The first 200 lines.
تقديم به تمام دوستداران باليوود
" ...مثل اينه که فقط بايد نفس بکشيم "
" ...مثل اينه که فقط بايد نفس بکشيم "
" تا زنده بمونيم , من فقط يه دلبرميخوام "
....وقتي شما در حال مرگين
بعضي از حقايق مهم زندگي رو درک ميکنيد ...
... و يکي از اونها ميتونه
. دختر ها و ... ، ميتونن هر محدوديتي رو ازتون بگيرن ...
ببينيد , اين منم
اونها چهرمو کاملا زير و رو کردن
30دقيقه قبل رو دو تا پاهاي خودم ايستاده بودم
.... فقط 20 دقيقه پيش , اونها 11 تا استخوان رو
جمجمم رو شكوندن ...
موراري" حق داشت"
خودم مسبب اين اوضاع و آشفتگي هستم
اما عشقِ يکي آفت جونم شده بود
اما داستان من از اينجا شروع نميشه
قصه من از" بنارس" شروع ميشه
" همه بگن درود بر الهه شيوا , همه بگن درود بر الهه شيوا "
" همه بگن الهه شيوا "
من يه روح آزاد سرگردون بودم
سخت نبود بلکه گرفتنه من غيرممکن بود
"همه بگن الهه شيوا , همه بگن الهه شيوا"
همه بگن , قربان
عمو " راميشوار" , کمي پول بده
ايندفعه آدمک " راوانا " رو از سر راه ميسوزونيم
کسي ديگه جرأت نميكنه دوباره ادمک " راوانا " رو بسوزونه...
اما چرا شبيه الهه " شيوا " لباس پوشيديد
براي گرفتن پول بري " داسيهرا " ؟ " داسيهرا : جشنواره هندوها بخصوص يادآور پيروزي الهه " راما " بر پادشاه پليد راوانا "
شما بايد شبيه الهه " راما " لباس بپوشيد , باشه ؟
... الهه راما خودش اومد و پول خواست تا
همسرش رو نجات بد ــه ؟
اون رو دوست داشت ؟
بخاطر همينه که منو فرستاده
هرچي باشه من دوسته صميميشم , اينطور نيست ؟
بگير
"همه بگن الهه شيوا"
بينديا " , برادر , " بينديا " رو نديدي ؟ "
نه , اون "کوندان" همه چي رو خراب ميکنه
قايم شو , قايم شو - " بينديا " -
" انگار پدرت اومده , " بينديا
برو وگرنه همه مون بخاطر تو کتک ميخوريم
چون بابام پليسه ميترسي ، نه؟
من از هيچکي نميترسم
پدرت زندگيمو بهم ميريزه
باشه , صبر کن , صداش کنم
پاپا
خواهش ميکنم , آروم , آروم
نامردم اگه يه روز لباسهاي پدرتو جِر ندم
بياييد
" درود بر الهه شيوا"
عمو , ما از خط سوم " هانومان فاتک" اومديم " هانومان : خداي هندو "
"براي کمک مالي , همونطور براي سوزوندن ادمک "راونا
اُميدوارم کسي ديگه اي رو نسوزونيد
عمو , اگر فکر ميکني دروغه , ميتوني بياي اونجا و چک کني
بهش بده , رسيد رو بهش بده
بگير , 100 روپيه
بسيار خُب , " جانيد " , 100 روپيه بيار - باشه -
.... موراري " , ما "
...اون روز , اون موقع , اون ثانيه
'..اينگار که الهه شيوا به دعاهاي من پاسخ داده بود '
.... 200سال قبل حاکم بنارس
اجداد ــه من رو از يه روستايي تو " تاميل نادو " اورد...
تا کشيش شخصي اون باشن
اما انگار اين حسو دارم که بنارس امروز منو پذيرفته
اين اولين هديه بنارس به من بود
...اون کسي بود که نماز ميخوند
اما انگار دعاهاي من پاسخ داده ميشد...
من هنوز يه بچه بودم
اما ناگهان احساس کردم بزرگ شده بودم
'براي ازدواج مناسب بودم'
'به اندازه کافي به سن زندگي و مردن به عشق اون دختر رسيده بودم'
: ارائه اي از تيم هاي فـــارسي سابتايتل ، تي وي شو و ايران فيلم
" همه خواستم تو بودي "
" همه خامي من به تو محدود شده بود "
" همه چشم و نظرم دنبال تو بود "
" به همانند غم بهم شادي ميدي "
" فقط تو , فقط تو , دلبر من "
" همه اون چيزي که ميخوام تويي , اما تا تو خيلي مونده "
" همه اون چيزي که ميخوام تويي , اما تا تو خيلي مونده "
" همه سختي هام به تو محدود شده "
" تمام هوش و حواسم تسخير ــه تو شده "
" من فقط براي تو مهيا شدم "
" فقط تو "
" من تحت تأثير تو قرار گفتم , فقط تو "
جرأت داري دختر ــه منطقه ما رو بُر بزن
سگهاي منطقه - شير هاي بي دل و قلوه -
لعنتي
هي , منو نزن , باشه
تا ميخوري ميزنمت
موراري " , نذار فرار کنن , بگيرشون "
نگاه کن عمه , اين اراذل دوباره کتک کاري کردن
اونها دختر بازي ميکردن
عمه , ما فقط خورديم زمين , اون دروغ ميگه
" حساس و خجالتي , , قلبم طنين انداز ميشه و ميخونه "
" چشمهات مجذوب ميکنه "
" اون نگاه مجذوبانتو به من ننداز "
" اون نگاه مجذوبانتو به من ننداز "
" همه جاده ها به تو منتهي ميشن "
" من مجدوب و عاشق تو شدم , همه احساسم ديدار توئه "
" من تو رو خواهم ديد , فقط تو , فقط تو "
" با چهره اتشين و چشماني تيره "
" ما ميجنگيم و کوتاه نميايم "
" بنظر مال من ميرسي , گاهي اوقات برام مثل يه رويا ميموني "
" وقتي نگام ميکني "
" چشمهات مستقيم قلبمو ميشکافه "
" سرنوشت من در دسته توئه "
" چطور ميتونم از اين معما خلاص بشم ؟ "
" چطور ميتونم از اين معما خلاص بشم ؟ "
" فقط تو , فقط تو , فقط تو , دلبر من "
" فقط تو , فقط تو , فقط تو , دلبر من "
" همه اون چيزي که ميخوام فقط تويي , اما تا تو خيلي راهه "
" همه اون چيزي که ميخوام فقط تويي , اما تا تو خيلي راهه "
" همه سختي هام به تو محدود شده "
" تمام هوش و حواسم تسخير ــه تو شده "
" من فقط براي تو مهيا شدم , فقط تو "
" فقط تو "
" من تحت تأثير تو قرار گفتم , فقط تو "
" فقط تو , فقط تو "
" يکي داره دختره رو از تو چنگت درمياره " دور ميکنه
و تو داري نمک رو زخم خودت ميپاشي
منظورت چيه ؟
...منظورم اينه اگه الان نجنبي و حستو ابراز نکني
. اون موقع ميبيني که داري شيريني ازدواج اون دختر رو ميخوري...
" فقط تو "
" سانجو "
" فقط تو , فقط تو "
" زرنگي و قشنگيم تسخير تو شده "
" جوونيم فقط براي توست "
" زرنگي و قشنگيم تسخير تو شده "
" جوونيم فقط براي توست "
" قصه من فقط با تو تموم ميشه "
" قصه من فقط با تو تموم ميشه "
" فقط تو , فقط تو "
" فقط تو , فقط تو "
" فقط تو , فقط تو "
دوستت دارم
ترسوندت ؟ برو
يه کشيده بهت ميزنم که ديگه حوس لاس زدن نکني
من حاضرم , بزن
حداقل اسمتو بهم بگو
فردا بيا يکي ديگه بخور تا بهت بگم
" من عاشقم , يکي بياد جمم کنه "
" من عاشقم , يکي بياد جمم کنه "
" چشمهام با صداي سيلي اون تو بازار مات و مبهوت موند "
" من عاشقم , يکي بياد جمم کنه "
" (چشمهام ديگه جز اون کسي رو نميبينه( عادت کرده "
امروز آخرين روزه عاليه -
بيا به قلعه گنگ
ساعت 5
و گوش کن , فقط بخاطر سمج و ثبات بودنت تو رو ميبينم
نه عشق و عاشقي
دليلش مشکلي نيست , فقط بيا ببينمت
بقيشو بسپار به سرنوشت
15دفعه بهم سيلي زدي حداقل اسمتو بهم بگو
زويا - زويا -
و تو ؟ - رضوان -
" رضوان "
اوه چه شود! بنظر شنگول مياي
چيه , نميتونم , بهم نمياد ؟
نه بهت مياد , چرا که نه
اما گل پسر , من که ميدونم تو دنبال کي هستي
شنيدم داري ميري به قلعه تا به اون جادوگر رو نشون بدي
تو خودت يه جادوگري , گمشو بينم
عاليه , عاليه , اونو دوست داري و منو ميزني - بشين بينم با -
الان قشنگ بنظر مياي , گل پسر
...اگر اون جادوگر چشم بد بهت انداخت
بعدش بايد با من ازدواج کني...
چرا تو هيچوقت ماهُ بهم نشون نميدي ؟
" برو ستاره ها رو بشمار , " بينديا
برو به جهنم
"ضربان قلبت داره يه چيزهايي ميگه"
...اون داره يه چيزهايي ميگه
"ضربان قلبت داره يه چيزهايي ميگه"
چي شده ؟
اين چيه ؟
من اين کارت رو با عجله خريدم , فکر کردم ازم دلخوري
بخاطر همين اينو خريدم - تو ساده اي -
يعني الان داري پيشنهاد ميدي ؟
"اول به دلت گوش کن , بعد بذار چشات نگاهت رو کنترل کنن"
"قلبت داره يه چيزهايي ميگه"
"پيشنهاد ميدم به نداي قلبت گوش کني"
"چشات داره تو نور خوشيد ميدرخشه"
.... خورشيد
.... خورشيد
ببخشيد , فراموش کردم
اگر تو ايني ....پس من تحت تأثيرت قرار گرفتم
اسمت چيه ؟ - " رضوان " -
و پدرت ؟
"ميرزا خالد"
فکرشو نميکردي ؟ درسته ؟
"اين شانزدهمين سيلي بود"
اما خوشحال بودم که ميخواستم اونو ببوسم
عوض اينکه از سيلي اون ناراحت و غمگين باشم
من از درغگوها بدم مياد
چه چيزي ميتونه بهتر از يه همسر باشخصيت و با اوبوهت باشه ؟
اما من يه کشيش بنارسي بودم , تو تاريکي به سر ميبردم
چطر ميتونم شکست رو بپذيرم ؟
تو يو پي , دخترها به دو روش گول ميخورن
جانفشاني و از خودگذشتگي, تمام روز دنبالش کن
No comments yet. Be the first to leave one.