکانو»،

‫چرا حتماً باید می‌کشتیش؟

‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌فهمیم کی فرستادتش.

‫کجاش جای شک داره؟

‫خودت ببین.

‫اون یکی از آدمای «کمل»ـه،

‫قبلاً دیدمش.

‫دکتر می‌گه بعد از چند روز استراحت ‫حالت خوب می‌شه.

‫داداش «رونگ»،

‫بچه‌ها بیرون منتظر تماست هستن.

‫کی رو باید بفرستیم؟

‫«جیاله»، «ولکانو».

‫تو به جای من حرف بزن.

‫آبجی «شیائومان»،

‫داداش «رونگ» بیداره؟

‫چی گفت؟

‫داداش «رونگ» گفت که ‫باید کار «کمل» رو تموم کنیم.

‫هر کی دخلش رو بیاره،

‫رئیس بعدی‌مون می‌شه.

‫«جیاله»،

‫داداش «رونگ» تو رو فرستاده.

‫چی؟

‫اعتراضی داری؟

‫آبجی «شیائومان»،

‫بین شاخه‌ها،

‫ولکانو توی دعوا لنگه نداره.

‫این حرفت یکم ایراد نداره؟

‫ما هم توی شعبه‌مون بهترین مبارز رو داریم.

‫داداش جیاله هم ‫مامور اجرای «دو تیغِ اژدها»ست،

‫توی تصمیماتِ داداش رونگ ‫هیچ شکی نیست.

‫جیاله،

‫تو با کمل رابطه‌ی خیلی نزدیکی داری،

‫واقعاً از پسش برمیای؟

‫خواهرِ کمل دوست‌دخترته،

‫اگه خودت تنهایی بری،

‫نکنه یه وقت بذاری جیم بزنه؟

‫کمل این‌بار قشنگ معلوم بود که ‫مرگِ داداش رونگ رو می‌خواد،

‫اینکه باید چیکار کرد رو،

‫جیاله خودش خوب می‌دونه.

‫باید ته و توی قضیه رو دربیارم،

‫چه «کمل» باشه چه نباشه،

‫اگه خودش باشه،

‫نمی‌ذارم گروهمون ناامید بشه.

‫داداش «کانگ»، چطور پیش رفت؟

‫داداش «له»،

‫چندتا از گروه‌هامون ‫دارن همه‌جا رو می‌گردن،

‫هنوز مطمئن نیستیم،

‫که «کمل» امشب کجاست.

‫هی،

‫هی «آله».

‫چند روزه دارم باهات تماس می‌گیرم،

‫چرا جواب نمی‌دادی؟

‫امروز تولد برادرمه.

‫می‌خوای بعداً با هم بریم؟

‫میام.

‫اما نه واسه جشن گرفتن تولدش.

‫امشب نرو.

‫چرا نمی‌تونم برم تولد ‫داداش خودم؟

‫یه کار مهمی دارم که ‫باید باهاش در میون بذارم.

‫تو «ما کی» منتظرم باش.

‫اونجا می‌بینمت.

‫هی.

‫دیگه می‌دونم «کمل» رو کجا پیدا کنم.

‫برادرا، آماده‌ی کار بشید.

‫باشه، باشه.

‫می‌خوام تنهایی برم.

‫تو همین‌جا منتظرم بمون.

‫پس حداقل بذار من باهات بیام.

‫اینو برام نگه دار.

‫این ساعت رو.

‫از وقتی که شدی مامور اجرای ‫تیغه‌ی اژدهای دوقلو،

‫یه لحظه هم از خودت جداش نکردی.

‫واسه همینم ازت می‌خوام ‫پیش خودت نگهش داری، داداش.

‫منتظر تماسم باش.

‫داداش کمل.

‫این محموله واقعاً عالیه.

‫تو دیگه کی هستی؟

‫داداش، جیاله اینجاست.

‫من تولدم رو با آدمای ‫«هه‌ییشینگ» جشن نمی‌گیرم.

‫سلاح‌هاتون رو بردارید، با من بیاید.

‫برید.

‫کارش رو تموم کنید.

‫داداش جیاله، اینجا جات نیست.

‫تیکه‌تیکه‌ش کنید.

‫داداش کمل.

‫تو بودی که آدم می‌فرستادی ‫تا برادر «رونگ» رو بکشن؟

‫امروز تولدمه.

‫چرا خواهرم نیومد؟

‫به «جی‌جی» گفتم توی «ما کی» منتظرم بمونه.

‫هر چی نباشه ما با هم برادر بودیم.

‫این پیک رو با من بزن.

‫اون‌وقت دیگه نمی‌فهمیم

‫که این آخرین نوشیدنیِ کی توی این دنیاست.

‫بزن به بدن، بعدش بریم سر اصل مطلب.

‫مگه انتخاب دیگه‌ای هم داریم؟

‫آره.

‫من رو بزن تا به زانو دربیام.

‫این‌طوری نمی‌تونی ‫من رو به زانو دربیاری.

‫یادت میاد

‫اولین باری که توی «گولانگ» بودیم؟

‫کی بهت یاد داده چاقو رو این‌طوری دستت بگیری؟

‫خودت گفتی، چاقو رو به دستت ببند.

‫وقتی خون زیاد باشه، ‫دست آدم لیز می‌شه.

‫بهت گفتم، تردید نکن.

‫«جیاله».

‫نیومدم اینجا که اعتبارت رو ازت بگیرم.

‫اگه تو نمی‌تونی انجامش بدی، من می‌دم.

‫من هنوزم می‌خوام ‫رئیس «هه‌ایشینگ» باشم.

‫نمی‌خوام به دست یه غریبه کشته بشم.

‫تو هشت سال به‌خاطر اتحادیه ‫حبس کشیدی.

‫حالا دیگه آزاد شدی.

‫حقته که خودت ‫ریاست رو به دست بگیری.

‫داداش «رونگ».

‫قشنگ دربارش فکر کردم.

‫می‌خوام از باند بیام بیرون.

‫می‌فهمی داری چی می‌گی؟

‫می‌دونم.

‫داداش «له».

‫دیوونه شدی؟

‫می‌دونی که بیرون اومدن از باند،

‫یعنی مجازات شدن طبق قوانین خاندان.

‫نصف آدم‌ها ازش جون سالم به در نمی‌برن.

‫ممکنه حتی جونت رو هم از دست بدی.

‫«آ-کانگ»، سعی نکن منصرفم کنی.

‫پل «اربان» یه زمانی جلوی ‫ده هزار سرباز رو گرفت،

‫مس سمت چپ، آهن سمت راست، بدون هیچ نقصی.

‫شکستن سی و شش سوگند،

‫یعنی خوردن سی و شش ضربه.

‫قوانین خاندان رو اجرا کنید.

‫انجامش بدید.

‫داداش.

‫داداش.

‫داداش، بیدار شو، داداش!

‫داداش.

‫چرا این کارو کردی؟

‫چرا؟

‫من نکشتمش. دارم میرم.

‫پونزده سال.

‫ما سه تا، پسرای ماهی‌گیرِ پابرهنه،

‫تا همین الان هوای همدیگه رو داشتیم.

‫فکر می‌کردم ما کسایی هستیم ‫که بیشتر از همه همدیگه رو دوست داریم.

‫ولی تو برادر خودتو کشتی.

‫تنها خونواده‌م رو.

‫کاری می‌کنم با جونت تاوان بدی.

‫متاسفم.

‫به هردوتون مدیونم.

‫انجامش بده.

‫توی زندگی بعدی جبران می‌کنم.

‫عود رو روشن کن.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left