The first 133 lines.
*بوس: مرده يا زنده*
"قسمت چهارم: ارتباط بين ژاپن"
رحمان،چرا بهشون نميگي *سال 1945، زندان آليپور*
ميتوني اين شکنجه رو تموم کني
بوس مردهست يا زنده
اسم و شخصيت سريال
*سال 1945، کلکته*
استنلي قانع شده بود که بوس زنده ست *سال 1945، کلکته*
تمام کاري که بايد ميکردن پيدا کردنش بود
ضمنا، افسر بريتانيايي اندرسن و حيات دنبال بوس ميگشتن
خيلي زود اونها تصميم گرفتن 7 افسر آي اناي رو دستگير کنن
حسن، پريتام، گلزارا
چاترجي، تيوي،ساهاي و رحمان
هيچ پيشرفتي نميکنيم حيات
قربان، اينها سربازان آي اناي هستن خيلي سفت و سخت ان
در هم شکستن شون کار راحتي نيست
وقتمون داره تموم ميشه
بسه
همهتون بريد بيرون
رحمان، دوباره ازت ميپرسم
بعد از اينکه هواپيما سقوط کرد چه اتفاقي افتاد
نتاجي
داشت سعي ميکرد فرود بياد
کت اون و لباسهاي من آتيش گرفت
ولي تو قبلا بهمون گفتي نميدوني بوس چجوري از هواپيما دور شد
يادم نمياد
من،من يادم نمياد
اون گهگاهي لکنت ميگيره
...تا
...دو روز قبل
تو همش يه چيز رو تکرار ميکني
دوباره و دوباره؟ آره
سيگار داري؟
!به خشکي شانس
ما اون رو شکنجه نميديم اون داره شکنجهمون ميده
سوبهاش چاندرا بوس زنده ست؟
...نتاجي
زنده اس؟
داداش، ما ميخوايم تو بهمون جواب بدي
از من ميپرسي؟
وقتي اون اتفاق افتاد من حتي اونجا نبودم چطوري ممکنه بتونم بهتون بگم؟
...گلزارا
رحمان بهمون 4 مدل داستان مختلف گفته
قربان، چطوري ميتونيد بهش اعتماد کنيد؟
...رحمان
يک قصه گوي لعنتي خوبه
اون داستان رو با چنان قطعيتي ميگه که شما نميتونين
فرق بيت حقيقت و داستان رو بفهمين
خوبه، خوبه
فکر ميکنين شوخيه؟
شوخي نيست
اون نتاجي سوبهاش چاندرا بوسـه
دارن بهمون ميخندن؟ نمي شنوي؟
براشون يه بازيـه ميبيني؟
اونا براش وقت ذخيره ميکنن تا اون قسر در بره
اصلا ميدوني اينکه بوس فرار کرده چه معنياي ميده؟
بوس مرده قربان- آه، اره حتما-
گروه اعزامي بريتانيا يه ...سرنخهايي پيدا کرده ولي
هيچ کدوم تاييد نکردن بوس زنده اس...
و من فکر ميکنم اونا دارن اين ترس رو در ما ايجاد ميکنن
با تظاهر به اينکه چيزي براي پنهان کردن دارن
برداشت تو از اين چيه؟
ميگه، بوس مرده
نه
گاندي ميگه بوس مرده
گاندي، ميبيني؟ داره از بوس مراقبت ميکنه
ولي اگه بوس برگرده هند
ما اون رو مثل مجرم جنگي اعدام ميکنيم
درسته- اون اعدام ميشه-
اگه بخواد ارتشش رو رهبري کنه
ميدوني ديگه کي توي هواپيما بوده؟
سرهنگ شيدي، يک مجرم جنگي ديگه
استنلي آلن پليس آي جي کلکته
ديويد اندرسن،از ديدارتون خوشبختم- همچنين-
حيات خان
لطفا بشينيد
خب حالا شما دو نفر رو براي مرگ ساختگي شون متهم ميکنيد
يکم سوء ظن بيش از حد نيست؟ نه-
سوء ظن نيست
شما بوس رو اندازهي من نميشناسين
اون بزرگ ترين خطرات رو براي سلطنت بريتانيا انجام ميده
نه گاندي، نه کنگره
همين الان نميدونيم اون کجاست
و اين بايد مارو خيلي، خيلي بترسونه
1930 کلکته
بعد از استعفا از آي سي اس
فروش کاکي به بريتانيا و بعد از برگشتن از زندان
بوس به عنوان شهردار انتخاب شد
درود بر آقاي بوس
درود بر آقاي بوس
درود بر آقاي بوس
درود بر آقاي بوس
درود بر آقاي بوس
درود بر آقاي بوس
درود بر آقاي بوس
حالا تو شهردار کلکته هستي
براي همين، ديگه ارتش وسط شهر قدم رو نميره
کلکته براي ارتش من خيلي کوچيکه آقاي استنلي
ارتش من الان توي کشور رژه خواهد رفت
و دقيقا چطور ميخواي انجامش بدي؟
اون فقط يک قدمه
وقتيـه که تو اصلا انتظارش رو نداري
ممکنه همين الان اتفاق بياُفته پس،سبک بخواب
هميشه همينکار رو ميکنم
قربان، فقط لباس فرم نيست ولي اين اسلحهست که ارتش رو ميسازه
حالا که اون شهرداره شانسي براي مبارزه پيدا نميکنه
درست ميگم آقاي بوس؟
فقط شما ميتونين اين شانس رو به من بدين دورباري
آدمايي مثل شما هيچ وقت راهشون رو کج نميکنن مگه نه؟
زنده باد آقاي بوس
زنده باد آقاي بوس
زنده باد آقاي بوس
زنده باد آقاي بوس
بريتانيا بهش فرصت مجدد داده
توي بنگال شورش شده بود و بوس اينجا برنگشت
اون يک سخنراني آتشين کرد و به تظاهرات ملحق شد
اونا ميخوان مارو با بيماريهاي مقاربتي عفوني کنن
"با هم بلند شيد و با هم متحد شيد"
با هم بلندشيد و با هم متحد شيد" ...با هم بلند شيد"
طناب طنابه اما ميتونه يک دام دور گردنت هم باشه
"با هم بلند شيد و با هم متحد شيد"
در سال 1931 بريتانيا دوباره بوس رو دستگير کرد
!به خشکي شانس
*سال 1945، زندان آليپور*
فکر کنم کافيه
واقعا ميخواد ازش استفاده کنه؟
نميدونم
يه پيشنهاد برات دارم
همهي اينا ميتونه تموم بشه
همهي کاري که بايد بکني اينه که با من بياي تايهوکو
و مکان سقوط رو نشونم بدي
ميدوني که من نميتونم بهت دست بزنم رحمان
تو فقط شاهدي
No comments yet. Be the first to leave one.